|
اگر خلاصه بخوام بگم باید بگم خلاصه ما هم دیوونه هستیم البته دور از جان شما.خودم رو گفتم
|
يلدا، شبي پرخاطره
نوشته:مهدی حاجی بیگی
يلدا يكي از كهنترين جشنهاي ايرانيان بوده و هست. در اين بلندترين شب سال افراد دور و نزديك در منزل بزرگ خانواده جمع ميشوند و با خوردن ميوه و آجيل اين شب را كه پايان پاييز و شروع زمستان است را با شادي ميگذرانند. در اين شب خوردن ميوههاي نظير هندوانه، انار، سيب و به و نيز انواع خشكبار به خصوص آجيل شيرين و تخمه بو داده شور، معمول است. از دير باز رسم بوده است كه مردان جوان خوانچههاي آراسته ميوه و هديه را به خانه نامزد خود ميفرستادند و در شب يلدا به ميهماني به خانه عروس ميرفتند. خانواده دختر نيز لباس و پارچههاي نبريده به جاي آن هديه ميفرستادند.
اما ريشه و معناي لغت يلدا كه لغتي سرياني است به معناي ميلاد و تولد است. اما معروفيت اين شب در ادبيات به دليل طولانيترين شب سال بودن است. فراق معشوق و گيسوي يار هميشه به اين تشبيه شده است. شب يلدا درازترين شب سال و در اصطلاح شب چله است.
مراسم شب يلدا مراسمي بسيار كهن و مربوط به دوران پيش از زرتشت و شب زاده شدن ايزدمهر است. چه اگر بتوان در طي سال شبي را در نظر گرفت كه در آن ايزدمهر ايزدي كه خورشيد گردونه اوست متولد شود، بايد آن شب در تاريكي و درازي از تمام شبهاي سال ممتاز باشد و چنين شبي همان شب يلدا است. هنگامي كه آيين مهر در اروپا رواج داشت، مراسم شب يلدا با شكوه تمام در اين قاره برگزار ميشد. هنگامي كه مسيحيت به عنوان دين تازه در اروپا رواج پيدا كرد، پيروان آيين مهر بيرحمانه قتل عام شدند و مبلغان مسيحيت كه دريافتند برانداختن سنتهاي آيين مهر ناشدني است و ياد آن همچنان در خاطر مردم زنده است تصميم گرفتند شب ميلاد ايزدمهر را به ميلاد مسيح تبديل كنند. فاصله مختصري كه ميان اين دو جشن وجود دارد بر اثر اشتباه محاسبه در تقويم پديد آمده است. در واقع ميلاد مسيح همان شب يلدا پيروان مهر است كه در ايران نيز گراميداشت آن بعدها عليرغم رواج دين زرتشت از ميان نرفت و هنوز هم مردم بدون آنكه علت آن را بدانند اين شب را جشن ميگيرند.
يلدا از آيينهاي كهن اساطيري ايران است كه از تضادهاي طبيعت در فرآيند مبارزه دو عنصر اهورايي و اهريمني در نظام طبيعت به وجود آمده است. بر اساس باورهاي اساطيري، دو نيروي موجود در دنيا، آنچه نيكي و بدي در طبيعت وجود دارد را بين خود تقسيم كردهاند، اگرچه ساز و كار اين تقسيم، بر مبارزه دو عنصر زير زمان نيروهاي ياد شده است، اما از درون آن بايد يك نظام برادرانه براي اداره عالم به وجود آيد.
روز با روشني و زايندگي، بر اساس اين اعتقادات قلمرو اهورايي يزدان است و شب با سياهي و تباهي كه در درون خود دارد قلمرو اهريمني است. در فرهنگ اساطيري اين اعتقاد وجود داشته كه پليديها زير چادر سياه شب پناه ميگيرند و به همين جهت شب را هراسآفرين ميدانستهاند و از اين جهت كه يلدا طولانيترين شب و مصداق آغاز سرما بوده است، به همين جهت اين اعتقاد وجود داشته كه براي در امان ماندن از اهريمن شب، خواب به چشم راه نداد و در اين شب بيدارماند تا نيروي اهريمن نتواند بر همه چيز سيطره پيدا كند.
عدهاي از ايرانيان شب چله را عمو چله جون مينامند كه مهربانيهاي بابانوئل اروپائيها را به ياد ميآورد. بر اساس اين اعتقاد مردم دو روز مانده به شب چله فرش و لحاف خانه را تميز ميكنند، در و پنجره را باز ميگذارند، چراغ را روشن ميكنند و با سفرهاي با انواع غذا و شيريني و خوراكي به استقبال عمو چله جون ميروند، همانطور كه در اروپا به استقبال بابانوئل ميروند.
بر اساس باور گذشتگان عمو چله جون، نماد آشتي ميان همسران است. اگر عمو چله جون از زن خانه راضي باشد خانه در آن سال روي خوشبختي ميبيند. در نيمه شب يلدا مردم با احترام عمو چله جون را بدرقه ميكنند و او را تا لب رودخانه ميبرند و با او خداحافظي ميكنند.
اما در آيين شب چله نماد مؤئنثي نيز براي شب چله وجود دارد كه به آن چله زري ميگويند كه عروس زمستان است و با آيينهاي جذابي از او استقبال ميشود. در اين آيين از ميان دختران و دوشيزگان روستا به صورت قرعه يكي انتخاب ميشود و اسم او را چله زري ميگذارند، او را روي تختي در پشت بام خانهاش مينشانند و او را مانند يك عروس آرايش ميكنند، اطراف او را شمع روشن ميكنند و مادرش نقل بر سر او ميريزد و مردم مشغول شادي ميشوند.
به هر تقدير شب يلدا كه ريشه در فرهنگ و سنتهاي دير باز ايرانيان دارد و نشان از تمدن و فرهنگ غني ايراني است بهترين بهانه است براي نزديك شدن دلها به يكديگر و تحكيم پيوندهاي دوستي ميان مردم و سپري كردن طولانيترين شب سال در كنار يكديگر و چه شب قشنگي است شب يلدا، كه براي همه ما پر از خاطره است.