تبليغاتX
یاداشت های یک دیوانه
اگر خلاصه بخوام بگم باید بگم خلاصه ما هم دیوونه هستیم البته دور از جان شما.خودم رو گفتم
اینارو بفرستیم المپیک بهتره .مگه نه؟

 

 

این حتما برامون مدال میگیره آقای واعظ اشتیانی این رو ببر تیم ملی دوچرخه سواری

 

 

خدایی استیل رو نگاه کم .ادم حال میکنه

 

 

 

 

 

 

 

جانشین حسین رضازاده پیدا شد.تازه دم المپیک هم یهو مرض قند نمیگیره

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 11:20 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

دانشمندان علم ژنتیک با بی رحمی تمام موجودی ساخته اند که کاملاً درد را احساس

می‌کند ولی نمیتواند جیغ بکشد!

/genpet

 

شركت جن‌پتس ( ‪ ( genpets‬، اقدام به تولید انبوه حیوانات ژنتیكی كرده است كه نمونه آنها در طبیعت وجود ندارد.

این موجود زنده در حالت خواب زمستانی در بسته‌بندی‌های مخصوص در فروشگاه‌های این شركت عرضه می‌شود.

حیوان خانگی ساخته شده در شركت جن‌پتس مانند دیگر حیوانات دچار درد و رنج می‌شود اما به گونه‌ای ساخته شده كه هنگام درد، سر و صدای زیادی نمی‌كند.

عمر این حیوان یك تا سه سال است و پس از خروج از بسته بندی و
برخاستن از خواب زمستانی به سرعت با انسان و كودكان انس می‌گیرد.

این شركت اعلام كرده است كه به زودی فروش انبوه محصول خود را در قفسه فروشگاه‌های زنجیره‌ای و نمایندگی‌های خود آغاز می‌كند و اكنون در حال ثبت و اهدای حق نمایندگی فروش است.

این شركت با استفاده از دستاوردهای مهندسی ژنتیك، بااصلاح و دستكاری مولكول‌های دی‌ان‌آ (‪ (DNA‬كه حاوی اطلاعات زیستی جانداران است اقدام به تولید انبوه و فروش پستانداران زنده كرده است.

بسته‌بندی‌ها دارای نشانگر ضربان قلب حیوان، چراغ ال‌ایی‌دی (‪ (LED‬كه درجه تازگی حیوان را نشان می‌دهد و لوله
ویژه تغذیه است.

شركت سازنده این حیوانات اعلام كرده است كه آنها مانند دیگر حیوانات، دارای عضله، استخوان و خون هستند و اگر قسمتی از بدن آنها بریده شود، خونریزی می‌كنند و در صورت عدم مراقبت جان خواهند باخت.

دی‌ان‌ای این حیوانات بر اساس فن‌آوری میكرواینجكشن تخم (‪Zygote Micro‬ ‪ (Injection‬ تهیه شده است. این فن‌آوری در سال ‪ ۱۹۹۷‬بوجود آمده است و در سال ‪ ۲۰۰۳‬ از آن برای تلفیق دی‌ان‌آی انسان و خرگوش با موفقیت استفاده شد.

اقدام شركت جن‌پتس دغدغه فیلسوفان و حامیان حقوق انسان و حیوانات را بار دیگر گوشزد می‌كند و بیم زندگی در جهانی مانند
“جزیره دكتر مونرو” را به ذهن متبادر می‌كند.

در جزیره دكتر مونرو كه یك داستان تخیلی مربوط به چند دهه پیش است، حیواناتی زندگی می‌كنند كه نیمی انسان و نیمی حیوان‌اند.

به نظر می‌رسد با عرضه انبوه این حیوانات خانگی، كه برخی خصوصیات عروسك‌ها را نیز دارا هستند، نسلی از كودكان پرورش می‌یابند كه تفكر متفاوتی در مورد حیات، سر منشا و ماهیت آن در ذهن خواهند داشت و به این ترتیب نگاه
آنان به زندگی و فرهنگ زیستی آنان دگرگون خواهد شد.

یک موجود زنده که توسط دی ان ای هایی ترکیبی از حیوان و انسان و علم مهندسی بیو ایجاد و ساخته شده .

میدونم که تعجب کردید و هزار تا سوال براتون اینجا شد ،خوب تصمیم دارم به یک سری از سوالها که برای خودم هم اولش ایجاد شد و جوابش و با تحقیق گرفتم ، پاسخ بدم .

آیا جن پتس زنده است و نفس میکشد ؟
بله جن پتس زنده است و نفس میکشد ، عضله و خون دارد ولی با القاء خواب زمستانی به این حالت در پلاستیک قرار گرفته است . در عین حال در همین حالت هم کاملا زنده است و از سوراخهایی که بر روی پلاستیک
قرار دارد تنفس میکند.

آیا جن پتس چشم هایش را باز میکند ؟
بله ! حدود بیست دقیقه بعد از اینکه بسته را باز کردید ، جن پتس کم کم بیدار میشود و زندگی خود را شروع میکند .

*آیا جن پتس احساسات دارد و چه نوع موجودی است ؟
بله ، جن پتس با تغییراتی که در دی ان ای آن ایجاد شده در هفت شخصیت یا کارکتر وارد بازار خواهد شد ، و شما میتوانید بنا به علاقه تان ، جن پتس باهوش، کم حرف ،شیطون ، مودب و یا اجتماعی را خریداری کنید.

*آیا جن پتس رشد میکند ؟ چند سال عمر میکند؟
جن پتس رشد کامل خود را داخل
بسته انجام میدهد و میزان عمرش بسته به نوع آن از یک تا سه سال متفاوت است .

**توضيح اضافه :
این محصول در دو مدل یکی با طول عمر یک سال و دیگری با طول عمر سه سال و در هفت مدل پهلوان(قرمز) ماجراجو (نارنجی) شاد (زرد) آرام (سبز) متین (آبی) روحانی و رویایی(بنفش)ساخته شده‌است.

خوب بعد سوال و جواب ها ، جالبه براتون هم بگم که این کمپانی این محصول را تولید کرده تا جای عروسک و یا حیوانات خانگی را
در منازل بگیرد و مشکلات حیوانات را نداشته باشد

 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 2:14 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

سلام من دوباره برگشتم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

 

 

      آشنايي با برخي رسوم مردم هندوستان

 

 

سرزمين‌هاي واقع در مشرق زمين مهد آداب و رسوم و سنت‌هاي كهن هستند. يكي از كشورهايي كه فرهنگ و سنت‌هاي قديمي دارد هندوستان است. در اين مطلب سعي مي‌شود به اختصار شما را با برخي از آداب و رسوم مردم كشور هندوستان آشنا كنيم. در واقع اين مقاله يك پيش زمينه است براي شما تا بيشتر در مورد كشورهاي ديگر به خصوص سرزمين‌هاي مشرق زمين اطلاعات داشته باشيد.

 

Namaskar

 

اين كلمه يادآور متداول‌ترين و مشهورترين نوع سلام و عليك در هند است كه در هنگام خوش‌آمد گويي و يا خداحافظي به كار مي‌رود. دراين شيوه سلام كردن، كف دو دست را به هم مي‌چسبانند و در زير صورت به سمت بالا نگه مي‌دارند و كمي خم مي‌شوند و سپس به شخصي كه ديده‌اند به اين روش سلام مي‌كنند.

مردم هندوستان معتقدند كه چسباندن دو دست به يكديگر نشانه همفكري و همرنگي با شخص مقابل است و از طرفي دست راست را مظهر روح و طبيعت معنوي انساني و دست چپ را نشانگر جهان مادي و جسم انساني مي‌دانند و با اين حركت مي‌خواهند يكي بودن جسم و جان خود را به شخص مقابل بدهند.

 

Tilak

 

تيلاك نشان مذهبي‌اي است كه آن‌ها بر روي پيشاني خود مي‌گذارند و معتقدند براي آن‌ها سعادت، خير و بركت به ارمغان مي‌آورد. اين نشان معمولاً از خمير قرمز رنگي كه تركيبي از زردچوبه، زاج سفيد، يد و كافور است تهيه مي‌شود و سپس به صورت لكه‌اي كوچك در بين ابروان گذاشته مي‌شود. به عقيده مردم هند، اين نقطه از پيشاني محل خرد نهفته، تمركز و عقل انساني است. در ضمن از نظر مسائل عبادي هم كانون مهمي به حساب مي‌آيد و از طرفي آن را چشم سوم وجود خود مي‌دانند و تمام مراسم مذهبي آن‌ها با گذاشتن تيلاك و چند دانه برنج با انگشت نشانه شست روي اين نقطه انجام مي‌شود. در ضمن اين رسم در بعضي مواقع براي خوش‌آمد گويي يا وداع با ميهمان هم ديده مي‌شود.

 

Arati

 

انجام اين سنت نشاني از عشق و تكريم است و در شرايط و موقعيت‌هاي متفاوت چون ستايش و درخواست بركت از خدا، تولد كودكان، خوش‌آمد گويي به مهمان، شركت در محافل شعري و سرود و خوش‌آمد گويي به عروس و داماد جديد به فراخور موضوع استفاده مي‌شود.

روش كار هم بسيار ساده است؛ پنج لامپ يا چراغ كوچك را با كره يا روغن پر مي‌كنند و در سيني فلزي كوچكي قرار مي‌دهند. در كنار آن نيز صدف حلزوني با آب پر مي‌شود و اطرافش را با گل و برگ تزئين مي‌كنند. بخور كافور هم به عنوان عطر سيني استفاده مي‌شود و در نهايت سيني تهيه شده به حالت چرخان در محافل ذكر شده حركت داده مي‌شود تا ارواح شيطاني و تأثيرات چشم‌هاي شيطاني از آن مجلس دور شود.

 

حلقه‌هاي گل

 

درست كردن حلقه‌هاي گل در هند بسيار مرسوم است. در هنگام نشان دادن ادب و احترام بيشتر دسته‌گل‌هايي از ياس سفيد با گل‌هاي جعفري يا هميشه بهار (نارنجي رنگ) تهيه مي‌كنند. و به شكل ريسماني به هم مي‌بافند و ته آن را گره مي‌زنند و آن را در مراسم مختلف بر گردن كسي كه مي‌خواهند به او احترام بگذارند مي‌اندازند. استفاده از حلقه گل در مراسم ازدواج بسيار مرسوم است.

 

سنجاق روي بيني

 

سنجاق روي بيني كه يك نگين براق است، مظهر اخلاص و نشان ازدواج و تأهل زنان هندي است. اگرچه با گذشت زمان اين زينت مورد استفاده دخترها هم قرار گرفته است.

 

Mangalsura

 

گردنبندي است بر گردن زنان متأهل و معادل حلقه ازدواج در غرب و ساير كشورها است. گردنبند فوق معمولاً از دو رشته كوتاه از مهره‌هاي سياه و آويزان از طلا است. در روز عروسي اين گردنبند توسط داماد بر گردن عروس آويخته مي‌شود تا دانه‌هاي سياه آن عروس خانم را در مقابل شيطان حفظ كند.

 

Shakna-Paula

 

دستبندي است كه از مرجان قرمز و صدف تهيه مي‌شود كه در مجلس عروسي به دست عروس خانم بسته مي‌شود. مفهوم اين دستبند در ميان مردم هند اين است كه با اين دستبند داماد به عروس قول مي‌دهد تا او را خوشبخت كند و او را هميشه دوست داشته باشد. هندي‌ها به اين دستبند، دستبند عشق مي‌گويند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 10:38 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

 

              يلدا، شبي پرخاطره

 

 

نوشته:مهدی حاجی بیگی

 

 

يلدا يكي از كهن‌ترين جشن‌هاي ايرانيان بوده و هست. در اين بلندترين شب سال افراد دور و نزديك در منزل بزرگ خانواده جمع مي‌شوند و با خوردن ميوه و آجيل اين شب را كه پايان پاييز و شروع زمستان است را با شادي مي‌گذرانند. در اين شب خوردن ميوه‌هاي نظير هندوانه، انار، سيب و به و نيز انواع خشكبار به خصوص آجيل شيرين و تخمه بو داده شور، معمول است. از دير باز رسم بوده است كه مردان جوان خوانچه‌هاي آراسته ميوه و هديه را به خانه نامزد خود مي‌فرستادند و در شب يلدا به ميهماني به خانه عروس مي‌رفتند. خانواده دختر نيز لباس و پارچه‌هاي نبريده به جاي آن هديه مي‌فرستادند.

اما ريشه و معناي لغت يلدا كه لغتي سرياني است به معناي ميلاد و تولد است. اما معروفيت اين شب در ادبيات به دليل طولاني‌ترين شب سال بودن است. فراق معشوق و گيسوي يار هميشه به اين تشبيه شده است. شب يلدا درازترين شب سال و در اصطلاح شب چله است.

مراسم شب يلدا مراسمي بسيار كهن و مربوط به دوران پيش از زرتشت و شب زاده شدن ايزدمهر است. چه اگر بتوان در طي سال شبي را در نظر گرفت كه در آن ايزدمهر ايزدي كه خورشيد گردونه اوست متولد شود، بايد آن شب در تاريكي و درازي از تمام شب‌هاي سال ممتاز باشد و چنين شبي همان شب يلدا است. هنگامي كه آيين مهر در اروپا رواج داشت، مراسم شب يلدا با شكوه تمام در اين قاره برگزار مي‌شد. هنگامي كه مسيحيت به عنوان دين تازه در اروپا رواج پيدا كرد، پيروان آيين مهر بي‌رحمانه قتل عام شدند و مبلغان مسيحيت كه دريافتند برانداختن سنت‌هاي آيين مهر ناشدني است و ياد آن همچنان در خاطر مردم زنده است تصميم گرفتند شب ميلاد ايزدمهر را به ميلاد مسيح تبديل كنند. فاصله مختصري كه ميان اين دو جشن وجود دارد بر اثر اشتباه محاسبه در تقويم پديد آمده است. در واقع ميلاد مسيح همان شب يلدا پيروان مهر است كه در ايران نيز گرامي‌داشت آن بعدها علي‌رغم رواج دين زرتشت از ميان نرفت و هنوز هم مردم بدون آنكه علت آن را بدانند اين شب را جشن مي‌گيرند.

يلدا از آيين‌هاي كهن اساطيري ايران است كه از تضادهاي طبيعت در فرآيند مبارزه دو عنصر اهورايي و اهريمني در نظام طبيعت به وجود آمده است. بر اساس باورهاي اساطيري، دو نيروي موجود در دنيا، آنچه نيكي و بدي در طبيعت وجود دارد را بين خود تقسيم كرده‌اند، اگرچه ساز و كار اين تقسيم، بر مبارزه دو عنصر زير زمان نيروهاي ياد شده است، اما از درون آن بايد يك نظام برادرانه براي اداره عالم به وجود آيد.

روز با روشني و زايندگي، بر اساس اين اعتقادات قلمرو اهورايي يزدان است و شب با سياهي و تباهي كه در درون خود دارد قلمرو اهريمني است. در فرهنگ اساطيري اين اعتقاد وجود داشته كه پليدي‌ها زير چادر سياه شب پناه مي‌گيرند و به همين جهت شب را هراس‌آفرين مي‌دانسته‌اند و از اين جهت كه يلدا طولاني‌ترين شب و مصداق آغاز سرما بوده است، به همين جهت اين اعتقاد وجود داشته كه براي در امان ماندن از اهريمن شب، خواب به چشم راه نداد و در اين شب بيدارماند تا نيروي اهريمن نتواند بر همه چيز سيطره پيدا كند.

عده‌اي از ايرانيان شب چله را عمو چله جون مي‌نامند كه مهرباني‌هاي بابانوئل اروپائي‌ها را به ياد مي‌آورد. بر اساس اين اعتقاد مردم دو روز مانده به شب چله فرش و لحاف خانه را تميز مي‌كنند، در و پنجره را باز مي‌گذارند، چراغ را روشن مي‌كنند و با سفره‌اي با انواع غذا و شيريني و خوراكي به استقبال عمو چله جون مي‌روند، همان‌طور كه در اروپا به استقبال بابانوئل مي‌روند.

بر اساس باور گذشتگان عمو چله جون، نماد آشتي ميان همسران است. اگر عمو چله جون از زن خانه راضي باشد خانه در آن سال روي خوشبختي مي‌بيند. در نيمه شب يلدا مردم با احترام عمو چله جون را بدرقه مي‌كنند و او را تا لب رودخانه مي‌برند و با او خداحافظي مي‌كنند.

اما در آيين شب چله نماد مؤئنثي نيز براي شب چله وجود دارد كه به آن چله زري مي‌گويند كه عروس زمستان است و با آيين‌هاي جذابي از او استقبال مي‌شود. در اين آيين از ميان دختران و دوشيزگان روستا به صورت قرعه يكي انتخاب مي‌شود و اسم او را چله ‌زري مي‌گذارند، او را روي تختي در پشت بام خانه‌اش مي‌نشانند و او را مانند يك عروس آرايش مي‌كنند، اطراف او را شمع روشن مي‌كنند و مادرش نقل بر سر او مي‌ريزد و مردم مشغول شادي مي‌شوند.

به هر تقدير شب يلدا كه ريشه در فرهنگ و سنت‌هاي دير باز ايرانيان دارد و نشان از تمدن و فرهنگ غني ايراني است بهترين بهانه است براي نزديك شدن دل‌ها به يكديگر و تحكيم پيوندهاي دوستي ميان مردم و سپري كردن طولاني‌ترين شب سال در كنار يكديگر و چه شب قشنگي است شب يلدا، كه براي همه ما پر از خاطره است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

10 روش فوق العاده براي جذب جنس مخالف

 

۱- قبول کنید به دنبال برقراری رابطه هستید

افتخار کنید به سن بلوغ و بزرگسالی رسیده اید و همچنین به خوبی می دانید نیازمند همسری هستید که ادامه زندگی خود را با او بگذرانید.

 

2- روابط گذشته را برای خودتان حل نمایید

 

سعی کنید صدماتی که در گذشته به شما وارد آمده را فراموش کنید و اگر تقصیر از جانب شما بوده تلاش کنید از آنها عذر خواهی کرده و طلب بخشش نمایید. اگر بخواهید همواره وقایع تلخ گذشته را در ذهن خود مرور کنید و سعی بر منطقی کردن آنها داشته باشید، مطمئن باشید که کار به جایی نخواهید برد. شما باید از یک رابطه فقط دریافت احساسی داشته باشید. نامه ای بفرستید، تلفن بزنید، و از همه اینها بهتر رو در رو با شخص مورد نظر صحبت کنید. به خاطر داشته باشید که بخشش و عشق در قلب شما زندگی می کند نه در سرتان.

 

3- از تمرین تصویری استفاده کنید

 

بر روی یک تکه کاغذ بنویسید: "من خوشحالم از اینکه مالک ......هستم." و رابطه ای که آرزویش را می کنید برای خود توصیف نمایید. سعی کنید احساسات، و آرزوهایی را که دارید، در ذهن خود به تصویر بکشید و البته نه فقط در مورد شریک زندگی، بلکه به طور کلی در مورد رابطه تان. در آن سمت کاغذ هم بنویسید: "مطمئن هستم که به تمام خواست هایم می رسم، به این دلیل که...." و بعد هم تمام حقایق موجود پیرامون آن مطلب را برای خود به رشته تحریر درآورید. این کاغذ را به کسی نشان ندهید، اما آنرا در دسترس نگه دارید و به طور مکرر به آن نگاه بیندازید.

 

4- باورکنید که جذب جنس مخالف یکی از طبیعی ترین کارها در سرتاسر دنیاست

 

اگر برای بدست آوردن چیزی، بیش از اندازه تلاش می کنید، بهتر است کاملاً ریلکس با قضیه برخورد کنید؛ چراکه طبیعت آنچه را که لازم است، انجام می دهد!

 

5- همان طور رفتار کنید که انتظار دارید دیگری با شما رفتار کند

 

در خودتان همان صفاتی را که دوست دارید شریکتان داشته باشد، پرورش دهید و برای ارتقای آنها از هیچ تلاشی مضایقه نکنید: کلاس، آماده سازی، تراپی، رشد معنوی، رژیم، ورزش و غیره.

 

6- اگر کاری که انجام می دهید نتیجه بخش نیست موارد دیگر را امتحان کنید

 

خود را از مرزهایی که در سرتاسر خود کشیده اید، رها سازید. اگر برای مدت زمان بسار زیادی است که با آدم ها متفاوت قرار ملاقات می گذارید، اما به نتیجه دلخواه دست پیدا نمی کنید، به خودتان مدتی فرصت بدهید تا بتوانید راحت تر با مسائل برخورد کنید. اگر جزء افرادی هستید که بیشتر وقت خود را در خانه می گذرانند، بهتر است کمی به بیرون بروید، و یا به کانون های همسریابی ملحق شوید.

 

7- به سکس با همسرتان به عنوان یک امر مقدس نگاه کنید

 

چون همین طور هم هست. سکس نشانه مقدسی از عشق حقیقی و سرسپردگی شما، هم نسبت به خودتان و هم نسبت به شریک زندگیتان می باشد. یک رابطه موفق جنسی می تواند یک ارتباط ضعیف را حتی تا 3 سال نیز برقرار نگه دارد. شما که دوست ندارید پس به پایان رسیدن دورانتان مجبور شوید جلوی آینه، سیگار دود کنید؟

 

8- اصوات درونی خود را که موجب تخریب رابطه می شوند، کنترل کنید

 

وقت بگذارید و با صدای درونتی تان در مورد وقایع گذشته، ترس ها، ناراحتی ها، نگرانی ها، آسیب ها، و زخم ها صحبت می کند. با انجام این کار به طور حتم به نتیجه دلخواه خواهید رسید.

 

9- سعی کنید برای شخص منحصر بفردی که وارد زندگیتان می شود ارزش و احترام قائل باشید

 

آن خانم و یا آقای مورد نظر در حال حاضر مشغول زندگی شخصی خود هستند. باید برای آنها انرژی بفرستید تا آنها را پذیرای زندگی مشترک سازید.

 

10- با روی باز از دیدگاههای جدید استقبال کنید

 

کتاب هایی از قبیل آنچه در این قسمت به آن اشاره می شود را مطالعه کنید: کتاب آمادگی برای انجام کارهای شخصی، نوشته دکتر پاتریشیا آلن؛ چگونه مجرد نمانیم، نوشته نیتا تاکر؛ سکس ، عشق ، شیفتگی: چگونه می توانم تشخیص دهم؟ نوشته ری ای شرت. حتی اگر با تمام مطالب داخل کتاب موافق نبودید سعی کنید به تدریج دید خود را نسبت به مسائل مختلف تغییر دهید.

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 10:33 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

 

               آرایش های پاییزی

 

پاییز همیشه همراه خود رنگهای گرم می آورد و سایه های آرایش
این فصل: قـرمز، ارغـوانـی تیــره، طـلایـی، سیـاه و شـرابـی همـه
نشان دهنده رنگ های طبیعت هستند. در این فصل برای متفاوت
جلوه کردن، انتخاب های متفاوتی خواهید داشت.

 آرایش تیره


فکر نکنید که یک آرایش تیره و سیاه شما را ترسناک جلوه خواهد
داد. ایـن نـوع آرایش هم برای روز و هم شب مناسب خواهـد بـود.
این سه قدم را برای انجام چنین آرایشی دنبال کنید. 
 

1- به آرامی با مداد چشم سیاه و نرم بالا و پایین پلک را بکشید، توجه کنید که کاملاً این خط چسبیده به مژه ها باشد.

2-بعد آن را با برس مخصوص یا حتی انگشتانتان کاملاً صاف کنید.

3-   سپس با برس نرم متوسط کمی سایه تیره بالای پلک بزنید. هر چه بالاتر از مژه ها می روید این سایه باید کمرنگ تر شود. غروب خورشید را در نظر بگیرید، در افق رنگها پررنگ تر هستند و هر چه بالاتر می رود کمرنگ تر می شود. همین رنگ را در زیر چشم هم استفاده کنید تا تاثیر بیشتری داشته باشد. برای صاف کردن گوشه ها از سایه کرم
رنگ استفاده کنید تا با آن مخلوط شود. و در آخر ریمل سیاه را به مژه ها بزنید.

نکته: وقتی آرایش چشم ها زیاد باشد، لب ها باید بسیار ساده آرایش شود. سعی کنید برای لب از رنگ های روشن و تقریباً براق کننده استفاده کنید.   


آرایش پررنگ


وقتی لب ها با رنگ های تندی مثل شرابی تیره، جگری تند یا برنز آرایش شود، بسیار شیک و در عین حال تجملی جلوه خواهید کرد.   

انتخاب رنگتان هر چه باشد، بگذارید لب ها اول باشند و به چشم آیند و بعد سایر قسمت های صورت به دنبال آن باشند. با چنین آرایشی برای لب ها باید سایه چشم بسیار کمرنگ و ملایم باشد.   

نکته: وقتی می خواهید برای لب از رنگ های تند استفاده کنید، با فرچه لب این کار را بکنید تا دقیق تر و راحت تر این کار انجام شود.  


آرایش براق


اگر تا به حال خجالت می کشیدید که از آرایش ها ی براق استفاده کنید، دیگر نترسید.  برای دادن برجستگی بیشتر به چشم ها، روی پلک بالایی از سایه بژ براق یا طلایی استفاده کنید. در خط چسبیده به مژه ها سایه را پررنگ تر کنید. و بعد ریمل بزنید.   

نکته: لب ها را هم می توانید براق و یا رنگی کنید. برای مطبوع تر کردن این آرایش می توانید پایین مژه ها را هم کمی از همان سایه بژ یا طلایی بزنید.

 

آرایش بنفش


بنفش رنگی کاملاً خود نمایانه و جلوه گر است. اما این رنگ سایه های مختلفی دارد. با آرایش بنفش چهره ای کاملاً جدید به دست خواهید آورد. می توانید از آبی متمایل به ارغوانی، بنفش یاسی و یا از ارغوانی تیره استفاده کنید... برای دلخواه همه، سایه های بنفش وجود دارد و از مخلوط کردن این رنگ ها با هم نترسید چون به چهره شما توازن می دهد و خیلی بهتر از این است که همان یک رنگ را برای همه قسمت های صورت استفاده کنید.   

نکته: در این آرایش از رژگونه کمتر استفاده کنید.



+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 10:7 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

       

                 قوانين مورفي

 

 

قوانين مورفي توسط شخصي به نام كاپيتان ادوارد مورفي كه مهندس نيروي هوايي بود به وجود آمده است. اين قوانين زماني به وجود آمد كه كاپيتان مورفي در سال 1949 مشغول بررسي روند كار پروژه‌اي در نيروي هوايي بود كه متوجه شد كه ترانسفورماتور به صورت نادرستي سيم‌پيچي شده است. مورفي در مورد اين تكنسين گفت: اگر اين تكنسين راهي داشته باشد كه كارش را درست انجام ندهد بي‌شك آن را پيدا خواهد كرد.

پس از اين اتفاق مورفي تصميم گرفت يك سري قوانين در مورد رفتار آدم‌ها و مسائل مختلف را كشف و دسته‌بندي كند كه پس از مدتي توانست يك سري قوانين كه البته تا حدودي جنبه بدبينانه و نگاه همراه با بديني درآن وجود دارد را تهيه كند كه امروزه اين قوانين به نام قوانين مورفي در كنار ديگر قوانين زندگي انسان‌ها به كار برده مي‌شود.

نكته مهم در مورد اين قوانين اين است كه اگرچه قوانين مورفي بر اساس نوعي بدبيني و نگاه نااميدانه و يأس‌آور به زندگي گردآوري شده است اما اكثر اين قوانين ، قوانيني هستند كه واقعيت و عينيت دارند.

  1. اگر قرار باشد كاري خراب شود، آن كار خراب مي‌شود آن هم در بدترين زمان ممكن.
  2. اگر قرار باشد در ميان چند كار شما يكي از آن‌ها خراب شود، كاري خراب مي‌شود كه بيشترين ضرر را براي شما دارد.
  3. همه چيز درحال بدتر شدن است.
  4. لبخند بزنيد، زيرا فردا همه چيز بدتر و وخيم‌تر مي‌شود.
  5. احتمال آسيب رسيدن به يك شيء ارتباطي مستقيمي با قيمت آن شيء دارد.
  6. همه كارها از آنچه تصور مي‌كنيد بيشتر طول خواهد كشيد.
  7. هر راه حلي مشكل جديدي پديد مي‌آورد.
  8. شما هنگام صبحانه خوردن هيچ‌گاه نمي‌توانيد تعيين كنيد كدام طرف نان را بايد كره زد.
  9. هر گاه جسم با ارزشي از دست شما بر روي زمين مي‌افتد، آن شيء به غيرقابل دسترس‌ترين مكان مي‌رود. (حلقه نامزدي در چاه فاضلاب)
  10. شما هر گاه دنبال چيزي مي گرديد هميشه آن را در آخرين مكاني كه آن را جستجو مي‌كنيد پيدا مي‌كنيد.
  11. همواره در خيابان در هنگام رانندگي ماشين‌ها در لاين ديگر سريع‌تر حركت مي‌كنند.
  12. هر فردي براي ثروتمند شدن راه حلي در ذهن دارد كه هيچ‌گاه عملي نمي‌باشد.
  13. هر چيز خوب در زندگي يا غيرقانوني است يا غيراخلاقي و يا براي سلامتي مضر است.
  14. هر كس پول بيشتري دارد فرمانده است.
  15. هيچ اهميتي ندارد شما چه اندازه براي خريد ارزان تلاش مي‌كنيد چون به محض آنكه آن را بخريد در مغازه ديگر آن را ارزان‌تر پيدا مي‌كنيد.
  16. هر گاه چيز با ارزشي را در جاي امني پنهان مي‌كنيد تا گم نشود ديگر هيچ‌گاه آن را پيدا نمي‌كنيد.
  17. هر چيزي كه مي‌خواهيد، نمي‌توانيد داشته باشيد و از آنچه كه داريد هيچ‌گاه لذت نمي‌بريد.
  18. احتمال ديده شدن كارهاي شما توسط ديدن ديگران رابطه مستقيمي با احمقانه‌تر بودن آن كار دارد.
  19. سنگيني ترافيك نسبت مستقيم با ميزان عجله شما براي زود رسيدن دارد.
  20. هنگام ورود به پمپ بنزين جايگاهي را كه انتخاب مي‌كنيد هميشه طولاني‌تر از جايگاه‌هاي ديگر است.
  21. هر كسي مي‌تواند مدرك دانشگاهي بگيرد اما عقل گرفتني نيست.
  22. زباله از خلاء بيزار است پس آنقدر انباشته مي شود تا همه جا را پر كند.
  23. هر گاه كفش نو را براي اولين بار به پا كنيد همه آن روز پايشان را بر روي كفش شما مي‌گذارند.
  24. زماني كه مي‌خواهيد لكه روي شيشه پنجره را پاك كنيد هميشه لكه سمت ديگر شيشه قرار دارد.
  25. اگر امري احتمال دارد اتفاق بيافتد و خيلي هم خوشايند است آن اتفاق هر گز رخ نمي‌دهد.
  26. اگر راست بگوييد و حق با شما باشد آنگاه هيچ كس حرف شما را باور نمي‌كند.
  27. قانون بقاء كثيفي:  براي تميز كردن هر چيز، چيز ديگري بايد كثيف شود.
  28. قوانين مانند تارعنكبوت است. تنها افراد ضعيف به دام آن ميافتند، در صورتي كه ثروتمندان و صاحبان قدرت آن را پاره مي‌كنند و مي‌گريزند.
  29. كار تيمي هميشه ضروري است چون به شما كمك مي‌كند تا در صورت بروز مشكل فرد ديگري را نكوهش كنيد.
  30. شما هيچ گاه با نگاه كردن به خطوط آهن نمي‌توانيد بگوييد قطار از كدام طرف مي‌آيد.
  31. هر گاه چيزي را دور بياندازيد به محض آنكه ديگر به آن دسترسي نداشته باشيد به آن نياز پيدا مي‌كنيد.
  32. جاده رسيدن به موفقيت هميشه در دست ساخت است.
  33. دو عنصر در طبيعت فراوان يافت مي‌شود: يكي هيدروژن و ديگري حماقت.
  34. احتمال آنكه جوهر خودنويس شما بر روي فرش بريزد رابطه مستقيمي با قيمت فرش دارد.
  35. ماشيني كه در جلوي شما حركت مي‌كند هميشه سرعتش از شما كمتر است.
  36. هر چه عقيده‌اي مسخره‌تر باشد احتمال موفقيت آن بيشتر است.
  37. جاي پارك مناسب ماشين هميشه در سمت ديگر خيابان است.
  38. دوستان مي‌آيند و مي‌روند اما دشمنان انباشته مي‌گردند.
  39. تقريباً داخل شدن به كاري از خارج شدن از آن آسان‌تر است.
  40. افرادي كه مي‌توانند بهترين نصيحت‌ها را انجام دهند، نصيحت نمي‌كنند.
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 1:16 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

 

شكستن ركورد تماشاي فيلم

 

4 نروژي با تماشاي 70 ساعت و 33 دقيقه و تماشاي 38 فيلم ركورد جهاني براي تماشاي فيلم به ثبت رساندند. اين 4 نروژي كه روز جمعه 4 نوامبر وارد سينما شده بودند، روز دوشنبه 7 نوامبر در حالي‌كه رنگ پريده و گيج بودند از سينما خارج شدند. ركورد قبلي تماشاي فيلم 70 ساعت و 9 دقيقه بود كه اين 4 جوان كه شامل 3 پسر و يك دختر بودند آن را شكستند. البته تعداد اين افراد در ابتدا 11 داوطلب بودند كه روز جمعه وارد سينما شده بودند كه 7 نفر آن‌ها يكي پس از ديگري از شدت تماشاي فيلم غش كردند و از سالن بيرون آورده شدند.

متس پتر نيلسن يكي از نوجوانان ركوردشكن گفت: امروز صبح هر چه خورده بودم را بالا آوردم. قادر به غذا خوردن نبودم،‌ مي‌لرزيدم و حالم خيلي بد بود.

 

يك سال مانند پرندگان بالاي درخت

 

يك زن آرژانتيني يك سال تمام بر بالاي درخت و داخل يك آشيانه زندگي كرده است. روكسانا پانز، از اهالي مندوزا با استفاده از شاخه‌هاي درخت و چند عدد پشتي براي خود آشيانه‌اي در بالاي يك درخت در نزديكي ايستگاه قطار سن رافائل ساخته و به مدت يك سال در داخل آن زندگي كرده است.

روكسانا پانز در مورد اين عمل به خبرنگاران گفت: سال‌ها پيش در كتابي به نام ال كوبيجو نحوه ساختن يك آشيانه بزرگ بر بالاي درخت و زندگي در آن را خوانده و بعد تصميم به اجراي آن را گرفتم. او گفت تصور زندگي در بالاي درخت بسيار جالب و لذت‌بخش است و سرانجام توانستم به اين آرزوي خود دست پيدا كنم.

 

عاقبت لاف زدن

 

عاقبت لاف زدن رودلف استادلر 61 ساله براي او دردسر ساز شد. استادلر هميشه ادعا مي‌كرد كه تيرانداز ماهري است و به همين جهت يكي از دوستان مزرعه‌دارش از استادلر خواست تا گاو پيرش را كه بر اثر كهولت زياد نه شير مي‌دهد و نه گوشتش قابل مصرف است را با تفنگ بكشد و او را از شر گاو بي‌مصرف خلاص كند.

استادلر قبول كرد و گاو را به داخل يك طويله برد و از فاصله چند متري با تفنگ به سوي گاو بيچاره شليك كرد. گلوله اول به خطا رفت، گلوله دوم نيز به گاو اصابت نكرد. اما گلوله سوم از دريچه طويله و محوطه مزرعه خارج شد و پس از عبور از در يك خودرو كه در مجاورت مزرعه در حال حركت بود به ساق پاي راننده، خانم كري تانينگ اصابت كرد.

پس از اين حادثه پليس استادلر را بازداشت كرد و در دادگاه محكوم به پرداخت 1000 دلار جريمه شد. اما سرانجام گاو اين بود كه بالاخره استادلر قبل از دستگيري و ضبط پروانه سلاحش گاو بيچاره را كشت. البته معلوم نيست كه استادلر بالاخره با چند گلوله گاو را كشته است...؟

 

شكار كركس با توپ گلف

 

يك گلف‌باز چيني در مسابقات گلف به جاي اين‌كه توپ را وارد سوراخ كند با آن يك كركس را كشت. توپ اين گلف‌باز چيني در هوا به يك كركس برخورد كرد و در دم اين پرنده را كشت.

اين گلف‌باز در باشگاه منطقه فوچو در ايالت فرجان چين، پس از كشته شدن اين پرنده به كركس معروف شد. پس از اين حادثه يكي از بازيكنان حاضر در زمين گلف سعي كرد اين كركس را نجات دهد اما تلاش وي بي‌نتيجه بود.

با اين اتفاق به نظر مي‌رسد كه يك روش تازه به روش‌هاي شكار پرندگان اضافه شده است و از اين پس شكارچيان مي‌توانند به جاي اسلحه از توپ گلف براي شكار استفاده كنند.

 

قد بلندترين سگ دنيا

 

كتاب ركوردهاي جهاني گينس بلند قدترين سگ جهان را معرفي كرد. اين سگ كه متعلق به يك دانماركي است كه در كاليفرنيا زندگي مي‌كند بلند قدترين سگ جهان را از آن خود كرد. سندي هال زني كه صاحب اين سگ دانماركي است به خبرنگاران گفت از سال 1981 اين سگ را كه گيبسون نام دارد در اختيار داشته اما هرگز فكر نمي‌كرده است اين حيوان عنوان قد بلندترين سگ جهان را به دست آورد. به گفته كارشناسان كتاب ركوردهاي جهان گينس، گيبسون در حالي كه روي دو پاي خود مي‌ايستد 7 فوت (معادل 1/2) بلندي قد دارد.

 

ركورد جهاني پرچونگي

 

ساندرا كوبل 28 ساله ساكن شهر برن و استفان هافنر 26 ساله ساكن شهر زوريخ سوئيس بدون وقفه و از طريق اينترنت مدت 39 ساعت و 18 دقيقه و 24 ثانيه تلفني با همديگر صحبت كردند و ركورد جهاني در اين زمينه را شكستند.

استفان هافنر كه از طرف مكالمه‌اش پرچانه‌تر بود در خاتمه ركوردشكني گفت: هرگز تصور نمي‌كردم غلبه بر خستگي تا اين اندازه دشوار باشد. او افزود ساندرا كوبل طرف مكالمه‌اش سرانجام خوابش برد اما قبل از اين‌كه از شدت خواب بي‌حال شود فقط چرند و پرند مي‌گفت و او هيچ يك از حرف‌هاي ساندرا را نمي‌فهميد.

اما بايد اين چونه‌ها را طلا گرفت كه 38 ساعت بي‌وقفه در حال كار كردن بودند و نام صاحبشان را مشهور كرده‌اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 12:11 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

طب سوزني: سوزن‌هاي شفابخش

استفاده از طب سوزني براي درمان بيماري‌ها به بيش از 2000 سال پيش و به كشور چين باز مي‌گردد. شايد بتوان آن را يكي از قديمي‌ترين و در عين حال كاربردي‌ترين روش‌هاي طبابت دانست كه در حال حاضر در قرن 21 نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

شناخت و توجه جهانيان به طب سوزني را بايد مرهون جيمز رستون دانست. جيمز رستون كه روزنامه نگار مجله نيويورك تايمز بود در سال 1971 طي مقاله‌اي كه حاصل سفر او به چين بود به بررسي روش‌هاي طبابت در چين كه توسط سوزن انجام مي‌گرفت، پرداخت. رستون در مقاله خود توضيح داد كه در چين روشي وجود دارد كه در آن به وسيله فرو كردن سوزن‌هاي باريك به برخي از نقاط حساس بدن به معالجه بيماران مي‌پردازند. رستون در مقاله خود توضيح داد كه چگونه اين سوزن‌ها مي‌توانند بيماري‌ها را معالجه نمايند. به اين ترتيب مقاله رستون باعث كنجكاوي و پيگيري پزشكان اروپايي و آمريكايي گرديد و آن‌ها مترصد به دست آوردن اطلاعات بيشتري در مورد اين روش درماني برآمدند وسپس خيلي زود اين روش درماني همه‌گير و بسيار مورد توجه قرار گرفت.

سوزن‌هايي كه براي طب سوزني از آن‌ها استفاده مي‌شود، فلزي هستند و قطر آن به اندازه چند تار موي سر است. بيماراني كه اين روش درماني را براي خود انتخاب مي‌كنند،‌ اظهارات متفاوتي در اين مورد دارند، اما در مجموع اغلب آن‌ها بيان مي‌كنند كه هنگام فرو كردن سوزن به بدنشان احساس درد زيادي نمي‌كنند. مهم‌ترين عامل مؤثر در درد سوزن‌ها، تخصص و تجربه پزشك معالج است كه مي‌تواند ميزان درد حاصله را كاهش يا افزايش دهد.

در سال 1996 استفاده از سوزن‌هاي مخصوص براي اين نوع روش درماني، توسط سازمان مديريت تغذيه و داروي آمريكا مورد تأييد قرار گرفت. اين سوزنها حتماً بايد استريل باشد و مي‌توان هر يك از آن‌ها را براي يك بار و فقط يك بيمار استفاده كرد. همچنين قبل از هر بار استفاده از سوزن‌ها بايد آن‌ها را با الكل يا مواد ضدعفوني كننده تميز كرد.

مطالعات نشان مي‌دهد كه طب سوزني مي‌تواند در معالجه بيماري‌هايي چون اعتياد به مواد مخدر، فعال كردن دوباره ماهيچه‌هاي تنبل، سردرد، دردهاي مفصل، انواع آسم و تنگي نفس به عنوان يك راه حل يا حداقل در كنار درمان دارويي استفاده شود. تحقيقات جديد نشان مي‌دهد كه طب سوزني توانايي كاهش و حتي برطرف كردن انواع درد را داشته و مي‌تواند توانايي قسمت‌هاي مختلف بدن را بالا ببرد.

 

طب سوزني چگونه كار مي‌كند

در طب سنتي چين كه به TOM مشهور است. اين اعتقاد وجود دارد كه بدن انسان تحت تأثير دو نيروي بين و ينگ قرار داد. صفاتي چون سردي، آرامي و در كل حالت غيرفعال به بين مرتبط است و صفاتي چون گرمي، هيجان و فعال بودن به ينگ نسبت داده مي‌شود. در اين نگرش، اين اعتقاد وجود دارد كه سلامت بدن هنگامي حاصل مي‌شود كه ميان اين دو نيرو تعادل برقرار باشد و عدم تعادل اين دو نيرو باعث مي‌شود كه عملكرد بدن مختل شود. زماني كه اين دو نيرو با يكديگر هماهنگي داشته باشند نيرويي به وجود مي‌آيد كه به آن چي (Qi) گفته مي‌شود. اين جريان از راه‌ها و نقاط خاصي در بدن عبور مي‌كند. تعداد 12 عدد از اين مسيرها به عنوان نقاط اصلي و تعداد 8 نفر از آن به عنوان نقاط سطح دوم معرفي مي‌شود. و در مجموع بيش از 2000 نقطه نيز به آن‌ها متصل مي‌شود.

در طب سوزني چيني، اساس كار بر تحريك نقاطي است كه نيروي چي از آن عبور مي‌كند. با تحريك اين نقاط عملكرد دو نيروي بين و ينگ تعديل مي‌شود و در نتيجه نيروي چي مي‌تواند به راحتي در نقاط مختلف بدن حركت كند. باور اين‌كه آيا اساساً نيروهايي به نام بين و ينگ در بدن وجود دارد يا خير، يا اين‌كه وجود جرياني به نام چي آيا واقعيت دارد يا خير، موضوعي است كه هيچ‌كس نتوانسته آن را ثابت كند. اما دانشمندان به اين نتيجه رسيده‌اند كه نام اين نيروها هر چه كه باشد، تحريك اين قسمت‌ها مي‌تواند روي وضعيت شيميايي و عصبي مغز تأثير بگذارد و در نهايت منجر به عكلس‌العمل‌هايي مانند كاهش درد، تغيير فشار خون ... و در نهايت سلامت بيمار شود.

طب سوزني از روش‌هايي است كه به اعتقاد پزشكان، مهم‌ترين ويژگيش نداشتن عوارض است. مهم‌ترين نكته‌اي كه در درمان بيماري‌ها اهميت دارد اين است كه عوارض درماني كم باشد يا اصلاً وجود نداشته باشد و در طب سوزني اين عوارض در سطح بسيار پاييني است و همين موضوع باعث مي‌شود كه استفاده از طب سوزني در درمان بيماري‌ها بسيار مورد توجه قرار گيرد و اين روش امروزه از روش‌هاي رايج در درمان بيماري‌ها است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 1:5 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

آشنايي با برخي رسوم مردم هندوستان

سرزمين‌هاي واقع در مشرق زمين مهد آداب و رسوم و سنت‌هاي كهن هستند. يكي از كشورهايي كه فرهنگ و سنت‌هاي قديمي دارد هندوستان است. در اين مطلب سعي مي‌شود به اختصار شما را با برخي از آداب و رسوم مردم كشور هندوستان آشنا كنيم. در واقع اين مقاله يك پيش زمينه است براي شما تا بيشتر در مورد كشورهاي ديگر به خصوص سرزمين‌هاي مشرق زمين اطلاعات داشته باشيد.

Namaskar

اين كلمه يادآور متداول‌ترين و مشهورترين نوع سلام و عليك در هند است كه در هنگام خوش‌آمد گويي و يا خداحافظي به كار مي‌رود. دراين شيوه سلام كردن، كف دو دست را به هم مي‌چسبانند و در زير صورت به سمت بالا نگه مي‌دارند و كمي خم مي‌شوند و سپس به شخصي كه ديده‌اند به اين روش سلام مي‌كنند.

مردم هندوستان معتقدند كه چسباندن دو دست به يكديگر نشانه همفكري و همرنگي با شخص مقابل است و از طرفي دست راست را مظهر روح و طبيعت معنوي انساني و دست چپ را نشانگر جهان مادي و جسم انساني مي‌دانند و با اين حركت مي‌خواهند يكي بودن جسم و جان خود را به شخص مقابل بدهند.

Tilak

تيلاك نشان مذهبي‌اي است كه آن‌ها بر روي پيشاني خود مي‌گذارند و معتقدند براي آن‌ها سعادت، خير و بركت به ارمغان مي‌آورد. اين نشان معمولاً از خمير قرمز رنگي كه تركيبي از زردچوبه، زاج سفيد، يد و كافور است تهيه مي‌شود و سپس به صورت لكه‌اي كوچك در بين ابروان گذاشته مي‌شود. به عقيده مردم هند، اين نقطه از پيشاني محل خرد نهفته، تمركز و عقل انساني است. در ضمن از نظر مسائل عبادي هم كانون مهمي به حساب مي‌آيد و از طرفي آن را چشم سوم وجود خود مي‌دانند و تمام مراسم مذهبي آن‌ها با گذاشتن تيلاك و چند دانه برنج با انگشت نشانه شست روي اين نقطه انجام مي‌شود. در ضمن اين رسم در بعضي مواقع براي خوش‌آمد گويي يا وداع با ميهمان هم ديده مي‌شود.

Arati

انجام اين سنت نشاني از عشق و تكريم است و در شرايط و موقعيت‌هاي متفاوت چون ستايش و درخواست بركت از خدا، تولد كودكان، خوش‌آمد گويي به مهمان، شركت در محافل شعري و سرود و خوش‌آمد گويي به عروس و داماد جديد به فراخور موضوع استفاده مي‌شود.

روش كار هم بسيار ساده است؛ پنج لامپ يا چراغ كوچك را با كره يا روغن پر مي‌كنند و در سيني فلزي كوچكي قرار مي‌دهند. در كنار آن نيز صدف حلزوني با آب پر مي‌شود و اطرافش را با گل و برگ تزئين مي‌كنند. بخور كافور هم به عنوان عطر سيني استفاده مي‌شود و در نهايت سيني تهيه شده به حالت چرخان در محافل ذكر شده حركت داده مي‌شود تا ارواح شيطاني و تأثيرات چشم‌هاي شيطاني از آن مجلس دور شود.

حلقه‌هاي گل

درست كردن حلقه‌هاي گل در هند بسيار مرسوم است. در هنگام نشان دادن ادب و احترام بيشتر دسته‌گل‌هايي از ياس سفيد با گل‌هاي جعفري يا هميشه بهار (نارنجي رنگ) تهيه مي‌كنند. و به شكل ريسماني به هم مي‌بافند و ته آن را گره مي‌زنند و آن را در مراسم مختلف بر گردن كسي كه مي‌خواهند به او احترام بگذارند مي‌اندازند. استفاده از حلقه گل در مراسم ازدواج بسيار مرسوم است.

سنجاق روي بيني

سنجاق روي بيني كه يك نگين براق است، مظهر اخلاص و نشان ازدواج و تأهل زنان هندي است. اگرچه با گذشت زمان اين زينت مورد استفاده دخترها هم قرار گرفته است.

Mangalsura

گردنبندي است بر گردن زنان متأهل و معادل حلقه ازدواج در غرب و ساير كشورها است. گردنبند فوق معمولاً از دو رشته كوتاه از مهره‌هاي سياه و آويزان از طلا است. در روز عروسي اين گردنبند توسط داماد بر گردن عروس آويخته مي‌شود تا دانه‌هاي سياه آن عروس خانم را در مقابل شيطان حفظ كند.

Shakna-Paula

دستبندي است كه از مرجان قرمز و صدف تهيه مي‌شود كه در مجلس عروسي به دست عروس خانم بسته مي‌شود. مفهوم اين دستبند در ميان مردم هند اين است كه با اين دستبند داماد به عروس قول مي‌دهد تا او را خوشبخت كند و او را هميشه دوست داشته باشد. هندي‌ها به اين دستبند، دستبند عشق مي‌گويند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 11:2 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

عجايب هفتگانه

معبد آرتميس: Artemis

معبد آرتميس در شهر آخه‌سوس در حدود 50 كيلومتري شهر ازمير تركيه قرار داشته است. اين معبد به عنوان زيباترين بناي روي زمين شناخته مي‌شده است و به همين دليل در ميان عجايب هفتگانه جا گرفته است.

هر چند كه بناي باقي مانده از اين معبد تاريخ ساخت آن را قبل از قرن هفتم قبل از ميلاد مسيح مشخص مي‌كند، اما راه يافتن معبد آرتميس در فهرست عجايب هفتگانه به حدود 550 قبل از ميلاد مربوط مي‌شود. اين بنا كه بدان معبد بزرگ مرمرين گفته مي‌شود توسط كروسوس شاه ليدي به كرسيفون معمار يوناني سفارش داده شد. معبد توسط مجسمه‌هاي برنزي كه توسط ماهرترين مجسمه‌سازان آن زمان نظير فيدياس، پلي كليتوس تزئين شده بود.

معبد آرتميس هم به عنوان يك محل داد و ستد كالا و هم به عنوان آموزشگاه مذهبي مورد استفاده قرارمي‌گرفت. در طي ساليان دراز بازرگانان، جهانگردان، صنعتگران و پادشاهان از اين محل مقدس ديدن مي‌كردند و احترام خود را با آوردن هدايا ابراز مي‌كردند. تحقيقات اخير باستان‌شناسي به يافتن تعدادي از اين هدايا كه شامل مجسمه‌هاي طلا و گوشواره و دستبندهاي زيبا كه اثر صنعتگران پارس وهند هستند منجر شده است.

در شب 21 جولاي سال 356 قبل از ميلاد، مردي به نام هروستراتوس براي جاودانه كردن نام خود در تاريخ معبد را آتش زد و در واقع به هدف خود دست يافت. عجيب اين‌كه اسكندر كبير هم در همين شب متولد شد.

اسكندر پس از فتح آسياي صغير اقدام به ساخت مجدد معبد كرد. اين معبد تا بعد از مرگ وي در سال 323 قبل از ميلاد، همچنان در دست ساخت بود. در قرن اول پس از ميلاد، هنگامي كه سنت پل براي تبليغ مسيحيت به آخه‌سوس سفر كرد، با عده زيادي از پيروان آرتميس روبه‌رو شد كه به هيچ‌وجه قصد ترك الهه خود را نداشتند. در سال 262 ميلادي معبد توسط قبيله گوت مجدداً ويران شد. اهالي شهر قسم خوردند تا آن را مجدداً بنا كنند. در قرن چهارم ميلادي، بيشتر اهالي آخه‌سوس به مسيحيت گرويده بودند و معبد شكوه و جلال گذشته خود را از دست داده بود. اهالي آخه‌سوس پس ازآخرين تهاجم كه منجر به ويراني معبد در سال 401 ميلادي شد كم كم شهر را ترك كردند و اين شهر متروك در اواخر قرن 19 ميلادي كشف و حفاري شد. اين اكتشافات زيربناي معبد را نمايان ساخت.

اين معبد با زيربناي چهارگوش خود، برخلاف نمونه هاي ديگر از مرمر ساخته شده و يك ورودي زيبا و تزئيني به حياط بزرگ ساختمان داشته است. پلكان مرمري طبقه همكف را به بالكن عظيمي متصل مي‌كرده كه كف آن در حدود 8 متر در 130 متر بوده است. 127 ستون در اين بنا به كار رفته بوده كه ارتفاع آن‌ها 20 متر و با سرستون‌هاي ايونيك و كنده‌كاري شده بوده است. ستون‌ها در رديف‌هاي منظم در كل محوطه به جز منطقه مركزي كه محل قرارگيري خانه الهه بوده، قرار گرفته است.

اين معبد تعداد فراواني از آثار هنري را در خود جا داده بود، از جمله 4 مجسمه برنزي باستاني از قبيله آمازون كه توسط بهترين هنرمندان دوران ساخته شده بودند. هيچ شاهدي مبني بر وجود مجسمه الهه آرتميس در مركز معبد وجود ندارد. اما برخي تاريخ‌نگاران اعتقاد دارند در مركز اين معبد الهه آرتميس وجود داشته كه توسط سنت پل كه مي‌خواست آئين مسيحيت را در آخه‌سوس تبليغ كند از بين رفته است تا مردم دست از پرستش اين الهه بردارند و به مسيحيت روي آورند.

امروزه آثار اين معبد در تركيه موجود است كه در زمره پر بازديدترين اماكن تاريخي اين كشور محسوب مي‌شود. اگرچه امروزه چيز زيادي از معبد آرتميس باقي نمانده است، اما بقاياي اين معبد خود حاكي از شكوه و عظمت اين بناي تاريخي دارد.

غول رودس: Rhodes

غول رودس در ورودي بندر شهر رودس در يونان، قرار داشته است و علي‌رغم اين‌كه پس از ساخته شدن تنها 56 سال پابرجا بود توانست در ميان عجايب جهان جاي مي‌گيرد. بنا به گفته مورخين اين مجسمه عظيم حتي در زماني كه بر روي زمين افتاده بود باز هم بسيار شگفت‌انگيز بود. اين غول نه تنها يك مجسمه، بلكه سمبل اتحاد مردم رودس نيز به شمار مي‌رفته است.

يونان باستان در بيشتر دوران تاريخي خود، شامل ايالاتي با قدرت محدود بوده است. جزيره رودس شامل سه ايلات ياليسسوس، ليندوس،‌كاميروس بوده است. كه در 408 قبل از ميلاد اين شهرها باهم متحد شده و يك پايتخت واحد به نام رودس، به وجود آوردند. اين شهر از نظر اقتصادي بسيار پيشرفته بود و با مصر مراودات تجاري داشت. در سال 305 قبل از ميلاد آنتيگوئيدهاي مقدونيه، رودس را محاصره كردند تا اين ارتباط تجاري از بين برود.

آن‌ها هرگز موفق نشدند به داخل شهر نفوذ كنند و پس از امضاي قراداد صلح در سال 304 قبل از ميلاد، آنتيگوئيدها محاصره را ترك كردند و مقدار قابل توجهي اسلحه و جنگ‌افزارهاي گران قيمت بر جا گذاشتند. اهالي رودس اين غنائم را فروختند و با پول آن مجسمه عظيم هليوس (خداي خورشيد) را بنا كردند. ساختن اين مجسمه 12 سال طول كشيد و عمليات ساخت مجسمه در سال 282 قبل از ميلاد به پايان رسيد. سال‌ها اين مجسمه در ورودي بندر پابرجا بود تا اين‌كه زلزله شديدي به شهر آسيب فراوان رساند و مجسمه از ضعيف‌ترين قسمت آن كه زانو‌هاي غول بود شكست.

پس از اين اتفاق امپراطور مصر پيشنهاد كرد كه با هزينه او مجسمه ترميم گردد اما يك پيشگو، عمل بازسازي را منحوس خواند و در نتيجه پيشنهاد امپراطور پذيرفته نشد. در حدود هزار سال مجسمه بر روي خاك افتاده بود تا اين‌كه اعراب به رودس هجوم بردند. آن‌ها بقاياي مجسمه را از هم باز كردند و به يك تاجر يهودي اهل سوريه فروختند. گفته مي‌شود كه 900 شتر اين بار عظيم را به سوريه حمل كردند.

با توجه به ارتفاع مجسمه و عرض دهانه بندر، تصور قرار گرفتن مجسمه با پاهاي گشوده در دو سوي در ورودي بندر، غيرممكن است. و از آنجا كه مجسمه پس از سقوط موجب گرفتگي بندرگاه نشده است، به نظر مي‌رسد كه مجسمه يا بر روي سمت شرقي دماغه بنا شده بوده، يا اصولاً بيش از آن‌چه گفته مي‌شود از آب دور بوده است. اما آن‌چه كه مي‌توان با اطمينان بيان كرد اين موضوع است كه غول با پاهاي گشوده بر دو سمت ورودي بندر نايستاده بوده است.

پروژه ساخت مجسمه غول رودس به مجسمه ‌سازي به نام كارس كه اهل ليندوس بوده سپرده شده بود. در ابتدا پايه مجسمه و پاها تا مچ ساخته و محكم شده و سپس كارگران كارس قطعات برنزي را روي مجسمه سوار مي‌كردند. ساختار مجسمه به تدريج با قرار گرفتن قطعات برنز بر روي چهارچوبي از آهنگ و سنگ پديدار مي‌شد. براي دسترسي به بخش‌هاي بالايي مجسمه، كارگران يك خاكريز بلند ايجاد كرده بودند كه پس از اتمام كار برچيده شد. مجسمه در پايان مراحل ساخت 33 متر ارتفاع داشت وعده كمي مي‌توانستند دو دست خود را بر دور انگشت شست پاي مجسمه غول حلقه كنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 10:40 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

سرگرمي برتر

خلاصي از دست كنه

اگر دور و برتان كساني را سراغ داريد كه مانند كنه به شما چسبيده‌اند و حتي امكان نفس كشيدن راحت را هم از شما سلب كرده‌اند و مهم‌تر اين‌كه به دليل رو دربايستي قادر نيستيد به آن‌ها بگوييد كه از دستشان خسته شديد حتماً به دنبال راه حلي هستيد كه به گونه‌اي از دست اين آدم مزاحم راحت شويد. بايد به شما بگوييم كه شما تنها كسي نيستيد كه دلتان مي‌خواهد از دست آدم‌هاي كنه خود را نجات دهيد و در همه جاي دنيا اين مشكل وجود دارد. به عنوان مثال در آمريكا آنقدر تعداد مزاحمين زياد شده است كه عده‌اي به فكر حل اين مشكل افتاده‌اند و با ايجاد يك سرويس رايگان مردم را از شر مزاحمين نجات مي‌دهند.

اين سرويس مجاني كه از طريق سايت www.rejectionline.com به كاربران خدمات مي‌دهد. به شما چند شماره تلفن مي‌دهد كه مي‌توانيد آن شماره را به جاي شماره شخصي به افراد مزاحم بدهيد. زماني كه اين افراد با اين شماره‌ها كه شما به آن‌ها داده‌ايد تماس مي‌گيرند انواع مختلفي از پيام‌هاي از پيش ضبط شده كه حاوي پيامي است كه محترمانه به آن‌ها مي‌گويد كه كسي كه اين شماره را به آن‌ها داده مايل به ادامه ارتباط با آن‌ها نيست و در نتيجه بايد محترمانه و بدون دردسر پاي خود را از زندگي آن‌ها بيرون برد.

البته اين سرويس جالب و بامزه در چند شهر و ايالت آمريكا راه‌اندازي شده است و در چند كشور ديگر دنيا به تازگي اين سيستم شروع به كار كرده است. البته اگر به بخش اطلاعات سايت سر بزنيد شايد شماره‌اي در ايران نيز در اختيار شما قرار دهد تا بتوانيد از شر مزاحمان خود رهايي يابيد. به هر حال به نظر مي‌رسد داشتن اين سيستم اين روزها براي ما ايرانيان بسيار لازم است چون تعداد كنه‌ها در حال افزايش است.

لطفاً مرا بشوييد

بدون ترديد شما همه حتماً اين جمله را بارها پشت و روي شيشه بسيار ي از ماشين‌ها كه پر از گرد و غبار و بسيار كثيف بوده‌اند ديده‌ايد. حتماً فكر مي‌كنيد كه نوشتن جمله لطفاً مرا بشوييد صرفاً متعلق به كشور و مردم ما است. اما زماني كه شما وارد سايت www.washme.com مي‌شويد متوجه مي‌شويد كه اين جمله يك جمله جهاني است و در همه جاي دنيا با زبان خود بر روي ماشين‌هاي كثيف و پر از گرد و غبار اين جمله را مي‌نويسند.

اين سايت در آوريل 1998 شروع به كار كرده است و مردم از سرتاسر جهان عكس‌هاي خاص خود را از كثيف‌ترين ماشين‌هايي كه ديده‌اند براي سايت ارسال كرده‌اند و جالب است بدانيد كه از ايران نيز عكس براي اين سايت ارسال شده است و اسم كشور ما نيز در فهرست آن قرار دارد.

در اين سايت يك فهرست تفكيكي از انواع خودرو وجود دارد كه نشان مي‌دهد خودروهايي نظير كاميون و ميني‌بوس بيشترين مشاهدات را به خود اختصاص داده‌اند. اين سايت براي علاقمندان آن به يادگاري نوشتن روي ماشين‌هاي كثيف يكي از هيجان انگيز‌ترين سايت‌ها به شمار مي‌رود كه در آن مي توانيد با تجربه ديگران در نوشتن يادگاري با انگشت بر روي شيشه ماشين‌هاي كثيف شريك شويد و اگر عكسي نيز در اين زمينه داريد براي سايت ارسال كنيد تا مردم دنيا متوجه شوند كه ما چه مردم با ذوقي هستيم.

مي‌دوني ازت خوشم نمياد

اين روزها با وجود اينترنت و دسترسي راحت به آن ديگر ارسال و دادن كارت تبريك چاپي به يكديگر كم‌كم از مد افتاده است و به جاي اين كارت‌ها استفاده از كارت‌هاي تبريك اينترنتي كه در شكل‌هاي مختلف امكان ارسال پيام شما را از طريق اينترنت مي‌دهد مورد توجه است. اما سايتي را كه مي‌خواهيم به شما معرفي كنيم يك سايت جالب در اين زمينه است. با اين تفاوت كه در اين سايت شما به جاي ارسال كارت‌هاي تبريك براي مراسمي نظير تولد، عروسي يا سال نو و آرزوي خوشبختي براي گيرنده مي‌توانيد كارت‌هايي را براي كساني كه دشمن شما هستند و شما از آن‌ها متنفريد ارسال كنيد و بدين وسيله مراتب خشم و انزجار خود را از او به صورت كارت ارسال كنيد. مثلاً شما مي‌توانيد روز تولد كسي كه از او متنفريد برايش يك كارت بفرستيد و از اين‌كه عمر او هنوز به پايان نرسيده است ابراز ناراحتي كنيد.

خوب اگر مايل هستيد از اين نوع كارت‌ها كه در بسياري موارد مي‌تواند براي شوخي با ديگران به كار برود استفاده كنيد بايد به سايت www.virtualinsults.com برويد و از امكانات اين سايت استفاده كنيد. توضيح مهم اين است كه استفاده از كارت‌هاي اين سايت رايگان است و شما مجبور نيستيد بابت استفاده از آن‌ها پولي پرداخت كنيد. پس حتماً به اين سايت سري بزنيد و براي دوستان خود و شايد مجله ما كه از آن متنفر هستيد كارت ارسال كنيد. منتظر كارت‌هاي شما هستيم.

انجمن احمق‌ها

اينترنت اين روزها به محلي تبديل شده است كه آدم‌هايي كه داراي اهداف مشترك هستند در قالب گروه‌ها و دسته‌هاي مختلف دور هم جمع مي‌شوند و در دنياي مجازي به تبادل افكار مي‌پردازند. در اين ميان همه جور گروه و دسته از جمله افراد با اهداف مشترك اقتصادي، سياسي، اجتماعي، آموزشي، مذهبي و خلاصه هر نوع موضوع ديگر مشاهده مي‌شود.

اين روزها حتي احمق‌ها و خنگ‌ها هم براي خود دسته و گروه ايجاد كرده‌اند و حتي اين افراد براي خود سايتي نيز درست كرده‌اند. اين سايت عجيب كه آدرس آن www.mockery.org/nomensa است را نوابغ اين گروه، كه همان افرادي هستند كه بهره هوشي آنان در حدود 50 يا 60 است به وجود آورده‌اند. شعار اين نوابغ خنگ اين است: حتي كودن‌ها و احمق‌ها نيز نابغه دارند و اين سايت فرصتي است براي آن‌ها تا بدرخشند و نبوغ خود را به جهانيان ثابت كنند.

در اين سايت شما مي‌توانيد لطيفه‌هاي بسيار احمقانه و بي‌مزه، بحث بر سر موضوعات مزخرف و بيهوده كه هيچ ربطي به يكديگر ندارند و بحث‌هاي فلسفي در مورد مسائل پيش پا افتاده‌اي كه افراد عادي حتي يك ثانيه هم وقت صرف آن‌ها نمي‌كنند را بخوانيد.

به عنوان مثال يكي از بحث‌هاي اخير اين گروه تحقيق درباره رسيدن به صلح جهاني از طريق چپاندن آدامس بادكنكي جويده شده در گوش همه مردم دنيا است.

البته اگر فكر مي‌كنيد به همين راحتي مي‌توانيد عضو اين سايت شويد سخت در اشتباه هستيد زيرا عضويت در اين سايت شرايط خاصي دارد و اين شرايط به اندازه خود سايت احمقانه است. شما اگر مي‌خواهيد عضو سايت شويد بايد داراي ضريب هوشي كمتر از80 باشيد و براي اثبات اين موضوع بايد يك تست بهره هوشي نيز بدهيد و بر اساس اين نتيجه به شما اجازه عضويت در سايت داده مي‌شود.

خوب امتحان كنيد شايد شما هم توانستيد در اين سايت عضو شويد به هر حال عضويت در اين سايت، عضويت در يك گروه خاص و ويژه است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 10:33 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

چند توصيه براي افراد كوتاه قد

نوشته: اليزابت نولفي

ترجمه و بازنويسي: هادي حاجي بيگي

1. هميشه سعي كنيد به گونه‌اي راه برويد كه بدنتان كاملاً صاف باشد و در هنگام راه رفتن هميشه سر خود را بالا نگاه داريد. به ياد داشته باشيد با سر خميده و دولا دولا راه رفتن شما فقط كوتاه‌تر به نظر مي‌رسيد.

2. اما مو، اگر مي‌خواهيد قد شما بلندتر به نظر برسد هميشه موهاي خود را كوتاه نگه داريد. زيرا موي بلند باعث مي‌شود گردن و شانه‌هاي شما پوشيده شود و در نتيجه قد شما كوتاه‌تر به نظر برسد.

3. به ياد داشته باشيد نقشه لباس شما مي‌تواند شما را كوتاه‌تر يا بلند‌تر نشان دهد. مثلاً خطوط راه راه عمودي در لباس شما را بلندتر جلوه مي‌كند و به ياد داشته باشيد از پيراهن شطرنجي و خانه خانه استفاده نكنيد.

4. سعي كنيد اگر كوتاه قد هستيد شلوار و پيراهن هم‌رنگ بپوشيد زيرا پيراهن و شلوار هم‌رنگ شما را بلندتر نشان مي‌دهد.

5. اگر پيراهن ورزشي يا تي‌شرت به تن مي‌كنيد به ياد داشته باشيد كه اين لباس بيشتر از سه دكمه نداشته باشد. و همچنين در مورد تي‌شرت بايد گفت تي‌شرت‌هايي كه يقه آن هفت است به نيم‌تنه بالا كمك مي‌كند كه بلندتر به نظر برسد.

6. قرار دادن پيراهن داخل شلوار اگرچه ظاهر شما را آراسته‌تر مي‌كند اما باعث مي‌شود كه كوتاه‌تر به نظر برسيد. پس سعي كنيد از پيراهن‌هايي استفاده كنيد كه بر روي شلوار قرار مي‌گيرد.

7. در مورد شلوار رعايت چند نكته ضروري است؛ اول اين‌كه زياد شلوار خود را بالا نكشيد و نكته بعدي اين‌كه سعي كنيد در داخل جيب‌هاي شلوار چيزي نگذاريد زيرا اين عمل باعث پهني و در نتيجه كوتاه‌تر شدن مي‌شود. نكته ديگر اين‌كه شلوارتان را كمي بيشتر از حد معمول روي كفش قرار دهيد تا جوراب شما كاملاً پوشيده شود و سعي كنيد از شلواري استفاده كنيد كه چين نداشته باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 9:39 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

پيشاني، چشم، ابرو و شناختن ديگران

نوشته: اندرو باچل

ترجمه و بازنويسي: آيسان غفارزاده

در شماره گذشته در مورد چهره شناسي براي شما عزيزان توضيحاتي داديم. در شماره پيش گفتيم كه چطور از شكل صورت پي به درون انسان‌ها ببريم. در اين شماره در ادامه بحث چهره شناسي به سراغ پيشاني، چشم و ابرو مي‌رويم تا ببينيم شكل‌هاي مختلف اين اجزاء صورت نشانگر چه خصوصياتي است.

پيشاني

الف. صاف: كساني كه هيچ خطي در پيشاني ندارند افرادي انديشمند و هميشه در حال تفكر هستند. اين افراد در تصميم‌گيري سريع و منطقي عمل مي‌كنند.

ب. چروكيده: وجود خطوط در سطح پيشاني نشان مي‌دهد كه اين گونه افراد به سرعت هيجان زده و احساساتي مي‌شوند و سريع آشفته و پريشان حال مي‌گردند.

چشم

الف. اضطراب: اگر مابين عنبيه و پلك پايين هر دو چشم مقداري سفيدي وجود داشت، آن شخص انسانسي مضطرب و نگران است.

ب. تندخويي: اگر بالاي عنبيه بخش سفيد رنگ وجود داشت، علاوه بر استرس نشان‌گر تندخويي و پرخاشگري در اين فرد است.

ج. روان پريشي: اگر دور تا دور عنبيه را سفيدي فرا گرفته باشد اين نشانه عدم تعادل و پايداري روح و روان فرد خواهد بود.

د. شادي: وجود خطوط كوچك در خارج از چشم حاكي از خنده رويي و شاد بودن است.

ابرو

الف. صاف: صافي و مستقيمي ابرو نشانگر انديشه، تفكر و ايده‌گرايي فرد است.

ب. كماني: افرادي كه داراي ابروهاي خميده و كماني هستند انسان‌هاي منطقي هستند. آن‌ها هيچ وقت با روياهاي خود زندگي نمي‌كنند.

ج. باريك: ابروي باريك نشانه عدم اعتماد به نفس است و اگر علاوه بر باريكي، ابرو بالا و گرد باشد اين فرد به شدت دچار عدم اعتماد به نفس است.

د. پيوسته: پيوستگي ابروها نشانگر اين است كه اين فرد دائم در حال تفكر و انديشه بوده است و در ذهن او ايده‌هاي جالبي وجود دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 9:37 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

فنگ شواي و اتاق خواب

نوشته:رامین سمیعی فر

حتماً تصور مي‌كنيد قرار است داستاني را براي شما تعريف كنيم. چون تيتر اين مطلب يعني فنگ شوآي و اتاق خواب قدري تيتر عجيب و غريبي است. اما اصل ماجرا اين است كه فنگ شوآي يكي ديگر از باورها و عقايد مردم چين است. نظريه‌اي كه سال‌هاي سال است در اين كشور توسط مردم دنبال مي‌شود و در چند سال اخير در نقاط ديگر دنيا نيز مورد توجه قرار گرفته است.

فنگ شوآي هنر قرار دادن اجزاء داخلي ساختمان است به شكلي كه جريان يافتن انرژي تسهيل شود و بر اثر اين چيدمان خاص انرژي‌هاي مثبت در ساختمان جريان پيدا مي‌كند و ماندگاري انرژي منفي در اين حالت به حداقل مي‌رسد.

فنگ شوآي درلغت به معناي باد و آب است و فلسفه و اساس آن بر مبناي ارتباط نيروهاي مثبت و منفي با توجه به طالع‌بيني و عناصر موجود در طبيعت است. با اجراي دستورالعمل‌هاي فنگ شوآي شما مي‌توانيد وسايل خانه خود را به نحوي آرايش دهيد كه با تركيب مكاني خاص مبلمان، دكوراسيون و ديگر اشياء درون خانه انرژي كي يا همان انرژي ذاتي طبيعت در خانه شما و در نتيجه در زندگي شما تجمع پيدا مي‌كند.

اما با توجه به گستردگي بحث هاي  فنگ شوآي در اين مطلب ما تنها به فنگ شوآي اتاق خواب اشاره مي‌كنيم تا شما با عمل كردن به اين نكات خواب راحتي داشته باشيد.

اولين نكته در فنگ شوآي اين است كه در اين نگرش به محيط اطراف، اولين نكته مهم پاكيزگي و تميزي است و نكته دوم اين است كه در اين نوع نگرش شما ياد مي‌گيريد چگونه از وسايل موجود بهترين استفاده را كنيد. يعني اين‌كه براي فنگ شوآي شما نياز نيست وسايل تازه‌اي را خريداري كنيد بلكه فنگ شوآي در واقع هنر بازآفريني همه چيز است. اولين نكته در مورد اتاق خواب، در اتاق است كه بايد هميشه باز باشد. فنگ شوآي تأكيد مي‌كند كه درب اتاق خواب بايد هميشه باز باشد تا جريان انرژي در داخل اتاق محدود و محبوس نگردد.

نكته دوم، رنگ اتاق است. در صورتي كه شما فرد سالمي باشيد بهترين رنگ اتاق براي شما صورتي كمرنگ، كرم متمايل به صورتي يا بنفش بسيار كمرنگ است. اگر شما به لحاظ سلامتي دچار مشكل هستيد يا از لحاظ ميزان انرژي در سطح پاييني هستيد پيشنهاد مي‌شود كه از رنگ‌هايي مانند سبز بسيار روشن يا آبي روشن استفاده كنيد. اين نوع رنگ‌ها از اين جهت اهميت دارند كه باعث مي‌شوند سطح انرژي شما هميشه در يك حالت تعادل انرژي قرار داشته باشد.

پس از رنگ اتاق، نوبت به چيدمان وسايل اتاق خواب است و اولين شيء مهم در چيدن اتاق خواب، شيئي است كه شما پس از ورود به اتاق به عنوان اولين چيز با آن روبرو مي‌شويد . فنگ شوآي توصيه مي‌كند اين شيء كه در واقع اولين تصوير شما از اتاق خواب است بايد شيئي باشد كه داراي مفهوم و معناي خاصي در خود باشد. مثلاً يك نوشته زيبا داراي يك مفهوم خاص، يك عكس زيبا، يك مجسمه فوق‌العاده و يا يك تابلو نقاشي، اهميت اين شيء در اين است كه ورود شما را با يك انرژي مثبت خوش‌آمد مي‌گويد.

در چيدن وسايل ديگر اتاق خواب يك قانون كلي وجود دارد. سمت چپ اتاق خواب كه نشان دهنده قدرت است بايد حاوي وسايلي باشد كه به طور مرتب مورد استفاده قرار مي‌گيرد، اشيايي مانند ساعت و وسايل برقي. در حالي‌كه در سمت راست اتاق خواب كه در بر گيرنده آرامش است بايد تختخواب شما قرار بگيرد. نكته مهم ديگر اين است كه شما بايد سعي كنيد كه اتاق خواب شما هميشه خلوت باشد زيرا اين خلوتي و انباشته نبودن وسايل در اتاق خواب به جريان پيداكردن انرژي كمك شاياني مي‌كند.

نكته مهم ديگر كه اكثر ما آن را رعايت نمي‌كنيم اين است كه تمام وسايل الكترونيكي از قبيل كامپيوتر و تلويزيون و ضبط صوت بايد در بيرون از اتاق خواب قرار داشته باشد. زيرا وجود وسايل الكترونيكي باعث مي‌شود حركت سيال انرژي دچار اختلال شود و بازتاب منفي اين انرژي تحريك شده توسط وسايل الكترونيكي اثرات منفي به بار مي‌آورد.

اما نكته آخر در مورد فنگ شوآي اين است كه از قرار دادن وسايل در زير تختخواب خودداري كنيد زيرا اين عمل نيز يكي از بازدارنده‌هاي انرژي است . پس وسايل غيرضروري خود را به جاي انباشته كردن در زير تختخواب به انباري منتقل نمائيد.

بحث در مورد فنگ شوآي يك بحث مفصل و طولاني است اما دانستن همين نكات به ظاهر ساده كه در واقع اصول مقدماتي فنگ شوآي است مي‌تواند در آرامش شما نقش مؤثري داشته باشد و اگر مايل هستيد تا در مورد فنگ شوآي باز هم بيشتر بدانيد مي‌توانيد به مطالعه كتاب‌هايي كه در اين زمينه وجود دارد بپردازيد و ما هم به شما توصيه مي‌كنيم از فنگ شوآي غفلت نكنيد زيرا اين تعاليم سال‌هاست در چين مورد استفاده قرار گرفته و اثرات آن براي كساني كه از آن استفاده كرده‌اند بسيار مثبت و راه‌گشا بوده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 2:11 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

سايت‌هاي جالب

يا شانس و يا اقبال!

اولين سايتي كه مي‌خواهيم به شما معرفي كنيم يك سايت جالب و در عين حال بامزه است. البته بامزه بودن اين سايت به اين بستگي دارد كه شما چقدر به شانس و اقبال اعتقاد داشته باشيد. اگر به اين چيزها اعتقاد نداريد اصلاً اين سايت را به شما پيشنهاد نمي‌كنيم چون اين سايت، سايتي است كه به شما كمك مي‌كند بر اساس شانس براي كارهاي خود تصميم‌گيري كنيد.

اما قبل از اين‌كه در مورد قابليت‌هاي اين سايت توضيح دهيم بايد ابتدا از شما بپرسيم آيا شما تا به حال از يك سكه براي تصميم‌گيري استفاده كرده‌ايد؟ يعني اين‌كه با خود فرض كنيد كه اگر سكه را روي هوا بيندازيد و روي سكه به طرف شما باشد آن كار را انجام دهيد و اگر پشت آن آمد آن كار را انجام ندهيد يا به اصطلاح عمل شير يا خط كردن را بلد هستيد؟ خوب اولين ويژگي اين سايت اين است كه عمل شير يا خط را به وسيله رايانه انجام مي‌دهيد يعني اين‌كه وارد سايت www.façade.com مي‌شويد. بعد به قسمت coin flip مي‌رويد و در آنجا سكه‌هاي كشورهاي مختلف را انتخاب مي‌كنيد و جالب اين كه سكه پنج ريالي كشور ايران نيز در ميان سكه‌هاي اين سايت براي شير يا خط وجود دارد. بعد شما تعيين مي‌كنيد كه كدام طرف سكه را مي‌خواهيد و بعد با يك كليك، شير يا خطر رايانه‌اي انجام مي‌شود.

از نكات جالب ديگر اين سايت قسمتي است كه در آن شما موضوع يا سؤالي را كه در مورد آن مردد هستيد را مطرح مي‌كنيد و سايت به شما جواب مي‌دهد كه آيا اين كار را انجام دهيد يا خير‎، مثلاً شما ترديد داريد كه براي ميهماني كه مي‌خواهيد برويد لباس قرمزتان را بپوشيد يا آبي، خوب براي جواب اين سؤال شما به بخش www.façade.com.yesno اين سايت مي‌رويد و مي‌پرسيد آيا امشب من لباس قرمز بپوشم و بلافاصله جواب خود را خواهيد گرفت كه البته اين جواب هم بر حسب شانس و اتفاق است.

در مجموع اين سايت، سايت جالب و بامزه‌اي است كه مي‌تواند لحظه‌هاي خوبي را براي شما به‌وجود آورد.

قبرستون دات كام

تصور قبرستان الكترونيكي شايد تا چند سال قبل امري محال ونشدني بود اما امروزه هيچ چيز ديگر عجيب و غريب نيست و سايتي كه به شما معرفي مي‌كنيم يك سايت درمورد قبرستان‌ها و قبرها در سراسر دنيا است.

در اين سايت اطلاعات بيش از 5 ميليون نفر از افرادي كه به نوعي در تاريخ كشورشان از اهميت برخوردار بودند وجود دارد اطلاعاتي از قبيل مختصري از زندگينامه اين افراد، عكس، تاريخ مرگ و بالاخره آدرس ومشخصات خانه ابدي آن‌ها يا همان قبر آن‌ها، كه همگي اين اطلاعات در كنار هم گرد  آمده است.

علاوه بر اين شما مي‌توانيد در قسمت search سايت به دنبال مرده‌هاي مختلف بگرديد و جستجو كنيد كه مثلاً محل دفن پيكاسو نقاش معروف كجا است و در كدام نقطه دفن شده است.

از قسمت‌هاي ديگر اين سايت قسمت قبرستان آن لاين است كه شما مي‌توانيد در آن قبرهاي افراد مشهور را از طريق رايانه زيارت كنيد. تصور كنيد شما در اين طرف دنيا نشسته‌ايد و در چند ثانيه به‌طور مستقيم قبر شخصيت‌هاي مهم تاريخ را از نزديك مي‌بينيد.

به هر حال آدرس اين سايت www.findgrave.com است. اگر از مرده و ارواح نمي‌ترسيد يك سري به اين سايت بزنيد. راستي ايده قبرستان الكترونيكي هم ايده جالبي است و مي‌تواند يك كسب و كار خوب براي شما باشد. پس تا افراد ديگر به اين فكر نيافتاده‌اند يك قبرستان الكترونيكي ايجاد كنيد و حتماً هم بايد اسم آن چيزي شبيه به اين باشد: قبرستون دات كام. مگه نه!

آقاي سينوهه، هيروگليف من چه شكليه!

نمي‌دانم آيا شما چيزي در مورد خط هيروگليف مي‌دانيد يا نه، البته حتماً تعداد زيادي از شما دوستان در مورد اين خط باستاني مصر اطلاعاتي داريد. خطي كه تشكيل شده از تعدادي شكل‌هاي مختلفي كه به صورت عمودي كنار هم قرار مي‌گيرند و مفاهيم را انتقال مي‌دهند. راستي دوست داريد بدانيد اسم شما بر اساس خط هيروگليف چه جوري مي‌شه. حتماً مي‌گيد ياد گرفتن اين خط كار سختي است، خوب البته حق با شماست اما يك سري دانشمندان اين كار را به طور رايگان براي شما انجام مي‌دهند. اين ابتكار جالب توسط موزه باستان‌شناسي و مردم شناسي دانشگاه پنسيلوانيا صورت گرفته است و به دوستداران فرهنگ باستاني مصر و به خصوص خط هيروگليف اين امكان را مي‌دهد كه با وارد شدن به آدرس www.upennmuseum.com/hieroglyphsreal.cgi و وارد كردن اسم خود به زبان لاتين، ترجمه اسم را به زبان تصويري هيروگليف مشاهده كرد.

فكر مي‌كنيد ترجمه اسم شما به خط هيروگليف چه شكلي خواهد داشت. البته نياز نيست زياد فكر كنيد. فقط اين بار كه سري به اينترنت زديد به اين سايت هم برويد تا اسم خودتان را به خط هيروگليف مشاهده كنيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 2:10 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

بچه مايه‌دار، ترين‌هاي دنيا

ترجمه و گرد اوری:مهشاد مهتدی

دوست داريد بدانيد ثروتمندترين‌هاي دنيا چه كساني هستند. اين مقاله مطلبي است كه در آن به ثروتمندان دنيا در زمينه‌هاي مختلف اشاره شده است. افرادي كه در هر حرفه و فعاليت خود داراي جايگاه فوق‌العاده‌اي هستند و ثروت بسياري را براي خود جمع كرده‌اند.

پر درآمدترين خوانندگان جهان

1.       مدونا

نفر اول ليست مدونا است. مدونا به مدد كنسرت‌هاي بسياري كه در طول سال گذشته برگزار كرد توانسته درآمد هنگفتي را از اين راه به دست آورد. مدونا در سال گذشته بيش از 50 ميليون دلار از راه فروش آلبوم‌ها و برگزاري كنسرت‌هاي زنده درآمد كسب كرد.

2.       التون جان

نفر دوم اين ليست التون جان هميشه جنجالي است. التون جان كه هميشه عادت دارد با جنجال‌هاي خود توجه مردم را بيشتر به سوي خود جلب كند، امسال از راه برگزاري كنسرت و فروش آلبوم توانست 44 ميليون دلار درآمد كسب كند.

3.       متاليكا

نفر سوم اين ليست يك گروه است. گروه متاليكا امسال توانست رتبه خود را نسبت به سال گذشته ارتقاء دهد. اين گروه در ليست قبلي در جايگاه پنجم جدول با درآمد 32 ميليون دلار قرار داشت اما امسال اين رقم به 37 ميليون دلار افزايش پيدا كرد و باعث شد كه اين گروه به رتبه سوم جدول پر درآمدترين‌ها صعود كند.

اما در رده بعدي اين ليست بيانسه با 36 ميليون دلار و شانيا تواين با 34 ميليون دلار قرار دارند.

پر درآمدترين بازيگر مرد جهان

1.       تام كروز

تام كروز نفر اول اين ليست است. تام كروز علاوه بر بازي در فيلم‌هاي متعدد در تهيه چند فيلم نيز سرمايه‌گذاري كرد تا نشان دهد به دنبال كسب درآمد هر چه بيشتر است. تام كروز در سال گذشته ميلادي 45 ميليون دلار درآمد كسب كرد. او به طور متوسط براي هر فيلم مبلغي در حدود 10 ميليون دلار به عنوان دستمزد دريافت مي‌كند.

2.       براد پيت

اما ضلع دوم مثلث پولدارترين‌ها براد پيت است. پيت خيلي دوست دارد كه نفر اول هاليوود باشد اما به نظر مي‌رسد تا رسيدن به جايگاه تام كروز فاصله زيادي دارد. براد پيت امسال 41 ميليون دلار از راه سينما درآمد كسب كرد.

3.       جاني دپ

ضلع سوم مثلث قدرت، جاني دپ است. او امسال 36 ميليون دلار به دست آورد تا نشان دهد او به همراه براد پيت و تام كروز در حال حاضر سلاطين گيشه‌هاي هاليوود هستند.

اما نفرات بعدي اين ليست 4. ويل اسميت با 32 ميليون دلار، 5. راسل كرو با 29 ميليون دلار، 6. تام هنكس با 28 ميليون دلار.

پر درآمدترين بازيگر زن جهان

1.       جنيفر لوپز

جنيفر لوپز با آنكه امسال تنها در چند فيلم حضور پيدا كرد اما درآمدهاي جانبي او از قراردادهايي كه با شركت‌هاي بزرگ براي كارهاي تبليغاتي انجام داد باعث شد كه او 30 ميليون دلار درآمد كسب كند كه البته اين رقم جدا از رقمي است كه او از راه فروش آلبوم‌هاي موسيقي خود به دست مي‌آورد.

2.       نيكول كيدمن

به نظر مي‌رسد اگر نيكول كيدمن و تام كروز از هم جدا نمي‌شدند، مي‌توانستند تمام پول‌هاي مردم را از جيبشان خالي كنند. كيدمن با آنكه مانند همسر سابقش در رتبه اول ليست پر درآمدترين‌ها نيست اما با درآمدي نزديك به 28 ميليون دلار فاصله چنداني با صدر اين فهرست ندارد و شايد سال بعد به اين مقام دست پيدا كند.

3.       جوليا رابرتز

او به خاطر باردار بودن امسال نتوانست در پروژه‌هاي سينمايي زيادي شركت كند اما همين فعاليت اندك به همراه اعتبار و ارزش او در هاليوود سبب شد او علي‌رغم كم‌كار بودن امسال 22 ميليون دلار درآمد داشته باشد.

4.        جنيفر آنيستن با 17 ميليون دلار، 5. كاترين زتاجونز با 14 ميليون دلار، 6. كامرون دياز با 10 ميليون دلار.

پر درآمدترين ورزشكاران جهان

1.       تايگر وود

مشهورترين گلف‌باز تمام تاريخ جهان، تايگر وود مانند چند سال اخير حاكم مطلق مسابقات گلف بود و البته اين حكمراني براي او 80 ميليون دلار به همراه داشت.

2.       مايكل شوماخر

اگر شما هم مانند او حاكم بلامنازع مسابقات فرمول 1 بوديد، آنگاه همة كمپاني‌هاي ماشين‌سازي و شركت‌هاي وابسته علاقمند بودند از شما به عنوان يك ابزار تبليغاتي كارآمد استفاده كنند كه البته براي شما هم درآمدي در حدود 78 ميليون دلار به همراه داشت.

3.       مايكل جردن

حضور او در اين فهرست به ظاهر عجيب است و اين هم بدين خاطر است كه او چند سالي است كه از ورزش حرفه‌اي خداحافظي كرده است. اما محبوبيت او هنوز آنقدر زياد است كه او از راه تبليغات مبلغي بالغ بر 40 ميليون دلار به دست آورد كه براي كسي كه ديگر در حال فعاليت ورزشي نيست رقم بسيار قابل توجهي است.

4.        شاكيل اونيل (بسكتبال) با 38 ميليون دلار، 5. پيتون مانينگ (بيسبال) با 32 ميليون دلار.

پر درآمدترين فوتباليست‌هاي جهان

1.       ديويد بكام

خوب حتماً هيچ كس از اول بودن او تعجب نكرده است. زيرا او در اين روزها اول در همه زمينه‌ها است. اول در زمينه حضور در عرصه تبليغات، اول در زمينه شايعات پيرامون زندگي شخصي، اول از نظر محبوبيت و شهرت و خلاصه در هر چيزي كه فكرش را بكنيد اثري از رد پاي ديويد بكام مي‌توان يافت. از تبليغ تيغ جيلت تا نوشابه پپسي و خلاصه هر چيزي كه بتوان فكرش را كرد از اين انگليسي بر مي‌آيد. ديويد بكام امسال 30 ميليون دلار درآمد كسب كرد.

2.       زين‌الدين زيدان

تفاوت زيدان با بقيه ستارگان توپ گرد در اين است كه او نه چهره جذابي دارد و نه اهل حاشيه‌سازي و جنجال سازي است. اما مهارت او در زمين فوتبال باعث شده طرفداران بسياري در سرتاسر دنيا داشته باشد و به همين خاطر او گزينه مناسبي براي تبليغات است و از اين راه و درآمد فوتبال بيش از 19 ميليون دلار به دست آورده است.

3.       رونالدو

يكي ديگر از ستارگان رئال مادريد. به نظر مي‌رسد رئال مادريد مخزن ستارگان پولساز جهان است و رونالدو برزيلي نيز يكي ديگر از ستارگان پولساز اين تيم است. او در سال گذشته 16 ميليون دلار درآمد كسب كرد.

4.         رائول گونزالس با 14 ميليون دلار، 5. رونالدينهو با12 ميليون دلار، 6. مايكل اوون با 10 ميليون دلار.

ثروتمندترين تيم‌هاي فوتبال جهان

1.       منچستر يونايتد

رفتن ديويد بكام از اين تيم هم باعث نشد اين باشگاه متحمل ضررهاي هنگفتي شود. محبوبيت و اعتبار اين تيم در سرتاسر جهان كافي است تا اين تيم 351 ميليون دلار درآمد از راه فروش بليط مسابقات جذب اسپانسر و فروش پيراهن باشگاه و ديگر محصولات به دست آورد.

2.       رئال مادريد

وقتي شما گنجينه‌اي از ستارگان بزرگي نظير زيدان، بكام، رونالدو، كارلوس، رائول را در اختيار داريد بايد هم در بالاهاي جدول جاي داشته باشيد. رئال مادريد در سال گذشته بالغ بر 287 ميليون دلار درآمد كسب كرد.

3.       آث ميلان

باشگاه متمول ميلان با مديريت برلوسكوني وزير نفت ايتاليا در عرصه فعاليت‌هاي اقتصادي يك باشگاه موفق است. برلوسكوني به خوبي مي‌داند چگونه از راه فوتبال براي خود و باشگاه درآمد كسب كند. ميلان سال گذشته 270 ميليون دلار درآمد داشت.

4.        يوونتوس با 262 ميليون دلار، 5. بايرن مونيخ با 202 ميليون دلار، 6. آرسنال با 211 ميليون دلار.

پر درآمدترين كارگردانان جهان

1.       جرج لوكاس

خالق جنگ‌هاي ستاره‌اي با كمك گرفتن از موجودات فضايي ثروتي عظيم براي خود فراهم كرده است. ثروتي كه باور نكردني است. 290 ميليون دلار درآمد تنها گوشه‌اي از هنرنمايي موجودات فضايي است كه لوكاس به كمك آن‌ها گيشه‌هاي هاليوود را به تسخير خود درآورده است.

2.       مل گيبسون

جادوي مصائب مسيح كافي بود كه فيلم كم خرج گيبسون براي او درآمد بالايي داشته باشد. فروش خيره كننده مصائب مسيح كه زندگي 24 ساعت آخر حضرت مسيح است براي گيبسون 185 ميليون دلار به همراه داشت.

3.       استيون اسپيلبرگ

او و كمپاني دريم وركز كه توسط اسپيلبرگ تأسيس شده است امسال سال خوبي را سپري نكردند. آن‌ها 80 ميليون دلار از طريق فيلم‌هاي خود كسب كردند.

پر درآمدترين آشپز دنيا

پر درآمدترين آشپز دنيا ولفگانگ پاك نام دارد. اين آشپز كه غذاهاي خوشمزه‌اي درست مي‌كند، ساليانه 12 ميليون دلار از راه آشپزي درآمد به دست مي‌آورد. باورتان مي‌شود كسي از راه آشپزي اين همه پول به دست آورد. ولي به هر حال آقاي پاك اين ثروت را از طريق قابلمه‌هاي غذاي خود به دست آورده است.

پر درآمدترين شعبده‌باز

جايي كه ديويد كاپرفيلد با آن همه محبوبيت و شهرت حضور دارد نام بردن از كس ديگر چندان منطقي نيست. ديويد كاپرفيلد ساليانه 57 ميليون دلار از راه كارهاي محيرالعقولي كه انجام مي‌دهد پول به دست مي‌آورد. كارهاي ديويد كاپرفيلد و درآمد او هر دو باعث تعجب هر كسي مي‌شود.

ثروتمندترين افراد جهان

1.       بيل گيتس

خوب پس از صحبت از ثروتمندان دنيا در زمينه‌هاي مختلف نوبت به ثروتمندترين مرد جهان، مالك مايكروسافت، حاكم بي‌رقيب دنياي رايانه، بيل گيتس مي‌رسد. كسي كه با 49 سال سن و درآمد نجومي 7/46 ميليارد دلار ثروتمندترين مرد دنيا است. نكته مهم در مورد گيتس اين است كه او به همراه همسرش بنياد خيريه‌اي راه‌اندازي كرده است كه سالانه مبالغ فراواني را صرف امور خيريه مي‌كند. اما با اين حال او هنوز هم ثروتمندترين است.

2.       وارن بافت

باز هم يك آمريكايي ديگر، وارن بافت 74 ساله همه كاره صنعت و شركت‌هاي بزرگ آمريكايي است. او سال‌هاست كه نبض صنعت و اقتصاد آمريكا را در دست دارد و با 44 ميليارد دلار ثروت دومين ثروتمند دنيا است.

3.       لاكشمي ميتال

يك انگليسي هندي تبار كه قدرت اول صنايع فولاد دنياست. ميتال 54 ساله است و 25 ميليارد دلار ثروت كنوني اوست.

4. كارلوس اسليم هلو (مكزيك) با 24 ميليارد دلار، 5. الوليد بن الصعود (عربستان) با 7/23 ميليارد دلار، 6. اينگوار كامپراد (سوئد) با 23 ميليارد دلار، 7. پائول آلن (آمريكا) با 21 ميليارد دلار، 8. كارل آلبرفت (آلمان) با 19 ميليارد دلار، 9. لارنس آليسون با 5/18 ميليارد دلار و  10. رابسون والتون (آمريكا) با 3/18 ميليارد دلار.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 2:2 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

ارنستو مبارزي براي تمام اعصار

 

ارنستو رافائل گوارا دلاسرنا مشهور به چه گوارا در 14 ژوئن سال 1928 در شهر روساريو آرژانتين متولد شد. خانواده ارنستو يك خانواده دو رگه اسپانيايي، ايرلندي بودند. پاتريك مينچ جد بزرگ چه گوارا در سال 1715 در ايرلند به دنيا آمد و پس از سفرهاي مختلفي كه به اقصي نقاط جهان داشت بالاخره آرژانتين را براي زندگي انتخاب كرد و از آن به بعد نوادگان او نيز در آرژانتين زندگي كردند. ارنستو گوارا لينچ پدر چه گوارا در سال 1900 متولد شد و پس از ازدواج با سليا دلاسرنا صاحب پنج فرزند شد.

خانواده چه گوارا از خانواده‌هاي طبقه متوسط جامعه آرژانتين در آن زمان بودند. چه گوارا در كودكي به بيماري آسم مبتلا شد اما توانست از اين بيماري جان سالم به در برد و زنده بماند. چه گوارا در كودكي دو ويژگي خاص داشت اول علاقه او به ورزش كه باعث شد در سطح مدارس به يك ورزشكار ممتاز تبديل شود. دوم علاقه مفرط او به بحث كردن و جدل كردن در مورد موضوعات مختلف، چه گوارا از همان دوران كودكي علاقمند بود در مورد هر چيز كوچكي با برادران و خواهران و حتي پدر و مادرش بحث كند تا عقايد خود را به آن‌ها اثبات كند و به نظر مي‌رسيد كه او به طور ذاتي عاشق سخنراني و بحث كردن است.

ارنستو در سال 1948 براي تحصيل در رشته پزشكي به دانشگاه بوئنوس آيرس رفت و توانست در اين دانشگاه بورسيه شود. ارنستو در مارس 1953 توانست تحصيلات خود را در رشته پزشكي به اتمام برساند. ارنستو در دوران جواني عاشق سفر كردن بود و اين خصوصيت را از جد بزرگش پاتريك مينچ به ارث برده بود. ارنستو علاقه داشت به همه كشورهاي آمريكاي جنوبي سفر كند و به همين خاطر در سال 1951 به پيشنهاد دوستش آلبرتو گرانادو كه از فعالان تندرو سياسي بود از دانشگاه يك سال مرخصي گرفت و با موتور 500 سي سي‌اش به نام لاپودروما سفر خود را به كشورهاي مختلف آمريكاي جنوبي آغاز كرد.

سفر ارنستو به كشورهاي مختلف آمريكاي جنوبي براي او تجربيات گرانبهايي را به همراه آورد. مشاهدات او از اين سفر به او آموخت كه تنها راه نجات مردم محروم و فقير انقلاب است و در سايه انقلاب مي‌توان حقوق از دست رفته مردم را احياء كرد. ارنستو آموخت كه آمريكاي لاتين را نه به عنوان يك مجموعه از كشورهاي مختلف نگاه كند، بلكه آن‌جا را به عنوان كشورهايي با فرهنگ‌هاي مشترك نگاه كند. در واقع او پس از اين سفرها نگاهش به آمريكاي جنوبي عوض شد. حالا او كشورهاي آمريكاي لاتين را مانند آرژانتين مي‌دانست و اين مهم‌ترين دستاورد سفر او بود.

پس از اين سفر چه‌گوارا خاطراتش را در قالب كتابي به نام خاطرات موتور سيكلت به چاپ رسانيد. ارنستو پس از پايان سفرش بار ديگر به دانشگاه بازگشت و تلاش كرد در كوتاه‌ترين زمان ممكن تحصيلاتش را به پايان برساند زيرا مي‌خواست بار ديگر به سفر برود.

گواتمالا

پس از اتمام تحصيلات در رشته پزشكي در سال 1953 ارنستو به گواتمالا سفر كرد. در آن روزها گواتمالا از معدود كشورهاي آمريكاي جنوبي بود كه داراي يك حكومت مردمي بود و در رأس اين حكومت فردي به نام جاكوب اربنز گازمن قرار داشت. اولين دستاورد سفر به گواتمالا براي او لقب چه بود. چه در زبان آرژانتيني براي صدا كردن كسي به كار مي‌رود و در بقيه كشورهاي آمريكاي لاتين اهالي آرژانتين را با اين لقب صدا مي‌كنند و از اين پس او را چه گوارا ناميدند.

در سال 1954 حكومت اربنز توسط توطئه آمريكا سقوط كرد. سقوط حكومت مردمي اربنز درس‌هاي زيادي را به چه گوارا آموخت. او پس از اين واقعه دريافت كه مخالفت دولت آمريكا با كشورها اغلب با كشورهايي است كه داراي حكومت مردمي هستند و اين حكومت ‌ها سعي در ارتقاء سطح زندگي مردم دارند. باور اين موضوع باعث گرديد خط مشي فكري چه گوارا با اين ديدگاه شكل بگيرد كه راه حل آزادي كشورهاي آمريكاي جنوبي از چنگال استبداد مقابله با آمريكا و عوامل آن است و چه گوارا اين باور را بارها در سخنراني‌ها و مقالات خود تكرار كرد. پس از كودتا چه گوارا آمادگي خودرا براي مبارزه نظامي بر عليه كودتاچيان به اربنز اعلام كرد. اما اربنز كه نمي‌خواست گواتمالا درگير جنگ‌هاي داخلي شود چه گوارا را از اين عمل بر حذر داشت و چه گوارا پس از اين واقعه به سفارت آرژانتين در گواتمالا پناه برد.

كوبا

چه گوارا در مكزيكوسيتي با برادران كاسترو آشنا شد. برادران كاسترو در آن زمان از كوبا تبعيد شده بودند و سعي داشتند با تهيه نيروي نظامي، رژيم ديكتاتوري ژنرال فولجنسيو باتيستا را براندازند. چه گوارا پس از آشنايي با رائول و فيدل كاسترو و آشنايي با افكار اين دو برادر با آن‌ها در هدفشان همراه شد. در نوامبر 1956 كاسترو و چه گوارا به همراه 80 چريك، توكس پان را به مقصد كوبا ترك كردند. نيروهاي نظامي كاسترو پس از پياده شدن در ساحل باتلاقي نيكوئد مورد هجوم نيروي نظامي باتيستا قرار گرفتند و بر اثر اين حمله تنها 16نفر از اين انقلابيون توانست زنده بماند. ارنستو كه تنها عضو غيركوبايي اين گروه بود در ابتدا وظيفه داشت به عنوان پزشك همراه گروه چريك‌ها باشد اما در طي حمله نظاميان باتيستا به گروه آن‌ها او كوله پشتي خود را بر زمين انداخت و به جاي آن اسلحه در دست گرفت. ارنستو از اين لحظه به عنوان نقطه عطف زندگي خود ياد مي‌كند. زيرا اين لحظه او را از قالب يك پزشك به هيبت يك مبارز درآورد. چه گوارا خيلي زود توانست در قالب يك چريك موفقيت‌هاي بي‌شماري را به دست آورد و همين موضوع او را تبديل به بهترين دوست و قابل اعتمادترين فرد نزد كاسترو تبديل كرد. كاسترو به چه گوارا مسئوليت محاكمه خبرچين‌ها، نيروي سركش، فراريان ارتش و جاسوسان ارتش انقلابي را واگذار كرد. پس از مدتي چه گوارا توانست به بالاترين درجه نظامي ارتش انقلابي برسد.

اما مهم‌ترين عمليات چه گوارا مربوط به اواخر سال 1958 است. او در اين زمان با نيروهاي تحت امرش توانست با منهدم كردن يك قطار حامل نيروهاي نظامي باتيستا شهر سانتا كلارا را تحت كنترل خود درآورد. اين اتفاق عرصه را براي باتيستا تنگ‌تر كرد و بالاخره او مجبور شد از كشور بگريزد. چه گوارا خاطرات دو سال فعاليت خود را براي براندازي حكومت باتيستا را درقالب كتابي به نام خاطرات جنگ‌هاي انقلابي كوبا در سال 1963 به چاپ رسانيد.

دولت انقلابي

پس از تصرف شهر هاوانا در 2 ژانويه سال 1959 توسط سربازان انقلابي فيدل كاسترو، آن‌ها دولت جديدي با گرايش سوسياليست تشكيل دادند. پس از اين‌كه حكومت به دست نيروهاي كاسترو رسيد آن‌ها به پاس زحمات ارنستو او را به شهروندي كوبا درآوردند و مدتي بعد چه گوارا از همسر اهل پرو خود هيلدا گدا جدا شد و بعدها با يكي از نيروهاي ارتش كاسترو به نام اليدا مارچ ازدواج كرد. ثمره اين ازدواج چهار فرزند است.

پس از تشكيل دولت جديد، چه گوارا به عنوان شخصيتي مهم مسئوليت‌هاي مختلفي را در دولت كاسترو به دست آورد.

او رياست بانك ملي كوبا و وزارت صنايع كوبا را در يك زمان بر عهده داشت و علي‌رغم حجم بالاي مسئوليت چه گوارا با توانايي بالاي خود توانست اقتصاد كاپيتاليستي كوبا را به يك اقتصاد صنعتي سوسياليست تغيير دهد.

پس از تحريم اقتصادي آمريكا بر عليه كوبا، چه گوارا با نزديك شدن به اتحاد جماهير شوروي و هم‌پيمانان اين كشور توانست بازار اقتصادي مناسبي را در آفريقا و آسيا براي كوبا به وجود آورد و كاري كند كه تحريم اقتصادي آمريكا تأثير چنداني به دولت كوبا نداشته باشد.

حملات تند چه گوارا بر عليه سياست‌هاي خارجي آمريكا و مبارزه بي‌پرواي او بر عليه امپرياليسم باعث شد او به سرعت در آسيا و به خصوص آمريكاي لاتين مشهور گردد و همه مردم در اين كشورها به او به چشم يك قهرمان بزرگ نگاه مي‌كردند.

غيبت چه گوارا

در آوريل 1965 چه گوارا زندگي اجتماعي خود را رها كرد و ناگهان ناپديد شد و تا 14 مارس همان سال پس از يك دوره سفر سه ماهه به كشورهاي چين، مصر، الجزاير، غنا، كنگو به هاوانا بازگشت. عده‌اي علت غيبت او را متأثر از ناكامي‌هايي مي‌دانند كه در زمينه سياست‌هاي صنعتي‌اش در خلال عهده‌داري مقام وزارت صنايع تجربه كرد.

بوليوي

بعدها مشخص شد كه چه گوارا در زمان غيبتش به بوليوي سفر كرده است تا به چريك‌هاي كمونيست بوليوي تبار آموزش‌هاي نظامي بدهد. شواهد حكايت از اين دارد كه تمرينات نظامي او به چريك بوليوي حتي سخت‌تر و پرخطرتر از جنگ‌هاي واقعي بوده است. پس از مدتي از تصميم چه گوارا براي ايجاد يك ارتش چريكي قدرتمند، رئيس جمهور وقت بوليوي رنه باري تيتوس به ارتش بوليوي دستور داد كه چه گوارا را دستگير كنند و سر بريدة او را بر نوك نيزه در محله جنوبي لاپاز به نمايش گذارند. نيروي تحت امر چه گوارا كه به خوبي آموزش ديده بودند در ابتدا به پيروزي‌هاي بزرگي دست پيدا كردند اما در اواخر سپتامبر ارتش بوليوي دو گروه از چريك‌ها را شكست داد و يكي از فرماندهان اصلي چريك‌ها را كشت.

به نظر مي‌رسد تصميم چه گوارا براي انقلاب در بوليوي يك تصميم نسنجيده بود. زيرا بوليوي در آن سال‌ها تحت نفوذ شديد آمريكا بود و آمريكائي‌ها كه تجربه تلخ انقلاب كوبا را داشتند ديگر اجازه ندادند كه همان حادثه در بوليوي تكرار شود.

پس از آنكه نظاميان آمريكايي محل استقرار چه گوارا را شناسايي كردند، عوامل سازمان سيا براي اقدامات ضد شورشي به بوليوي اعزام شدند. گوارا تصور مي‌كرد كه نيروهاي ارتش بوليوي نظاميان مبتدي و بي‌تجربه‌اي هستند. اما اين حقيقت ماجرا نبود. زيرا آن‌ها زير نظر آمريكائي‌ها آموزش ديده بودند و در بالاترين سطح مهارت‌هاي نظامي قرار داشتند. مأمورين سازمان سيا به كمك كوبايي‌هاي مخالف دولت كاسترو خانه‌هاي بازجويي ترتيب دادند و تمام كساني را كه از چه گوارا اطلاعي داشتند را مورد شكنجه و بازجويي قراردادند. بالاخره ارتش بوليوي پس از مدتي توانست مخفيگاه چه گوارا را پيدا كند و در هشتم اكتبر آن منطقه را به محاصره درآورد و چه گوارا پس از آنكه اسلحه‌اش نابود شد از ناحيه پا مورد اصابت گلوله قرارگرفت و مجبور شد تسليم شود.

باري تيتوس رئيس جمهور بوليوي بلافاصله پس از دستگيري چه گوارا دستور اعدام او را صادر كرد. چه گوارا سپس به يك مدرسه قديمي برده شد و پس از آن كه دستان او را به تخته كلاس بستند قلب او را هدف گلوله قرار دادند. چه گوارا در لحظاتي قبل از مرگش خطاب به مأمورين اعدام با فرياد مي‌گفت: مي‌دانم كه براي كشتن من به اين‌جا آمده‌ايد. پس شليك كنيد ترسوها! شما يك مرد را مي‌كشيد.

بالاخره چه گوارا كشته شد. اما افسانه شجاعت و كارهاي قهرمانانه او منشأ بسياري از فعاليت‌هاي انقلابي در سرتاسر جهان شد و همه از او به عنوان يك انقلابي بزرگ كه خدمات بزرگي را به مردم آمريكاي لاتين كرد هميشه ياد مي‌كنند.

ارنستو چه گوارا مبارزي براي تمام اعصار است. مردي كه شجاعانه قيام كرد، شجاعانه جنگيد و مانند يك قهرمان مرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 1:56 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

خدايان يونان

نوشته:سرژیک اوانسیان

در زمان‌هاي بسيار دور، انسان ناشناخته‌ها و وقايع طبيعي مانند باران، صاعقه، گرما، سرما، شب و روز، تغيير فصل، مرگ و زندگي و مانند اين‌ها را زاييده قدرت خدايان مي‌دانست كه بر زمين و موجودات آن حكومت مي‌كردند. از نظر آن‌ها اين خدايان نه تنها به خودي خود در انجام بعضي امور و قايع دست داشتند بلكه مناسبات و روابط بين آن‌ها هم درسرنوشت انسان‌ها تأثير مستقيم داشت.

خدايان و داستان‌هاي اساطيري در ابتدا به منظور توضيح اسرار زندگي به كار مي‌رفتند. اما با حضور پيامبران و پيشرفت علم و اعتقاد انسان‌ها به يك خداي يگانه، خدايان عهد باستان بيشتر جنبه داستاني پيدا كردند و از اين جهت تا به امروز از آن‌ها و روابط آن‌ها به عنوان داستان‌هاي جذابي ياد مي‌شود.

در اين ميان اساطير يونان به دليل تكيه فراوان بر روي ادبيات باستان يونان و بعد ادبيات مدرن جهان و همچنين ساده‌تر بودن نام‌هاي خدايان از مشهورترين داستان‌هاي اساطيري در مورد خدايان به شمار مي‌روند. در اين مطلب سعي مي‌شود شما را به اختصار با اين خدايان آشنا كنيم، اما ابتدا با خدايان المپ آشنا مي‌شويم.

خدايان المپ

كوه المپ محل نبرد تايتان‌ها با خدايان بود. اين خدايان 12 تن بودند كه پس از سرنگوني تايتان‌ها كوه المپ را به عنوان محل زندگي برگزيدند. تمام المپ‌نشينان به نوعي با يكدگير نسبت داشتند و بنا به شرايط زمانه هر از چند گاهي يك يا چند تن از اين خدايان بيشتر مورد توجه قرار مي‌گرفت. به عنوان مثال اگر جنگي در ميان بود معبد خداي جنگ بيشتر مورد توجه قرار مي‌گرفت.

زئوس: Zeus

زئوس فرزند كرونوس تايتان بزرگ بود. زئوس بر عليه پدر شورش كرد و حكومت او را سرنگون كرد. پس از سرنگوني پدر زئوس بر سر پادشاهي با برادرانش پوزئيدون و هادس درگيري پيدا كرد و قرار شد تا قرعه‌كشي كنند و هر كس برنده شد به عنوان فرماندة خدايان انتخاب شود. پس از قرعه‌كشي زئوس به عنوان فرمانده خدايان انتخاب شد. زئوس فرمانرواي آسمان و باران و اسلحه‌اش آذرخش است، كه آن را به سمت كسي كه او را ناخشنود كرده پرتاب مي‌كرده است. يكي از مواردي كه زئوس را بسيار خشمگين مي‌كرد دروغگويي و پيمان‌شكني بوده است. همسر زئوس هرا نام داشت كه به خاطر داشتن ماجراهاي عشقي فراوان شهرت داشته است.

پوزئيدون: Poseidon

پوزئيدون برادر زئوس در نتيجه قرعه‌كشي كه پس از سرنگوني پدر انجام گرفت دريا را به دست آورد و به نام خداي دريا شناخته شد. دريانوردان و ماهيگيران از پرستش كنندگان پوزئيدون به شمار مي‌رفتند. پوزئيدون با آمفي تريت كه نوه اوسيانوس تايتان آب‌هاي پيوسته جهان ازدواج كرد. اسلحه پوزئيدون يك نيزه سه شاخه است كه مي‌تواند جهان را بلرزاند و هر چيزي را در هم بشكند. او پس از زئوس قدرتمند‌ترين خدا است و طبيعتي ستيزه‌جو و حريص داشت و به همين دليل براي به دست آوردن شهرهاي ديگر با خدايان ديگر درگير مي‌شد.

هادس: Hades

هادس در قرعه‌كشي با برادرانش بدترين سهم را به دست آورد. سهم هادس دنياي زير زمين و دنياي مردگان بود. از آنجايي كه رعاياي هادس مردگان بودند، او به كساني كه موجب افزايش جمعيت سرزمينش مي‌شدند بسيار علاقه داشت. يكي از اين گروه‌ها كه هادس به آن‌ها علاقه داشت آريني‌ها بودند. آريني‌ها كارشان تعقيب گناهكاران و سوق دادن آن‌ها به سمت خودكشي بود. هادس به دليل حكومت بر زمين صاحب معادن زيرزميني هم بود. همسر هادس پرسفونه بود كه توسط هادس ربوده شده بود.

هستيا: Hestie

هستيا بزرگ‌ترين خواهر زئوس و الهه حاكم بر زندگي خانوادگي و به عبارتي مظهر خانواده است. هستيا براي فرار از تقاضاي عاشقانه برادرانش پوزئيدون و آپولو قسم خورد كه هميشه دوشيزه بماند. هستيا الهه‌اي است كه تخت سلطنتي ندارد. اما نگهداري از آتش مقدس المپ بر عهده اوست وبه همين دليل تمام آتشكده‌ها و اجاق‌هاي منازل از آن اوست. هستيا ملايم‌ترين و مهربان‌ترين الهه المپ است و سمبل اتحاد بين شهر مادر و مردم شهرك‌ها و دهكده‌هايي است كه براي بردن آتش به معبد مي‌آمدند و در واقع اجاق خانه همه مردم از يك آتش گرم مي‌شد.

هرا: Hera

هرا همسر زئوس است. او نگهبان ازدواج‌ها بود و به خصوص حامي زناني بود كه ازدواج كرده‌اند. از آنجايي كه زئوس با حيله و با توسل به زور او را به ازدواج راضي كرد، اين ازدواج با كشمكش و ناسازگاري هرا آغاز و با كشمكش نيز ادامه يافت. يك بار كه غرور زئوس به حد غيرقابل تحملي رسيده بود، هرا با خدايان ديگر بر عليه او توطئه چيني كرد و به زئوس داروي مخدر خوراند. سپس با كمك خدايان ديگر او را بر تختي با هزاران گره بستند و درباره اين‌كه با او چه كنند با يكديگر به مشاجره پرداختند. برياروس كه غولي 50 سر و صد دست بود به توطئه پي برد و به خاطر علاقه فراوان به زئوس به كمك 100 دست خود گره‌ها را گشود و او را آزاد كرد. زئوس پس از آزادي بسيار خشمگين شد و همه خدايان را مغلوب قدرت خود كرد. و همسرش را با زنجير طلايي كه از آسمان آويزان بود به دار آويخت و پس از اين مجازات سخت هرا قسم خورد كه ديگر بر عليه شوهرش شورش نكند. با اين وجود هرا همواره به خاطر ظلم و ستم زئوس به دنبال فرصتي بود تا زئوس را ادب كند و گاهي هم موفق مي‌شد تا زئوس را متوجه اشتباهاتش كند. طاووس و گاو حيوانات مقدس معبد هرا هستند.

آرس: Ares

آرس پسر زئوس و هرا و خداي جنگ است. او فردي رشيد و زيبا اما بسيار قسي‌القلب و خونخوار بود. او و خواهرش آريس، الهة نزاع و كشمكش بودند. آرس زماني خوشحال مي‌شد كه صداي برخورد شمشيرها را بشنود، و در اين هنگام او كلاه درخشانش را بر سر مي‌گذاشت و سوار بر ارابه جنگي به قلب ميدان جنگ مي‌رفت. آرس به دنبال پيروزي نبود او فقط به دنبال خونريزي و كشتار بيشتر بود. كساني كه همواره همراه او بودند درد، اضطراب، قحطي و گمنامي بودند. آرس بيشتر توسط اهالي تراسيا كه مردمي وحشي و خشن بودند پرستيده مي‌شد. در مورد آرس اين نكته را نيز بايد گفت كه زئوس و هرا به خاطر خلق و خوي وحشيانه آرس به او علاقه‌اي نداشتندد و كركس و سگ جانوراني بودند كه در كنار اين خدا كشيده مي‌شد.

آتنا: Athena

آتنا الهه باكره دختر زئوس است. آتنا مادري ندارد زيرا به صورت زني كامل و سراپا پوشيده در زره و اسلحه از پيشاني زئوس خارج شده است. علي‌رغم اين‌كه او در نبرد شجاع و خشن بود اما زني جنگجو به شمار نمي‌رفت. زيرا نبردهاي او همه براي دفاع از حريم خانه و شهر در مقابل دشمنان بود. آتنا الهه شعر، صنايع دستي و كشاورزي است، او براي تربيت و رام كردن اسب افسار را اختراع كرد و از ديگر نوآوري‌هاي او مي‌توان به ساخت ترومپت، فلوت، ديگ، شن‌كش، گاوآهن، كشتي و ارابه اشاره كرد.

آتنا تجسم دانايي، منطق و پاكي بوده و فرزند محبوب زئوس به شمار مي‌آمده است. به همين خاطر اجازه داشت تا از اسلحه پدر استفاده كند. شهر محبوب او آتن و درخت مورد علاقه‌اش زيتون بود. پرنده مورد علاقه او جغد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 1:51 بعد از ظهر  توسط مهدی  |