تبليغاتX
یاداشت های یک دیوانه
اگر خلاصه بخوام بگم باید بگم خلاصه ما هم دیوونه هستیم البته دور از جان شما.خودم رو گفتم
 

بهترین ترانه های سال ۲۰۰۶ شناخته شدند

اولین آلبوم باب دیلن در ۵ سال گذشته كه «روزگار مدرن» نام دارد و ترانه « دیوانه» جینارلز بركلی صدر نشین جدول بهترین آلبوم ها و ترانه های ۲۰۰۶ در نشریه رولینگ استون شدند.
شماره دو این جدول را آلبوم « استادیوم آركادیوم» رد هات چیلی پپرز كه اثری خلاقانه و اعتراف گونه است ، به خود اختصاص داد. در جدول ترانه ها نیز «دیوانه» صدر نشین شد كه رولینگ استون در توصیف آن نوشت : ترانه ای كه هیچ كس حتی تظاهر به دوست نداشتنش نمی كند.
گروه راك" راكونتورز" با ترانه « آرام ،آنگونه كه او میرود» در رده دوم این جدول جای گرفت. ترانه «طوفان در كوهستان » باب دیلن نیز در رده ششم جدول ترانه ها جای گرفته است . ترانه های « لبخند» اثر لیلی آلن و «آنچه كه تو میدانی » اثر تیآی و همچنین « بعد» اثر ولف مادر از جمله دیگر ده ترانه برتر این جدول هستند

 

می‌گذاریم موهایمان بلند شود

 

هشتم دسامبر۱۹۸۰ شبكه‌های رادیویی برنامه‌شان را قطع كردند و شروع كردند به پخش ترانه‌های گروه بیتلز؛ باید اتفاق مهمی افتاده باشد.همین‌طور بود.
هشتم دسامبر، دوستداران موسیقی را شوکه كرد. «جان لنون»خواننده، گیتاریست و یكی از چهره‌های اصلی گروه بیتلز توسط «مارک دیوید چپمن» که دیوانه‌وار عاشق لنون بود، به قتل رسید. چپمن ساعت‌ها در مقابل ساختمان داکوتا در كنار «سنترال پارک نیویورک» که آپارتمان لنون در آن قرار داشت انتظار کشید تا دقایقی پیش از ساعت۱۱ شب، لنون از اتومبیلش پیاده شد، از کنار چپمن گذشت و می‌خواست وارد ساختمان شود که چپمن هفت‌تیرش را درآورد و پنج گلوله به سمت خواننده محبوبش شلیک کرد.
لنون در بندر لیورپول متولد شد؛در شهری كارگری. در كودكی پدر و مادرش را از دست داد و نزد خاله‌اش بزرگ شد. همین زندگی سخت در دوران كودكی موجب شكل‌گیری گرایش‌های فكری او در سال‌های بعد شد. او مردی بود صلح‌طلب و ضدجنگ.
لنون در مصاحبه‌ای جنجال‌برانگیز با یك روزنامه‌نگار انگلیسی حرف زد. او در این مصاحبه با سادگی و صراحت مخصوص خود گفت: «اینك ما بیشتر از عیسی مسیح طرفدار داریم». شش ماه بعد از این مصاحبه، لنون در سفر آمریكا، با حمله و فشار خصمانه شخصیت‌ها و محافل تاریك‌اندیش روبه‌رو شد.
جان لنون با این سخن، دشمنی ابدی بسیاری را به جان خرید. با این وجود، او موفق شد توجه افكار عمومی مترقی و پیشرو آن دوران را به سوی خود جلب كند. لنون پس از این ماجرا بیشترین زمان خود را به كارهای صلح‌طلبانه و عام‌المنفعه اختصاص ‌داد. او در میتینگ‌های ضدجنگ شركت می‌كرد و به صدای صلح و دوستی لقب یافت. ثروتش را در راه درمان بیماری‌ها و رفع فقر هزینه ‌كرد و از آن پس ترانه‌هایش سرشار از امید و دلهره از جهان مخوف شد.
آشنایی و دل‌باختن جان لنون به «یوكو اونو» هنرمند ژاپنی‌تبار، تاثیر زیادی در تحول فكری لنون در زمینه اجتماعی و هنری گذاشت و به واسطه یوكو با جنبش رهایی زنان آشنا شد.
قتل لنون در اولین روزهای انتخاب «رونالد ریگان» به ریاست جمهوری آمریكا انجام گرفت. همان روزها وقتی كه در یك مصاحبه مطبوعاتی از ریگان نظرش را درباره این جنایت پرسیدند، زیر لب چیزی نامفهوم گفت، دستش را به علامت واقعه‌ای غیر قابل اعتنا به حركت در آورد و سرانجام پوزخندی بر لبانش نشست؛ پوزخندی كه بیان رضایت خاطر حاكمان تاریك‌اندیش آمریكا بود.
جان لنون می‌گفت آرزو دارد بر مردمی که زیر ستم‌اند تاثیر بگذارد، به نحوی که خودشان بیدار شوند و ابتکار عمل را به دست بگیرند. صمیمیت و صداقت او در این آرزو، برجسته‌ترین خصوصیت‌اش بود. متاسفانه خود او نتوانست شاهد تاثیر کار صمیمانه‌اش در جهت این هدف انسانی و عمیقا دمکراتیک باشد اما سال‌ها بعد از این‌که گلوله‌ای در سنترال پارک نیویورک برای همیشه به زندگی او خاتمه داد، صدای او در برابر قدرتمندان طنین انداخت؛ هنگامی كه در مبارزات خیابانی و تظاهرات‌، ترانه«تصور كن»از زبان جوانانی كه شاید لنون را ندیده باشند به گوش ‌رسید.
حالا ۲۵سال از مرگ لنون می‌گذرد و «یوكو اونو»، بیوه لنون با چاپ یك آگهی تبلیغاتی در یكی از شماره‌های هفته گذشته روزنامه نیویورك‌تایمز از روز مرگ همسرش به عنوان «روز شفای جهانی» یاد كرد.
در یك آگهی تمام صفحه كه در نیویورك تایمز چاپ شد چنین نوشته شده است: «بیایید هر سال ۸دسامبر از كسانی كه دردهای تحمل‌ناپذیری را برخود هموار كردند، طلب بخشش كنیم و بدانیم و یادآور شویم كه دردهای جسمی و روحی كه آنها متحمل شدند، اثرات مادام‌العمری بر جامعه و زندگی ما دارد».
حالا لنون را تصور كنید كه با موهای بلند و ریش‌های نتراشیده، به نشانه اعتراض، از صلح، دوستی و شفا بخواند.
 
 
معجزه ای كه خواننده پاپ را مسلمان كرد
 
 
یوسف اسلام، خواننده معروفی كه پیش از گرایش به دین اسلام به نام «كت استیونز» معروف بود وقوع معجزه ای كوچك در زندگیش كه به نجات جان او انجامید را عامل اصلی گرایش او به این دین مقدس دانست.
به گزارش فرانس پرس وی كه اخیراً نخستین آلبوم موسیقی خود را پس از سه دهه وقفه به بازار ارائه داد به خاطره غرق شدنش در دریای كالیفرنیا در سال ۱۹۷۵ و دعای او به درگاه خداوند در همان لحظه و استمداد كمك از او اشاره كرد و گفت: «به ناگهان تمام وجودم پر از ترس شد. حس كردم باید از خدا كمك بخواهم و در همان حال فریاد زدم خدایا اگر نجاتم دهی برای تو و در راه تو گام برخواهم داشت. سپس موج كوچكی پشت سرم آمد و مرا به طرز معجزه آسایی برخلاف مسیر توفان به سمت ساحل هدایت كرد. «استیونز» كه در حال حاضر ۵۸ سال دارد یادآور شد كه به هنگام وقوع این حادثه در جست وجوی معنویات بود اما این اتفاق تلنگری به قلبش بود. او بلافاصله یك نسخه از قرآنی را خواند كه برادرش به او هدیه كرده بود و دو سال بعد به دین اسلام گروید، نامش را تغییر داد و به حرفه اش به عنوان یك خواننده پاپ پایان بخشید.
برپایه این گزارش اسلام درباره حضور مجدد خود در عرصه موسیقی گفت: در این مقطع از زمان شاید این بهترین كاری باشد كه می توانم انجام دهم زیرا در عرصه های سخنرانی، سیاست و مذهب فعلاً مشغولیت خاصی ندارم. من فقط خواستار برقراری ارتباط قلب ها با یكدیگرم و می خواهم مطمئن شوم كه مردم خواهند توانست قسمتی از حقیقت زیبا و لطیف آنچه كه من به آن رسیده ام را بفهمند.» اسلام درباره تنش های مذهبی كه اخیراً در برخی از نقاط جهان به وجود آمده است گفت: من فكر نمی كنم كه خداوند برای ما پیامبر و كتاب فرستاده باشد تا با آن بجنگیم. بلكه آنها در حقیقت به ما می گویند كه چگونه در كنار هم زندگی كنیم و اگر ما از همه این حقایق چشم پوشی كنیم، از دینی كه به آن تعلق داریم، از ایمان قلبی خود آن وقت است كه به نظر من خود را در مشكلاتی عمیق تر خواهیم یافت.
گفتنی است یوسف اسلام از جمله نوازندگان كنسرت جایزه صلح نوبل امسال خواهد بود كه هر ساله یازدهم دسامبر اجرا می شود. این كنسرت هر ساله در تجلیل از جایزه صلح نوبل یازدهم دسامبر، یك روز پس از اهدای این جایزه در اسلو پایتخت نروژ برگزار می شود.
 
 
تجلیل از «پاواروتی
 
 
لوچیانو پاواروتی، خواننده ایتالیایی در اجرای اپرا برای نخستین بار بعد از عمل جراحی به خاطر بیماری سرطان در یك همایش بزرگ شركت خواهد كرد.
به گزارش بی بی سی، پاواروتی كه نخستین اجرای اپرایش را در سال ۱۹۶۱ اجرا كرد، قرار است روز ششم دسامبر و در جریان برگزاری جشنواره موسیقی در برگامو ایتالیا جایزه ویژه خود را دریافت كند.در جریان این جشنواره جایزه Donizetti به پاس فعالیت های او در زمینه اپرا در سراسر جهان به او اعطا می شود. اگر چه بیماری پاواروتی بهبود یافته است، اما او همچنان در راه رفتن مشكل دارد. وی به علت بیماری اش از سال ۲۰۰۴ دیگر برای اجرای اپرا روی صحنه حاضر نشد. پاواروتی ۷۱ساله بعد از این كه متوجه وجود تومور بدخیم در بدنش شد، تابستان یك تور خداحافظی برگزار كرد.
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 10:17 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

 

آنجلینا جولی" با " براد پیت ازدواج نمی كند

 

آنجلینا جولی" درباره رابطه اش با براد پیت گفت: هیچ گاه قصد نداشته ازدواج " پیت" و" جنیفر آنیستون " را به هم بزند و خودش هم برنامه ای برای ازدواج با پیت ندارد.
این بازیگر در مصاحبه ای با شماره ژانویه نشریه" ووگ"، گفت : هنگامی بازی در فیلم آقا و خانم اسمیت ، رابطه عاطفی من و" پیت" شكل گرفت كه در آن زمان ، "جنیفر آنیستون" بهترین دوست پیت بود.جولی همچنین گفت : از آنجا كه در فیلم رابطه عجیبی بین من و پیت برقرار بودیم و ناچار به انجام كارهای عجیب وغریبی بودیم ، این ارتباط خاص به ایجاد رابطه عاطفی بین ما انجامید. پس از پایان فیلم نیز رابطه دوستی من و پیت ادامه یافت بدون اینكه درباره چگونگی رابطه مان صحبتی بكنیم.
پیت ۴۲ ساله و " آنیستون" ۳۷ ساله اوایل سال ۲۰۰۵ از هم جدا شدند. جولی در پایان گفت قصد ندارد با پیت ازدواج كند و آنها فقط مشتركاً سه فرزندشان را بزرگ میكنند

 

جولیا رابرتز عشقی از دست داده؟!

 

جولیا رابرتز برای تولید و احتمالا بازی در شادی از دست داده جدا شدن كه بر اساس داستانی رومانتیك از رمان لولی ویننستون است، قرارداد امضا كرد.
داستان فیلم درباره زنی است كه از شوهرش جدا شده و گرفتار دنیایی از احساس شكست و عصبی است بعد از این كه می فهمد كه شوهرش با یكی از هم باشگاهی هایش كه متخصص تغذیه بوده ، رابطه نامشروع داشته است. این داستانی است در مورد زمانی كه مردم با افراد بد در زمان نامناسب برخورد می كنند و مجبور هستند با او خوب باشند. این فیلم توسط اسكات كافی كه یكی از دوستان رابرتز اسن كارگردانی خواهد شد.
كافی می گوید: من در جستجوی یك زمان مناسب بودم تا با جولیا كاری را شروع كنم و در نهایت پروژه ای را پیدا كردم كه شایسته او باشد. من نمی توانم فكر جولیا را از ذهنم بیرون كنم از زمانی كه كتاب لولی راخواندم. الینور نمونه یك زن قوی و كامل است و كاملا با همان خصوصیات جولیا مثل شوخ وبذله گو بودن و عجول بودن وی مطابقت دارد. رابرتر در فیلم چارلی ویلسون نقش مقابل تام هنكس ، فیلیپ سیمور هافمن و آمی آدامز بازی كرده است.

 

شارون استون»، آمریكا را به استفاده از ابزار صلح‌آمیز دعوت كرد

 

شارون استون»، بازیگر هالیوود در مراسم اجرای كنسرت جایزه صلح نوبل در اسلو گفت: امیدوارم كه آمریكا به منظور حل بحران‌های بین‌المللی از ابزارهای صلح آمیز استفاده كند. به نقل از پایگاه اینترنتی دیلی ایندیا، این بازیگر هالیوود كه به عنوان مجری در برنامه كنسرت جایزه صلح نوبل در اسلو، حضور داشت ضمن خوشامدگویی به حضار، گفت: من البته آرزو دارم كه شاهد حركت‌های صلح‌آمیزتری از جانب دولتمردان كشورم باشم. وی افزود: امیدوارم كه آمریكا به منظور پایان دادن به بحران‌های موجود بین‌المللی از ابزارهای صلح‌آمیز استفاده نماید.
در این مراسم «استون» در كنار «آنجلیكا هوستون» در حالی مجری‌ این برنامه بودند كه «لیونل ریچی»، «یوسف اسلام»، (كت استیونس سابق) و «وینونا جود» از جمله موسیقدان‌هایی اجراكننده كنسرت جایزه صلح نوبل بودند.
همچنین در این مراسم «استون» از مردم نروژ كه با ۱۰ دقیقه دیر آمدن خود به مراسم، قانون سلطنتی اروپا را نقض كرده‌ بودند، به شدت انتقاد كرد. قانون سلطنتی اروپا از این قرار است كه زمانیكه یك پادشاه و یا ملكه در یك مراسم حضور می‌یابند، همه افراد باید در جای خود حضور داشته باشدند و این دو مقام سلطنتی را هنگام ورود به محل برگزاری مراسم مورد احترام قرار دهند. مراسم كنسرت جایزه نوبل صلح به دلیل حضور پادشاه «هرالد پنجم» به همراه ملكه «سونیا» برای اولین در این مراسم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود.

 

نظر هنرپیشه امریكایی درباره مردم اروپا وامریكا

 

گوینت پالترو هنرپیشه امریكایی كه از این كه یك نشریه پرتغالی از قول او سخنان ضدامریكایی به چاپ رسانده به شدت عصبانی شده ، گفت: حرف هایش بد تعبیر شده است.
به گزارش BBC ، پالترو ۳۴ ساله ظاهرا گفته انگلیسی ها بسیار باهوش تر و متمدن تر از امریكایی ها هستند. وی كه مادر دو فرزند است گفت: من گفتم اروپا فرهنگی به مراتب قدیمی تر دارد و تفاوتی بین اروپایی ها و امریكایی ها وجود ندارد. من همیشه می گویم مردم در امریكا زندگی می كنند تا كار كنند و در اروپا كار می كنند تا زندگی كنند. نكته های مثبتی در هر دو وجود دارد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 10:3 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

 

        روزهايي كه جن‌هاي ما مي‌آيند...!

 

نوشته: رابرت شرمان

ترجمه و بازنويسي: مهدی حاجی بیگی

 

روزهاي آدمي هر كدام به شكلي است. گاهي اوقات روز خوبي داريم و همه چيز آن طور كه ما مي‌خواهيم پيش مي‌رود و روزهايي از در و ديوار برايمان بدشانسي و مشكلات مي‌بارد. بعضي مواقع صبح كه از خواب بيدار مي‌شويم احساس مي‌كنيم امروز بايد روز خوبي برايمان باشد و به همين دليل آن روز پر از انرژي هستيم اما بعضي روزها به قول معروف از دنده چپ بيدار مي‌شويم و اصطلاحاً جن‌هايمان مي‌آيند و آن وقت است كه به زمين و زمان گير مي‌دهيم و آن روز برايمان تبديل به يك كابوس به تمام معنا مي‌شود. شايد هميشه فكر مي‌كرديد كه اين اتفاق كه يك روز خوب هستيم و روزي ديگر بد، صرفاً يك اتفاق است و به قول خودتان از خوش شانسي يا بدشانسي، روزتان خوب يا بد مي‌شود. اما تغيرات روحي و جسمي انسان در روزهاي مختلف و نوسان آن يك پديده علمي است كه به آن آهنگ زندگي يا بيوريتم مي‌گويند.

 

بيوريتم چيست؟

 

نظريه بيوريتم يا تئوري زيست آهنگ مي‌گويد همه انسان‌ها از زمان تولد تا لحظه مرگ با آهنگي منظم روزهاي زندگي خود را سپري مي‌كنند و الگوي رفتاري آنان تابع سه چرخه (عاطفي، جسماني و عقلاني) است. كه با توجه به تاريخ دقيق تولد شروع به فعاليت مي‌كند.

پرداختتن به تئوري زيست آهنگ و مطرح كردن نظريه بيوريتم به قرن نوزدهم يعني حد فاصل سال‌هاي 1897 تا 1902 برمي‌گردد. در طي اين سال‌ها پزشكي به نام دكتر هرمن با مطالعه بر روي بيماران خود متوجه شد كه پاسخ بيماران وي نسبت به درد و ساير نشانه‌هاي بيماري در روزهاي مختلف متفاوت است. او با بررسي و ثبت اين علائم، نظريه خود كه در آن تغييرات 23 روزه در توان جسمي و افت و خيزهاي 28 روزه در عواطف و احساسات بيماران به عنوان بيوريتم مطرح شد.

دكتر ويلهم پزشك ديگري بود كه به صورت جداگانه و بدون ارتباط با دكتر هرمن، با مطالعه بر روي بيماران متوجه شد كه بيماران در روزهاي خاصي از ماه آمادگي بيشتري براي بيمار شدن دارند و در بعضي ديگر از روزهاي ماه بدن مقاومت بيشتري را نسبت به ميكروب‌ها و بيماري‌ها نشان مي‌دهند. دكتر ويلهم همچنين متوجه شد كه حتي احتمال مرگ نيز در بيماران تابع آهنگ خاصي است و نتيجه آزمايش‌هاي او نيز عدد 23 روزه در توان جسمي و افت و خيزهاي 28 روزه در عواطف و احساسات را نشان داد.

آلفرد تلچر استاد مهندسي دانشگاه نيويورك كسي است كه به وجود چرخه عقلاني پي برد. تلچر با مطالعه بر روي دانشجويان خود متوجه شد كه فراگيري و تجزيه و تحليل مسائل مطرح شده در كلاس درس، در روزهاي مختلف در دانشجويان متفاوت است. تلچر دريافت كه دانشجويان در بعضي روزها آمادگي پذيرش و گيرايي مطالب را در سطح بسيار مطلوبي دارند و در برخي ديگر از روزها سطح يادگيري آنان در سطح نازلي است. او تحقيقات خود را با ثبت يك چرخه 33 روزه براي تابع عقلاني به سرانجام رساند.

حتماً مي‌پرسيد كه اين اعداد در مفهوم زيست آهنگ به چه معنا است؟ چرخه عددي در مفهوم زيست آهنگ به اين معنا است كه هر كدام از ما توسط سه چرخه حياتي كه از زمان تولد شروع مي‌شود و در طول تمام دوران زندگي ادامه دارد رفتار مي‌كنيم. اين چرخه از يك نقطه صفر آغاز مي‌شود و در طي روزهاي مختلف بر اثر عوامل ومحرك‌هايي نظير نور، حرارت، نيروي جاذبه و عوامل ديگر به تدريج به سمت بالا حركت مي‌كند و بعد به نقطه اوج آن مي‌رسد و دوباره اين سير ادامه پيدا مي‌كند و با كاهش آن به نقطه صفر مي‌رسد. مثلاً براي چرخه احساس كه 28 روزه است، شما در بعضي از روزهاي اين دوره 28 روزه به بالاترين سطح احساس مي‌رسيد و براي آنكه دوباره بتوانيد به بالاترين سطح آن برسيد بايد اين دوره 28 روزه بار ديگر تكرار شود.

براي آنكه با مفهوم چرخه زيست آهنگ بيشتر آشنا شويد توضيحات بيشتري در مورد آن‌ها مي‌دهيم.

 

چرخه جسماني

 

مدت زمان اين چرخه 23 روز است و اثرات آن بر روي حركات چشم، دست‌ها، تناسب اندام، استقامت جسمي، مقاومت و واكنش نسبت به بيماري‌ها است. كم يا زياد شدن نمودار چرخه جسماني، نقش به سزايي در سلامتي جسمي ما دارد. زماني كه اين نمودار به بالاترين سطح خود در طي يك دوره 23 روزه مي‌رسد شما احساس سلامتي و شادابي بيشتر مي‌كنيد و در زماني كه اين نمودار به پايين‌ترين سطح خود مي‌رسد شما احساس خستگي، خمودگي و آمادگي بيمار شدن را خواهيد داشت.

 

چرخه عواطف

 

مدت زمان اين چرخه 28 روز است و ميزان خوش‌بيني و بدبيني، سرحالي و افسردگي و رفتارهاي جمعي و روابط احساسي شما تابع اين چرخه است. اين چرخه نيز باعث مي‌شود كه زماني كه در بالاترين سطح نمودار هستيد پر احساس باشيد و نسبت به ديگران با عواطف بيشتري برخورد كنيد و بالعكس زماني كه پايين‌ترين سطح اين نمودار هستيد دچار افسردگي، ناراحتي، عصبيت و مشكلات روحي باشيد.

 

چرخه عقلاني

 

آهنگ اين چرخه 33 روزه است و با خوبي و بدي حافظه، هوش و زيركي و ميزان يادگيري شما در روزهاي مختلف در ارتباط است.

حتماً خواهيد پرسيد كه زيست آهنگ چه نقشي مي‌تواند در زندگي ما داشته باشد. مهم‌ترين تأثير زيست آهنگ اين است كه با ثبت و بررسي دقيق اين سه چرخه مي‌توان كيفيت كارها را افزايش داد. مثلاً با دانستن اين موضوع كه در چه روزي داراي بالاترين سطح انرژي جسمي و روحي هستيم مي‌توانيم فعاليت بيشتري انجام دهيم و در روزهايي كه آماده درگير شدن با مسائل روحي و جسمي هستيم، با آگاهي بيشتري با مسائل مختلف روبه‌رو شويم. زيست آهنگ مي‌تواند به برنامه‌ريزي‌هاي درسي افراد نيز كمك كند زيرا با اندازه‌گيري ميزان يادگيري و پذيرش ذهن براي يادگيري مي‌توان برنامه‌اي دقيق را تنظيم كرد تا به وسيله آن بتوان به بالاترين نتيجه رسيد.

گذشته از اثراتي كه بررسي تئوري زيست آهنگ مي‌تواند در بازده فعاليت‌هاي ما داشته باشد، يك نكته ديگر در مورد زيست آهنگ بسيار مهم است. زيست آهنگ به ما مي‌گويد كه زندگي انسان در طول زمان و لحظه‌هاي مختلف داراي نوسانات گوناگون است. اين نوسانات چه در زمينه جسمي و چه در زمينه روحي اتفاقي است كه گريز از آن ناممكن است. نمي‌توان توقع داشت كه همه روزهاي ما خوب و عالي باشد و يا با مواجه شدن با چند روز به آن، احساس كرد زندگي چقدر بيهوده و بي‌ارزش است. روزهاي بد و خوب در كنار يكديگر زندگي آدمي را تشكيل مي‌دهد. زيست آهنگ به ما مي‌گويد كه ممكن است در بعضي از روزها از لحاظ جسمي و روحي وضعيت مطلوبي نداشته باشيم اما مي‌توان اين وضعيت را با كمك گرفتن از عوامل ديگر به سطح قابل قبولي رساند.

پس اگر شما هم روزي احساس كرديد كه از دنده چپ بيدار شده‌‌ايد و حوصله هيچ‌كس را نداريد، اصلاً نگران نباشيد اين وضعيت خيلي زود تمام مي‌شود و روزهاي بهتري از راه مي‌رسد. تنها بايد كمي صبور و منطقي باشيد. به خاطر داشته باشيد داشتن نوسانات فكري جسمي و روحي امري است  گريزناپذير و فرار كردن از آن ناممكن. تنها بايد به خود و درونتان اشراف داشته باشيد تا با اين آگاهي عملكرد مثبت‌تري داشته باشيد و زيست آهنگ تئوري است كه در شناخت جسم و روح به ما كمك مي‌كند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 11:5 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

 چرا گاهي حوصله هيچ چيز و هيچ كس را نداريم

 

 

نوشته: ويرجينيا كرايمن

ترجمه و بازنويسي: استاد آرام

 

 

آيا تاكنون از خود سؤال كرده‌ايد چرا برخي مواقع حال و حوصله انجام هيچ كاري را نداريد و خود را كاملاً گرفتار و مستأصل احساس مي‌كنيد؟ مطمئناً جواب‌هاي مختلفي به ذهن هر كدام از شما خطور مي‌كند كه نمايان‌گر تلاش مستمر شما براي رهايي از اين وضعيت است. زندگي هر كدام از ما هر روز توأم با فشارها و استرس‌هاي گوناگون است. هر روز فشار تازه‌اي بر ما وارد مي‌شود و مشكل جديدي سر راهمان قرار مي‌گيرد. به هنگام روبه‌رو شدن با مشكلات پي در پي معمولاً به غصه خوردن متوسل مي‌شويم و براي بيرون آمدن از گرداب معضلات راهي پيدا نمي‌كنيم و به همين دليل خود را تسليم حوادث مي‌كنيم. اما در اين شرايط نامطلوب كه به بن بست مي‌رسيم به اين واقعيت نمي‌انديشيم كه راه حل‌هاي فراواني براي بيرون آمدن از اين بن بست‌هاي فكري وجود دارد كه ما از آن‌ها غافل هستيم.

به عنوان اولين گام براي رهايي از وضعيت كسالت بار و نا اميد كننده فعلي بايد سعي نماييد كه وضعيت اجتماعي و اقتصادي خود را همانطور كه هست بپذيريد و قبول نمائيد كه شرايط نگران كننده كنوني دائمي نمي‌باشد و گذراست. باور كنيد كه اين وضعيت يك شبه به وجود نيامده كه در يك روز بتوان آن را دگرگون كرد. پس از همين رو بايد براي مدتي شرايط موجود را پذيرا باشيد و كم كم در راه دگرگون شدن گام برداريد. به تجربه ثابت شده است در مدتي كه براي تغيير وضع موجود گام برمي‌داريد، متوجه خواهيد شد كه در همه اوقات دلتنگ و افسرده نيستيد. بلكه برخي مواقع دچار اين احساس مي‌شويد و گاهي اوقات چنين احساسي نداريد.

دلتنگي و بي‌حوصلگي هر دو پديده‌هاي گذرا و ناپايدار هستند. از همين رو مشاورين بهداشت روان توصيه مي‌كنند كه هر وقت احساس دلتنگي و بي‌حوصلگي كرديد، بر گذرا بودن اين وضعيت تأكيد جدي داشته باشيد. زيرا پذيرش گذرا بودن اين عواطف و احساسات سطح روحيه شما را بالا مي‌برد و قدرت پذيرا شدن دلتنگي و بي‌حوصلگي را در ذهنتان ايجاد مي‌كند. راهكار ديگر براي رهايي از يأس و دلمردگي، سرگرم نمودن خود به هنگام احساس دلتنگي است. زيرا بدترين شيوه رويارويي با دلتنگي و افسردگي به گوشه‌اي نشستن و زانوي غم بغل گرفتن است. از اين رو در هنگام دلتنگي، بي‌حوصلگي و افسردگي فكر و جسم خود را تا آنجا كه امكان‌پذير است سرگرم و مشغول سازيد. برنامه زندگي خود را به گونه‌اي تنظيم نماييد كه همه لحظات زندگي به كارهاي مثبت و سازنده مشغول باشيد.

افزون بر اين به اشخاصي بينديشيد كه در زندگي شما مي‌توانند نقش سازندگي ايفا كنند و مورد احترام شما مي‌باشند. به سراغ دوستان و آشنايان با عاطفه خود برويد. بارها ديده شده است كه شما به سراغ يك دوست رفته‌ايد و جملات اميدوار كننده‌اي كه براي دلداري او بيان نموده‌ايد خود شما را بيشتر اميدوار كرده است. به هر حال ديدار افراد و گفتگو با آنان در تسكين و كاهش دلتنگي و افسردگي بسيار مؤثر است.

يادآوري خاطرات شيرين گذشته ديگر از راه‌هاي فرار از اين وضعيت است. خاطرات باشكوهي كه در ذهن داريد، مسافرتي كه رفته‌ايد، ديدار شوق‌انگيزي كه داشته‌ايد را در ذهن خود مرور كنيد و در حال استراحت به خود تلقين كنيد امروز روز خوبي خواهم داشت. در سايه اين يادآوري و تلقين يك نوع خوش‌بيني در شما به وجود مي‌آيد. اين خوش‌بيني به شما اين احساس را مي‌دهد كه ديگران را انسان‌هايي با حسن نيت تصور كنيد. در زندگي شما بايد مانند نوار ضبط صوت عمل كنيد. ممكن است بر روي نوار ضبط صوت، موزيك دلنشيني را ضبط كنيد و بارها آن را گوش دهيد و از آن لذت ببريد. اما پس از اينكه از موزيك نوار دلزده شديد، روي همان نوار چيز ديگري را كه دوست داريد ضبط مي‌كنيد واين عمل، اثر قبلي نوار را ز بين مي‌برد. شما هم روي نوارضبط انديشه‌هاي خود كه با افسردگي و غم پر شده است، آنچه را كه اميدوار كننده است ضبط كنيد. در ضمن همواره به آنچه كه محاسن زندگي شما است و كمتر به آن توجه داريد فكر كنيد و نسبت به موقعيت خانوادگي و اجتماعي و سلامت خود قدرشناس باشيد.

به بي‌حوصلگي و دلتنگي به عنوان موضوعات طبيعي زندگي كه ممكن است براي هر انساني در هر مقطعي از روزها يا ماه‌ها به وجود آيد نگاه كنيد و سعي كنيد اين روزها را به گونه‌اي سريع‌تر بگذرانيد و در آن‌ها زياد توقف نكنيد. گذشتن با سرعت از اين روزها باعث مي‌شود كه هر چه سريع‌تر به روزهاي بهتر برسيد. روزهايي كه همه چيز برخلاف روزهاي قبل، زيباتر، دلنشين‌تر و رويايي‌تر است و آدم‌ها برايتان جذاب‌تر و قابل تحمل هستند. براي رسيدن به چنين روزهاي خوبي بايد روزهاي بد را پشت سر گذاشت و در آن‌ها متوقف نشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 10:57 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

 

تفاوت مغز افراد راست گو و دروغگو

 

-مغز افراد راستگو و دروغگو با يكديگر متفاوت است .
پژوهشگران دانشگاه كاليفرنياي جنوبي به تازگي با بررسي گروهي از افرادي كه به طور بيمار گونه دروغگو بودند, مغز آنان را با افراد راستگو مقايسه كردند و دريافتند, بافت سفيد مغز افراد دروغگو, حداقل 20 درصد بيشتر از افراد راستگوست .

 

خواب ناکافی و افزایش وزن

 

ـ بر اساس تحقیقات پژوهشگران آمریکایی، افرادی که از بی خوابی رنج می برند معمولا از اضافی وزن نیز شکایت دارند.
به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز، به نقل از خبرگزاری رویترز، یکی از عوامل افزایش وزن به ویژه در زنان عدم خواب کافی است.

به عقیده محققان، افرادی که در شبانه روز 5 ساعت می خوابند، احتمال دارد حدود یک سوم بیشتر از افرادی که به مدت هفت ساعت می خوابند، به اضافه وزن دچار شوند.
بر اساس آزمایشات انجام شده بر روی گروهی از زنان، مشخص شد که محرومیت از خواب میزان هورمون هایی را که اشتها و متابولیسم را کنترل می کنند، تغییر داده و سبب افزایش وزن یا به اصطلاح وزن گیری شود. از این رو توصیه می شود حداکثر در طول شبانه روز هفت ساعت و نه کمتر به بدن و چشمان خود استراحت مطلق بدهیم.

اثر سوء ماری جوانا بر روی مغز

نیمی از جوانانی که ماری جوانا مصرف می کنند دچار عوارض جانبی مانند پارانویا و از دست دادن هشیاری خود می شوند.
به گزارش
BBC
، بیش از 80 درصد 727 جوان شرکت کننده در ارزیابی موسسه خیریه یانگ مایندز در دوران نوجوانی و اوائل 20 سالگی و اکثرا پیش از 18 سالگی خود مواد مصرف کرده بودند.
دست اندرکاران این بررسی خواستار انجام تحقیقات فوری در زمینه اثرات ماری جوانا بر تکامل مغز نوجوانان شده اند.

مغزهای آسیب پذیر

باربارا هرتس ، مدیر اجرایی یانگ مایندز می گوید بسیاری از جوانان مصرف ماری جوانا را از نوجوانی تجربه می کنند و اظهار نگرانی می کند که هنوز هم اطلاعات کافی در مورد اثرات این ماده مخدر بر تکامل مغز نوجوانان بدست نیامده باشد و لذا بر ضرورت انجام تحقیقات بیشتر تاکید می کند.
به گفته وی اکثر مطالعات انجام شده در زمینه اثر این ماده بر مغز در بزرگسالان انجام شده درحالی که خطر آن در جوانان که به اثرات جانبی دارو آسیب پذیر ترند ، اهمیت ویژه ای دارد.
او ادامه می دهد که اکثر جوانان مصرف کننده ماری جوانا دچار اختلال ذهنی سایکوتیک می شوند.
سایکوز نوعی مشکل ذهنی از جمله اسکیزوفرنی است که بطور جدی بر نحوه تفکر، احساس و رفتار تاثیر می گذارد.
بنابراین جوانان ، والدین و متخصصانی که با آنها کار می کنند باید موضوعات مربوط به مصرف ماری جوانا و خطرات بالقوه آن برای سلامت ذهن را به دقت بررسی کنند.
شواهد علمی نشان می دهند ماری جوانا علاوه بر اینکه مشکلات ذهنی موجود را بدتر می کند بلکه محرک ایجاد اختلالات دیگر نیز هست.

 تاثیر صدا درارتباط

صداي ما مهمترين ابزار براي القاي پيامهاست ، صدايي که مانند آلت موسيقي نتها را يکنواخت نمي نوازد بلکه کلمات را با لحني خشن ، ملايم و يا معمولي ادا مي کند و تمام اين خصوصيات در برداشت شنونده از پيام شما نقش اساسي دارد

اگر صدا را درست به کار بگيريم مي‌تونه در بسياري از مواقع مشکلاتمان را به طرز چشمگيري حل کنه، اما اين صدا چه انتظاري از ما داره ؟ ... مهمترين خدمتي که شما مي‌تونيد به صداتون بکنيد اينه که با اطمينان صداي خود را آزاد کنيد و با اعتماد به نفس و راحت و روان حرف بزنيد(خجالت را بذاريد کنار ).
بدانيد که مردم تا حدود زيادي از طرز گفتارمان درباره‌ي ما قضاوت مي‌کنند. البته مهارت داشتن در ارتباط مناسب با ديگران ، بر توانائي‌ها و اعتماد به نفس ما مي‌افزايد و نتيجه‌ي آن جلب احترام و قدرداني ديگران است در کنار همه‌ي اينها داشتن اطلاعات وسيع نسبت به موضوع مورد نظر و رعايت ملزومات قبل از مصاحبه هم شرط تعيين کننده‌اي است
.

 

گرداوری:لیدا اسماعیلی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 10:52 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

              شش خدمتكار درستكار

 

                     آشنايي با تكنيك پنج چرا؟

 

 

نوشته: رندي لاومن

ترجمه و بازنوسي: سمیه مهتدی

 

در زبان آدمي، واژه‌هايي وجود دارد كه از جايگاه ويژه‌اي برخوردارند. اگرچه بسياري از انسان‌ها از اهميت آن‌ها آگاه نيستند، اما همين واژه‌ها، مي‌توانند زمينه‌ساز تحول در زندگي انسان شوند. يكي از اين واژه‌ها، كلمه چرا است. چرا كلمه‌اي است كه قادر است به راحتي ديوار علم و دانش آدمي را بشكند و زمينه‌ساز شكل‌گيري ديوار جديدتري در ذهن انسان شود. ذخاير علم و دانش و تجربيات هر شخصي نسبت به شخص ديگر متفاوت است. هر انساني در محدوده مشخصي از داشته‌هايش قادر است فكر كند و به جست و جوي راه حل‌ها و ارائه افكار جديد بپردازد و در انتهاي اين محدوده پوسته‌اي وجود دارد كه مرز نهايي را مشخص مي‌كند. گويي ذهن آدمي در مركز گوي قرار گرفته است و در داخل اين كره،‌ ذهن قادر است پرنده‌اي را رها كند تا به جست و جو بپردازد و به صيد انديشه‌ها و افكار نو بپردازد و هر چه دانسته‌ها و تجربيات انسان كمتر باشد، حجم اين كره كوچكتر خواهد بود و پوسته آن به ذهن نزديك‌تر مي‌شود.

حالا تصور كنيد كه در ذهن هزاران گوي مختلف وجود دارد كه هر كدام به يك موضوع خاص اختصاص دارد و حجم آن‌ها بستگي به ميزان علم و دانش و تجربه هر كدام از ما در مورد آن موضوع دارد. براي مثال دانسته‌هاي يك فرد درباره تغذيه، كره‌اي را پديد مي‌آورد كه ممكن است حجم آن از كره علم و دانش آن فرد در تربيت كودكان بزرگ‌تر يا كوچك‌تر باشد و يا گوي دانسته‌هاي آن فرد در خصوص برقراري ارتباط مؤثر و درست با ديگران بسيار كوچك باشد و قادر نباشد ارتباط موفقي با ديگران برقرار كند و در عوض گوي علم و دانش آن فرد در زمينه مهارت شغلي بسيار بزرگ باشد.

اما چگونه مي‌توان حجم اين كره‌ها را در مغز افزايش داد؟ يكي از راه‌هايي كه به كمك آن مي‌توان پوسته ديواره اين كره را شكسته و پوسته جديدتري را پديد آورد استفاده از كلمه چراست. زماني كه شما اين واژه را به كار مي‌بريد، احساس برخورد ذهن خود را با اين پوسته به خوبي احساس مي‌كنيد و در مي‌يابيد كه اگر بخواهيد اين ديواره را به عقب برانيد بايد انرژي به خرج دهيد و در اين مرحله است كه انسان بايد به جست و جو بپردازد و يا تجربه جديدي را كسب و يا با كسي مشاوره كند. دو شخصيت الف و ب را كه دوستان صميمي يكديگر هستند، در نظر بگيريد. شخص الف ناخواسته رفتاري نسنجيده انجام مي‌دهد و دوست صميمي او شخص ب اين نسنجيدگي او را با وجود عذرخواهي، نمي‌بخشد و ارتباط دوستانه آن‌ها مخدوش مي‌شود. اكنون اين دو دوست دچار يك مشكل شده‌اند و اگر نتوانند راه حلي درست براي آن بيابند ممكن است اين رابطه، از هم بپاشد. اكنون شخص الف با يك چرا كار را آغاز مي‌كند و از خود مي‌پرسد، چرا دوست او با وجود عذرخواهي او را نبخشيده است؟ در اين مرحله شخص الف براي به دست آوردن جواب اين چرا، ممكن است جست و جو كند و با افزايش دانسته‌هايش، متوجه شود كه شخص سومي در نزد شخص ب در مورد او بدگويي كرده است. اكنون اين سؤال در ذهن شخص اول ايجاد مي‌شود كه چرا شخص سوم در پشت سر او بدگويي كرده است؟ و بار ديگر شخص الف تلاش مي‌كند كه يافته‌هاي جديدتري را به دست آورد و در نهايت درمي‌يابد شخص سوم اين ماجرا يكي از دوستانش بوده است كه رفتاري از او ديده است و بدون تحقيق، رفتار وي را بد تلقي كرده است و به همين خاطر سبب شده تا با مبالغه آن رفتار، ذهنيت شخص ب را دگرگون كرده و او را در گذشت از رفتار نسنجيده شخص الف، به شخصيتي سختگير مبدل كند. حال شخص الف، با اصول ديگري روبه‌رو مي‌شود. چرا تاكنون دوستان وي صادقانه در مورد نقاط ضعف رفتارهاي وي با او صحبت نكرده‌اند؟ در اين مرحله ممكن است دريابد زماني كه ديگران نقاط ضعف وي را متذكر مي‌شدند، او ناراحت شده و پرخاشگري مي‌كرده است. در اين مرحله ممكن است بار ديگري از خود سؤال كند، چرا تاكنون درمورد ويژگي‌هاي شخصيتي خود دقت نكرده و چرا دوستان او در رفتار خود صبور نبوده و هنگام روبه‌رو شدن با يك پرخاشگري، به سمت بدگويي و قطع ارتباط پيش رفته‌اند؟

اين شخص با به كارگيري چندين چرا به سمتي پيش مي‌رود كه در نهايت دريابد بايد دانسته‌هاي خويش را در مورد رفتار خود و ديگران افزايش دهد. همين امر مي‌تواند زمينه‌ساز تحول در زندگي شخص باشد. اصولاً در هنگام برخورد با مشكلات ما مي‌توانيم به ترتيب پنج بار سؤالاتي را از خود بكنيم كه با واژه چرا آغاز مي‌شود و اين خود مي‌تواند ذهن ما را با حقايق جديدي آشنا سازد. هنگامي كه شما به سوي پرسشگري و حل مشكل پيش مي‌رويد بايد صبور باشيد تا در نهايت بتوانيد به يك راه حل درست دست يابيد. برعكس كساني كه علاقه‌اي به شكستن پوست گوي علم و دانش و تجربيات خود ندارند، عموماً براي فرار از دست مشكلات دست به اقداماتي نسنجيده و عجولانه مي‌زنند و گاهي نيز با پرخاشگري، نگراني، آشفتگي ذهن و يا شكستن مرزهاي حقوقي ديگران تلاش مي‌كنند، به گونه‌اي از دست آن مشكلات فرار كنند و همين‌جاست كه مشكلات ديگري متولد مي‌شود و خود را در گرداب ديگري فرو مي‌برد. در جوامع توسعه نيافته به علت آنكه مردم علاقه‌اي به شكستن پوسته گوي‌هاي علم و دانش و تجربه خود ندارند، هميشه در جست و جوي يافتن شخصي هستند كه از او كمك بخواهند و به قولي بيشتر به دنبال گرفتن ماهي هستند تا اين‌كه ماهي‌گيري را فرا بگيرند.

واژه چرا، كلمه‌اي ارزنده است. اما شايد براي انسان ترس‌آور نيز باشد. زيرا آدمي در مي‌يابد كه بايد سفري را آغاز كند و از جايگاه فعلي خود به جايگاه ديگري سفر كند. اين تغيير هميشه براي آدمي نگران كننده است و از طرفي انسان داراي شخصيتي است كه احساس مي‌كند با شرايطي كه به آن عادت كرده است، احساس آرامش مي‌كند. چه بسا حتي شرايط فعلي سبب تباهي زندگي وي شود. از طرفي انسان با به كارگيري واژه چرا به سوي قبول مسئوليت هم پيش مي‌رود. زيرا متوجه مي‌شود با يافتن پاسخ سؤالات خويش مي‌تواند سبب تغيير در خود و يا محيط اطراف خويش شود، لذا احساس اين‌كه آدمي مي‌تواند بر رفتار خود و اطرافيان اثرگذار باشد تا حدي اضطراب‌آور است زيرا در اين مرحله انسان مي‌ترسد از اين‌كه روزي بخواهد پاسخگوي اشتباهات خويش كه ناشي از جهل او بوده است باشد. روديارد كيپلينگ شعري سروده است كه در آن مي‌گويد:

من شش خدمتكار درستكار در اختيار دارم كه همه آنچه را كه من مي‌دانم آن‌ها به من آموخته‌اند، نام آن‌ها چنين است؛ چرا‌، چه، چطور، چه زماني، چه كسي و كجا؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 10:45 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

 

 

      آشنايي با برخي رسوم مردم هندوستان

 

 

سرزمين‌هاي واقع در مشرق زمين مهد آداب و رسوم و سنت‌هاي كهن هستند. يكي از كشورهايي كه فرهنگ و سنت‌هاي قديمي دارد هندوستان است. در اين مطلب سعي مي‌شود به اختصار شما را با برخي از آداب و رسوم مردم كشور هندوستان آشنا كنيم. در واقع اين مقاله يك پيش زمينه است براي شما تا بيشتر در مورد كشورهاي ديگر به خصوص سرزمين‌هاي مشرق زمين اطلاعات داشته باشيد.

 

Namaskar

 

اين كلمه يادآور متداول‌ترين و مشهورترين نوع سلام و عليك در هند است كه در هنگام خوش‌آمد گويي و يا خداحافظي به كار مي‌رود. دراين شيوه سلام كردن، كف دو دست را به هم مي‌چسبانند و در زير صورت به سمت بالا نگه مي‌دارند و كمي خم مي‌شوند و سپس به شخصي كه ديده‌اند به اين روش سلام مي‌كنند.

مردم هندوستان معتقدند كه چسباندن دو دست به يكديگر نشانه همفكري و همرنگي با شخص مقابل است و از طرفي دست راست را مظهر روح و طبيعت معنوي انساني و دست چپ را نشانگر جهان مادي و جسم انساني مي‌دانند و با اين حركت مي‌خواهند يكي بودن جسم و جان خود را به شخص مقابل بدهند.

 

Tilak

 

تيلاك نشان مذهبي‌اي است كه آن‌ها بر روي پيشاني خود مي‌گذارند و معتقدند براي آن‌ها سعادت، خير و بركت به ارمغان مي‌آورد. اين نشان معمولاً از خمير قرمز رنگي كه تركيبي از زردچوبه، زاج سفيد، يد و كافور است تهيه مي‌شود و سپس به صورت لكه‌اي كوچك در بين ابروان گذاشته مي‌شود. به عقيده مردم هند، اين نقطه از پيشاني محل خرد نهفته، تمركز و عقل انساني است. در ضمن از نظر مسائل عبادي هم كانون مهمي به حساب مي‌آيد و از طرفي آن را چشم سوم وجود خود مي‌دانند و تمام مراسم مذهبي آن‌ها با گذاشتن تيلاك و چند دانه برنج با انگشت نشانه شست روي اين نقطه انجام مي‌شود. در ضمن اين رسم در بعضي مواقع براي خوش‌آمد گويي يا وداع با ميهمان هم ديده مي‌شود.

 

Arati

 

انجام اين سنت نشاني از عشق و تكريم است و در شرايط و موقعيت‌هاي متفاوت چون ستايش و درخواست بركت از خدا، تولد كودكان، خوش‌آمد گويي به مهمان، شركت در محافل شعري و سرود و خوش‌آمد گويي به عروس و داماد جديد به فراخور موضوع استفاده مي‌شود.

روش كار هم بسيار ساده است؛ پنج لامپ يا چراغ كوچك را با كره يا روغن پر مي‌كنند و در سيني فلزي كوچكي قرار مي‌دهند. در كنار آن نيز صدف حلزوني با آب پر مي‌شود و اطرافش را با گل و برگ تزئين مي‌كنند. بخور كافور هم به عنوان عطر سيني استفاده مي‌شود و در نهايت سيني تهيه شده به حالت چرخان در محافل ذكر شده حركت داده مي‌شود تا ارواح شيطاني و تأثيرات چشم‌هاي شيطاني از آن مجلس دور شود.

 

حلقه‌هاي گل

 

درست كردن حلقه‌هاي گل در هند بسيار مرسوم است. در هنگام نشان دادن ادب و احترام بيشتر دسته‌گل‌هايي از ياس سفيد با گل‌هاي جعفري يا هميشه بهار (نارنجي رنگ) تهيه مي‌كنند. و به شكل ريسماني به هم مي‌بافند و ته آن را گره مي‌زنند و آن را در مراسم مختلف بر گردن كسي كه مي‌خواهند به او احترام بگذارند مي‌اندازند. استفاده از حلقه گل در مراسم ازدواج بسيار مرسوم است.

 

سنجاق روي بيني

 

سنجاق روي بيني كه يك نگين براق است، مظهر اخلاص و نشان ازدواج و تأهل زنان هندي است. اگرچه با گذشت زمان اين زينت مورد استفاده دخترها هم قرار گرفته است.

 

Mangalsura

 

گردنبندي است بر گردن زنان متأهل و معادل حلقه ازدواج در غرب و ساير كشورها است. گردنبند فوق معمولاً از دو رشته كوتاه از مهره‌هاي سياه و آويزان از طلا است. در روز عروسي اين گردنبند توسط داماد بر گردن عروس آويخته مي‌شود تا دانه‌هاي سياه آن عروس خانم را در مقابل شيطان حفظ كند.

 

Shakna-Paula

 

دستبندي است كه از مرجان قرمز و صدف تهيه مي‌شود كه در مجلس عروسي به دست عروس خانم بسته مي‌شود. مفهوم اين دستبند در ميان مردم هند اين است كه با اين دستبند داماد به عروس قول مي‌دهد تا او را خوشبخت كند و او را هميشه دوست داشته باشد. هندي‌ها به اين دستبند، دستبند عشق مي‌گويند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 10:38 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

 

      توصيه‌هايي براي بهتر كردن ديدگاه

 

   ( با بهبود دیدگاهتان خوشبخت تر باشید.):

 

* فكر كنيد مي‌خواهيد چگونه باشيد


خوشحال و شاداب و كامياب بودن دشوار است. اگر فكر مي‌كنيد، آدم خوشحال و شاداب و موفقي نيستيد، نخست به اين موارد فكر كنيد، بعد عمل كنيد!


* لبخند

در اين مورد بحثي نيست، تحقيقات نشان داده، لبخند زدن بر جسم و روح تأثير مي‌گذارد. پس لبخندي روي صورتت بنشان كه اين گامي خواهد بود در جهت تغيير ديدگاه!


* چشمها را بايد شست

كتاب، مقاله و مجله بخوانيد، اين كار به شما كمك مي‌كند بهتر درك كنيد و ديدگاه‌هاي تازه را بپذيريد. فيلم نگاه كنيد يا موسيقي گوش دهيد تا به شما الهام و شجاعتي ببخشد براي تغيير كردن.


* كردارتان را تغيير دهيد

 

اگر به همان كارها و روش‌هاي قديمي ادامه مي‌دهيد، تغيير دادن ديدگاهتان دشوار است. كارهاي متفاوت انجام دهيد تا متفاوت بينديشيد.


* محيط اطرافتان را تغيير دهيد

 

بگذاريد محيط بر ديدگاه مطلوبتان منعكس شود. فضايي طبيعي خلق كنيد تا مشتاق تغيير شويد.


* از سرمشقي پيروي كنيد

 

كسي را پيدا كنيد كه قبلاً ديدگاه مطلوب شما را داشته، راهنمايي‌هايش را دنبال كنيد و سرمشق‌هايش را فراگيريد.


* به ديگران كمك كنيد (و به خودتان)

 

يكي از سريع‌ترين روش‌ها براي تغيير ديدگاه اين است كه تنها به خودتان نپردازيد و به ديگران در سختي‌ها كمك كنيد.


* كمي از دوستانتان كمك بگيريد

 

اجازه دهيد همه بدانند چه مي‌كنيد و از حمايتشان بهره گيريد تا كمكتان كنند، تغيير كنيد و به فكرهاي خوبي برسيد. هر چه بيشتر احساس كنيد جزيي از تلاش‌هاي گروهي هستيد، بيشتر احتمال دارد كامياب شويد.


* يك حامي اختيار كنيد

 

اگر تغيير مطلوب شما از نوع بزرگ و بسيار بنيادي است، در فكر كمك گرفتن از يك مرشد، مشاور يا مربي باشيد. اين حرفه‌اي‌ها مي‌توانند در وقت صرفه‌جويي كنند، از نااميدي‌هاي احتمالي جلوگيري كنند و ايده‌هاي عالي زيادي به شما بدهند تا پيشرفت كنيد.


* صبور باشيد

 

اين نكته را دريابيد كه بيشتر تغييرها به كندي صورت مي‌گيرد و وقت‌گير است. اگر سريعاً نتيجه نگرفتيد، نا اميد نشويد و دست نكشيد! به كارتان ادامه دهيد، نتيجه خواهيد گرفت.

 

این مطلب توسط خانم لیدا اسماعیلی برای ما ارسال شده که از ایشان بسیار تشکر می کنیم و از همه بازدید کنندگان وبلاگ میخواهیم که اگر مطلب جالب و خواندنی دارند برای ما ارسال کنند تا در وبلاگ قرار دهیم و در صورت امکان ان را در مجله گلباران نیز به چاپ می رسانیم پس منتظر مطالب زیبا و خواندنی شما هستیم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 10:11 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

  با اين چند نكته قلب‌ها را تسخير مي‌كني

 

نوشته :استادارام

 

هيچ حسي مانند حس اينكه ديگران انسان را دوست داشته باشند به انسان انرژي نمي‌دهد. وقتي انسان احساس مي‌كند براي ديگران مهم است و آن‌ها او را دوست دارند، به خودش افتخار مي‌كند. البته بعضي هم از اين گلايه مي‌كنند كه ما هر كاري مي‌كنيم هيچ‌كس، هيچ اهميتي به ما نمي‌دهد. كه خوب اين برمي‌گردد به رفتار خود اين افراد كه نتوانسته‌اند اين حس را در ديگران ايجاد نمايند. اما چگونگي محبوب شدن در نزد ديگران راه‌هاي مختلفي دارد كه بعضي‌ از آن‌ها به شرح زير است.

 

1.       خوب گوش كن

 

خوب گوش كن ببين چي مي‌گم، اگر مي‌خواهي نزد ديگران محبوب باشي بايد شنونده خوبي باشي. البته اين بدين معنا نيست كه فقط يك شنونده صرف بود. براي محبوب شدن در ميان ديگران بايد حس گوش كردن را ياد بگيري. براي اين كار در هنگام صحبت طرف مقابل به چشم‌هاي كسي كه صحبت مي‌كند نگاه كنيد، هر چند لحظه يك بار سرتان را به علامت اينكه متوجه حرف‌هايش مي‌شويد تكان دهيد. در هنگام صحبت كردن طرف مقابل به ساعت نگاه نكنيد يا با دست و پاي خود بازي نكنيد. بگذاريد كسي كه صحبت مي‌كند احساس كند كه كاملاً به حرف‌هاي او گوش مي‌دهيد و برايتان حرف‌هاي او مهم است. اين گونه است كه او احساس مي كند كه شما براي او ارزش قائل هستيد و به همين جهت او نيز به شما احترام مي‌گذارد.

 

2.       صادق باشيد

 

در مرحله قبل مي‌توانستيد اداي گوش دادن را درآوريد ولي براي اين مرحله بايد به راستي با دوستان خود با صداقت رفتار كنيد. زيرا عدم صداقت باعث مي‌شود كه دير يا زود روابط شما با ديگران مشكل‌ساز شود. به قول معروف ماه هيچ وقت پشت ابر نمي‌ماند و اگر كمي ناخالصي در روابطتان باشد بالاخره روزي عيان مي‌شود.

 

3.       همدلي به جاي همدردي

 

خيلي‌ها اصرار دارند كه به دوستان و نزديكان خود بفهمانند كه با آن‌ها در اتفاقات زندگيشان هم درد هستند ولي هيچ‌كس به طور واقعي نمي‌تواند درد كسي را متوجه شود. پس به جاي همدردي بايد با ديگران همدلي كرد. همدلي فرآيندي است كه در طي آن ما خودمان را جاي طرف مقابل مي‌گذاريم و دنيا را از دريچه چشم او مي‌نگريم. در همدلي قضاوت ممنوع است و ما حق نداريم در مورد ديگران قضاوت كنيم.

 

4.       مزه مزه كردن حرف

 

چرا هر چيزي كه به دهانتان مي‌آيد، مي‌گوييد. اين از همان آفت‌هايي است كه مزرعه دوستي را از بين مي‌برد. راه حل اين موضوع بسيار ساده است. قبل از اين‌كه كلامي را بر زبان جاري كنيد آن را در ذهن چند ثانيه مرور كنيد و با عقل خود آن را بسنجيد. ببينيد كه مخاطب شما كيست و آيا اين صحبت مناسب او و شخصيت او است و آيا جاي چنين صحبتي است، در اين صورت شما با سم تدبير آفت‌هاي زبان را از بين مي‌بريد.

 

5.       تو رو خدا نصيحت نكنيد

 

شما كه خودتان از نصيحت متنفر هستيد. پس چرا باز هم براي ديگران سخنراني مي‌كنيد و آن‌ها را نصيحت مي‌كنيد. نصيحت كردن باعث مي‌شود كه ديگران نسبت به حرف‌هاي شما حساسيت پيدا مي‌كنند و هر گاه كه شما بخواهيد صحبت كنيد، احساس مي‌كنند كه باز هم مي‌خواهيد نصيحت كنيد و به همين خاطر از هم‌صحبتي با شما طفره مي‌روند. پس نصيحت كردن را كنار بگذرايد.

 

6.       امان از سرزنش كردن

 

حتماً فكر مي كنيد كه خودتان گل بي‌خار هستيد و هيچ‌گاه هيچ اشتباهي نمي‌كنيد. اگر اين‌طور نيست پس چرا دائماً ديگران را سرزنش مي‌كنيد. فراموش كردن اينكه هيچ انساني كامل نيست و همه انسان‌ها داراي معايبي هستند باعث مي‌شود كه فرد به خود اجازه دهد و ديگران را سرزنش كند. سرزنش كردن ديگران يكي ديگر از عواملي است كه ارزش شما را در نزد ديگران پايين مي‌آورد.

 

7.       پذيرفتن ديگران همان‌گونه كه هستند

 

اين هم يكي ديگر از راه‌هاي محبوب شدن است. شما بايد ديگران را همان‌گونه كه هستند بپذيريد. با تمام خوبي‌ها و بدي‌هايشان. در اين صورت است كه مي‌توانيد با آنها ارتباط سالم‌تر و بهتري داشته باشيد.

 

8.    احترام به ديگران

 

اين يك اصل است، هر چقدر به ديگران احترام بگذرايد آن‌ها هم همان اندازه به شما احترام مي‌گذارند. اگر به دنبال كسب احترام ديگران هستيد، براي آن‌ها ارزش قايل شويد تا آن‌ها نيز با احترام با شما برخورد نمايند.

 

9.       شيوه مخالفت كردن را بياموزيد

 

اگر با حر‏‌ف‌ها و رفتار كسي مشكل داريد و با آن مخالف هستيد، به جاي بلند كردن صدا، يا بحث و جدل بايد از شيوه خلع سلاح استفاده كنيد. در اين روش سعي كنيد در حرف‌هاي طرف مقابل حقيقتي را پيدا كنيد و به وسيله همان حقيقت او را متوجه اشتباهش كنيد. يكي از مواردي كه باعث مي‌شود شما در نزد ديگران محترم باشيد اين است كه آن‌ها شما را انساني منطقي بدانند كه با مسائل مختلف بر مبناي عقل و منطق برخورد مي‌كنيد.

 

10.   بخشيدن ديگران

 

اما نكته آخر اين است كه بايد گاهي اوقات ديگران را بخشيد و از كنار كارهاي خطاي آن‌ها بگذريد. مطمئن باشيد اين گذشت شما از بين نمي‌رود. و در ذهن ديگران حك مي‌شود و همين شما را با ارزش‌تر و محبوب‌تر مي‌كند.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 11:22 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

 

              يلدا، شبي پرخاطره

 

 

نوشته:مهدی حاجی بیگی

 

 

يلدا يكي از كهن‌ترين جشن‌هاي ايرانيان بوده و هست. در اين بلندترين شب سال افراد دور و نزديك در منزل بزرگ خانواده جمع مي‌شوند و با خوردن ميوه و آجيل اين شب را كه پايان پاييز و شروع زمستان است را با شادي مي‌گذرانند. در اين شب خوردن ميوه‌هاي نظير هندوانه، انار، سيب و به و نيز انواع خشكبار به خصوص آجيل شيرين و تخمه بو داده شور، معمول است. از دير باز رسم بوده است كه مردان جوان خوانچه‌هاي آراسته ميوه و هديه را به خانه نامزد خود مي‌فرستادند و در شب يلدا به ميهماني به خانه عروس مي‌رفتند. خانواده دختر نيز لباس و پارچه‌هاي نبريده به جاي آن هديه مي‌فرستادند.

اما ريشه و معناي لغت يلدا كه لغتي سرياني است به معناي ميلاد و تولد است. اما معروفيت اين شب در ادبيات به دليل طولاني‌ترين شب سال بودن است. فراق معشوق و گيسوي يار هميشه به اين تشبيه شده است. شب يلدا درازترين شب سال و در اصطلاح شب چله است.

مراسم شب يلدا مراسمي بسيار كهن و مربوط به دوران پيش از زرتشت و شب زاده شدن ايزدمهر است. چه اگر بتوان در طي سال شبي را در نظر گرفت كه در آن ايزدمهر ايزدي كه خورشيد گردونه اوست متولد شود، بايد آن شب در تاريكي و درازي از تمام شب‌هاي سال ممتاز باشد و چنين شبي همان شب يلدا است. هنگامي كه آيين مهر در اروپا رواج داشت، مراسم شب يلدا با شكوه تمام در اين قاره برگزار مي‌شد. هنگامي كه مسيحيت به عنوان دين تازه در اروپا رواج پيدا كرد، پيروان آيين مهر بي‌رحمانه قتل عام شدند و مبلغان مسيحيت كه دريافتند برانداختن سنت‌هاي آيين مهر ناشدني است و ياد آن همچنان در خاطر مردم زنده است تصميم گرفتند شب ميلاد ايزدمهر را به ميلاد مسيح تبديل كنند. فاصله مختصري كه ميان اين دو جشن وجود دارد بر اثر اشتباه محاسبه در تقويم پديد آمده است. در واقع ميلاد مسيح همان شب يلدا پيروان مهر است كه در ايران نيز گرامي‌داشت آن بعدها علي‌رغم رواج دين زرتشت از ميان نرفت و هنوز هم مردم بدون آنكه علت آن را بدانند اين شب را جشن مي‌گيرند.

يلدا از آيين‌هاي كهن اساطيري ايران است كه از تضادهاي طبيعت در فرآيند مبارزه دو عنصر اهورايي و اهريمني در نظام طبيعت به وجود آمده است. بر اساس باورهاي اساطيري، دو نيروي موجود در دنيا، آنچه نيكي و بدي در طبيعت وجود دارد را بين خود تقسيم كرده‌اند، اگرچه ساز و كار اين تقسيم، بر مبارزه دو عنصر زير زمان نيروهاي ياد شده است، اما از درون آن بايد يك نظام برادرانه براي اداره عالم به وجود آيد.

روز با روشني و زايندگي، بر اساس اين اعتقادات قلمرو اهورايي يزدان است و شب با سياهي و تباهي كه در درون خود دارد قلمرو اهريمني است. در فرهنگ اساطيري اين اعتقاد وجود داشته كه پليدي‌ها زير چادر سياه شب پناه مي‌گيرند و به همين جهت شب را هراس‌آفرين مي‌دانسته‌اند و از اين جهت كه يلدا طولاني‌ترين شب و مصداق آغاز سرما بوده است، به همين جهت اين اعتقاد وجود داشته كه براي در امان ماندن از اهريمن شب، خواب به چشم راه نداد و در اين شب بيدارماند تا نيروي اهريمن نتواند بر همه چيز سيطره پيدا كند.

عده‌اي از ايرانيان شب چله را عمو چله جون مي‌نامند كه مهرباني‌هاي بابانوئل اروپائي‌ها را به ياد مي‌آورد. بر اساس اين اعتقاد مردم دو روز مانده به شب چله فرش و لحاف خانه را تميز مي‌كنند، در و پنجره را باز مي‌گذارند، چراغ را روشن مي‌كنند و با سفره‌اي با انواع غذا و شيريني و خوراكي به استقبال عمو چله جون مي‌روند، همان‌طور كه در اروپا به استقبال بابانوئل مي‌روند.

بر اساس باور گذشتگان عمو چله جون، نماد آشتي ميان همسران است. اگر عمو چله جون از زن خانه راضي باشد خانه در آن سال روي خوشبختي مي‌بيند. در نيمه شب يلدا مردم با احترام عمو چله جون را بدرقه مي‌كنند و او را تا لب رودخانه مي‌برند و با او خداحافظي مي‌كنند.

اما در آيين شب چله نماد مؤئنثي نيز براي شب چله وجود دارد كه به آن چله زري مي‌گويند كه عروس زمستان است و با آيين‌هاي جذابي از او استقبال مي‌شود. در اين آيين از ميان دختران و دوشيزگان روستا به صورت قرعه يكي انتخاب مي‌شود و اسم او را چله ‌زري مي‌گذارند، او را روي تختي در پشت بام خانه‌اش مي‌نشانند و او را مانند يك عروس آرايش مي‌كنند، اطراف او را شمع روشن مي‌كنند و مادرش نقل بر سر او مي‌ريزد و مردم مشغول شادي مي‌شوند.

به هر تقدير شب يلدا كه ريشه در فرهنگ و سنت‌هاي دير باز ايرانيان دارد و نشان از تمدن و فرهنگ غني ايراني است بهترين بهانه است براي نزديك شدن دل‌ها به يكديگر و تحكيم پيوندهاي دوستي ميان مردم و سپري كردن طولاني‌ترين شب سال در كنار يكديگر و چه شب قشنگي است شب يلدا، كه براي همه ما پر از خاطره است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط مهدی  |