تبليغاتX
یاداشت های یک دیوانه
اگر خلاصه بخوام بگم باید بگم خلاصه ما هم دیوونه هستیم البته دور از جان شما.خودم رو گفتم

 

            قابل توجه همه تنبلها!

 

                  علل تنبلي و راه درمان آن

 

پريوش كرمانيان

 

آيا شما اهل اهمال كاري و دفع الوقت هستيد؟ اگر شما نيز مثل بسياري از آدم‌ها باشيد، پاسخ اين سؤال مثبت است. اما اين احتمال وجود دارد كه شما نخواهيد به اين وضعيت ادامه دهيد. ممكن است بيشتر كارها را در حالي‌كه ميل به انجامشان داريد به تعويق بيندازيد و به دلايلي به طفره رفتن و تعلل ورزيدن ادامه دهيد. اين روال مسامحه كاري از جنبه‌هاي بسيار خسته كننده زندگي است. اگر شما به سختي گرفتار اين حالت باشيد، كمتر روزي مي‌گذرد كه نگوييد: مي‌دانم بايد اين كار را سامان دهم، اما باشد براي بعد. ريشه اهمال كاري و تنبلي را مي‌توان در خود فريبي و فرار از قبول مسئوليت دانست در اينجا مهم‌ترين بازده‌هاي مسامحه‌كاري را ذكر مي‌كنيم.

  1. از راه خود فريبي مي‌توانيد احساس آرامش كنيد.
  2. تا زماني كه به تعلل ورزي خويش ادامه دهيد مي‌توانيد پيوسته همانگونه كه هستيد باقي بمانيد.
  3. تعويق هر امر به شما امكان مي‌دهد تا از فعاليت‌هاي ناخوشايند فرار كنيد.
  4. با دوري گزيدن از فعاليت‌هايي كه مستلزم مخاطره است براي هميشه از احتمال شكست دوري مي‌كنيد.
  5. آرزو مي‌كنيد كه خواسته‌هايتان خود به خود برآورده شوند.
  6. ابراز همدردي ديگران و دلسوزي شخص خودتان را جلب مي‌كنيد تا به خاطر احساس اضطراب شما كه ناشي از انجام ندادن كارهايي است كه نتوانسته‌ايد بكنيد همواره دلسوزتان باشند.

چند روش براي از بين بردن اهمال كاري و تنبلي

 

  1. يك روز تصميم بگيريد كه فقط به زمان حال فكر كنيد و سعي كنيد آن پنج دقيقه را صرف انجام كاري كه مي‌خواهيد، بكنيد. در اين فاصله كوتاه از به تعويق انداختن آنچه موجب ارضاي خاطر شماست، اجتناب كنيد.
  2. بنشينيد و شروع به كاري كنيد كه به تعويق انداخته‌ايد. نوشتن يا خواندن كتابي كه قصد داشته‌ايد. خواهيد ديد كه اهمال شما هيچ ضرورتي نداشته، زيرا همين كه تعلل را كنار بگذاريد، دست زدن به كار دلخواه را به احتمال زياد دلپذير و لذت‌بخش خواهيد يافت. شروع به اجراي كار مورد نظر عملاً موجب مي‌شود تا اضطراب خود را نسبت به انجام تمامي آن كار فراموش كنيد.
  3. وقت مشخصي را تعيين كنيد، و اين وقت را منحصراً به انجام كاري كه به تعويق انداخته‌ايد اختصاص دهيد. خواهيد ديد كه همين پانزده دقيقه كوشش كل مشكل تعلل‌ورزي شما را از ميان برمي‌دارد.
  4. خود را مهم‌تر از آن بدانيد كه با اضطراب درباره كارهايي كه بايد به انجام برسانيد زندگي كنيد. بار ديگر كه مي‌بينيد اضطراب ناشي از تعويق كاري ناراحتتان مي‌كند، به ياد بياوريد مردمي كه خويشتن را دوست دارند اين گونه خودشان را آزار نمي‌دهند.
  5. زمان حال را با دقت بررسي كنيد. ببينيد اكنون از چه چيز اجتناب مي‌نماييد و شروع به مقابله و مبارزه با ترس از زندگي مثبت و سازنده كنيد. به تعويق اندازي موجب نگراني نسبت به امري مي‌شود و اين نگراني جانشين زمان حال شما مي‌شود.
  6. نگاه دقيقي به زندگي خود بيندازيد. اگر مي‌دانستيد فقط شش ماه ديگر زنده خواهيد بود. آيا همين روش‌ها و همين كارها را انتخاب مي‌كرديد.
  7. در به عهده گرفتن كاري كه از آن پرهيز داريد شجاع باشيد. يك عمل شجاعانه مي‌تواند همه ترس‌هاي شما را از بين ببرد. ديگر به خود نگوييد كه عملكردتان بايد خوب باشد. به خاطر داشته باشيد كه نفس عمل بسيار مهم‌تر است.
  8. تصميم بگيريد كه تا لحظه خوابيدن خسته نشويد. اجازه ندهيد كه خستگي يا بيماري وسيله‌اي براي فرار از كار يا به تعويق انداختن آن شود.
  9. رفتارهاي منتقدانه خود را هر روز يادداشت كنيد. با نوشتن، دو منظور زير حاصل مي‌شود، اول اين‌كه بروز رفتار انتقادي را در زندگي خود مشاهده خواهيد كرد. دوم اين‌كه از انتقاد كردن دست خواهيد كشيد، زيرا نوشتن مواد آن در يادداشت روزانه عملاً كار بسيار دردناكي است.
  10. اگر دلتان مي‌خواهد دنيا تغيير كند، شكوه و شكايت نكنيد. كاري انجام دهيد تا به جاي آنكه لحظات خود را با انواع نگراني‌هاي اختلال‌آميز بگذرد، اين لحظات صرف كارهاي عقب مانده شود. سعي كنيد يك فرد عمل كننده باشيد. نه آرزو كننده يا اميدوار يا انتقاد كننده.
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 10:22 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

 

       خلاقيت چيست و موانع آن كدام است؟

 

در ابتداي مبحث خلاقيت بايد لفظ خلاقيت را معنا كنيم و كامل‌ترين و قابل قبول‌ترين تعريفي كه در مورد خلاقيت تا به حال ارائه شده عبارت است از: توانايي ديدن چيزها به شيوه‌هاي جدا و شكستن مرزها و فرا رفتن از چهارچوب‌ها است. خلاقيت فكر كردن به شيوه‌هاي متفاوت و ابداع چيزهاي جديد و در مجموع استفاده از چيزهاي مربوط و نامربوط و تبديل آن به شكل‌هاي جديد است اما برخي ديگر از متخصصان خلاقيت را به عنوان يك توليد فرآيند، يكسري مهارت‌ها و ويژگي‌هاي شخصيتي توصيف مي‌كنند.

 

  1. خلاقيت به عنوان يك توليد

همه مخترعين به عنوان مثال اديسون (با اختراع برق) و گراهام بل (با اختراع تلفن) هر دو مولد چيزهاي جديدي بودند و همينطور پيشرفت‌هاي پزشكي، كارهاي هنري، اصول و قوانين علمي از جمله توليدات خلاق به شمار مي‌روند.

 

  1. خلاقيت به عنوان يك فرآيند

در اين تعريف خلاقيت شامل فرآيندي است كه فرد با آن درگير مي‌شود حتي اگر اين جريان منجر به توليدي نشود و طبق اين تعريف همه افراد مي‌توانند عملكرد خلاق داشته باشند مانند صحبت كردن، بازي، نوشتن، آواز خواندن و خلاصه هر فعاليتي مي‌تواند يك فرآيند خلاقانه باشد.

 

  1. خلاقيت به عنوان ويژگي شخصيت

برخي از محققان ويژگي‌هايي را براي افراد خلاق مطرح مي‌كنند، اين ويژگي‌ها عبارتند از جسارت، انعطاف‌پذيري، استقلال، درونگرايي، شوخ‌طبعي و گرايش به تجربه كردن و كنجكاوي. همه اين عوامل خلاقيت به عنوان ويژگي‌ شخصيتي است كه در حقيقت زمينه و بستر ايجاد خلاقيت را به وجود مي‌آورد.

 

  1. خلاقيت به عنوان يكسري شرايط محيطي

منظور از شرايط محيطي افراد، مكان‌ها، اشياء و تجربيات است. كودكان از هيچ قادر به خلق چيزي نيستند. آن‌ها براي ترسيم كردن يا خلق كردن نياز به تجربه دارند و در بيان خلاقيت هر چه زمينه تجربيات فرد يا مكان‌ها يا ساير افراد بيشتر باشد عملكرد وي در فعاليت خلاقانه بيشتر است.

 

موانع خلاقيت

 

همانطور كه بروز خلاقيت نياز به يك سري شرايط دارد در عين حال بعضي از عوامل مي‌تواند مانع و يا سركوب كننده خلاقيت باشد. از موانع خلاقيت چهار عامل والدين، مدرسه، نقش‌هاي جنسيتي و جامعه، سنت و فرهنگ از عوامل اصلي باز دارنده خلاقيت به شمار مي‌روند.

 

والدين

 

يكي از ويژگي‌هاي كودكان خلاق اين است كه معمولاً آنطور كه پدر و مادرشان توقع دارند نيستند. اين كودكان اغلب اقتدار و محدوديت‌ها و منطق و انتظارات والدين را زير سؤال مي‌برند و ممكن است والدين اين نوع رفتار كودكان را نوعي بي‌ادبي قلمداد كنند و يا برايشان اين رفتارها عجيب و غريب باشد و به همين دليل تلاش مي‌كنند كودكان را بر اساس معيارهاي خود تربيت و هدايت كنند و در واقع اين عمل به نوعي به بند كشيدن ظرفيت‌هاي خلاق كودكان است.

مدرسه

اغلب معلمين ارزش كودكان خلاق را درك نمي‌كنند مثلاً اگر كودكي آسمان را به جز آبي رنگ ديگري مثلاً قرمزبزند مورد بازخواست و تمسخر قرار مي‌گيرند و در حقيقت مدرسه براي كودكان خلاق به نوعي زندان محسوب مي‌شود، زنداني كه در آن همه چيز بر طبق نظر و خواسته معلم است و كودك و دانش‌آموز اجازه هيچ عملي غير از آنچه معلمين از او مي‌خواهند ندارد.

نقش‌هاي جنسيتي

در هر جامعه‌اي نقش‌هاي جنسيتي وجود دارد. به اين معنا كه از مردان يك سري توقعات وجود دارد و از زنان يك سري رفتارها و انجام دادن كارهايي به جز اين باعث مي‌شود كه ديگران احساس كنند كه آن فرد غيرمتعارف است، مثلاً از پسرها اين توقع وجود دارد كه فعال، مستقل و قوي باشند و برعكس از دخترها منفعل بودن، از خود گذشته بودن و فداكار بودن توقع است و اگر اين شيوه به كودكان ديكته شود آن‌ها آسيب مي‌بينند و بايد به خاطر داشت كه تجربه‌هاي فعاليت‌هاي گوناگون براي كوددكان ضروري است.

جامعه‌، سنت و فرهنگ

يكي از بزرگترين عوامل باز دارنده خلاقيت است زيرا انجام دادن يك سري از كارها بر اساس توقع جامعه در حقيقت يك نوع اجبار محسوب مي‌شود و انجام ندادن آن‌ها يك نوع ناهنجاري محسوب مي‌شود. مثلاً شغل مسافركشي براي زنان يك كار غيرمتقعارف است اما در حقيقت اين عمل يك نوع فعاليت خلاقانه است براي اقتصاد خانواده. اما زماني كه اطرافيان و جامعه كار يا عملي را غيرمتعارف بدانند آنگاه انجام آن براي فرد سخت مي‌شود و اين باعث مي‌شود افراد در چهارچوب خاصي محدود شوند.

در پايان بايد گفت اهميت خلاقيت در پيشرفت خانواده و جامعه بسيار زياد است و اهميت دادن به خلاقيت و زمينه‌هاي بروز خلاقيت مي‌تواند راه‌گشاي افراد جامعه باشد. پس بايد تلاش كرد كه زمينه و بستر بروز خلاقيت را به ويژه در كودكان فراهم كرد تا اين خلاقيت بتواند زمينه‌ساز بروز اتفاقات نو و تازه‌اي باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 9:24 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

هفت باور دروغين كه موجب موفقيت مي‌شود

 

«ذهن ما، جايگاهي است كه در آن، وجود ما جهنم را به بهشت و بهشت را به جهنم بدل مي‌سازد»

                                                                                                                        جان مولتون

 

جهاني كه در آن زندگي مي‌كنيم جهاني است كه آگاهانه يا ناآگاهانه، خود براي زيست انتخاب كرده‌ايم. اگر سعادت جاودان بخواهيم، نصيب ما همان خواهد شد و اگر بدبختي برگزينيم سهم ما همان خواهد بود.

راه موفقيت، اين است كه هدفمان را بدانيم، دست به عمل بزنيم، بدانيم كه به چه نتايجي دست يافته‌ايم و قدرت انعطاف و تغييرپذيري داشته باشيم تا به موفقيت دست يابيم. در مورد اعتقادات نيز راه همين است. اولين قدم به سوي بهروزي، آن است كه دريابيم چه باورهايي ما را به هدف‌هاي دلخواه، راهنمايي مي‌كند.

كلمه دروغ كه در اينجا به كار رفته به اين معني است كه ما از حقايق امور بي‌خبريم، كلمه دروغ به معني فريبكاري و نادرستي نيست. بلكه به ما يادآور مي‌شود دريچه‌هاي ذهن خود را به روي عقايد و امكانات ديگر باز بگذاريم و هميشه براي يادگيري مطالب تازه‌تر آمادگي داشته باشيم. براي مدل سازي بهروزي، بايد ابتدا نظام عقيدتي مناسب بهروزي را مدل سازي كرد. هفت باور ذيل به افراد نيرو مي‌دهد كه استعدادهاي خود را بيشتر به كار گيرند. بيشتر فعاليت كنند. دست به اقدامات بزرگ‌تر بزنند و نتايج بزرگ‌تر به دست آورند. تنها اين هفت عقيده نيست كه باعث موفقيت مي‌شود اما شروع خوبي است.

 

باور شماره 1:

 

هر حادثه داراي دليل و مقصودي است كه به مصلحت ما است. تمام افراد موفق توانايي غريبي دارند كه در هر موقعيت به امكانات موجود و نتايجي كه ممكن است از آن حاصل شود توجه كنند. هر چه عكس‌العمل محيط، منفي و مخرب باشد، آن‌ها به امكانات فكر مي‌كنند. آن‌ها تصور مي‌كنند كه هر اتفاق داراي هدفي است و سرانجام مي‌تواند به سود آن‌ها تمام شود. عقيده دارند كه در بطن هر بدبختي و حادثه ناخوشايند، دانه‌اي است كه روزي ثمر خواهد داد و منافع بسيار به بار خواهد آورد. بسياري از مردم به جنبه‌هاي منفي قضايا، بيش از جنبه‌هاي مثبت آن توجه دارند. اعتقاد به محدوديت‌ها، انسان را محدود مي‌كند. راه صحيح آن است كه محدوديت‌ها را ناديده انگاريم و با توان بيشتر به عمل برخيزيم.

 

باور شماره 2:

 

چيزي به نام شكست وجود ندارد، فقط نتايج موجودند. ذهن بسياري از مردم طوري برنامه‌ريزي شده است تا از چيزي كه اصطلاحاً شكست ناميده مي‌شود بترسند. اما مردان موفق شكست را نمي‌بينند، به آن اعتقاد ندارند و آن را به حساب نمي‌آورند. مردان بسيار موفق كساني نيستند كه هرگز شكست نخورند، بلكه اگر نتيجه به دست آمده مورد انتظار آن‌ها نبود، از آن درس مي‌گيرند. آن‌گاه اين آموخته‌ها را در راهي ديگر به كار مي‌زنند. كارهاي تازه‌تر مي‌كنند و نتايج تازه‌تر مي‌گيرند. باك مينستر فولر مي‌نويسد: «هر آنچه بشر آموخته است، از طريق آزمايش و خطا بوده است. انسان‌ها تنها از طريق اشتباه به حقيقت مي‌رسند.»

 

باور شماره 3:

 

مسئوليت هر اتفاقي را به گردن بگيريد. يكي ديگر از صفاتي كه ميان رهبران بزرگ و افراد موفق مشترك است اين است كه فكر مي‌كنند دنياي خودشان را خودشان مي‌سازند. اين عبارت را گاه گاه از آن‌ها مي‌شنويد «مسئوليتش با من است. خودم مواظب هستم.» قبول مسئوليت يكي از بهترين معيارهاي توانايي و بلوغ شخص است. به علاوه اين باور موجب پشتيباني و تقويت باورهاي ديگر مي‌شود و با اعتقادات ديگر سيستم به هم پيوسته و نيرومندي تشكيل مي‌دهد. آن‌ها كه قبول مسئوليت كنند نيرومندند و آنان كه از زير بار مسئوليت شانه خالي مي‌كنند رو به ضعف مي‌روند.

 

باور شماره 4:

 

براي بهره بردن از چيزي شناخت كامل آن لازم نيست. بسياري از مردان موفق معتقدند براي اين‌كه چيزي را مورد استفاده قرار دهند لزومي ندارد همه چيز را درباره آن بدانند. اگر كساني را كه در رأس قدرتند مورد مطالعه قرار دهيد متوجه مي‌شويد كه آن‌ها تا حدودي كه كارشان ايجاب مي‌كند در زمينه‌هاي گوناگون اطلاعاتي دارند، اما در همه زمينه‌ها متخصص نيستند. افراد موفق بدون استثنا، در مصرف وقت، خست نشان مي‌دهند. هر موقعيت را مي‌سنجند و در ذهن خلاصه مي‌كنند. آن‌گاه قسمت‌هاي به درد خور را مي‌گيرند و سر بقيه آن، وقت را هدر نمي‌دهند.

 

باور شماره 5:

 

بزرگ‌ترين سرمايه شما، ديگرانند. افرادي كه به بهروزي رسيده‌اند. يعني كساني كه به موفقيت‌هاي درخشان دست يافته‌اند تقريباً بدون استثناء داراي حس قوي احترام و تحسين نسبت به ديگران مي‌باشند. نسبت به افراد ديگر، احساس يگانگي، اشتراك هدف و اتحاد مي‌كنند. افراد موفق مي‌دانند كه يك فرد هر قدر هم كه با هوش باشد، مشكل است كه به تنهايي بتواند با مجموع استعدادهاي يك گروه كارآمد برابري نمايد.

 

باور شماره 6:

 

كار نوعي تفريح است. يكي از كليدهاي موفقيت اين است كه پيوندي سازنده بين كارهايي كه مي‌كنيم و چيزهايي كه دوست داريم به وجود آوريم. پابلو پيكاسو زماني گفته بود: «هنگام كار كردن راحتم. چيزي كه مرا خسته مي‌كند بيكاري و ملاقات با اشخاص است.» افراد موفق كار را به صورت راهي براي گسترش شخصيت، يادگيري چيزهاي تازه مي‌بينند.

 

باور شماره 7:

 

هيچ توفيق پايداري، بدون پشتكار به دست نمي‌آيد. افراد موفق به نيروي پشتكار ايمان دارند. پشتكار يكي از اجزاي مهم موفقيت در هر مورد است. آنا پاولوفا بالرين بزرگ روسي، زماني گفته بود: «راز موفقيت اين است؛ هدفي را بي‌وقفه دنبال كنيد.» اين همان فرمول موفقيت نهايي است: هدف خود را بشناسيد، شيوه‌هاي مؤثر را مدل‌سازي كنيد، دست به عمل بزنيد،  كارها را كنترل كنيد تا بدانيد به چه نتايجي رسيده‌ايد، و روش كار را دائماً اصلاح كنيد تا به خواسته خود برسيد.»

منبع: به سوي كاميابي: رابينز

مترجم‌: مهدي مجردزاده كرماني

گردآوري و تنظيم: اكرم اِستيري

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 10:45 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

روش‌هايي براي رساندن ديگران به موفقيت

نوشته: ژوليت آن ماري

ترجمه و بازنويسي: رويا فرهمند

چه تفاوتي مي‌كند كه ما چه مسئوليتي داشته باشيم. پدر و مادر باشيم يا يك دوست. مهم اين است كه كمك كردن به ديگران براي نيل به اهدافشان يكي از اصلي‌ترين كارهايي است كه هر انسان بايد در طول حيات خويش انجام دهد. آدمي با هر حرفي كه مي‌زند و با هر كاري كه مي‌كند در اطرافيان خود تأثير مي‌گذارد. پس چه خوب است از اين موضوع استفاده كنيم و به ديگران كمك كنيم. در اين قسمت شما را با 10 روش آشنا مي‌كنيم تا از اين طريق به ديگران كمك كنيد تا خوبي‌هاي درونشان را شناسايي كنند.

 

آن‌ها را باور داشته باشيد

 

هر كسي ممكن است در طول زندگي در مواقعي دچار ترديد شود و اعتماد به نفس خود را از دست بدهد. در چنين شرايطي به دليل اين‌كه فرد استعدادها و توانايي‌هايش را باور ندارد، هيچ خبري از پيشرفت هم نخواهد بود. در اين مواقع وجود شخصي كه او را باور داشته باشد بسيار مفيد و راه‌گشا است. زماني كه داستان زنان و مردان بزرگ را مطالعه مي‌كنيم به اين نكته پي مي‌بريم كه در زندگي اين افراد هميشه يك نفر بوده است كه توانايي آن‌ها را باور داشته است و همين عاملي بوده براي موفق شدن اين افراد بزرگ، پس سعي كنيد ديگران را متوجه استعدادهاي دروني‌شان كنيد تا راحت‌تر در راه موفقيت گام بردارند.

 

آن‌ها را تشويق كنيد

 

تو مي‌تواني اين كار را انجام دهي. من مي‌دانم كه تو مي‌تواني. بدون شك اين جملات براي شما آشناست. اين تشويق‌ها كمك زيادي به فرد مي‌كند تا بتواند موقعيت خود را حفظ كند. پس شما بايد تا مي‌توانيد از اين جملات انرژي بخش و دلگرم كننده در مقابل كساني كه مي‌خواهيد به موفقيت برسند به كار ببريد تا انرژي مثبت در درون آن‌ها به وجود آيد.

 

تشويق ديگران به بهترين‌ها

 

معمولاً به ما گفته مي‌شود كه انتظارات ما بايد واقع‌بينانه باشد. اما هنگامي‌كه زمان حمايت از ديگران فرا مي‌رسد، بايد آن‌ها را براي رسيدن به بهترين‌ها و والاترين‌ها تشويق كرد. زيرا از اين طريق فرد به مبارزه‌اي دعوت مي‌شود كه به طور حتم توانايي او را در زندگي افزايش مي‌دهد.

 

حقيقت را بازگو كنيد

 

اغلب به اين دليل كه نمي‌خواهيم كسي را آزرده سازيم از گفتن حقايق تلخ خودداري مي‌كنيم. چون مي‌خواهيم كه هميشه مؤدب و مهربان جلوه كنيم. اما فراموش نشود كه بيان حقايق كار درستي به شمار مي‌رود. شايد شما تنها فردي هستيد كه مي‌توانيد به او چيزي را كه لازم دارد تا بشنود، بگوييد. البته در اين شرايط بايد خونسرد باشيد و به هيچ وجه چهره پرخاشگر و مبارزه‌طلب به خود نگيريد.

 

يك الگوي نمونه باشيد

 

يكي ديگر از نكاتي كه ما از طريق آن مي‌توانيم در افراد تأثيرگذار باشيم رفتار و اعمال ما است. كارهاي ما خيلي بيشتر از حرف‌هايمان تأثيرگذار است. همانطور كه ما به صورت خودكار از الگوهاي خود تقليد مي‌كنيم، ممكن است كه خودمان هم براي فرد ديگر الگو باشيم و او رفتارش را مطابق با اعمال ما پيش گيرد. پس سعي كنيد يك الگوي مناسب باشيد.

 

تجربيات خود را تقسيم كنيد

 

شايد ما ارزش شكست‌هايمان را نمي‌دانيم، شايد نمي‌خواهيم در معرض آسيب قرار بگيريم به همين دليل ما از شكست‌ها و اشتباهاتمان چشم‌پوشي مي‌كنيم. با اين كار ما ديگران را از تجربيات خود محروم كرده‌ايم. هنگامي كه شما تجربياتتان را با ديگران در ميان مي‌گذاريد – به ويژه ناكامي‌ها – يك دلي خود را با آن‌ها افزايش مي‌دهيد و قابل اعتماد جلوه مي‌كنيد و همين دليل باعث مي‌شود طرف مقابل خود را به شما نزديك‌تر حس كند.

 

آن‌ها را به چالش واداريد

 

همه ما در برهه‌هاي زماني مختلف دچار چالش‌هاي بيشماري مي‌شويم اما دعوت كردن ديگران به چالش بحث ديگري است و يك كار بي‌نظير به شمار مي‌رود. در كمال خونسردي اما با درايت كامل عمل كنيد تا آن‌ها را متوجه تعهدات خود كنيد سپس آن‌ها را به مبارزه دعوت كنيد. به نظر من تو بايد از اين عقايد پوچ دست بكشي و كار فعلي‌ات را دنبال كني و آن را به اتمام برساني، اين كار را انجام بده و بر طبق تعهدات خود عمل كن.

اين جملات مي‌تواند به خوبي شخص را متوجه وضعيت خود كند اما همانطور كه گفته شد بايد اين كار با درايت انجام گيرد.

 

سؤالات مناسب بپرسيد

 

با پرسيدن سؤالات دقيق و ظريف مردم را به فكر كردن واداريد تا آن‌ها خودشان بتوانند راه حل مشكلات را پيدا كنند. گري لاك وود در اين خصوص مي‌گويد: سؤالات زيركانه را با نفوذ بيشتر بيان كنيد.

 

آن‌ها را تأييد كنيد

 

هنگامي كه افراد كاري را درست انجام مي‌دهند، آن‌ها را تشويق كنيد. وقتي نسبت به اين مطلب آگاهي پيدا كنند به انجام دوباره آن گرايش خاصي پيدا مي‌كنند. براي آگاه ساختن آن‌ها مي‌توانيد برايشان يادداشت بگذاريد، يك كارت برايشان بفرستيد، به آن‌ها تلفن بزنيد و يا از آن‌ها در مقابل ديگران قدرداني كنيد.

براي آن‌ها وقت صرف كنيد

 

با اين كار ما با ارزش‌ترين دارايي خود (زمان) را در اختيار آن‌ها گذاشته‌ايم و اين امر ثابت مي‌كند كه ما براي رابطه‌اي كه با آن‌ها داريم و همچنين خود آن‌ها اهميت قائل هستيم. در روابط خود براي ديگران وقت بگذاريد زيرا زندگي بهتر از زمان درست شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 10:38 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

قوانين طلايي موفقيت در كار و تجارت

براي كاميابي در كار بايد با مشكلات و فراز و نشيب‌هاي زندگي مبارزه نمود، پس هيچ‌گاه بر اثر بروز سختي‌ها و شكست نااميد نشويد، روند زندگي و كار به بازي فوتبال مي‌ماند كه تا آخرين دقيقه ممكن است، سرنوشت آن تغيير كند.

اما قوانين طلايي:

زمان و مكان مناسب انجام كار:

طرح‌ها و ايده‌هاي شما هر اندازه كه عالي و اصولي باشد، اگر در موقعيت و زمان مناسب انجام نگيرد به شكست منتج مي‌شود. زمان و موقعيت مناسب را ارزيابي كنيد و پس از ارزيابي ايده خود را عملي كنيد.

همه چيز را به همه كس نگوييد:

مواظب سخن گفتن خود باشيد. از ايده‌هاو كارهاي خود براي ديگران كمتر صحبت كنيد. كساني كه به ظاهر امروز دوست شما هستند، فردا ممكن است دشمن شما شوند. پس در صحبت كردن قدري تأمل كنيد و هيچ‌گاه جزئيات برنامه‌ها و نقشه‌هاي خود را به كسي نگوييد.

جايگاه شما هر چقدر بالاست، باز هم بايد كار كنيد:

هستند افرادي كه بلافاصله بعد از اين‌كه به موقعيت و موفقيت نسبي مي‌رسند، تصور مي‌كنند كه حالا وقت استراحت است. آن‌ها تصور مي‌كنند با به دست آوردن موفقيت‌هاي جزئي به جايگاهي رسيده‌اند كه نبايد ديگر فعاليت كنند. اما اين اشتباه بزرگي است. با به دست آوردن هر موفقيت كوچك، بايد تلاش را افزايش داد تا ضمن حفظ آن موفقيت، موفقيت‌هاي تازه‌اي را به دست آورد.

با خشم و عصبانيت و از روي احساس تصميم نگيريد:

آدم‌هاي باهوش و محتاط نيك مي‌دانند كه براي درست انديشيدن به آرامش ذهن نياز است. هنگامي كه عصباني هستيد، از روي خشم و غضب، نه از روي منطق صحبت خواهيد كرد. احساسات و هيجانات خود را كنترل كنيد. و بدانيد كه تصميم‌هايي كه بر اثر يك خشم لحظه‌اي گرفته مي‌شود، عواقب طولاني مدتي را به همراه دارد. احساس را نيز از تصميم‌هاي خود حذف كنيد و به عقل مجال بيشتري بدهيد.

مرد است و قولش:

به حر‏‌ف‌ها و تعهدات خود پايبند باشيد. عدم پايبندي به قول‌هايي كه مي‌دهيد، وجهه و اعتبار شما را زير سؤال مي‌برد و هيچ‌كس حاضر نيست با كسي وارد معامله شود كه به حرف‌هاي خودش وفادار نيست. خوش قولي و تعهد اخلاقي داشتن سبب مي‌شود كه به اعتبار شما در بازار تجارت هر روز افزوده شود.

از كنار علف‌هاي هرز به آساني نگذريد:

هيچ آفتي بدتر از روئيدن علف‌هاي هرز در باغچه فعاليت اقتصادي شما نيست. شما بايد اين علف‌هاي هرز را شناسايي كنيد و آن‌ها را از بين ببريد. گذشتن از كنار اين علف‌هاي هرز باعث مي‌شود گل‌هاي باغچه شما پژمرده شوند و در نتيجه ديگر چيزي به عنوان باغچه نخواهيد داشت.

خوب بو بكشيد:

به دنبال موقعيت‌هاي تازه باشيد. شما بايد موفقيت را بو بكشيد و آن را پيدا كنيد. كساني در تجارت موفق هستند كه بو مي‌كشند و موقعيت‌هايي كه باعث موفقيت مي‌شوند را پيدا مي‌كنند. پس بگرديد و به دنبال ايده‌ها و تفكرات تازه باشيد و سعي كنيد متوجه شويد كه امروز موفقيت در چه زمينه‌اي بيشتر از ساير زمينه‌هاست.

براي پول درآوردن، بايد پول خرج كرد:

اين يك قانون كلي است. اگر مي‌خواهيد به موفقيت برسيد بايد براي آن هزينه كنيد. اگر ايده‌اي بر تجارت و كسب و كار داريد، از بانك وام بگيريد و در آن كار سرمايه‌گذاري كنيد. مطمئن باشيد اگر ايده موفقي داشته باشيد پولي كه سرمايه‌گذاري كرديد به راحتي و با سود بيشتري دوباره به شما باز مي‌گردد.

دوستانتان را نزديك خود نگاه داريد، دشمناتان را نزديكتر:

نه نياز نيست كه با دشمنانتان طرح دوستي بريزيد، مقصود اين است كه اعمال و حركات دشمنانتان را تحت نظر داشته باشيد. مثلاً ترتيبي بدهيد كه از اقدامات وي آگاهي داشته باشيد. آگاهي داشتن از تصميمات دشمنانتان باعث مي‌شود كه شما هميشه يك قدم از آن‌ها جلوتر باشيد.

هيچ‌كس شكست ناپذير نيست:

ثروت نمي‌تواند ضامن شكست ناپذيري و موفقيت دايمي باشد. كافي است كمي مغرور شويد. آنگاه خواهيد ديد كه چگونه در مدت كوتاهي هر آنچه را كه رشته‌ايد، پنبه مي‌شود و نكته ديگر اين‌كه براي حفظ موفقيت بايد تلاش كرد. موفقيت‌ها سخت به دست مي آيد و آسان از بين مي‌رود.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 1:4 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

هنر مهندسي ذهن NLP

مهدي حاجي بيگي

NLP دانشي است كه اين روزها بسيار مورد توجه قرار گرفته است. در تعريف ساده NLP بايد گفت كه اين NLP مطالعه قدرت‌هاي ذهني انسان است و به عينيت درآوردن آن‌ها با آموختن تكنيك‌هايي كه بر اساس پيش فرض و نظريات خاص است.

پايه‌گذار اين علم ريچارد بندلر دانشجوي رشته رياضي دانشگاه كاليفرنيا است. بندلر حدود 30 سال پيش اين دانش جديد را طراحي كرد. بندلر تلاش كرد تا جوابي براي پرسش‌هاي تكراري بشر پيدا كند. پرسش‌هايي نظير اين‌كه چرا عده‌اي از مردم شاد، سالم و ثروتمند هستند و عده‌اي ديگر فاقد چنين خصوصيات و امكاناتي هستند. او براي به دست آوردن پاسخ اين سؤالات شروع به بررسي و مقايسه اصول پايه‌اي رفتار، نوع تفكر و جهان‌بيني دو گروه آدم‌هاي موفق و ناموفق كرد. با شروع تحقيقات و مطالعات بندلر، دانشمندان ديگر به اين نهضت پيوستند. تحقيقات اين افراد اين مطلب را آشكار كرد كه بررسي و ديدن صفات ظاهري افراد براي شناخت آنان كافي نيست. بلكه بايد به داخل وجود ديگران نفوذ كرد تا متوجه چرايي اعمال و طرز فكر آن‌ها شد. نتايج تحقيق اين گروه شگفت‌انگيز بود. آن‌ها به اين نتيجه رسيدند كه اگر افراد جامعه الگوهاي فكري خاص داشته باشند و يكسري نكات را رعايت كنند، حتماً به موفقيت خواهند رسيد.

پيروان NLP سعي مي‌كنند با الگوبرداري از آدم‌هاي موفق، رمز موفقيت‌شان را بفهمند. آن‌ها با دقت و بررسي در افكار و اعمال انسان‌ها به نتايج جالبي دست پيدا كردند. از جمله دستاوردهاي آنان اين نكته بود كه انسان‌هاي ناموفق غالباً افرادي هستند كه از كاه كوه مي‌سازد. اينان توانايي واستعداد خود را نمي‌شناسند و به جاي تلاش كردن، سعي مي‌كنند رويدادها و حوادث زندگي را عامل شكست خود بدانند. به عنوان مثال اگر يك بار شكست بخورند به توانايي خود شك مي‌كنند و به همين دليل دست از تلاش برمي‌دارند. به عبارت ديگر به دليل ترس از شكست باز هم شكست مي‌خورند.

بر اساس تعاليم NLP آدم‌هاي موفق كساني هستند كه به توانايي خود ايمان دارند. آن‌ها معمولاً كوه مشكلات را همچون كاهي مي‌بينند. آنان هرگز با ديدن موانع يا رويارويي با شكست، نااميد نمي‌شوند و هيچ‌گاه دست از تلاش برنمي‌دارند. برنارد شاو مي‌گويد: وقتي جوان بودم، متوجه شدم از هر ده كاري كه انجام مي‌دهم نه بار با شكست روبه‌رو مي‌شوم. اما چون نمي‌خواستم تسليم مشكلات شوم پس هر كار را ده بار انجام دادم تا به موفقيت برسم.

NLP مي‌گويد كه بدون آگاهي از قانون معنويت نمي‌توان در بازي زندگي برنده شد. بايد ايمان داشت كه قادر به پيروزي هستيم. با اين ايمان استعدادها و توانايي‌ها رشد پيدا مي‌كند و همين عامل موفقيت است. پتر كبير درباره دليل موفقيت‌هايش مي‌گويد: آنقدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم.

در NLP نكات فراواني وجود دارد كه زمينه‌ساز موفقيت را فراهم مي‌آورد، برخي از اين نكات عبارت است از:

1.       افزايش اعتماد به نفس با روش‌هاي خاص

براي افزايش اعتماد به نفس NLP معتقد است بايد بر روي توانايي‌هاي فرد تأكيد كرد و او را متوجه توانايي خود كرد. بايد به او انگيزه داد حتي اگر اين انگيزه با صحبت‌هايي باشد كه چندان واقعي هم نيستند.

براي اين منظور مثلاً فرد با خود اين جملات را تكرار مي‌كند و يا مي‌نويسد: جايي هست كه جز تو هيچ‌كس نمي‌تواند آن را پر كند. كاري هست كه جز تو هيچ‌كس قادر به انجامش نيست.

اين تأكيد بر روي توانايي فرد باعث افزايش اعتماد به نفس مي‌شود زيرا فرد احساس مي‌كند داراي قدرتي است كه ديگران از آن محروم هستند.

2.       برقراري ارتباطات انساني سازنده و سالم با ديگران

پيروان NLP معتقدند كه از هر دست بدهي از همان دست هم خواهي ستاند. به عبارت ديگر، اگر نفرت بورزي، اين نفرت به تو باز خواهد گشت. اگر عشق را به ديگران هديه كني، عشق را دريافت مي‌كني. اگر دروغ بگويي، دروغ خواهي شنيد و به طور كلي اگر طالب داشتن رفتارهاي مناسب از طرف ديگران هستي بايد با آنان خوب و در شأن يك انسان رفتار كرد.

3.       افزايش دادن قدرت مغزي يا ذهني

براي اين منظور بايد از قوه تخيل استفاده كرد. تخيل در زندگي نقش محوري دارد. هر گاه چيزي به درستي تصوير شد حتماً به دست خواهد آمد. تصورات، تخيلات و تلقينات بر ذهن نيمه هوشيار بسيار اثرگذار است و اين اثرات مو به مو در صحنه زندگي ظاهر مي‌شود.

4.       كسب و نگهداري سلامت و شادكامي

نشاط و خوشرويي موجب تقويت اعتماد به نفس و لذت‌بخش شدن زندگي است. اگر با لذت زندگي كني، اين لذت باعث خواهد شد كه زندگي برايت راحت‌تر و مشكلات حل شدني‌تر باشد. همچنين اگر كسي در سلامتي جسم كوشش نكرد آنگاه نخواهد توانست از عواطف به درستي بهره برد.

5.       توجه بيشتر به مضامين روحاني و معنوي

طرفداران NLP معتقدند اگر به معنويات بيشتر توجه شود، آنگاه خواسته‌هاي انسان دست يافتني‌تر خواهد شد. آن‌ها مي‌گويند: خداوند حربه‌هايي دارد كه انسان آن را نمي‌داند. اگر در امور به خدا تكيه كني، راه‌ها و چاره‌هايي از جانب خدا به سمت انسان راهي خواهد شد كه انسان حيران از اين راه كارها خواهد ماند.

NLP مفاهيم و نكات خود را بر تأكيد و اثرگذاري بر روي بخش نيمه هوشيار ذهن عملي مي‌داند. ذهن انسان داراي سه بخش است:

نيمه هوشيار، هوشيار، هوشيار برتر.

ذهن هوشيار تنها چيزهايي كه محسوس و قابل فهم است را قبول مي‌كند. پديده‌هايي مانند مرگ، بيماري، فقر، بلا پديده‌هايي هستند كه براي ذهن هوشيار قابل فهم است. هوشياري برتر يعني اين‌كه ذهن الهي كه درون هر انساني وجود دارد. هوشياري برتر قله‌ آرمان‌هاي عالي انسان و عرصه طرح الهي است.

اما بخش نيمه هوشيار فهم و استنباط ندارد و بدون مسير و جهت، هر فرماني به آن بدهند همان را انجام مي‌دهد. NLP هنر پيروز شدن در بازي زندگي را هدايت بخش نيمه هوشيار ذهن مي‌داند. در اين راه بايد از قوانيني ذهني و معنوي كمك گرفت. برخي از اين قوانين كه در NLP بسيار كاربرد دارد عبارتند از:

قانون اعتقادات:

به هر چيز كه اعتقاد داشته باشيد بر قسمت نيمه هوشيار ذهن اثر مي‌گذارد و دقتي حيرت‌آور به عينيت مي‌رسد. حال مي‌خواهد اين مطلب درست باشد يا نادرست، نكته اساسي اين است كه هر امري ابتدا بايد در قالب اعتقاد درآيد. آنگاه است كه آن موضوع عملي مي‌شود.

قانون انتظارات:

قانون انتظارات مي‌گويد هر چيزي كه انتظارش را مي‌كشيد به سرتان مي‌آيد. اگر خواهان زندگي خوب باشيد، همان را خواهيد داشت و برعكس. پس اگر هر عملي كه انجام مي‌دهيد از آن انتظار مثبت داشته باشيد از آن نتيجه مثبت خواهيد گرفت.

قانون جاذبه:

منفي‌ها، منفي‌ها را جذب مي‌كنند و مثبت‌ها، مثبت‌ها را. افراد با ذهنيت منفي، اشخاص منفي را جذب مي‌كنند و افراد با ذهنيت مثبت، اشخاص مثبت‌انديش و پرانرژي را.

قانون جانشيني:

ذهن نيمه هوشيار در يك لحظه مي‌تواند فقط به يك وجه از قضيه فكر كند. يعني زماني كه مي‌خواهيم به جنبه مثبت كاري فكر كنيم قادر نيستيم در همان لحظه جوانب منفي آن را هم بررسي كنيم. مگر اينكه جنبه منفي جايگزين بخش مثبت شود.

قانون كارما:

بازي زندگي، بازي بومرنگ است. پندار و كردار و گفتار انسان دير يا زود به صورت حيرت‌انگيزي به سوي او بازمي‌گردد.

قانون بخشايش:

خطاهاي خود و ديگران را فراموش كن وببخش. زيرا با عدم فراموشي، تصوير ذهني خود و ديگران مخدوش مي‌شود.

قانون پرهيز از ترديد و هراس:

جز ترديد و هراس هيچ‌چيز نمي‌تواند ميان انسان و آرمان‌هايش فاصله ايجاد كند. اگر انسان بدون دلهره، براي تحقق آرزوهايش تلاش كند، بي‌درنگ برآورده مي‌شود. به تجربه ثابت شده است ترس دشمن بزرگ بشر است. و انسان‌هاي ترسو ناموفق‌ترين افراد هستند.

NLP در مجموعه در بر گيرنده اصول و قواعدي است كه باعث مي‌شود آدمي به سوي موفقيت سوق پيدا كند. NLP مجموعه‌اي از تمرين‌هاست كه تلاش مي‌كند نگاه انسان را به زندگي مثبت كند و اين نكته را در انسان تقويت نمايد كه ساختن يك زندگي موفق شدني و ممكن است. NLP هنر كوشيدن و تلاش كردن را آموزش مي‌دهد و با نشان دادن الگوي انسان‌هاي موفق و نشان دادن عوامل موفقيت‌هاي آن‌ها اين نكته را گوشزد مي‌كند كه ما هم مي‌توانيم موفق بشويم، مشروط بر اين‌كه با دقت و حوصله نكات ظريف زندگي را رعايت كنيم تا به موفقيت برسيم.

NLP در دنياي پر هياهو و پر تنش امروز، تئوري كارساز و موفقي است و افراد بيشماري در دنيا با سرمشق قرار دادن اصول آن به پيشرفت‌هاي خوبي در زندگي نائل شده‌اند. NLP يا هنر مهندسي ذهن مي‌تواند ايده خوبي براي تلاش در جهت به دست آوردن چيزهاي تازه باشد.

منابع

مقاله نقش NLP در جامعه امروز، نوشته رافائل سزار سال 2003

مقاله دكتر جيمز هارولد با نام تئوري‌هاي NLP سال 2004

كتاب اصول NLP نوشته ريچارد بندلر

پايان نامه فرانك اشميت با نام NLP و آرامش درون ارائه شده در سال 2001

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 10:47 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

شما مي‌توانيد دنيا را تغيير دهيد

ديويد ميندل

ترجمه: فرهاد جمالي راد

همه ما در طول زندگي خود حداقل بر روي 250 نفر تأثير مي‌گذاريم. هر يك از انسان‌ها به نوعي مسئوليت رهبري و مديريت ديگران را به عهده دارند. اگر از توانايي‌هاي درون به خوبي استفاده شود مي‌توان از آن در زندگي بسيار استفاده كرد. مي‌توان فرزندان را در تميز كردن خانه مديريت كرد و به آن‌ها ارزش‌ها و اخلاقيات را آموزش داد. در محل كار مي‌توان مردم را به خريد اجناس تشويق كرد و با حرف زدن كارهايي را انجام داد كه بسيار اثرگذار است.

در مديريت مقوله‌اي وجود دارد كه در آن گفته مي‌شود كه بين شهرت و بزرگواري، بزرگواري بسيار بهتر است. شخصي مانند مدونا بسيار مشهور است اما مادر ترزا بزرگوار است. بدون شك تأثيرگذاري مادر ترزا بر هيچ‌كس پوشيده نيست و همين موضوع نكته‌اي است كه مديريت امروز را نيازمند مديراني صادق، قابل اعتماد، كامياب و شايسته مي‌داند، مديراني كه در كنار خصوصيات ويژه اقتصادي و مديريتي داراي استانداردهاي بالاي اخلاقي باشند.

چه بخواهيد و چه نخواهيد،‌ چه باور كنيد و چه باور نكنيد، شما يك فرد تأثيرگذار هستيد. مردم به عقايد شما توجه مي‌كنند و اعمال خود را بر اساس آن پي‌ريزي مي‌كنند. 8 اصل زير به شما كمك مي‌كند تا بتوانيد تأثير مطلوبي بر روي ديگران ايجاد كنيد.

آرزوي تغيير دنيا به مكان بهتري را داشته باشيد

دامنه ديد خود را افزايش دهيد. چيزهايي را بخواهيد كه فراتر از توانايي‌هايتان است. در اين صورت است كه شما وارد چالشي مي‌شويد كه پيامد آن تلاش، كوشش و پويايي است. اگر تنها به زمان حال و به شخص خود توجه كنيد و تمام مدت فكر خود را معطوف به موضوعات عادي و معمولي كنيد خيلي زود دچار روزمرگي مي‌شويد و پس از مدتي احساس نارضايتي از زندگي به شما دست مي‌دهد.

مديريت به اين معنا است كه از ديگران براي به حقيقت پيوستن روياها كمك گرفت و آن‌ها را در جهت اهداف خود درآورد. براي روياهايتان ارزش قائل شويد تا بتوانيد با فكر كردن به آن‌ها به وجد بياييد.

شناسايي توانايي خود

هر كدام از ما توانايي‌هايي داريم كه با اتكا به آن‌ها قادر به انجام كارهاي بزرگ هستيم. اما براي به دست آوردن نتيجه بهتر بايد سعي كرد از گروه كمك گرفت. بايد از توانايي‌هاي خود بهره گرفت و افراد گروه را بر اساس توانايي‌هاي شخصي‌شان گرد هم آورد. براي به دست آوردن نتيجه مطلوب بايد اعضاي گروه را مرتب ملاقات كرد. اهداف خود را تعيين كرد و هر از چند گاهي آن‌ها را مرور كرد تا نقطه تمركز از دست نرود. اهداف بلند مدت و كوتاه ‌مدت را تعيين كرد و در فواصل زماني مشخص آن را ارزيابي كرد. و بدين ترتيب مي‌توان اطرافيان را براي رسيدن به اهداف ترسيم شده تشويق كرد.

تلاش براي بهترين‌ها

افراد تنها با توجه به رفتاري كه در شما مي‌بينند عمل مي‌كنند. پس اگر مي‌خواهيد بر روي آن‌ها تأثير بگذاريد تا به پله‌هاي بالاتر صعود كنند و شما هم در كنار آن‌ها به موفقيت برسيد بايد نه تنها كارهاي منطقي انجام دهيد، بلكه بايد آن‌ها را به درستي نيز انجام دهيد. اگر مي‌خواهيد چيزي را به ديگران ياد دهيد بايد خود ابتدا آن فاكتورها را رعايت كنيد. مديري موفق است كه همواره به دنبال بهترين كار و بهترين بازده باشد.

مُصِر باشيد

يك مدير موفق تنها زماني موفق است كه در انجام كارهايش استقامت و پايداري داشته باشد. او هيچ‌گاه ميدان را خالي نمي‌كند. شايد دوستان و دشمنان او بخواهند او را اغوا كنند تا از كار دست بكشد اما او فريب نمي‌خورد و از ميدان به در نمي‌شود. او ويژگي دارد كه او را موفق مي‌كند ويژگي مهم او ثابت قدمي و مصمم بودن است.

اگر كسي بخواهد دنيا را عوض كند تنها راه حل پافشاري است. افراد با نفوذ، زندگي خود را با تنبلي سپري نمي‌كنند. آن‌ها افرادي با استعداد خاص نيستند بلكه كساني هستند كه از اشتباهات خود درس مي‌گيرند واز زمين بلند مي‌شوند و تلاش تازه‌اي را آغاز مي‌كنند.

مقاومت به خرج دهيد

اگر مي‌خواهيد مدير باشيد بايد توانايي حل مشكلات را نيز داشته باشيد، گاهي اين تصور ايجاد مي‌شود كه اگر مشكلي به وجود آمد پس ما قطعاً در وجودمان دچار مشكل هستيم و به همين علت قادر به حل آن نيستيم. اما واقعيت اين است كه ما بايد بدون توجه به اينكه مشكلات تا چه حد مي‌توانند دردآور باشند بايد مسئوليت آن‌ها را به عهده بگيريم و در رفع آن‌ها از هيچ تلاشي مضايقه نكنيم.

اگر بر روي كاري كه انجام مي‌دهيد تسلط داشته باشيد، لازم نيست در زمان بروز مشكل به سوراخ موش پناه ببريد. تفاوتي كه بين رهبران و پيروان وجود دارد همين توانايي مقابله با مشكلات و اتخاذ تصميمات مناسب است.

يك الگوي مناسب باشيد

واقعاً جاي تعجب دارد كه بعضي از افراد خواهان مقام‌هاي بالايي هستند اما خواستار قبول مسئوليت نيستند. البته طبيعي است كه بخواهيد از مسئوليت شانه خالي كنيد، اما اگر مي‌خواهيد تأثير پايدار و مثبتي بر روي اطرافيان بگذاريد بايد ساعت‌هاي متمادي كار كنيد. با كار كردن ثابت مي‌كنيد توانايي حل مشكلات و انتخاب مسير درست را داريد. وظيفه يك مدير اين است كه براي ديگران الگو باشد تا ديگران با نگاه كردن به او و تلاش‌هاي تحت تأثير او قرار گيرند و در جهت اهداف او عمل كنند.

داشتن معيارهاي اخلاقي

روزنامه ايالتي ونكوور در يكي از شماره‌هاي خود آماري را منتشر كرد كه در آن هر انسان بالغ در طول روز به طور متوسط 200 دروغ مي‌گويد. اين دروغ‌ها شامل هر چيزي مي‌شوند؛ عذرخواهي به دليل رفتار بد و مثلاً گفتن جمله‌اي مانند اين كه من اصلاً قصد آزار دادن تو را نداشتم و خيلي از دروغ‌هاي ديگر. اين آمار نشان مي‌دهد كه انسان‌ها كمتر از آنچه كه بايد و شايد صادق هستند. اگر خودتان كاري را درست انجام نمي‌دهيد نبايد انتظار داشته باشيد كه ديگران آن را به درستي انجام دهند. بايد زندگي را بر اساس يك دستورالعمل اخلاقي قوي دنبال كرد و كليه تصميمات را بر پايه آن اتخاذ كرد.

اگر براي خود ارزش اخلاقي خاصي نداريد، بهتر است بنشينيد و شروع به نوشتن آن‌ها كنيد. اگر براي خود معيار مشخصي نداشته باشيد ممكن است در زمان مواجه شدن با وسوسه‌ها كاري انجام دهيد كه بعدها موجب پشيماني شود.

خداوند را راهنماي خود قرار دهيد

اليزابت دال رئيس اسبق صليب سرخ آمريكا در يكي از مصاحبه‌هاي خود اظهار داشت: براي من اتكا به يك نيروي انساني بسيار ارزشمند است. اگر بخواهم يك كار دشوار را انجام دهم و يك تصميم جدي بگيرم تنها به توانايي‌هاي شخصي خود اتكا نمي‌كنم بلكه تمام امور را به خدا واگذار مي‌كنم.

او ادامه مي‌دهد: درست 24 سال پيش بود كه دريافتم نيازمند نيروي برتري هستم. اهدافم مرا راضي نگاه نمي‌داشت و ارتباطاتم با افراد ديگر منجر به پر شدن خلأ عاطفي من نمي‌شد. در سن 36 سالگي بود كه تصميم گرفتم اداره كليه امور زندگي خود را به دست خداوند بسپارم. او سرچشمه لايزال نيرويي بود كه من طلب مي‌كردم. هميشه با خود دعا مي‌كردم كه پروردگارا مرا از همين الان تا زماني كه هنگام مرگم فرا رسد راهنمايي كن.

شما نيز قادر به تغيير خود و دنياي اطرافتان هستيد به شرطي كه اجازه دهيد تا خداوند راهنماي شما باشد. شما از اين طريق به آرامشي كه در جستجوي آن هستيد مي‌رسيد و مي‌توانيد در زندگي خود تعادل برقرار كنيد. هيچ‌كس به تنهايي كامل نيست. اما هر يك از ما اين فرصت را داريم تا با اتكا به خداوند زندگي خود را تكامل بخشيم.

اگر مي‌خواهيد خداوند به زندگي شما وارد شود بايد همواره از او سپاسگزار و قدردان باشيد. او هيچ‌گاه شما را تنها نخواهد گذاشت. اگر خداي خود را بهتر بشناسيد و بفهميد كه تا چه حد شما را دوست دارد آنگاه مي‌توانيم طعم حقيقي زندگي را بچشيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 10:37 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

نگرش مثبت و غوغاي محيط كار

رافائل آندرسن

ترجمه: سرژيك آوانسيان

نكته‌اي كه انسان‌ها را از يكديگر متمايز مي‌سازد نگرش آن‌ها به دنياي پيرامون خويش است. هر انساني چه در زندگي شخصي و چه در محيط كار براي خود يك سري اهداف و ايده‌آل‌ها دارد كه از آن به عنوان نگرش او به زندگي ياد مي‌شود. اما نگرش مثبت يه اين معناست كه نگاه فرد به دنياي اطراف خود با ديدي خوشبينانه همراه باشد. به عنوان مثال در روابط كاري شما، ايجاد و حفظ روابط سالم و دوستانه بين همكاران و مديران يك نوع نگرش مثبت است كه در پيشرفت و موفقيت هر سازماني نقش مهمي دارد.

وجود نگرش مثبت، حوزه ارتباطي فرد را توسعه مي‌دهد. در مثبت گرايي علايم دوستانه از فرد بروز پيدا مي‌كند. در اين حالت همكاران، مديران و مشتريان بيشتر شما را پذيرا خواهند بود. ويل راجر معروف مي‌گويد: بيگانه دوستي است كه هنوز مشتاق ملاقاتش هستم. اين نوع نگرش به انسان‌ها چيزي جز نگرش مثبت نيست.

نگرش مثبت در حقيقت زبان ديگر شماست براي صحبت با ديگران. در نگرش مثبت نياز به صحبت كردن نيست بلكه راه رفتن، طرز ايستادن و برخورد شما با ديگران نشان دهنده شخصيت شماست. اگر شاد و سرحال هستيد، طرز برخورد شما با ديگران بدون ترديد گيراتر است. اين طرز برخورد باعث جذب ديگران به طرف شما مي‌شود. بعضي‌ها اعتقاد دارند كه اهميت به روابط انساني در پيشرفت شغلي نقش چنداني ندارد و براي پيشرفت صرفاً بايد به مهارت‌هاي فني اهميت داد. اما تجربه ثابت كرده است كه در بسياري از مؤسسات همه مسائل فني و الگوهاي اقتصادي رعايت شده است اما نتيجه كار بسيار نامطلوب بوده است. تحقيقات نشان مي‌دهد در مجموعه‌هايي كه به روابط انساني اهميت داده نمي‌شود، بازده كار بسيار پايين است و اين همان اثر مهم نگرش مثبت است.

شايد براي شما اين سؤال پيش آيد كه نگرش مثبت چگونه مي‌تواند باعث پيشرفت در شغل شود. جواب اين سؤال بسيار ساده است. كساني كه به روابط انساني با همكاران و مديران خود اهميت مي‌دهند به تدريج به عنوان حلقه ارتباطي اركان مختلف سازمان در مي‌آيند. آن‌ها به دليل روابط خوبي كه با ديگر همكاران خود دارند به مجموعه كمك مي‌كنند تا بهتر و كاراتر عمل نمايد و به اين ترتيب هر روز به اهميت آنان در مجموعه افزوده مي‌شود به طوري كه در بسياري از موارد آن‌ها به عاملي تبديل مي‌شوند كه خلأ آن‌ها در مجموعه باعث اختلال در هارموني مي‌شود و همين موضوع آن‌ها را با اهميت‌تر جلوه مي‌دهد و به همين دليل پله‌هاي ترقي يكي پس از ديگري طي مي‌شود و آن‌ها مي‌توانند به مدارج بالاي ترقي برسند.

در بسياري از موارد كساني كه تازه به سازماني وارد شده‌اند پس از مدت كوتاهي به مدارج بالايي رسيده‌اند. در صورتي كه در آن سازمان كساني نيز بوده‌اند كه سال‌ها سابقه كار و در عين حال مهارت فراوان داشته باشند. اما آن‌ها به دليل در نظرنگرفتن اهميت نگرش مثبت هيچ‌گاه سعي در ايجاد روابط عاطفي و انساني با مجموعه خود را نگرفته‌اند و به همين دليل فرد تازه كارتر به دليل دارا بودن نگرشي انساني به كار گوي سبقت را از آنان ربوده است.

يكي ديگر از اثرات مثبت نگرش مثبت، اثرات روحي آن است. زماني كه شما به همكاران خود به عنوان دوستان خود و نه رقباي خود نگاه كنيد آنگاه است كه محيط كار براي شما، محيطي دلنشين و آرامش بخش خواهد بود. اما داشتن ديدگاه منفي نسبت به همكاران و نگاه كردن به آنان به عنوان رقبايي كه سعي دارند به هر تقدير از شما موفق‌تر باشند، آن‌ها را در نزد شما به دشمناني تبديل خواهد كرد كه از هر ثانيه بودن در كنار آن‌ها دچار عذاب و استرس مي‌شويد و حضور در محيط كار آنگاه تبديل به تحمل مشقتي سخت و غيرقابل تحمل مي‌شود. اما نكته مهم در نگرش مثبت اين است كه اگرچه نگرش مثبت مي‌تواند به پيشرفت در كار بسيار كمك كند اما بايد دقت كرد كه در آن هيچ‌گاه دچار افراط نشد. افراط در نگرش مثبت نه تنها منتج به پيشرفت نمي‌شود بلكه باعث لطمه ديدن موقعيت كاري فرد نيز مي‌شود. در نگرش مثبت بايد باهوش و ذكاوت و نكته‌سنجي عمل كرد و در برخورد با تيم همكاران و مديران با تحليل و شناخت عمل كرد. يك برداشت اشتباه و يك رفتار نادرست اگرچه مقصود شما چيز ديگري باشد مي‌تواند شما را فرسنگ‌ها از رسيدن به موفقيت دور كند. نگرش مثبت زماني سودمند و كارگشا است كه با تفكر، تعقل و انديشمندي همراه شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 10:36 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

جوان و مهارت‌هاي زندگي

مهارت‌هاي زندگي همانطور كه از عنوان آن مشخص است، راه‌ها و شيوه‌هاي ضروري است كه باعث مي‌شود فرد داراي يك زندگي سالم و سازنده شود. به عبارت بهتر اين مهارت‌ها از مجموعه‌اي از توانايي‌ها هستند كه سبب سازگاري ما با محيط و شكل‌گيري رفتارهاي مثبت و مفيد مي‌گردند. اين توانايي‌ها باعث مي‌گردد كه ما در جامعه عملكرد بهتري به عنوان بخشي از مجموعه بزرگ انساني داشته باشيم و بدون اين‌كه خواسته‌هاي ما در تعارض با خواسته‌هاي ديگران قرار گيرد در صدد بدست آوردن آن‌ها باشيم.

اما يك جوان به عنوان كسي كه در ابتداي راه زندگي و كوشش براي به دست آوردن خواسته‌هاي خود است، بايد براي كسب مهارت‌هاي زندگي تلاش كند و براي يك جوان چند فاكتور و عامل مهم وجود دارد كه به او در راه كسب مهارت زندگي كمك مي‌كند كه در اين مقاله به اختصار به آن‌ها اشاره مي‌كنيم.

1. مهارت تصميم‌گيري صحيح در زندگي: به اعتقاد بسياري از روان‌شناسان، تصميم‌گيري مي تواند شاخص مهمي براي شناخت رشد عقلي، عاطفي، اجتماعي و رواني افراد باشد. به عبارت ديگر كسي كه بتواند در زندگي فردي، تحصيلي، خانوادگي، شغلي و اجتماعي خود بهترين تصميم را بگيرد، مي‌توان گفت كه او از نظر ذهني و عقلي به رشد عقلي مناسبي دست پيدا كرده است.

نكته مهم ديگر اين است كه يك تصميم درست و يا غلط مسير زندگي و آينده يك نفر را تغيير مي‌دهد و به همين جهت مهارت در تصميم‌گيري يكي از مهم‌ترين فاكتورهاي مهارت زندگي است.

براي گرفتن يك تصميم درست ابتدا بايد نسبت به موضوع مورد انتخاب آشنايي و آمادگي كامل داشت. در درجه بعد نقاط قوت و ضعف و پيامدهاي تصميم‌گيري را مود بررسي قرارداد و در نتيجه آن چيزي كه بيشترين نفع و كمترين ضرر را به همراه دارد را انتخاب كرد و نكته آخر اين است كه اين تصميم‌گيري از روي عقل و اراده انجام گيرد، تا بعداً مجبور به تغيير موضوع نباشيم.

2. مهارت در شناخت خود: بشر همواره تلاش كرده است تا خود را بشناسد. و به واسطه اين شناخت بتواند ابتدا خود و سپس محيط پيرامون خود را تغيير دهد. انسان براي اين‌كه خود را بشناسد بايد به ويژگي‌هاي فردي خود توجه كند. نكته ديگر اين‌كه جهت شناخت خود، شناخت ويژگي‌هاي فردي افراد ديگر بسيار اهميت دارد.

يكي ديگر از نكاتي كه باعث مي‌شود شناخت از خود از اهميت بسياري برخوردار باشد اين است كه زماني كه يك فرد و ويژگي‌ها و توانايي‌هاي وجود خود را شناخت آن‌گاه بر اساس آن مي‌تواند در گزينش روابط خود با ديگران ويژگي‌هاي خود را لحاظ كند و بر اساس آن با افرادي معاشرت و زندگي كند كه با آن‌ها داراي مشتركات بيشتري است و در نتيجه روابط انسان‌ها بهبودي بخشد.

شناخت از خود به ما اين امكان را مي‌دهد تا ضمن آگاه شدن از ويژگي‌ها و خصوصيات خود، نقاط ضعف، نقاط قوت و توانمندي‌ها، ترس‌ها و نگراني‌هاي خود را بشناسيم. خودشناسي و آگاهي از خويشتن به ما مي‌آموزد كه درچه شرايطي تحت فشار رواني قرار مي‌گيريم و در چه شرايطي مي‌توانيم به شكل مؤثر و مطلوب رفتار كنيم. خودشناسي را بايد در مجموع پيش نياز روابط مؤثر اجتماعي و بين فردي دانست.

3. مهارت در برقراري ارتباط مطلوب با ديگران: انسان موجودي اجتماعي است. او نياز دارد كه با همنوعان خود ارتباط برقرار نمايد. زيرا احساس تنهايي تقريباً براي همه انسان‌ها احساسي دردناك و زجرآور است. امروزه ثابت شده افرادي كه شبكه ارتباطي گسترده و دوستان فراواني دارند، در تحليل با چالش‌هاي زندگي موفقيت بيشتري را كسب مي‌كنند و از لحاظ سلامت جسمي و رواني نسبت به كساني كه از لحاظ اجتماعي منزوي هستند، وضعيت بهتري دارند.

متخصصان علوم رفتاري دريافته‌اند كه يكي از نيازهاي اساسي انسان نياز به محبت، عاطفه، توجه و مهرباني است. بر همين بنا انسان به طور غريزي جهت ارضاي اين نياز طبيعي، تمايل به ارتباط با ديگران دارد و دوستي و برقراري ارتباط با همنوعان حد اعلاي آن است.

4. مهارت و توانايي مقابله با اضطراب: براي همه ما تجربه اضطراب و نگراني مي‌تواند تجارب خوشايند يا ناخوشايندي را به همراه داشته باشد. اضطراب سبب هيجان و به هم ريختن تعادل انسان مي‌گردد. چون فرد دائماً به منظور برقراري تعادل كوشش مي‌كند و تلاش او براي حذف اضطراب در بعضي از مواقع سبب تشديد اضطراب مي‌گردد. انسان بايد بداند كه اضطراب و نگراني بخشي از زندگي است و بايد با صبر و تدبير به مقابله با آن رفت و در غير اين صورت اضطراب مي‌تواند زمينه‌ساز بروز نارسايي‌هاي فراوان گردد.

5. مهارت و توانايي درانتخاب هدف: انتخاب هدف يكي ديگر از معيارهاي مهم در سلامت فرد است. هدف‌هاي والا و بزرگ مي‌تواند زمينه موفقيت‌هاي انسان را فراهم آورد. انسان‌هايي مي تواند در زندگي موفق باشند كه بتوانند انتخاب‌هاي درستي داشته باشند. انتخاب هدف‌هايي كه قابل دسترسي باشد و ضمن انجام يك پروسه زماني بتوان به آن دست يافت يكي از نكات مهم در انتخاب هدف است. هدف‌ها بايد به گونه‌اي انتخاب شود كه بر اساس تونايي و استعدادهاي فرد باشد و اگر هدف‌ها بر اساس عدم شناخت و روياپردازي انجام گيرد آنگاه رسيدن به هدف با مخاطره همراه مي‌شود و در نتيجه رسيدن به هدف با شكست روبه‌رو مي‌شود.

6. اميد: اميد بدين معناست كه انسان در ذهن خود به اين باور رسيده باشد كه زندگي در جريان است. هر لحظه امكان بروز اتفاقات تازه در آن وجود داشته باشد. افرادي كه اميد دارند با بروز مشكل و يا مواجه شدن با شكست‌ها هيچ‌گاه اعتماد به نفس خود را از دست نمي‌دهند. زيرا مي‌دانند كه اگر امروز براي آن‌ها روز بدي است ممكن است فردا برايشان اتفاقي ديگر را رقم زند. زيرا زندگي و حركت چرخه حيات هر لحظه آبستن حوادث تازه و نويي است و اين اتفاقات مي‌تواند زمينه بروز اثرات مثبت و مفيدي باشد.

داشتن اميد به انسان كمك مي‌كند كه دچار يأس و سرخوردگي نگردد و به تلاش خود براي رسيدن به زنگي ايده‌آل ادامه دهد زيرا امكان وقوع اتفاقات تازه را هيچ‌گاه از ذهن خود دور نكرده است.

7. سعي و تلاش و پشتكار: بوده‌اند بسياري از افراد كه داراي توانايي‌هاي بالقوه فراواني بوده‌اند و با كمك گرفتن از اين توانايي‌ها گام در راه انجام فعاليتي گذاشته‌اند اما پس از مدتي آن را رها كرده‌اند و يا با كوچك‌ترين مشكلي از آن دلسرد شده‌اند و همين باعث گرديده كه در راه رسيدن به آرمان‌هاي خويش با شكست مواجه شوند و در نقطه مقابل كساني هستند كه تنها با كمك گرفتن از اراده و پشتكار خويش كارهايي را انجام داده‌اند كه تصورش براي ديگران ناممكن بوده است.

نيروي اراده و تلاش به انسان كمك مي‌كند تا در زندگي اهداف و آمال و آرزوهاي خود را با تلاش و ممارست پيگيري كند و اجازه ندهد كه موانع سد راه او در جهت رسيدن به اهداف باشند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 10:46 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

خلاق باش، خلاق

نوشته:ربکا کابونل

ترجمه وگرداوری:مانیا تهرانی

خلاقيت هميشه باعث ايجاد افكار بزرگ در انسان‌ها بوده است و افكار بزرگ انسان را به سوي پيشرفت رهنمون مي‌سازد. اما نكته اين است كه معمولاً سخت‌ترين مرحله در خلاقيت، مرحله شروع و آغاز خلاقيت است. در مورد خلاقيت بايد گفت كه معمولاً ايده‌هاي بزرگ از محلي فراي باورهاي شخصي نشأت مي‌گيرد. پس بايد به دوردست‌ها نگريست و افكار متفاوت را آزمايش كرد تا به نتيجه مطلوب دست پيدا كرد.

روش‌هاي ايجاد خلاقيت

1.       زياد مطالعه كنيد

همانطور كه جسم ما براي فعاليت نياز به انرژي و تغذيه دارد، ذهن ما نيز به غذا احتياج دارد و مطالعه غذاي فكر ماست. بهترين تمرين براي فعال كردن ذهن خواندن كتاب است. سعي كنيد با افكار و عقايد انسان موفق در طول تاريخ آشنا شويد. شرح حال افراد بزرگ به ما كمك مي‌كند تا بدانيم چگونه اين افراد به موفقيت رسيده‌اند و شايد خيلي از آن‌ها در موقعيت پايين‌تري از ما قرار داشته‌اند اما با تلاش و كوشش به موفقيت رسيده‌اند.

مطالعه اين است كه شما با آگاهي از نظرات ديگران پيرامون مسايل مختلف سطحي‌نگري را كنار مي‌گذاريد و با يك ديد عميق به موضوعات مختلف مي‌نگريد و همين ديد عميق كليد موفقيت‌ها آينده شما در مراحل مختلف زندگي است.

  1. استفاده از فرصت‌هاي خلاق ذهن

عده‌اي معتقدند كه خيال‌پردازي و فكر كردن به موفقيت‌هاي بزرگ كاري بيهوده است. اما بايد به اين افراد گفت كه بيشتر اختراعات و موفقيت‌هاي علمي در ابتدا خيال و رويا بودند و هيچ‌كس فكر نمي‌كرد كه روزي اين روياها به واقعيت تبديل شود. اما دانشمندان و انسان‌هاي موفق با آزاد كردن پرنده فكر از قفس منطق آن را به بي‌نهايت آسمان رويا فرستادند وآنجا بود كه پرنده فكر توانست چيزهايي را ببيند كه هيچ پرنده در قفس مانده‌اي آن را نديده بود. پس به ذهن اجازه دهيد تا به پرواز درآيد آنگاه است كه ذهن شما را به دوردست‌ها خواهد برد و نتايج شگفت‌انگيز پيامد اين پرواز زيبا است.

  1. استفاده از افكار ديگران

بهره جستن از افكار و عقايد ديگران به نوبه خود روش مناسبي براي گسترش ايده‌هاي شخصي شماست. افراد مختلف داراي ديدگاه‌ها و نقطه نظرات متفاوتي هستند. توانايي آن‌ها متفاوت است و سوابق و پيشينه‌هاي مختلفي دارند و در عين حال فكر و ذهن منحصر به خودشان را دارند.

هميشه اين گونه بوده است كه هنگامي كه يك بحث و يا پيشنهاد در يك جمع مطرح مي‌شود، آنقدر ايده‌ها و پيشنهادات مختلف بيان مي‌شود كه نيمي از آن هرگز به ذهن صاحب پيشنهاد نرسيده است و به اين طريق مي‌توان با استفاده از افكار ديگران با كوله‌باري سرشار از افكار متفاوت در جاده تصميم‌گيري گام برداشت.

نسبت به نظر هيچ‌كس بي‌توجه نباشيد و در مورد نظرات ديگران عجولانه و با موضع تدافعي برخورد نكنيد. به جاي قضاوت‌هاي بيهوده آن‌ها را سبك سنگين كرده و در امور روزمره زندگي از ايده‌هاي  مثبت آن استفاده كنيد.

  1. تغييرات در زندگي

گاهي اوقات تنها چيزي كه باعث مي‌شود ذهن خسته شما دوباره به كار افتد كمي تنوع در شكل ظاهري و نوع زندگي است. اگر چشم‌‌انداز پيرامون شما تغيير كند، ذهن شما نيز به صورت ناخودآگاه به سمت يك ديدگاه جديد تغيير جهت مي‌دهد. اگر تمام مدت در يك محيط مشخص زندگي خود را سپري كنيد و زندگي را بر اساس يك برنامه مشخص و تكراري پيش ببريد آنگاه هيچ فضايي را براي برانگيختگي فكر به وجود نياورده‌ايد.

بنابراين سعي كنيد كارهاي جديدي را در زندگي تجربه كنيد، ورزش كنيد، با دوستان تازه به مسافرت برويد، وسايل اتاق‌تان را عوض كنيد و خلاصه تغييراتي هر چند به ظاهر را در شكل و محتواي زندگي خود ايجاد نماييد.

  1. فاصله نسل‌ها را از ميان برداريد

سعي كنيد دايره افرادي را كه با آن‌ها مشورت مي‌كنيد گسترش دهيد. بعضي‌ها تصور مي‌كنند كه بايد حتماً با دوستان هم سن و سال خود رفت و آمد و مشورت كرد و كودكان و افراد مسن هيچ‌گاه نمي‌توانند مشاوران خوبي باشند. به ياد داشته باشيد كه ذهن كودكان شاداب و تازه است. كودكان جسور هستند و احساسات آن‌ها هنوز از طريق فشارهاي اجتماعي سركوب نشده است. كودكان به جهان با شگفتي مي‌نگرند و مانند بزرگترها پاكي و معصوميت خود را از دست نداده‌اند. با كودكان پيرامون مسائل مختلف صحبت كنيد تا به نقطه نظر ساده و بي‌آلايش آن‌ها پي ببريد. اگر مي‌خواهيد مشكلي را حل كنيد نظر آن‌ها را نيز جويا شويد. عقايد آن‌ها شما را به تعجب وا مي‌دارد. مهم‌ترين ويژگي كودكان اين است كه آن‌ها قصد تأثيرگذاري در ديگران را ندارند و همه چيز را تنها با اتكا بر پاكي و صداقت خود بيان مي‌كنند.

از سوي ديگر با افراد سالخورده و مسن نيز مشورت كنيد. آن‌ها مدت‌ها پيش با تمام اين مشكلات مواجه شده‌اند و با آن دست و پنجه نرم كرده‌اند. تجربيات آن‌ها آنقدر سودمند و با ارزش است كه با هيچ قيمتي آن را در جاي ديگر نمي‌توان به دست آورد. پس آن‌ها را دست كم نگيريد و با ديدگاه آن‌ها نسبت به زندگي آشنا شويد و از آن‌ها درس زندگي بياموزيد.

  1. اتكا به توانايي خود

بعضي مواقع لازم است كه انسان قواعد و اصول كلي را براي يك لحظه فراموش كند و به تنهايي در مورد موضوعي تصميم‌گيري كند. نكته مهم اين است كه قبل از اين‌كه به توانايي‌هاي خود اتكا كنيد و به تنهايي تصميم‌گيري كنيد بايد به مرحله‌اي رسيده باشيد كه احساس كنيد افكار و ايده‌هاي شما در اندازه‌هاي بالايي از توانايي قرار دارد. در آنصورت مي‌توانيد از نيروي ذاتي و استعداد دروني خود بهره بگيريد و ايده و فكري نو ايجاد نماييد.

  1. تمركز بر روي يك موضوع

اگرچه كه خيلي خوب است كه به ذهن خود اجازه دهيد آزادانه به گردش بپردازد. اما اين گردش بايد در حيطه دانش شما باشد. اگر يك طراح هستيد لازم نيست راه حلي براي مشكلات اقتصادي پيدا كنيد. افكار شما تنها در رشته‌اي كه مهارت داريد خوب كار مي‌كند. و در ساير رشته‌ها نه تنها مفيد نيست بلكه باعث اتلاف وقت و انرژي شما مي‌شوند.

اگر نياز به ورود به قلمرو تازه‌اي را داريد بايد سعي كنيد كه قبل از هر كاري با يك متخصص مشورت كنيد و اجازه انجام امور را به او بسپاريد تا با استفاده از دانش و تخصص او كارها را به جلو پيش ببريد.

  1. آزادي عمل به ذهن

نويسندگان براي آنكه فكر خود را آزاد كنند روش جالبي دارند. آن‌ها قلم را بر روي كاغذ مي‌گذارند و هر آنچه كه به ذهنشان مي‌رسد را بر روي كاغذ مي‌آورند و اصلاً برايشان مهم نيست كه اين نوشته‌ها داراي پيوستگي باشند. بلكه نكته مهم در اين تمرين پرورش خلاقيت و آزادي عمل به ذهن است.

اين تمرين مي‌تواند به شما نيز در پرورش خلاقيت ذهن كمك كند. شما هم تلاش كنيد كه اين تمرين را انجام دهيد و براي شروع مي‌توانيد از مشكلات زندگي شروع كنيد و آن‌ها را به صورت مكتوب بر روي كاغذ بياوريد اما توجه داشته باشيد كه اصلاً براي نوشتن فكر نكنيد و فقط بنويسيد بعد از مدتي خواهيد ديد كه ذهن شما چقدر نسبت به گذشته فرق كرده است.

  1. بازآفريني ايده‌هاي گذشته

افكار شما مانند كامپيوتر هستند كه هر چند وقت يك بار نياز است كه سخت‌افزار آن ارتقا يابد. ايده‌هاي بزرگ گذشته را پيش روي خود قرار دهيد و بر روي آن عمليات نوسازي انجام دهيد. آن‌ها را اصلاح كنيد و براي بهبودي آن‌ها تلاش كنيد.

در زمينه بازآفريني ايده‌هاي گذشته حتي مي‌توانيد به سراغ ايده‌ها و افكار شكست خورده قبلي برويد زيرا ممكن است در آن زمان بر اساس شرايط امكان موفقيت آن وجود نداشته است. اما امروز با شرايط جديد شما و محيط اطراف حتي آن ايده ناموفق مي‌تواند بسيار موفق باشد.

  1. استفاده از الهه وجود

آيا يك شي، آهنگ، مكان و يا شخص خاصي وجود دارد كه حضور يا تجسم او براي شما خوشايند باشد و به ذهنتان نيروي فوق‌العاده بدهد. اگر چنين است از آن استفاده كنيد. زيرا آن چيز مي‌تواند شما را به سمت ابتكارات بديع رهنمون سازد. از وجود آن منبع انرژي بخش استفاده كنيد و اجازه دهيد تا انوار طلايي آن به درونتان نفوذ كند و ذهن شما را در بر گيرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 10:11 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

مي‌خواي موفق بشي؟ اينا رو بخون!

نوشته:جاسپر رندالف

ترجمه و بازنویسی:ایسان غفارزاده

بزرگ‌ترين چالش و آرزوي بشر در طول تاريخ اين بوده است كه چگونه مي‌توان موفقيت را به دست آورد اما به راستي موفقيت چيست؟ آيا موفقيت داشن همسر دلخواه و محيط خانوادگي آرام است؟ آيا گرفتن يك مدرك تحصيلي بالا موفقيت است؟ ثروت، شايد كسب يك ثروت انبوه موفقيت حقيقي است؟ موفقيت شايد برتر بودن است. مثلاً شاعر، نويسنده، ورزشكار و يك آدم مشهور بودن؟

واقعيت اين است كه همه آنچه در بالا گفته شد به نوعي موفقيت هستند. زيرا موفقيت به دليل تفاوت انسان‌ها با يكديگر براي هر كسي داراي معنايي است. پس نتيجه مي‌گيريم كه موفقيت امري نسبي است و هيچ‌گاه نمي‌توان براي آن تعريف واحدي را قايل شد.

آلفرد اوشن معتقد است: آرامش و اطمينان بهترين موفقيت است. فرد موفق كسي است كه به خواسته‌هاي دروني خود برسد و در درون خود احساس رضايت خاطر داشته باشد، كه اين احساس رضايت تنها در گرو تلاش و كوشش مداوم در زندگي به دست مي‌آيد. شايد تعريف فرهنگ وبستر در مورد موفقيت تعريف كاملي باشد كه مي‌گويد: موفقيت نيل رضايت‌بخش به هدف است، اين تعريف تا حدودي تعريف كلي و كاملي از موفقيت است كه براي هر كس اين هدف متفاوت است.

اصول موفقيت

1.       داشتن هدف‌هاي بزرگ، اما دست يافتني

هدف‌هاي عالي و بزرگ، انسان را به تفكر، تلاش و كوشش وا مي‌دارد. پس بايد سعي كرد به اهداف بزرگ انديشيد و براي به دست آوردن آن با تمام وجود تلاش كرد. به خاطر داشته باشيد افراد موفق مردان و زنان جسوري بوده‌اند كه با اراده و جسارت از مشكلات نهراسيده‌اند و براي نيل به اهداف خود تلاش و كوشش كرده‌اند و سرانجام به آن رسيده‌اند.

2.       استفاده از هوش، استعداد و پشتكار

باكستون مي‌گويد: با استعداد متوسط اما پشتكار قوي مي‌تواني به هر چه كه مي‌خواهي برسي. اين سخن باكستون به خوبي اهميت پشتكار را نشان مي‌دهد. پشتكار عاملي است كه انرژي لازم را براي رسيدن به هدف براي انسان به وجود مي آورد و عدم وجود آن زمينه‌ساز نيمه‌كار ماندن حركت در مسير موفقيت است.

شيلر نيز معتقد است: تنها كسي موفق مي‌شود كه به انتظار ننشيند و همه چيز را از هوش و حواس خود نخواهد. همة اين صحبت‌ها حاوي يك پيام مهم و اساسي است. اين‌كه براي رسيدن به موفقيت بايد همة ابزار و امكانات در كنار يكديگر قرار گيرد تا يك مجموعه هدفمند براي نيل به هدف را به وجود آورد و هيچ يك از عوامل هوش، استعداد، پشتكار به تنهايي نمي‌تواند عامل موفقيت باشد اما اين‌ها در كنار يكديگر انرژي و اتمسفر مثبتي را ايجاد مي‌كند كه سرعت رسيدن به موفقيت را در فرد تسريع مي‌بخشد.

3.       شانس همة موفقيت نيست اما از فرصت‌ها بهره بگيريد

شانس در واقع توانايي درك موقعيت و انتخاب صحيح است. شانس و اقبال يعني استفاده درست و به جا از فرصت‌هاي ايجاد شده براي فرد، اما بايد فراموش نكرد كه براي رسيدن به موفقيت نبايد دلخوش به شانس و اتفاق بود و اين سخن لينكلن را كه مي‌گويد: بيشتر خوشبختي‌ها و بدبختي‌هاي افراد صرفاً به دست خودشان است، را به خاطر داشت و براي رسيدن به موفقيت و يا عدم موفقيت شانس را عامل اصلي ندانست. بلكه اين نكته را در نظر گرفت كه شانس در واقع استفاده درست انسان‌هاي هوشمند از فرصت‌هاي ايجاد شده است و اگر احساس مي‌كنيم كه بدشانس هستيم به خاطر اين است كه موقعيت‌ها را به خوبي درك نمي‌كنيم.

4.       شعار اصلي اين است: خواستن، توانستن است

خواستن نه به معناي خواستن دروني و اميدوار بودن و آرزو داشتن است، بلكه خواستن به معناي عمل كردن است. خواستن يعني اراده كردن و اراده كردن يك فرماني دروني است كه عمل به آن موفقيت را به همراه خواهد داشت. سعي كنيد خواستن را سرلوحه فعاليت‌هاي خود قرار دهيد و ايمان داشته باشيد اين خواستن زمينه‌ساز موفقيت است.

5.       نمي‌دانم، نمي‌توانم، نمي‌شود را از ذهن بيرون كنيد

در دنياي انسان‌ها غيرممكن وجود ندارد و انجام هر كار به شرط داشتن اراده قوي، امكان‌پذير است. دكتر داير در اين مورد مي‌گويد: دست به دست كردن، آدم را در چاه شايد سرگردان مي‌كند و او را به جز به خانه هرگز به جايي ديگر رهنمون نمي‌سازد. داير در جايي ديگر مي‌گويد: اگر براي حل مشكلات به خود ترس راه دهيد، ناخواسته روحيه يأس و نااميدي موجب عدم اجراي آن كار مي‌شود.

حضرت علي علي‌السلام نيز مي‌فرمايند: يأس و نااميدي از بزرگ‌ترين گناهان است. خوب فكر مي‌كنم اين جملات به اندازه كافي اثر مخرب نااميدي و يأس را براي شما آشكار كرد. اميدوارم به اهميت اين نكته پي برده باشيد كه داشتن اميد در زندگي به معناي بودن و زندگي كردن است و افراد نااميد اگرچه در ظاهر زنده هستند اما آن‌ها مدت‌ها است كه مرده‌اند و آن زمان دقيقاً همان لحظه آغاز يأس و نااميدي بوده است.

6.       تقسيم كار به اجزاء كوچك

هنري فورد معتقد است اگر كار را به بخش‌هاي كوچك تقسيم كنيد و جزء به جزء انجامش دهيد، به نظر بزرگ و دشوار نمي‌آيد. به ياد داشته باشيد كارهاي انجام شده بزرگ، با قدم‌هاي كوتاه آغاز شده است. يك ضرب‌المثل چيني مي‌گويد: مردي كه كوه را از ميان برداشت، كسي بود كه شروع به برداشتن سنگريزه‌ها كرد. باور داشته باشيد كه راه‌هاي طولاني نيز با قدم‌هاي كوچك طي مي‌شوند. فقط بايد گام برداشت و حركت كرد و گام به گام به پيش رفت تا به انتهاي جاده رسيد.

7.       استفاده از تمام نيروي خود

تا به حال به اين فكر كرده‌ايد چرا يك ذره‌بين مي‌تواند يك تكه كاغذ را آتش بزند. بله درست است، اين به اين خاطر است كه ذره‌بين همة نور خورشيد را در يك نقطه متمركز مي‌كند و همين تمركز انرژي باعث مي‌شود كه كاغذ آتش گيرد. بنابراين سعي كنيد ذره‌بين باشيد و از همه نيروهاي درون خود و همة ابزارهاي موجود استفاده كنيد و آن را در يك جهت متمركز كنيد تا بدان هدف دست پيدا كنيد. به خاطر داشته باشيد عدم تمركز نيروها باعث اتلاف وقت و انرژي شما و عدم كسب موفقيت است.

8.       استفاده از تخيل و ضمير ناخودآگاه

دكتر ماكسول مالتر در كتاب علم كنترل ذهن مي‌گويد: مغز و دستگاه عصبي انسان داراي مكانيزم هدف‌جويي است كه به طور خودكار براي رسيدن به يك هدف بخصوص، فعاليت مي‌كند. يعني مغز آنقدر بر هدف مورد نظر تمركز مي‌كند تا سرانجام به پاسخ مطلوب برسد. به همين سبب سپردن آرزوها به ضمير ناخودآگاه، شما را به فعاليت براي يافتن راه حل وادار مي‌سازد. به قول دكتر ژوزف مورفي ضمير باطن، ايده، عقيده و ايمان سلطه را با آغوش باز مي‌پذيرد. پس سعي كنيد با ورود تفكر مثبت، ضمير ناخودآگاه خود را بارور سازيد. سعي كنيد خود را از شر افكار نااميد كننده و منفي برهانيد تا به آرزوهاي خود برسيد. مطمئن باشيد آنچه را كه مغز انسان تصور و باور كند به آن مي‌رسد.

9.       ترس را از خود دور كنيد و توكل و اميد به خدا را جايگزين آن كنيد

خداوند در قرآن مي‌فرمايد: انسان برترين مخلوقات است يا در جاي ديگري مي‌فرمايد: ما همه چيز را به خاطر او آفريديم و يا اگر تو نبودي افلاك را نمي‌آفريديم و موارد زيادي كه به جهت اختصار از ذكر آن‌ها خودداري مي‌شود. همه اين‌ها بيانگر اين موضوع است كه همه چيز به خاطر انسان خلق شده است و انسان براي خداوند بسيار ارزشمند است. پس در نتيجه هيچ‌گاه او را تنها نخواهد گذاشت. پس ترس ديگر معنايي نخواهد داشت. زيرا كه يك حامي، دوست و پشتيبان بزرگ مانند خداوند كه برترين است هميشه همراه ما است. پس بايد به او توكل كرده و با اميد به حمايت و نگاه ويژه او به خود، در مسير موفقيت گام برداشت.

10.    احساس مثبت در جهت رسيدن به هدف

بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه تنها افكار آميخته با احساس مي‌تواند روي ذهن نيمه هوشيار اثر بگذارد. اين امر حقيقت كاملاً شناخته شده‌اي است كه احساس و هيجان بر اغلب مردم حكومت مي‌كند. پس بهتر است با احساسات و هيجانات بيشتر آشنا شويد.

در وجود انسان هفت احساس مثبت و هفت احساس منفي كلي شناسايي شده است. احساسات منفي بي‌آنكه ما دخالتي در آن داشته باشيم به ذهن نيمه هوشيار ما وارد مي‌شوند. اما جنبه‌هاي مثبت و افكار مثبت را بايد خود ما به ذهن تزريق نماييم و راه حل انجام اين كار تلقين است. هفت احساس منفي عبارت‌اند از: ترس، حسادت، تنفر، انتقام، حرص و طمع، خرافات و خشم.

11.    تفاوت‌هاي فردي را فراموش نكنيد

هر كس با توجه به امكانات، استعدادها و ظرفيت‌هاي خود به موفقيت مي‌رسد و به خاطر تفاوت‌هايي كه انسان ها با يكديگر دارند هر كس به نوعي و به شكلي موفق مي‌شوند. پس نياز نيست به خاطر اينكه ديگران به موفقيت‌هاي بزرگ‌تر و بيشتري رسيده‌اند خود را مورد مؤاخذه قرار داد زيرا او داراي استعدادها و توانايي‌هاي خاصي بوده است كه باعث گرديده به آن موفقيت برسد. پس به جاي آنكه خود را مورد مؤاخذه قرار داد سعي كرد به شكل و شيوه و به اندازه توانايي خود به موفقيت رسيد.

نكته آخر اين‌كه لويي استوني در مورد موفقيت و راه رسيدن به موفقيت مي‌گويد: تنها گنجي كه ارزش جست و جو كردن دارد، هدف است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 10:9 قبل از ظهر  توسط مهدی  |