|
اگر خلاصه بخوام بگم باید بگم خلاصه ما هم دیوونه هستیم البته دور از جان شما.خودم رو گفتم
|
تو عقاب هستي، نه يك جوجه مرغ...
بهتر است قبل از هر گونه صحبتي ابتدا داستاني را براي شما بازگو كنم و بعد برويم سراغ اصل مطلب.
روزي سرخپوستي در جنگل گردش ميكرد. سرخپوست در جنگل با يك تخم عقاب كه بر روي زمين افتاده بود روبهرو شد، سرخپوست خيال كرد كه تخم عقاب يك تخم مرغ معمولي است و به همين دليل تخم را در لانه يك مرغ قرار داد. پس از مدتي جوجهها از تخم بيرون آمدند و جوجه عقاب نيز همچون ديگر جوجههاي مرغ از تخم بيرون آمد. جوجه عقاب پس از تولد همچون ديگر جوجههاي مرغ شروع به زندگي كرد. او مانند آنها از زمين دانه جمع ميكرد و زندگي مانند يك مرغ را آموخت.
يك روز زيباي بهاري، عقاب كوچك كه اندكي بزرگتر شده بود متوجه پرواز پرنده زيبا و با شكوهي در آسمان شد. پرسيد اين چه پرندهاي است؟ مرغ پاسخ داد: اين يك عقاب است. زيباترين و قدرتمندترين پرنده دنيا.
عقاب كوچك با خود انديشيد كه چقدر خوب بود كه او هم عقاب بود و ميتوانست مانند عقاب پرواز كند. اما چون باور داشت كه يك جوجه مرغ معمولي است خيلي زود همه چيز را فراموش كرد و مثل يك مرغ خانگي زندگي كرد.
داستان آدمي نيز داستان اين جوجه عقاب است. بعضي انسانها باور دارند كه در نهادشان نيروهاي بالقوهاي وجود دارد كه ميتواند آنها را به بالاترين مدارج و موفقيت در زندگي رهنمون سازد و به همين دليل همچون يك عقاب در آسمان زندگي اوج ميگيرند و به سوي موفقيت پر ميگشايند. اما برخي ديگر از انسانها هيچگاه نميخواهند به اين باور برسند كه قادرند همه چيز را در زندگي تغيير دهند و به جايگاه والاتري برسند. آنها تنها موفقيتهاي ديگران را نظاره ميكنند و با حسرت ميگويند: كاش ما هم مانند آنها بوديم. آنها زندگيشان را تنها با حسرت داشتههاي ديگران سپري ميكنند و غافل از اين هستند كه در درون خودشان داراي ويژگيهايي هستند كه چه بسا بيش از كساني است كه حسرت آنها را ميخورند. و تنها تفاوت آنها با افرادي كه حسرت آنها را ميخورند اين است كه آن افراد به اين باور رسيدهاند كه ميتوانند زندگي را همان گونه كه ميخواهند بسازند ولي اين افراد هيچگاه نميخواهند به چنين باوري برسند و از داشتههاي درون خود غافل هستند.
حالا ديگر انتخاب با شماست. اين شما هستيد كه ميتوانيد تعيين كنيد كه چه سرنوشتي در انتظارتان باشد. اگر قدر فرصتها و استعدادهاي خود را ندانيد بيشك سرنوشت جوجه عقاب در انتظار شماست. اما اگر كمي باور كنيد كه چقدر توانايي داريد و به عنوان يك انسان داراي چه ويژگيها و استعدادهايي هستيد بيشك عقاب بودن در انتظار شماست. بايد خواست و باور كرد كه ميتوان زندگي را همان گونه كه خودمان ميخواهيم ساخت. و رسيدن به اين نكته كه ما ميتوانيم اولين راه در راه پر گشودن و پريدن به سوي قلههاي موفقيت است. قلهاي كه هر كس قادر است به آن برسد البته با كمي خود باوري و خواستن.
قابل توجه همه تنبلها!
علل تنبلي و راه درمان آن
پريوش كرمانيان
آيا شما اهل اهمال كاري و دفع الوقت هستيد؟ اگر شما نيز مثل بسياري از آدمها باشيد، پاسخ اين سؤال مثبت است. اما اين احتمال وجود دارد كه شما نخواهيد به اين وضعيت ادامه دهيد. ممكن است بيشتر كارها را در حاليكه ميل به انجامشان داريد به تعويق بيندازيد و به دلايلي به طفره رفتن و تعلل ورزيدن ادامه دهيد. اين روال مسامحه كاري از جنبههاي بسيار خسته كننده زندگي است. اگر شما به سختي گرفتار اين حالت باشيد، كمتر روزي ميگذرد كه نگوييد: ميدانم بايد اين كار را سامان دهم، اما باشد براي بعد. ريشه اهمال كاري و تنبلي را ميتوان در خود فريبي و فرار از قبول مسئوليت دانست در اينجا مهمترين بازدههاي مسامحهكاري را ذكر ميكنيم.
چند روش براي از بين بردن اهمال كاري و تنبلي
.
هوش اجتماعي و داشتن مهره مار
نويسنده: دكتر دانيل كلمن
ترجمه و بازنويسي: سمیه مهتدی
موقع زنگ تفريح در مدرسه پيش دبستاني است. گروهي از پسرها بر روي علفها ميدوند. سوزان به زمين ميخورد و زانويش زخم ميشود و شروع به گريه ميكند. هيچكس به جز جنيفر به سوزان توجهي نميكند. سوزان همچنان گريه ميكند تا اينكه جنيفر به نزديك او ميرود و زانوي خودش را ميمالد و ميگويد: من هم زانويم زخم شده است.
روانشناسان اين قبيل رفتار را هوش بين فردي مينامند. جنيفر معمولاً احساسات همشاگرديهاي خود را خيلي خوب تشخيص ميدهد و خيلي سريع با آنها ارتباط برقرار ميكند. در ميان بچهها تنها جنيفر به سوزان توجه كرد و تلاش كرد به او دلداري بدهد. اگرچه تنها كاري كه توانست بكند ماليدن زانوي خودش بود، تنها با همين عمل كوچك خود نشان داد كه استعداد درك ديگران را دارد.
هاچ و گاردنر معتقدند هر كس چهار خصوصيت زير را داشته باشد صاحب هوش بين فردي است.
سازماندهي گروه
داشتن ابتكار عمل براي هماهنگ كردن فعاليتهاي عدهاي از افراد.
اين استعداد را ميتوان در كارگردانان تئاتر، افسران ارتش و مديران شركتها و سازمانهاي مختلف مشاهده كرد. در كودكي اين گونه افراد در زمين بازي، كاپيتان تيم ملي هستند و درباره نحوه بازي تصميمگيري ميكنند.
مذاكره براي حل مسايل
استعداد ميانجيگري، جلوگيري از بروز اختلاف، حل و فصل دادن مشكلات، افرادي كه از اين خصوصيت برخوردارند براي داوري كردن در مشاجرات مناسب هستند و نقش ميانجي را خيلي خوب بازي ميكنند. اين افراد براي مشاغل سياسي و حقوقي عالي هستند. اين افراد همان كودكاني هستند كه بحث و جدل را در زمين بازي در دوران كودكي فرو مينشاندند.
روابط شخصي
استعداد همدردي و دلجويي از ديگران، كسي كه داراي اين ويژگي باشد خيلي راحت با ديگران روبهرو ميشود و در قبال احساسات ديگران احساس مسئوليت ميكند. اين گونه افراد ميتوانند همسران قابل اعتماد، رفقاي صميمي، شركاي تجاري مناسب و بازيكنان تيمي خوبي باشند. در دنياي تجارت ميتوانند مأمور فروش يا مديران شايستهاي باشند. براي شغل معلمي عالي هستند. بچههايي مانند جنيفر با همه افراد دور و بر خود خيلي خوب كنار ميآيند و به راحتي داخل بازي ميشوند و همواره شاد هستند. اين گونه بچهها در بين همشاگرديهاي خود خيلي محبوب هستند.
تجزيه و تحليل اجتماعي
شناخت و بصيرت دروني راجع به عواطف، انگيزهها وعلايق ديگران. اين گونه افراد به راحتي ميتوانند با ديگران رابطه صميمي برقرار كنند. آنها با اين توانايي خود ميتوانند مشاور يا روان درمانگر خوبي باشند و اگر كمي بر طبع ادبي خود بيفزايند رمان نويسان خيلي خوبي از آب در ميآيند.
مهارتهاي فوق عوامل ضروري بر جذبه جادويي و موفقيتهاي اجتماعي هستند. افرادي كه از هوش اجتماعي خوبي برخوردارند به راحتي با ديگران رابطه برقرار ميكنند، احساسات و واكنشهاي مردم را به خوبي پيشبيني ميكنند و به آن جهت ميدهند و مشاجرات را حل و فصل ميكنند. آنها از آن دسته افراد هستند كه همه دوست دارند با آنها باشند چون رفتارشان دلگرم كننده و روحيه بخش است و خلاصه مهره مار دارند.
اما اگر اين مهارتهاي اجتماعي به كمك درك هوشمندانه از احساسات و نيازهاي حقيقي شخص متعادل نشوند، آنگاه ممكن است به موفقيتهاي اجتماعي توخالي و بيثباتي منجر گردند. اين اظهار نظر مربوط به مارك اشنادير روانشناس دانشگاه سياتل است كه در مورد افرادي تحقيق كرده است كه مهارت اجتماعي آنها را به بوقلمون صفتان اجتماعي تبديل كرده است. بوقلمون صفتان اجتماعي كساني هستند كه هركاري را براي مورد توجه واقع شدن انجام ميدهند.
اشنايدر ميگويد: نشانه كسي كه به بوقلمون صفتي دچار شده است اين است كه وي از نظر اجتماعي خيلي محبوب و دوست داشتني است. ولي روابط خصوصي پايدار و ارضا كنندهاي ندارد. به هر حال روش صحيح اين است كه مهارتهاي اجتماعي را با صداقت كامل مورد استفاده قرار دهيم.
اما چگونه ميتوان بوقلمون صفتان را از كساني كه مهارتهاي اجتماعي درند تشخيص داد. نقطه اخلاف اين دو گروه صادق بودن با خويشتن است. زيرا صادق بودن باعث ميشود كه اعمال و رفتار شخص داراي هوش اجتماعي، بدون در نظر گرفتن پيامدهاي اجتماعي، به عميقترين شكل ممكن و با كمك احساسات و عواطف بروز پيدا كند. اين صداقت عاطفي به طور آگاهانه راه را بر هر نوع فريب و نيرنگ ميبندد. اين موضوع همان نكتهاي است كه بوقلمون صفتان اجتماعي هرگز جرأت انجام آن را ندارند.