تبليغاتX
یاداشت های یک دیوانه
اگر خلاصه بخوام بگم باید بگم خلاصه ما هم دیوونه هستیم البته دور از جان شما.خودم رو گفتم

                    مصاحبه با فرهاد مهادیان

      

        پا گذاشتي به دلم با اسم خوشرنگ عسل

 

 

در يكي از روزهاي قشنگ و گرم شهريور ماه مجله گلباران مهمان عزيزي داشت، فرهاد مهاديان. با فرهاد درباره موسيقي، درباره كارهاي جديدش و مسائل گوناگون صحبت كرديم. اگر به كارهاي فرهاد مهاديان علاقه داريد و پيگير فعاليت‌هايش هستيد، حرف‌هايش را بخوانيد. مطمئن هستيم كه لذت خواهيد برد. چون حرف‌هايش به واقع زيباست.

 

- فرهاد مهاديان از نگاه فرهاد مهاديان؟

 

* اول از همه يك سلام جانانه خدمت همه هواداران عزيزم و بعد اين‌كه فرهاد مهاديان در فصل قشنگ بهار به دنيا آمده، متولد 28/2/1353 و فرزند اول خانواده‌اس. يك خواهر و برادر كوچك‌تر از خودش دارد. فرهاد ازدواج كرده و اين‌كه تحصيلات خودش را در رشته مهندسي معدن ادامه داده است.

 

- فرهاد چه خبر، اين روزها كجايي، مشغول چه كاري هستي؟

 

* اين روزها مشغول استراحت هستم و يه كم درگير مطالعه نقش‌هايي كه در اين مدت به من پيشنهاد شده و اين‌كه خيلي خوشحالم چون كه مردم ارتباط خوبي با آلبوم مصلوب عشق برقرار كردند.

 

- پس اگر موافقي با موسيقي شروع كنيم و بعد به بازيگري بپردازيم؟

 

* هر جور كه تمايل داريد.

 

- فرهاد آلبوم مصلوب عشق در نوع و سبك خودش عالي و منحصر به فرد بود. كار بعدي رو كي ارائه مي‌كني؟

 

* راستش الان هم دارم به اين موضوع فكر مي‌كنم، منظورم اينه كه الان آمادگي دارم كه كارم را شروع كنم ولي منتظرم كه يك اتفاق خوب پيش بياد. دوست دارم براي آلبوم بعدي دستم باز باشه، آن زمان مي‌تونم چيزي را كه در ذهنم هست رو پياده كنم. دنبال يك كار اصيل و ناب هستم، براي آلبوم بعدي دوست دارم همه تلاشم را بكنم تا بتونم 10 سال ديگه به كارم افتخار كنم، الان هم همين حس رو دارم, هر چيزي كه در مصلوب عشق هست من به جرأت مي‌گم تا آخر عمرم بهش افتخار مي‌كنم.

 

- معيار تشخيص خودت درباره موسيقي خوب و بد چيه؟

 

* ببين، من جدا نمي‌كنم. منظورم اينه كه حتماً نمي‌گم اين سبك خوبه يا اين‌كه آن سبك خاص بَده، موسيقي خوب، حالا هر چيزي كه مي‌خواد باشه، ولي بايد يك كار اصيل و ناب باشه. تلفيق كردن چند ساز باهم ديگه يك نوآوري به حساب مي‌آد. ببين من در مصلوب عشق سبك تكنو را با ساز غربي، ساز الكتريك رو با ساز سه‌تار ايراني تلفيق كردم و كار خوبي شد. پس هر كاري كه نوآوري داشته باشه و حرفي براي گفتن، پس تشخيص هم براش خوب مي‌شود.

 

- بزرگ‌ترين نقطه ضعف موسيقي پاپ مملكت ما به نظرت چيه؟

 

* بزرگ‌ترين نقطه ضعف برمي‌گرده به سيستم توزيع. سيستم پخش ما واقعاً بَده و يه جورايي بهت بگم ناجوره. منظورم اينه كه خيلي كارهاي خوبي بيرون مي‌آد ولي چون پخش خوبي نداره، ضربه مي‌خوره و در نهايت فروش نمي‌كند. اصلاً مخاطب آن كار رو نمي‌شنوه، پس اگر ما پخش خوبي نداشته باشيم خيلي از اين مشكلات حل خواهد شد.

 

- موسيقي، ملودي، نت، ساز، اين واژه‌ها چه نقشي در زندگي‌ات دارد؟

 

* يه جورايي باهم ديگه تلطيف مي‌شه، يعني در واقع احساساتي رو كه دارم در درون فرهاد تلطيف مي‌شه. شنيدي كه مي‌گن موسيقي غذاي روحه، من بهش رسيدم. يعني موسيقي شده جزئي از زندگي‌ام و بدون موسيقي هم نمي‌تونم زندگي كنم. پس تمام اين واژه‌ها براي من دنيا زيبايي است كه دركش كردم.

 

- چرا اين‌قدر هجوم خواننده داريم، هر جايي كه نگاه مي‌كني يك خواننده جديد پيدا مي‌كني؟

 

* ما نسبت به كشورهاي ديگر هجوم خواننده نداريم. ببين كشورهاي ديگر رو نگاه كن، مثلاً تركيه، اصلاً خواننده‌هاي اون‌جا را نمي‌توني شمارش كني. شب كه مي‌خوابي صبحش با يه چهره جديد آشنا مي‌شوي. ما نسبت به كشورهاي اروپايي و عربستان اصلاً خواننده نداريم. من به جرأت مي‌گم خيلي كم هستند، موسيقي پاپ ما يك مدت اصلاً مجوز نمي‌گرفت. تو خواننده‌هاي سنتي ما رو نگاه كن، بهت قول مي‌دم به تعداد انگشتان دست هم نيستند. خواننده‌هاي خوب رو مي‌گم، خواننده‌هايي كه بيان كار اصيل و ناب بيرون بدن و ماندگار بشن.

 

- حالا با اين تعريف خودت به آينده اين موسيقي اميد داري؟

 

* نمي‌دونم چي پيش مي‌آد و نمي‌تونم هم پيش‌بيني كنم. چون يك زمان‌هايي خيلي اوضاع خوب مي‌شه و يه زمان‌هايي اوضاع به طور كامل به هم مي‌ريزه. ولي بايد اميدوار بود. چون من اولي رو تجربه كردم و سختي‌هاش رو به جون خريدم و حالا منتظرم تا ببينم دومي چه سرنوشتي پيدا مي‌كند ولي اميدوارم كه از اين چيزي كه فعلاً هست، بهتر بشه.

 

- به نظرت از طريق ترانه مي‌شه حس عشق رو به ديگران انتقال داد؟

 

* آره مي‌شه، من احساس مي‌كنم يكي از بهترين راه‌هايي كه مي‌تواني حست را به ديگران انتقال بدي، ترانه‌اس. حتي بدون كلام. يعني فقط با يك آهنگ ولي با ترانه خيلي زيباتر مي‌توني اين حس ناب رو انتقال بدي.

 

- توي ماشين خودت به ترانه‌هات گوش دادي؟

 

* آره، خيلي.

 

- خوب نظرت چي بود؟ خوشت آمد، كيف كردي؟

 

* اتفاقاً با خودم گفتم اولين جايي كه بايد خوشم بياد از كاري كه مردم هم مي‌شوند بايد توي ماشين خودم باشه و راستش اين كه آره خوشم آمد.

 

- فرهاد از ترانه‌اي كه براي همسرت خوندي بگو، اون شعري كه تغيير پيدا كرد و گفتي «پا گذاشتي به دلم با اسم خوشرنگ عسل».

 

* آره، خيلي دلم مي‌خواست يكي از قطعه‌هام حتماً داستان شيرين و فرهاد باشه، سواي اين مطلب غافل از اين هم نبودم كه يك آهنگ رو تقديم كنم به همسر خوبم. خوب اسم همسرم عسله و خوب اسم خودم فرهاد. پس با خودم گفتم بهتره برايش يك ترانه عاشقانه بخونم، بعد ديدم چه‌كار كنم، با خودم گفتم بهتره شيرين رو ربطش بدي به عسل. از دوست عزيزم پيمان ولي عبدي كه شاعر كار بود، خواستم و گفتم اگر مي‌توني، فرهاد رو، شيرين رو، كوه بيستون رو ربطش بدي به عسل، بعد يك ترجيع‌بند خوب برايش پيدا كرديم، چند تا بيت خوشگل، يك سري جابه‌جايي و بعد از سه بار تغيير اون شعر اصلي كه الان مي‌شنويم كه قصه عاشق بودن فرهاد را گفته.

 

- بازيگري براي فرهاد مهاديان چه مفهومي پيدا كرده؟

 

* ببين بازيگري يك حس ناب، تلفيقي از احساس، شغل و هنر است. ولي براي من بازيگري تفريح نيست، خيلي جديه. بازيگري زندگي كردن توي يك دنياي ديگر است. من از بازيگري خيلي لذت مي‌برم و از اين‌كه از شغل بازيگري لذت ببرم، لذت مي‌برم. با بازيگري زندگي كردم و مي‌كنم و برام خيلي جديه.

 

- تو با آژانس شيشه‌اي شروع كردي تا اين‌جا مهم‌ترين تجربه‌ات چي بود؟

 

* راستش بازيگري يا بهتره بگم بازيگر بودنم يه جورايي غرورم رو شكست. يعني آدمي كه خجالتي بود، يه كم مغرور بود با بازيگري شكست. حالا خيلي به مردم نزديك شدم و اون خجالته از بين رفته. اون غرور ذاتي از بين رفته و در واقع خيلي به مردم نزديك شدم.

 

- اگر بهت بگن چشم بسته كار با يك كارگردان را قبول كن اسم چه كسي رو مي‌بري؟

 

* خوب خيلي‌ها هستند، ولي داريوش مهرجويي، ابراهيم حاتمي‌كيا كه با ايشان كار كردم و خيلي تجربه به دست آوردم، بهرام بيضايي، مسعود كيميايي.

 

- چقدر با فرهاد مهادياني كه مردم مي‌شناسند، تفاوت داري؟

 

* ببين، خيلي از مواقع وقتي با مردم برخورد دارم، فكر مي‌كنند خيلي جدي‌ام، مغرورم. ولي اين جوري نيست. اگه 10 دقيقه كنارم باشن، اون وقت بهم مي‌گن ما اصلاً يك چيز ديگه فكر مي‌كرديم، ولي شما يه جور ديگه‌اي هستيد. احساس مي‌كنم كه تونستم با مردم يه ارتباط خوب برقرار كنم.

 

- نظرت درباره جواني چيه؟

 

* فصل بسيار قشنگي از زندگي. ما بهار، تابستان، خزان و زمستان داريم. به نظر من جواني تابستان اين زندگي است. چون هم گرمه، هم سبزه و هم رويايي و زمان خوبيه براي رسيدن به آرزوهاي زياد.

 

- به عنوان يك دوست مي‌شه روي فرهاد مهاديان حساب كرد؟

 

* شديداً، آدم رازداري هستم. هر چيزي كه از دوستانم به عنوان راز شنيده باشم تا ابد توي صندوقچه دلم نگه مي‌دارم و رفيق روزهاي تنهايي هستم.

 

- فرهاد خدا چه روزي رو نياره هم براي خودت و هم براي مردم؟

 

* براي خودم خدا روزي رو نياره كه شاهد از دست دادن عزيزانم باشم و براي مردم كشورم خدا روزي رو هرگز نياره كه آبروي كسي بريزه.

 

- به نظرت آرامش توي دنياي امروزي ما با اين همه دغدغه فكري و مالي مفهومي دارد؟

 

* خيلي سخته، با اين شرايط هم نمي‌شه آروم بود، ولي من با كارم، با درد و دل كردن با خدا، با عشقم، با موسيقي به اون آرامش مي‌رسم ولي نه، خيلي نمي‌شه آروم بود. همه چيز ريتم تند دارد.

 

- از چه چيزي توي زندگي‌ات عصباني مي‌شي؟

 

* از زيرآب زدن، دروغ و دو رنگي و اين‌كه با شخصيت كسي بازي كني.

 

- به نظرت فرهاد مهاديان براي چه چيزي آمده؟

 

* فرهاد براي عشق آمده، با عشق به خيلي چيزها رسيدم، به همسرم، به خدا، به دوستام، به كارم، به موسيقي، من دارم براي اين‌ها زندگي مي‌كنم. از بچگي به عشق فكر مي‌كردم.

 

- يه جمله براي كسي كه خيلي دوستش داري؟

 

* من كه مي‌دانم شبي عمرم به پايان مي‌رسد، پس چرا عاشق نباشم.

 

- فرهاد مهاديان كيه، اون رو توي يه جمله برام بگو؟

 

* احساساتي، يه كوچولوي مغرور، رئوف، پايبند به اصول اخلاقي و اعتقادي، رازدار و اين‌كه مردم وطنش براش خيلي ارزش دارند و در نهايت اين‌كه فرهاد اميدواره كه بتونه آدم خوبي باشه.

 

- براي حرف آخر هر چيزي كه دوست داري بگو و يه جمله يادگاري براي خوانندگان گلباران؟

 

* ازت ممنونم به خاطر دعوتت. مصاحبه خيلي خوبي بود. و جمله يادگاري، از همه دوستدارانم ممنونم و همشون رو دوست دارم. و جمله يادگاري «عزيز رفته آيينه بودن كار دلت نيست / در اين زمانه عاشق نبودن ديگر غلط نيست»

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 9:31 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

                     مواظب آينه بدن باشيم

 

نوشته: باربارا كالكين

ترجمه و بازنويسي: آيسان غفارزاده

 

 

تا به حال فكر كرده‌ايد، چرا عادت كرده‌ايم كه صبح‌ها بلافاصله پس از شست و شوي صورت، با انواع كرم‌ها و پودرهاي آرايشي به جان صورتمان بيافتيم تا شايد بتوانيم لك‌ها و چين و چروك‌ها را از نظر مخفي كنيم. اين عمل در طولاني مدت نه تنها باعث از بين رفتن جوش صورت و يا كم‌رنگ شدن لكه‌ها و چين و چروك‌ها نمي‌شود، بلكه خود عاملي براي تخريب پوست و ايجاد چين و چروك در ناحيه گونه، زير چشم و اطراف لب است. اما اين‌كه چه كارهايي انجام دهيم تا آينه بدن سالم و شاداب باشد، سؤالي است كه پاسخ آن در چند روش ساده و به نظر پيش پا افتاده نهفته است.

 

درمان پوست‌هاي چرب

 

اگر پوستتان چرب است، روزي يك بار به آرامي پوست خود را با صابون غيرمعطر (ترجيحاً صابون‌هاي آنتي باكتريال) بشوييد. به اين ترتيب كه صورت خود را از كف بپوشانيد و ماساژ دهيد تا صابون در منافذ پوست نفوذ كند و چربي‌هاي تجمع يافته و آلودگي‌ها را از بين ببرد.

اگر پوستتان خيلي چرب است، هفته‌اي يك بار از ماساژ سركه سيب استفاده كنيد تا چربي پوست كاهش يابد. براي اين كار سركه سيب را با مقدار مساوي آب مخلوط كنيد و روي پوست خود بماليد و ماساژ دهيد. بعد از چند دقيقه پوستتان را بشوييد. آسودگي روحي و رواني داشته باشيد. خواب كافي و راحت را فراموش نكنيد و از عصبانيت بپرهيزيد.

 

ماساژ صورت

 

ابتدا صورت را با يك لايه كرم مرطوب كننده بپوشانيد، سپس به آرامي صورتتان را ماساژ دهيد. انگشتان را روي گونه گذاشته و به آرامي با نرمش دايره‌وار به سمت گوش‌ها ببريد. انگشتان را روي صورت قرار داده و برخلاف جاذبه زمين به طرف بالا بكشيد. پس انگشتان را بالاي پلك گذاشته و به آرامي به گوشه خارجي بكشيد. دهان خود را به حالت O درآورده و به طرف چپ و راست حركت دهيد. لب‌ها را نيز به طرف بالا و پايين برده و سپس جمع كنيد. لب‌ها را مثل O كرده و پس از ده ثانيه به حالت اول برگردانيد. حركات دايره‌وار دهان و لب به تقويت ماهيچه‌هاي صورت كمك كرده و از افتادگي آن جلوگيري مي‌كند.

 

لطافت بخشيدن به پوست

 

دانه گل آفتابگردان سرشار از ويتامين E است. براي استفاده از خواص آن بايد 2 قاشق غذاخوري مغز دانه آفتابگردان بو نداده را بكوبيد و با يك قاشق چايخوري آب مقطر و يك چهارم قاشق چايخوري عسل و يك چهارم قاشق چايخوري روغن آفتابگردان مخلوط كنيد و پوست را به كمك ترتيب به دست آمده تميز كنيد.

 

آشنايي با چند ماسك گياهي

 

ماسك جواني

 

تخم مرغ را به هم زده، عسل را به آن اضافه نموده و بعد روغن زيتون و مقداري عصاره دم كرده گل ختمي و بابونه را با آن تركيب نموده و خوب مخلوط كنيد سپس با كمك مقداري پنبه اين ماسك را روي صورت بماليد. بعد از آن سيب زميني پخته را رنده كرده و روي پوست صورت قرار دهيد. اين ماسك باعث جواني و شادابي پوست مي‌شود.

 

ماسك هندوانه

 

قسمت قرمز هندوانه را جدا كرده و پس از له كردن، آن را با كمي گلاب مخلوط نموده و آن را به روي پوست صورت بماليد. بعد از گذشت 30 دقيقه صورت را با آب سرد شستشو دهيد، اين ماسك باعث شادابي و طراوت پوست مي‌شود.

 

ماسك سير

 

مقداري سير را پوست كنده، سپس آن را رنده كنيد و با مقداري عسل مخلوط نماييد و به صورت ماسك بر روي صورت قرار داده و ماساژ دهيد. به علت خاصيت ضدعفوني كنندگي سير و عسل اين تركيب باعث از بين رفتن آلودگي سطح پوست مي‌شود.

 

ماسك شفاف كننده

 

مقداري جعفري را ريز ريز نموده و دراندكي آب جوش، خيس كرده و در قوري بگذاريد تا دم بكشد. سپس حدود 2 دقيقه آب را روي بخار قرار داده، بعد از سرد شدن آن را صاف نموده و آبش را به صورت خود بماليد و ماساژ دهيد. اين كار را به مدت يك هفته صبح و شب تكرار كنيد تا روشن شدن پوست خود را مشاهده نماييد.

 

ماسك از بين برنده

 

تخم تره، تخم خربزه، نشاسته و كتيرا را نرم كنيد و با شير مخلوط نماييد و شب‌ها به صورت خود بماليد سپس صبح صورت خود را با آب گرم بشوييد. اگر اين عمل را هر شب تكرار كنيد، لكه‌ها و بدرنگي‌هاي صورت از بين مي‌رود.

 

ماسك نرم كننده

 

مشتي از برگ خشك گل بنفشه را در يك ليتر شير در حال داغ شدن بريزيد تا دم بكشد و سپس آن را صاف كنيد. از اين تركيب مي‌توان براي سفيدي و نرمي پوست استفاده كرد.

 

چند نكته دانستني

 

اگر پوست صورت را با آب سيب مالش دهيد، سلول‌هاي پوست صاف و منافذ باز آن جمع مي‌شود و آن‌گاه صورت شما شفاف و يكنواخت مي‌شود.

كمپرس جوشانده نعناع باعث ضد عفوني و لطافت پوست مي‌گردد.

ليمو ترش به تنهايي تقويت كننده پوست بوده و استفاده از آن بسيار مفيد است.

جوشانده ريشه ختمي پوست را نرم كرده و تحريكات پوستي را درمان مي‌كند.

ماليدن روغن انگور بر پوست دست و صورت، موجب شادابي پوست و حفظ آن از سرما و گرما مي‌شود.

پياز رنده شده براي ضد عفوني كردن پوست بسيار مفيد است.

خيار به دليل طبع سرد، باعث نرمي و لطافت پوست مي‌شود و حرارت پوست صورت را مي‌گيرد.

سيب زميني خام در درمان اگزما بسيار مفيد است.

استفاده از زرده تخم مرغ و موز كه با هم مخلوط شده‌اند براي درمان خشكي پوست بسيار مؤثر است.

نعناع صحرايي و عرق بهار نارنج نيز به پوست شادابي و لطافت مي‌بخشند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 8:49 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

                    چلو كباب يعني زندگي!

 

اميرحسين خليل‌زاده

 

اگر يك فرهنگ لغت انگليسي به فارسي را بگشاييد حتماً واژه Kebab (كيباب) يا همان كباب خودمان كه مستقيماً از زبان فارسي و تركي (كيباپ) به انگليسي وارد شده را در آن مي‌يابيد. همان گوشت به سيخ كشيده شده‌اي كه روي آتش بريان (كباب) مي‌شود و به مذاق ما ايراني‌ها و ساير مردم جهان بسيار خوش مي‌آيد. كباب به طور مرسوم از گوشت گاو تهيه مي‌شود، اما اگر گوشت ماهي و مرغ را نيز روي آتش بريان نماييد باز كباب درست كرده‌ايد. غير از گوشت‌هايي كه به آن‌ها اشاره شد، گاهي نيز كباب پزان غيرمسلمان براي تهيه اين غذا از گوشت خوك استفاده مي‌نمايند.

 

قديمي‌ترين دستورالعمل تهيه كباب در كتابي با عنوان كتاب الطبيخ (كتاب آشپزي) مربوط به قرن دهم هجري نوشته ابن سيارالورق بغدادي آمده است. در اين دستورالعمل گفته شده براي تهيه كباب خالص مي‌‌‌بايست برش‌هايي نازك از گوشت لخت را بعد از نمك زدن در ماهي تابه‌اي بدون روغن بريان نمود. قبل از معرفي انواع كباب‌ها خوب است بدانيد واژه كباب نزد خدمه و كاركنان خطوط هوايي و مهندسان پرواز اصطلاحي عاميانه است كه به يكي از موتورهاي چرخان هواپيماي جت اطلاق مي‌گردد.

 

دانر كباب يا كباب تركي

 

دانر كباب كه در زبان تركي به صورت تحت‌اللفظي يعني گوشت چرخان، تكه‌اي گوشت بره يا مرغ است كه روي سيخ كبابي كه به صورت عمودي دور محور خود مي‌چرخد و به آرامي كباب مي‌شود. اين غذا شباهت بسياري به غذاهايي چون ژيرو، شاورما و تاكو در كشورهاي ديگر جهان دارد.

دانر كباب اغلب در داخل نان پيتا به همراه مخلفات سرو مي‌شود، اما گاهي نيز داخل يك ظرف مخصوص قرار گرفته و همراه با سالاد و نان و يا سيب زميني سرخ شده به مشتريان عرضه مي‌گردد. در نوع سوم، اين كباب روي پيتزاهاي تركي مخصوص قرار مي‌گيرد كه در اين صورت پايد و يا پيتزا كباب ناميده مي‌شود.

تأسيس رستوران‌هايي كه دانر كباب و يا شاورما عرضه مي‌دارند در 10 – 15 سال اخير در اكثر نقاط اروپا بسيار باب شده است. گفته مي‌شود دانر كباب همواره پرفروش‌ترين و پرطرفدارترين غذاي آماده كشورهاي آلمان و هلند است و در چند سال اخير نيز در كشورهايي چون فرانسه، نروژ، دانمارك، فنلاند و استراليا طرفداران خاص خود را پيدا كرده است. در كشور خودمان نيز اين كباب با نام كباب تركي به خصوص در ساليان اخير در رستوران‌هاي بزرگ و كوچك به همراه مخلفات گوناگون فروخته مي‌شود. البته جالب است بدانيد چند سالي مي‌شود كه خيابان توحيد در تهران با رستوران‌هاي جديد و قديمي‌اش به بورس كباب تركي فروشي تبديل شده است!

 

نام شاورما نيز تقريباً يك سالي مي‌شود كه با تأسيس مغازه‌ها و رستوران‌هايي به خصوص در خيابان‌هاي شريعتي و ولي‌عصر كه آن را عرضه مي‌دارند، ميان تهراني‌ها باب شده است. بنابراين بعيد به نظر نمي‌رسد كه به زودي با مزه ژيرو و تاكو نيز در كشور خودمان آشنا شويم.

ژيرو و شاورما در ايالات متحده كه مصرف سالانه گوشت بره و گاو در آن‌جا بسيار بالاست، طرفداران بيشماري دارد. اما كباب تركي تنها در شهرهاي بزرگ اين كشور مثل نيويورك سرو مي‌شود و در برخي ايالات آن ناشناخته است. تاكو نيز كه غذاي بومي كشورهاي آمريكاي لاتين به خصوص مكزيك مي‌باشد، در آمريكاي شمالي و در ساير نقاط جهان كمتر شناخته شده است.

بسياري از كباب شناسان (!) معتقدند كه اين غذا داراي تمام گروه‌هاي غذايي مورد نياز بدن انسان است: نان (گروه غلات)، كلم و كاهو (گروه سبزيجات)، گوجه فرنگي (گروه ميوه‌ها)، سس (گروه لبنيات)، روغن (گروه چربي‌ها)، و از همه مهم‌تر گوشت (گروه گوشت‌ها). كباب دانر اگر با ماست، سس گوجه فرنگي و كره سرد سرو شود، كباب اسكندر ناميده مي‌شود.

 

شيشليك

 

شيشليك (يا سيسليك در زبان تركي) يك غذاي بومي ديگر ترك‌ها است كه شامل قطعات كوچك گوشت، مرغ، ماهي، ميوه و سبزيجات (معمولاً تركيبي از همه اين‌ها) مي‌شود. اين قطعات بعد از قرار گرفتن داخل سيخ‌هاي چوبي و فلزي روي آتش كباب مي‌شوند. شيشليك به صورت تحت‌اللفظي در زبان فارسي يعني «به سيخ كشيدن گوشت».

سبزيجاتي كه معمولاً در تهيه اين غذا به كار مي‌روند عبارتند از: بادنجان، گوجه فرنگي، فلفل، پياز و قارچ. نوعي غذاي مشابه با شيشليك در فرهنگ يوناني به نام ساولاكي يا كالاماكي وجود دارد.

 

ديگر انواع كباب

 

كباب سمك: به فيله ماهي كباب شده روي يك سيخ چوبي اطلاق مي‌گردد.

 

شيشتووُك (شيشتوئوك): ابتدا تكه‌هاي مرغ براي چند ساعت در ماست خوابانده شده و بعد روي سيخ‌هاي چوبي كباب مي‌شوند.

 

كباب حلبي: نوعي شيشليك كه در سوريه و لبنان بسيار معمول است و نامش از شهر حلب اخذ شده است.

 

كوفته كباب يا شيشكوفته: ابتدا گوشت بره همراه با سبزي‌هايي چون نعناع و جعفري چرخ مي‌شود و سپس روي سيخ كشيده شده و بريان مي‌شود.

 

كباب كوبيده: همان‌طور كه مي‌دانيد غذايي ايراني است كه براي تهيه‌اش گوشت راسته گوسفند پس از چرخ شدن و مخلوط گشتن با پياز رنده شده و گاهي جعفري روي آتش كباب مي‌شود.

 

كباب برگ (ايراني): در آن گوشت ران گاو مدتي در ماست يا آب‌ليمو و ... خيسانده شده و سپس كباب مي‌شود.

 

كباب سلطاني (ايراني): تركيبي از كباب كوبيده و كباب برگ است.

 

جوجه كباب (ايراني): به گوشت مرغ كباب شده اطلاق مي‌شود.

 

چنجه كباب (ايراني): گوشت بره بريان شده كه طرز تهيه‌اش بسيار شبيه شيشليك است، البته بدون سبزيجات.

 

شيشليك ايراني: نوع ايراني شيشليك كه در آن گوشت ران بره جوان بعد از خوابانده شدن در پياز و ... روي آتش كباب می شود

 

 

كباب بره (ايراني): گوشت بره كه قبل از كباب شدن در ماست و جعفري صحرايي خيسانده و ترد مي‌شود.

 

كباب ترش (مربوط به گيلان): اين غذا كه ترشه كباب نيز ناميده مي‌شود، شامل گوشت گاوي است كه ابتدا در مخلوطي از رب انار، گردوي آسياب شده، جعفري، سير خرد شده و روغن زيتون خيس و ترد مي‌شود و سپس كباب مي‌گردد.

 

سيخ كباب (مربوط به هندوستان و پاكستان): گوشت ابتدا در ادويه‌جات مخصوص و سس نعناع خوابانده شده و سپس داخل تنور كباب مي‌شود. گاهي نيز مثل دانر كباب با نان سرو مي‌گردد.

 

شامي كباب (هندي و پاكستاني): اين غذا بومي كشور سوريه است، اما در ايران نيز تهيه مي‌شود.

 

چاپلي كباب (پاكستاني): يكي از لذيذترين خوراك‌هاي پيشاور.

 

برياني كباب: منشأ آن دقيقاً مشخص نيست.

 

 

بيتي كباب (تركي): گوشت بره چرخ شده همراه با ادويه‌هاي منحصر به فرد و مقداري سير.

همان‌طور كه مي‌دانيد يكي از متعارف‌ترين روش‌هاي سرو كباب در ايران همراه كردن آن با برنج است (= چلوكباب)؛ برنجي زعفراني، همراه با نان لواش، گوجه فرنگي كباب شده، پياز خام، فلفل، قارچ و سماق و البته همواره همراه با يك كاسه سالاد شيرازي، ماست و خيار و دوغ.

ايراني‌ها بر اساس رسمي قديمي گاهي زرده‌هاي تخم مرغ خامي را نيز به برنج‌شان اضافه مي‌كنند و يا آن را با مقدار زيادي كره در هم مي‌آميزند.

برخي غذاهاي مشابه با كباب در ديگر فرهنگ‌هاي جهان عبارتند از:

آنتيكوچو (شيلي)، براشه (فرانسه)، چواپي (جزاير بالكان)، اسپتادا (پرتغال)، ميتسوادي (جرجيا)، ساتي (آسياي جنوب شرقي)، شيشليك (روسيه)، ساوالاكي يا كالاماكي (يونان)، ياكيتوري (ژاپن)، اسپيديز (نيويورك)، رابلوهاس (مجارستان).

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 3:55 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

               عادات بد غذايي، دشمن سلامتي

نوشته: دكتر اردشير ناظمي
 

در دنياي پر سرعت امروز اختصاص زمان كافي براي حفظ عادت‌هاي سالم و مناسب غذايي شايد چندان عملي نباشد. در گذشته غذا خوردن يكي از اولويت‌هاي زندگي به شمار مي‌رفت اما امروزه اين امر مهم به موضوعي جنبي تبديل شده كه بدان توجه چنداني نمي‌شود و معمولاً در لابه‌لاي كارهاي روزانه گنجانده مي‌شود.

برخي عادت‌هاي غذايي سلامتي انسان را به خطر مي‌اندازند كه متأسفانه بسياري از كنار آن به سادگي مي‌گذرند. رعايت ترك عادات بد در غذا خوردن موجب سلامتي مي‌شود و جالب اين‌جاست كه خوشبختانه ترك اين عادات بسيار آسان بوده و وقت و انرژي زيادي نمي‌گيرد. در اين مطلب كوشش شده تا شما را با عادات غذايي اشتباه و راه حل ترك آن‌ها آشنا نموده تا با به كارگيري اين اصول، سلامتي و نشاط بدن حفظ گردد.

 

1. فراموشي صبحانه

 

نخوردن صبحانه يك اشتباه بزرگ محسوب مي‌‌شود. صبحانه سالم نه تنها باعث افزايش انرژي و باز شدن فكر و ذهن مي‌گردد، بلكه موجب انتخاب و مصرف مناسب وعده‌هاي غذايي ديگر در ادامه روز توسط شما خواهد شد. يك تحقيق دانشگاهي نشان داده كه مصرف مقدار كالري مشخص در ابتداي روز اثر سير كنندگي بيشتري نسبت به مصرف همان مقدار كالري در ساعت‌هاي ديرتر خواهد داشت كه اين امر موجب كاهش مجموع كالري مصرفي در روز مي‌گردد.

 

راه حل

 

سعي كنيد صبح‌ها كمي زودتر بيدار شويد و يك صبحانه كامل را آماده كنيد. به عنوان صبحانه مي‌توانيد از مواد لبني كم‌چرب، تخم مرغ و نان‌هاي سبوس‌دار استفاده كنيد. سعي كنيد فراموش نكنيد كه صرف صبحانه باعث سلامتي و نشاط شما مي‌‌شود.

 

2. غذا خوردن پيش از خواب

 

پرخوري، مصرف غذاهاي ادويه‌دار و چرب، يك تا سه ساعت پيش از وقت خواب منجر به كاهش كيفيت و مدت خواب و در نتيجه كسالت، خستگي و كوفتگي در روز بعد خواهد شد. خوردن غذاهاي چرب پيش از خواب سبب كند شدن تخليه معده و تشديد سوء هاضمه و مصرف غذاهاي ادويه‌دار منجر به صدمات و سوزش‌هاي قلبي و سوء هاضمه مي‌شود.

 

راه حل

 

سعي كنيد حداقل چند ساعت قبل از خواب اقدام به خوردن غذا نموده و چناچه پيش از خواب احساس گرسنگي كرديد، كمي ميوه تازه مصرف كنيد.

 

3. سريع خوردن

 

از شروع غذا تقريباً 20 دقيقه طول مي‌كشد كه علائم سيري به مغز برسد. بنابراين اگر شما ظرف 5 يا 6 دقيقه غذاي خود را تمام كنيد، مغز فرصتي پيدا نمي‌كند كه علائم سيري را به اندام‌هاي بدنتان انتقال دهد و اين باعث پرخوري و پر كردن معده بيش از مقدار مورد نياز و در نتيجه چاقي مي‌شود.

 

راه حل

 

آهسته غذا بخوريد و آن را خوب بجويد تا از مزه غذا لذت ببريد. در اين صورت است كه مغز شما متوجه مي‌شود كه در حال غذا خوردن هستيد. بنابراين مي‌تواند در صورت پر شدن معده دستور توقف بلع را صادر نمايد.

 

4. گرسنگي طولاني مدت

 

برخلاف تصور، گرسنه ماندن باعث مي‌شود تا وزن بدن به دليل ذخير‌ه‌سازي چربي افزايش يابد. هنگامي كه پس از گرسنگي شروع به غذا خوردن مي‌كنيد، بدن شما تصور مي‌كند كه بايد كالري مصرفي را به چربي تبديل نمايد. چون نمي‌داند چقدر طول مي‌كشد كه شما دوباره غذا بخوريد. بنابراين چربي‌ها در بدن شما باقي خواهند ماند.

 

راه حل

 

اگر هدفتان از گرسنه ماندن لاغر شدن است، بايد در رژيم خود تجديد نظر كنيد . به جاي گرسنگي، يك برنامه مناسب ورزشي تهيه كنيد. از ميوه‌جات، سبزيجات، حبوبات، گوشت‌هاي كم‌چرب و ماهي استفاده كنيد. مهم‌ترين عامل در كاهش وزن تمرينات مرتب و رژيم غذايي مناسب است، نه محروم كردن بدن از مواد غذايي.

 

5. عدم استفاده از ميوه و سبزيجات به مقدار كافي

 

بسياري از مواد مورد نياز بدن در انواع ميوه و سبزي وجود دارند كه امتناع از خوردن آن‌ها باعث كمبود ويتامين و بروز مشكلات مي‌شود.

 

راه حل

 

تنها راه تأمين مواد معدني و ويتامين‌هاي مورد نياز بدن، مصرف ميوه و سبزيجات تازه و خالص مي‌باشد. بنابراين بايد سعي شود تا اين مواد جزء لاينفك رژيم غذايي قرار گرفته و هميشه به مقدار كافي از آن‌ها استفاده شود.

 

6. خوردن تنقلات هنگام گرسنگي

 

خوردن تنقلات هنگام گرسنگي باعث ايجاد عادت‌هاي غذايي ناسالم مي‌شود. استفاده از مواد غذايي كم ارزش و شكم پر كن مانند شكلات، چيپس و پفك، تنها باعث بر هم خوردن رژيم غذايي شده و مشكلاتي را براي بدن به وجود مي‌آورد.

 

راه حل

 

با شكم سير از خانه خارج شويد زيرا گرسنگي ممكن است منجر به خريدن و خوردن تنقلات گردد. شكلات، پفك و چيپس نمي‌توانند جاي يك صبحانه، نهار و شام سالم را بگيرند.

 

7. كمبود مصرف آب

 

عدم نوشيدن آب به مقدار كافي در طول روز متابوليسم و سوخت و ساز بدن را كند نموده و ممكن است باعث اضافه وزن نيز گردد. آب ماده‌اي ضروري براي فعاليت‌هاي متابوليك بدن، از جمله سوزاندن كالري محسوب مي‌شود.

 

راه حل

 

روزانه 8 تا 10 ليوان آب بنوشيد و اگر ورزش مي‌كنيد بيشتر از اين مقدار آب مصرف نماييد. خوردن آب به جاي نوشابه نيز بسيار مناسب است. نوشابه‌ها معمولاً نسبت به آب سريعتر احساس تشنگي را از بين مي‌برند و داراي كالري‌هاي بي‌ارزش بوده و باعث مي‌شوند تا بعد از 30 دقيقه مجدداً احساس تشنگي كنيد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 3:35 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

                  زير پوست شهر

 

     در بازي گلد كوئيست، زير شاخة شياطين بودم

 

 

مطلبِ من آيدا، 6 سالمه ولي ايدز دارم، بازتاب خوبي در جامعه داشت و باعث شد كه توجه افراد مختلف نسبت به اين بيماري جلب شود. حالا انگيزه‌ام براي تعريف كردن داستان زندگي افرادي كه در بيمارستان با آن‌ها آشنا مي‌شوم، بيشتر شده است. احساس مي‌كنم كه سرگذشت اين آدم‌ها، چراغ راهي است براي همة ما كه واقعيات زندگي را بيشتر و بهتر ببينيم. در اين شماره سرگذشت يكي از بيماران را با نام نگين برايتان مي‌نويسم. با نگين چند ماه قبل آشنا شدم و او با مهرباني و حوصله فراوان داستان زندگي‌اش را براي من تعريف كرد.

 

اسمم نگين است. پنج سال بيشتر نداشتم كه پدر و مادرم از هم جدا شدند. بعد از جدايي پدر و مادر، من با مادربزرگ پدري‌ام بزرگ شدم. پدرم هم بعد از مدتي بر اثر تصادف فوت كرد. 24 ساله بودم كه با پسري به نام سعيد كه شغل آزاد داشت، ازدواج كردم. با اين‌كه سعيد را دوست نداشتم ولي براي فرار از تنهايي قبول كردم، اين تصميم من در واقع آغاز همه بدبختي‌هاي من بود. سعيد در ظاهر پسر خوبي بود ولي همه چيز را براي خودش مي‌خواست و با من مانند يك برده رفتار مي‌كرد. سعيد معتقد بود كه زن بايد مطيع شوهر خود باشد و هر چه شوهرش گفت بگويد چشم. مشكل ديگر من و سعيد تفاوت‌هاي فكري من و او بود. من به گرافيك علاقه زيادي داشتم و دوستم داشتم كه ادامه تحصيل دهم ولي او با اين كار مخالف بود و مي‌گفت كه درس خواندن به درد زن‌ها نمي‌خورد.

3 سال از زندگي ما گذشت و ما بچه‌دار شديم ولي حضور سحر هم زندگي ما را عوض نكرد. سعيد باز هم بر سر هر مسأله كوچكي جنگ و دعوا به راه مي‌انداخت و با كوچك‌ترين بهانه‌اي مرا به باد كتك مي‌گرفت. بارها تصميم گرفتم از او جدا شوم اما فكر بازگشت به خانه مادربزرگ و تنهايي آن‌جا به من اجازه نمي‌داد تا تصميم به جدايي از سعيد را عملي كنم. پس از مدتي او تغيير كرد، كم كم مهربان شد و من تصور مي‌كردم كه او تغيير كرده است، اما من اشتباه مي‌كردم. او همان آدم سابق بود، فقط مي‌خواست با رفتارهاي تازه خود مرا فريب دهد. او پس از مدتي گفت كه جلسات گلد كوئيست بايد در خانه ما برگزار شود و من هم بايد از آن‌ها پذيرايي كنم. سعيد از من مي‌خواست كه در حضور اعضاي گلد كوئيست طوري وانمود كنم كه انگار پيشخدمت او هستم، زيرا او به ديگران گفته بود مجرد است و به تنهايي زندگي مي‌كند و از آن‌جا كه ثروتمند است، پيشخدمت كارهاي او را انجام مي‌دهد. پيشنهاد سعيد بسيار توهين‌آميز بود، به همين خاطر آن را نپذيرفتم. با مخالفت من، سعيد باز هم همان آدم سابق شد و كتك‌ها و آزار جسمي و روحي او شروع شد. او مرا تهديد كرد كه در صورت نپذيرفتن خواسته‌اش مرا طلاق خواهد داد و سحر را از من جدا مي‌كند. بالاخره پذيرفتم كه در جلسات هفتگي گلد كوئيست نقش مستخدم را براي سعيد بازي كنم.

هر هفته پنج‌شنبه‌ها تعدادي دختر و پسر جوان در خانه ما جمع مي‌شدند و به اصطلاح جلسات گلد كوئيست را برگزار مي‌كردند. پنج‌شنبه‌ها براي من عذاب‌آورترين روزهاي هفته بود و عذابي كه مي‌كشيدم، غيرقابل توصيف است. اما به خاطر سحر چاره‌اي نداشتم. توهين و تحقيري كه بابت رفتارهاي سعيد و ديگران در آن جلسات مي‌ديدم يك طرف و رفتارهاي سعيد با ديگران از طرف ديگر. سعيد در اين جلسات تبديل به آدم ديگري مي‌شد. شوخي مي‌كرد، مي‌خنديد و با خانم‌ها صحبت مي‌كرد. سعيد پنج‌شنبه‌ها آدم ديگري بود. آدمي كه من حسرت چند لحظه آن‌گونه بودنش را داشتم. در طول اين جلسات بود كه متوجه شدم كه او ازدواج كرده است. اوايل احساس مي‌كردم دليل حساسيت من به سعيد و آن زن، حسادت زنانه است. چون‌كه آن زن شوهر دارد و دليلي براي ارتباط با سعيد ندارد. اما كم كم متوجه شدم كه ارتباط سعيد و آن زن نزديك‌تر و پيچيده‌تر از آن چيزي است كه فكرش را مي‌كرده‌ام. ديگر نمي‌توانستم تحمل كنم. به همين خاطر واكنش نشان دادم اما باز هم سعيد مرا كتك زد و به من انگ شكاك بودن را زد.

يك روز وقتي از بيرون به خانه آمدم، متوجه شدم كه سعيد در حال صحبت كردن با يك زن است. سعيد متوجه حضور من نشد. او با آن زن قرار گذاشت و من از حرف‌هاي آن‌ها متوجه شدم كه قرار است سعيد به خانه آن زن برود. آرام از خانه خارج شدم و پس از خارج شدن سعيد او را تعقيب كردم و آدرس خانه آن زن را پيدا كردم. بلافاصله به كلانتري رفتم و با مأمور به در خانه آن‌ها رفتم و آن زن را دستگير كردم. يك ساعت بعد در كلانتري شوهر آن زن عنوان كرد كه سعيد دوست او است و او براي انجام كاري از خانه خارج شده و هيچ رابطه‌اي بين او و همسرش وجود ندارد. بعدها متوجه شدم كه شوهر آن زن معتاد است و چيزي در حدود 2 ميليون تومان به سعيد بدهكار است و به همين خاطر در مقابل رفتارهاي سعيد و زنش سكوت مي‌كند. سعيد پس از آن ماجرا مرا 3 روز در انباري حبس كرد و مرا گرسنه نگه داشت و تهديد كرد كه اگر بار ديگر در مسائل خصوصي او دخالت كنم، مرا خواهد كشت.

پس از آن ماجرا سعي كردم كه همه چيز را فراموش كنم و رفتارهاي سعيد را تحمل كنم و بار ديگر همان روال گذشته ادامه پيدا كرد. چند وقت بعد پس از يكي از جلسات گلد كوئيست سعيد از من خواست كه باهم صحبت كنيم. برايم عجيب بود كه مردي كه زبانش كتك است، چگونه تصميم گرفته است كه باهم صحبت كنيم. سعيد آن شب در كمال بي‌شرمي به من گفت كه قصد ازدواج با آن زن را دارد و قرار است كه با پرداخت مبلغي به شوهر آن زن طلاق او را از آن مرد معتاد بگيرد. سعيد با نهايت بي‌شرمي به من گفت كه مي‌خواهد مرا طلاق بدهد و به دنبال زندگي خودش برود. او گفت كه اگر مهريه‌ام را ببخشم حق نگهداري سحر را به من مي‌دهد و من مي‌توانم با سحر زندگي كنم.

سعيد تصميم خودش را گرفته بود و من چاره‌اي جز پذيرفتن پيشنهاد او نداشتم. به همين خاطر از او طلاق گرفتم و به همراه سحر به خانه مادربزرگم باز گشتم. چند ماه از طلاق من و سعيد نگذشته بود كه او براي اولين بار پس از جدايي به سراغ من و سحر آمد. آن روز گفت كه دلش براي سحر تنگ شده و براي ديدن او آمده است. البته او دروغ مي‌گفت و در واقع براي كار ديگري آمده بود. او آمده بود كه براي يكي از دوستانش از من خواستگاري كند. او گفت كه يكي از كساني كه در جلسات گلد كوئيست حضور داشته از من خوشش آمده و از او خواسته است كه از من خواستگاري كند. سعيد آن روز چند ساعت با من حرف زد و سعي كرد تا مرا قانع كند كه آن مرد را از نزديك ببينم و بعد تصميم‌گيري كنم.

تنهايي و سختي نگهداري از سحر به تنهايي باعث شد كه به جواب درخواست سعيد پاسخ مثبت بدهم و قبول كنم كه آن مرد به خواستگاري‌ام بيايد. شايد اگر شغلي داشتم و مي‌توانستم از پس هزينه‌هاي زندگي برآيم، هيچ‌گاه نمي‌پذيرفتم، اما فشار زندگي مرا مجبور به اين كار كرد. آن مرد به خواستگاري من آمد. او را قبلاً در جلسات گلد كوئيست ديده بودم. آن شب چند ساعت با او حرف زدم و قرار شد چند روز بعد جواب درخواست او را بدهم. پس از چند روز به خواستگاري رسول جواب مثبت دادم و با او ازدواج كردم. زندگي خوش با رسول تنها يك هفته دوام آورد و پس از آن جهنم ديگري براي من به وجود آمد. رسول كه به ظاهر آدم خوبي به نظر مي‌آمد، در واقع يك موجود كثيف و حيوان صفت بود. او معتاد بود و مرا مجبور به تن فروشي مي‌كرد. او در حقيقت از ابتدا قصد داشت كه از من سوء استفاده كند. رسول از من مي‌خواست كه هر شب پيش يكي از اعضاي گروه گلد كوئيست باشم تا او بتواند خرج مواد خود را تهيه كند و تأسف‌بارتر اين‌كه در پشت همه اين قضايا سعيد نيز حضور داشت.  سعيد پس از طلاق دادن من و ازدواج با آن زن در جلسات گلد كوئيست معتاد شده بود و همسر تازه‌اش را وادار به تن فروشي مي‌كرد و او اين راه را به رسول پيشنهاد كرده بود تا رسول با ازدواج با من بتواند خرج مواد خود را تأمين كند. نمي‌توانستم بپذيرم كه تن فروشي كنم. به همين خاطر يك شب به همراه سحر از خانه رسول فرار كردم. فرداي آن روز سحر تب شديدي گرفت و مجبور شدم او را به بيمارستان ببرم. در بيمارستان با شقايق آشنا شدم و اين گونه بود كه آشنايي با شقايق مسير زندگي مرا عوض كرد. آن روز در بيمارستان آن‌قدر گرفته و ناراحت بودم كه داستان زندگي‌ام را براي شقايق تعريف كردم. شقايق پس از شنيدن حرف‌هايم از من خواست كه به من كمك كند و من نيز پذيرفتم. پس از ملاقات با شقايق انگيزه زندگي پيدا كردم. شقايق به من جرأت داد تا از رسول شكايت كنم و طلاقم را از او بگيرم. پس از جدايي از رسول به كمك شقايق شغلي پيدا كردم و در خانه مشغول ساختن گل‌هاي مصنوعي شدم. با اين‌كه اين كار درآمد چندان زيادي ندارد اما به همراه سحر مي‌توانيم يك زندگي جمع و جور داشته باشيم. دخترم سحر امسال به مدرسه مي‌رود و من بي‌نهايت خوشحالم از اين‌كه با كسي چون شقايق آشنا شدم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط مهدی  |