تبليغاتX
یاداشت های یک دیوانه
اگر خلاصه بخوام بگم باید بگم خلاصه ما هم دیوونه هستیم البته دور از جان شما.خودم رو گفتم
      مشاوره  رایگان حضوری با استاد ارام

        پیرامون مشکلات روحی و عاطفی

 

 

دوستان خوبم استقبال از مسابقه هفتگی وبلاگ که پیرامون روابط دختر و پسر بود بسیار خوب و محبت امیز بود و به همین خاطر این مسابقه تا چند روز دیگر تمدید شد و شما می توانید باز هم در این مورد اظهار نظر کنید و قول میدهم تا پایان هفته حتما اسامی برندگان مسابقه که اشتراک یکساله دو هفته نامه گلباران است را اعلام کنم .اگر می خواهید در مسابقه هفتگی وبلاگ شرکت کنید به مطلب پایین  رفته و مطلب من ۱۰ تآGF دارم دلت بسوزه را بخوانند و پس از خواندن متن در مورد ان اظهار نظر کنید اظهار نظر شما تنها شرط شرکت در این مسابقه است پس تا دیسر نشده دست به کار شوید

نکته بعدی در خواستی است که خیلی از دوستان از من و استاد ارام داشته اند انها خواسته اند که زمینه ایی فراهم شود تا بتوانند با ایشان از نزدیک صحبت کنند و مشکلات خود را با ایشان در میان بگذارند من با ایشان این موضوع را مطرح کردند و ایشان هم با توجه به اینکه خودشان جوان هستند و ارادت خاصی به جوانان دارند پذیرفتند که این مشاوره های رایگان را انجام دهند البته ایشان شرط کرده اند که این جلسات برای هر نفر یک ساعت و به صورت رایگان باشد و بابت ان ویزیت دریافت نشود .این مشاوره ها در دفتر مجله صورت می گیرد و در صورتی که پس از جلسه اول مشاوره دوستان خواستند که این جلسات مشاوره روانی ادامه یابد می توانند با هماهنگی دکتر به مشاوره خود ادامه دهند که جلسات بعدی هم در همین دفتر مجله صورت می گیرد

عزیزای که مایل به مشاوره حضوری با دکتر ارام هستند می توانند با شماره۸۸۸۳۳۸۳۲ دفتر مجله گلباران تماس گیرند تا وقت ملاقات حضوری برای انها ثبت گردد . بدیهی است که اولویت روز ملاقات به ترتیب زمان تماس و گرفتن وقت است و استاد ارام می توانند در نهایت در یک روز با ۵ نفر مشاوره نمایند

خوب دوستان این هم از اطلاع رسانی و کمی در دل با شما پس فعلا خدانگهدار تا روزهای اینده

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 10:57 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

      آندره آغاسي:پايان عصر طلايي مرد روياها

 

ترجمه و گردآوري: آيسان غفارزاده

 

 

مشخصات فردي:

 

نام: آندره آغاسي

لقب: مرد روياها

تاريخ تولد: 29 آوريل سال 1970 ميلادي

قد: 80/1 سانتي‌متر

وزن: 75 كيلوگرم

در ماه مي سال 1986 ميلادي بازي حرفه‌اي را آغاز كرد.

 

كودكي آندره

 

آندره كوچك‌ترين فرزند خانواده، در سال 1970 در لاس وگاس متولد شد. وقتي آندره نوزاد بود، پدرش روي گهواره‌اش توپ تنيس آويزان مي‌كرد. وقتي كه 2 سال داشت، بيشترين هديه‌اي كه از پدرش دريافت كرده بود، راكت تنيس بود. آندره شب‌هاي بسيار به جاي گرفتن عروسك با بغل زدن راكت به خواب رفت.

آندره در سن 12 سالگي بي‌حوصله و كمي پرخاشگر بود. او اولين بار با بچه‌هاي مدرسه دچار مشكل شد و چندي بعد به خاطر سختگيري‌هاي پدرش با او دچار اختلاف شد و در مقابل پدر ايستاد. دليل رفتارهاي ناهنجار آندره دوستان او بودند. اين دوستان كه چند سال از او بزرگتر بودند، كم كم باعث تغيير رفتارهاي آندره شدند و پدر كه به اين موضوع پي برده بود، تصميم گرفت براي فاصله گرفتن آندره از دوستان نابابش او را به مدرسه تنيس بفرستد. اين اردوگاه براي جوانان علاقمند به تنيس تأسيس شده بود و اين شروع مسير تازه آندره در زندگي بود.

 

روياي پدر

 

قبل از آن‌كه به سراغ ادامه زندگي آندره برويم بايد به سراغ پدر او مايك برويم. داستان زندگي آندره با آرزوي پدرش آغاز شد و او كه كوچك‌ترين پسر مايك بود، يك روز به آرزوي پدر جامه حقيقت پوشاند.

مايك آغاسي پدر آندره متولد ارمنستان است. اما اكثر زندگي خود را در ايران گذراند. او يك بوكسور حرفه‌اي بود و در المپيك 1948 و 1952 به همراه تيم ملي بوكس ايران در المپيك حضور پيدا كرد. مايك نخستين بار تنيس را در حياط كليساي يك مبلغ آمريكايي تماشا كرد و همان موقع به اين بازي علاقمند شد و اصول بازي را از آن‌ها آموخت و بدين ترتيب به طرف تنيس كشيده شد.

در سال 1952 مايك به ايالات متحده سفر كرد، در حالي كه حتي يك سكه هم نداشت. اما وجود او سرشار از آرزوهاي بزرگ بود. او نام خود را از امانوئل به مايكل تغيير داد و در شيكاگو مستقر شد. او 3 بار بين سال‌هاي 1945 تا 1956 برنده جايزه گلدن كلاور شيكاگو شد. بعد از موفقيت‌هايي كه مايك در بوكس به دست آورد، تصميم گرفت وارد بازي تنيس شود. روحيه شهامت و مبارزه طلبي مايك باعث شد تا در تنيس چيزهاي زيادي را فرا گيرد.

مايك پس از مدتي با اليزابت (بتي) آشنا و با او ازدواج كرد. بتي و مايك در بين سال‌هاي 1960 تا 1969 صاحب 2 فرزند شدند. ايتا اولين فرزند خانواده، دختر بود. فرزند دوم آن‌ها پسري به نام فيليپ و پس از او دختري به نام تامارا به دنيا آمد. ايتا بزرگ‌ترين فرزند خانواده نسبت به بقيه بچه‌ها علاقه بيشتري به تنيس نشان مي‌داد، البته فيليپ هم خوب تنيس بازي مي‌كرد. اما تامارا علاقه چنداني به بازي تنيس نداشت. آن‌ها از شيكاگو به لاس وگاس نقل مكان كردند. در آن‌جا خانه اي پيدا كردند و يك زمين تنيس در حياط آن ساختند.

 

مدرسه تنيس

 

گفتيم كه آندره با تصميم پدرش به مدرسه عالي تنيس فرستاده شد. مدرسه عالي تنيس توسط نايك بالتي بري كه مردي جدي و سختگير بود، اداره مي‌شد. بازيكنان جوان حتي اجازه نداشتند، تلويزيون تماشا كنند و استفاده از تلفن هم محدود بود. نايك بالتي بري حتي به آن‌ها اجازه نمي‌داد تا رابطه دوستانه‌اي با يكديگر داشته باشند، زيرا اعتقاد داشت با اين كار حس رقابت در ميان آن‌ها از بين مي‌رود.

آندره آغاسي مي‌گويد: من در حال حاضر از آن محيط و طرز برخورد مسئولان مدرسه دلخوري و رنجشي به دل ندارم. اما در گذشته اين احساس در من وجود داشت. من فقط يك زندگي عادي و معمولي مي‌خواستم، بدون فشار و استرس. من آن‌جا بسيار تنها بودم، هيچ‌كس نمي‌تواند بفهمند چقدر احساس تنهايي مي‌كردم.

آغاسي شهرت جهاني دارد. او يكي از 10 بازيكن تنيس است كه 8 عنوان گرند اسلم را به خود اختصاص داده است. او در زندگي شخصي نيز موفق است. آندره با استفي گراف قهرمان زن تنيس در سال 2001 ازدواج كرد و ثمره ازدواج آن‌ها يك پسر و يك دختر است. آندره فرد خيرخواهي است و اوقاتي را به سازماندهي و اداره كنسرت براي مؤسسات خيريه اختصاص داده است تا براي افراد فقير پول جمع‌آوري كند.

آغاسي در سال 1988، 2 بار به نيمه نهايي مسابقات گرند اسلم رسيد، اما تا 4 سال بعد موفق به بردن چنين جايزه‌اي نشد. در سال 1990 آغاسي براي اولين بار مسترز را برد و در فينال استفان ادبرگ سوئدي را شكست داد.

 

اولين گرند اسلم

 

سال 1992 اولين سال به ياد ماندني و بزرگ شغلي و حرفه‌اي آندره آغاسي بود. او اولين عنوان گرند اسلم را در ويمبلدون از آن خود كرد و سپس با كمپاني نايك يك قرارداد بزرگ را امضا كرد. اما چون دست او آسيب ديده و به دستش وزنه‌اي وصل بود، براي بازي آماده نشد. آغاسي در سال 1992 برنده يك جايزه گرند اسلم در ويمبلدون شد و سپس با استخدام گيلبرت به عنوان مربي، يكي از تصميمات صحيح و مؤثر را در زندگي حرفه‌اي خود گرفت.

در سال 1996 آغاسي با همسر اولش بروك شيلد (هنرپيشه) آشنا شد و در صدر خبرها قرار گرفت. زندگي با شيلد او را به دوران ركود نزديك كرد به طوري كه در جدول رده‌بندي برترين‌هاي تنيس تا رتبه 141 تنزل پيدا كرد و عده‌اي دوران حرفه‌اي او را به عنوان يك قهرمان، تمام شده مي‌دانستند.

در سال 1999 پس از جدايي از بروك شيلد با گراف، قهرمان سابق تنيس زنان آشنا شد و با او ازدواج كرد كه اين ازدواج همچنان ادامه دارد. زندگي با گراف كه خود قهرمان تنيس بود، او بار ديگر به سطح اول تنيس حرفه‌اي باز گرداند. آغاسي در سال 1999 با پيروزي در مسابقات آزاد فرانسه به پنجمين مرد در تاريخ تنيس بدل شد كه هر 4 گرند اسلم سال را برده است. او كه در سال 1990 اولين بار در 19 سالگي برنده مسترز ميامي شده بود، بار ديگر در سال 2002 در حالي‌كه 32 سال داشت، برنده اين جايزه معتبر شد.

در مجموع او به ترتيب در سال‌هاي 1992، 1994، 1999 (2 بار)، 2000، 2001 و 2003 ميلادي 8 عنوان برتر گرند اسلم را كسب كرد. مدال طلاي المپيك 96، 3 جام ديويس، براي آمريكا و بيش از 30 ميليون دلار جايزه نقدي، از افتخارات آندره آغاسي در طول دوران حرفه‌اي‌اش است.

آندره آغاسي امسال در مسابقات آزاد آمريكا پس از 20 سال از شروع دوران حرفه‌اي با باخت در مقابل بنجامين بكر از دور مسابقات حذف شد و همان‌طور كه از قبل وعده داده بود از دنياي حرفه‌اي تنيس خداحافظي كرد. آندره آغاسي در بازي در مقابل بنجامين بكر آشكارا از جراحت مزمن كمر كه باعث بازنشستگي پيش از موعد او بود، رنج مي‌برد. آغاسي در طول اين مسابقه بسيار تلاش كرد تا حريف خود را مغلوب نمايد، اما علي‌رغم حمايت تماشاگران آمريكايي، او مغلوب جبر زمانه و آسيب ديدگي كمر خود شد و بازي را به حريف واگذار كرد.

آندره در حالي‌كه تمام جمعيت حاضر در ورزشگاه آرتوراش برايش كف مي‌زدند، با چشماني پر از اشك از دنياي حرفه‌اي خداحافظي كرد. آندره آغاسي در پايان اين ديدار گفت: تابلوي امتيازات نشان مي‌دهد كه باخته‌ام. اما آن‌چه را نمي‌تواند نشان دهد، موهبتي است كه نصيبم شده است. طي 20 سال گذشته از وفاداري تماشاگران بهره‌مند شدم و كمك تماشاگران چه در ميدان مسابقه و چه در زندگي بسيار به من روحيه داده است. من در تماشاگران من يك منبع الهام يافته‌ام. آن‌ها با اراده خود مرا به سوي موفقيت هدايت كردند. از همه آن‌ها متشكرم و خاطره آن‌ها را تا آخر عمر همراه خواهم داشت.

فدرر نفر اولي ليست رده‌بندي بهترين تنيس بازان دنيا و فاتح امسال مسابقات آزاد آمريكا درباره آغاسي مي‌گويد: مسابقات امسال آزاد آمريكا تحت تأثير خداحافظي آندره آغاسي قرار داشت و از اين بابت من اصلاً ناراحت نيستم. به نظر من اين حق آغاسي است كه تمام نگاه‌ها را به خود جلب كند. خيلي دوست داشتم مانند سه سال پيش در فينال با او روبه‌رو شوم و خوشحال‌تر مي‌شدم كه او در فينال مرا مغلوب مي‌كرد. چون خداحافظي با قهرماني بسيار جذاب‌تر و دلنشين‌تر بود. او بازيكن بزرگي است و روبه‌رو شدن با او هميشه براي من هراس‌آور و ترسناك بود. مطمئن هستم اگر آغاسي مصدوم نمي‌شد، مي‌توانست قهرماني‌هاي بيشتري را در عرصه تنيس به دست آورد. به هر حال جاي او هميشه در مسابقات خالي است. او در زمره اسطوره‌هاي ورزش و تنيس جهان قرار دارد.

رافائل نادال نفر دوم ليست تنيس جهان در مورد آغاسي مي‌گويد: براي جواناني مانند من آندره آغاسي يك اسطوره به حساب مي‌آيد. دوران نوجواني و جواني من با آغاسي و بازي‌هاي تماشايي او سپري شد. هميشه دوست داشتم، روزي مانند او بازيكن بزرگي شوم. آندره در ورزش تنيس غيرقابل چشم پوشي است زيرا كه الگوي بسياري از ورزشكاران اين رشته است و از اين بابت بايد به خود ببالد.

به هر ترتيب مسابقات امسال تنيس آزاد آمريكا پايان عصر طلايي يكي از بزرگان ورزش تنيس بود. مردي كه توانست روياهاي پدرش را محقق كند و با تلاش و كوشش به قله بلند پيروزي و موفقيت در رشته تنيس دست يافت. آندره آغاسي يك نام جاودانه در تالار مشاهير ورزش تنيس است و يك الگوي تمام عيار براي هر ورزشكار نوجوان و جوان كه قصد دارد ورزش تنيس را آغاز كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 10:52 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

     آكنه يا جوش غرور جواني، چه بايد كرد؟

 

 

نوشته: ويلموس برستين

ترجمه و بازنويسي: مهشاد مهتدي

 

يكي از شايع‌ترين بيماري‌هاي پوستي، آكنه يا جوش غرور جواني است. اين مشكل پوستي در بسياري از جوانان در سنين بلوغ پديد مي‌آيد و شدت آن در افراد مختلف متفاوت است. فرضيات زيادي در مورد علل و پيدايش و درمان آن وجود دارد. جوش‌هاي غرور اغلب به صورت دانه‌هاي قرمز، توده‌هاي سفت زير پوستي در ناحيه گونه، بيني، پيشاني، پشت گردن و قسمت فوقاني پشت سينه ظاهر مي‌شود. اين جوش‌ها در پايه مو ايجاد مي‌شوند و ناشي از التهاب و مسدود شدن مجاري غده چربي كنار مو هستند. پزشكان متخصص پوست معتقدند كه پيدايش آكنه تابع يك علت خاص نيست، بلكه چندين عامل در پيدايش و شدت آن نقش دارند: توارث، ميكروب‌ها، مشكلات عصبي و روحي، نوع غذا، نوع پوست، بهداشت صورت، مصرف برخي داروها و بعضي از بيماري‌ها از عوامل مؤثر در پيدايش آكنه هستند.

نوع غذا مي‌تواند در جوش صورت مؤثر باشد. مصرف مواد قندي مثل ماكاروني، نان، برنج، شيريني و شكلات و مصرف غذاهايي حاوي فندق، پسته، بادام، موز، نارگيل و گردو مي‌تواند موجب تشديد آكنه شود كه علت آن به احتمال زياد آزاد شدن اسيدهاي چرب خون است.

عدم رعايت بهداشت پوست يكي ديگر از عوامل مؤثر در ايجاد يا تشديد آكنه و جوش غرور است. اصولاً‌ پيدايش جوش غرور به دليل افزاش ترشح چربي و تجمع ميكروب در غده چربي كنار مو است. به همين دليل رعايت مسائل بهداشتي مي‌تواند باعث بهبود و كاهش جوش غرور شود.

ناراحتي‌هاي روحي و عصبي تأثير به‌سزايي در بروز آكنه دارند. فشارهاي عصبي و كم‌خوابي باعث مي‌شود صورت شادابي و طراوت خود را از دست دهد و جريان خون كم شده و سيستم دفاعي پوست ضعيف گردد. در اين شرايط زمينه براي رشد آكنه فراهم مي‌شود و به سرعت به تعداد جوش‌ها افزوده مي شود.

تحقيقات متخصصان حاكي از اين مطلب است كه مهم‌ترين عامل ايجاد كننده آكنه تغييرات هورموني زمان بلوغ است. در هنگام بلوغ، هورمون‌هاي جنسي ناگهان افزايش مي‌يابند و مقدار آن‌ها در خون بسيار زياد مي‌شود. اين هورمون‌ها باعث افزايش ترشح چربي پوست مي‌شوند و زمينه را براي رشد ميكروب و التهاب غدد چربي صورت و پيدايش جوش فراهم مي‌آورند. خانم‌هايي كه دچار آكنه هستند، معمولاً هورمون‌هاي مردانه زيادتري دارند و در بسياري از آن‌ها رشد موي صورت نيز بيش از معمول است.

مصرف برخي داروها ممكن است موجب تشديد جوش‌هاي غرور شود. از جمله اين داروها مي‌توان به مصرف بيش از حد ويتامين B12، ريفامپين، ايزونياريد و كورتن اشاره كرد. علاوه بر موارد فوق مصرف مكرر و بيش از اندازه پماد بتامتازون، فلوسينولون، تريامسينولون و كرم‌هاي چرب نيز مي‌تواند موجب پيدايش يا تشديد آكنه شود.

 

توصيه‌هاي مهم

 

  1. جوش‌ها را دستكاري نكنيد و آن‌ها را با فشار خالي نكنيد. براي تخليه ميكروب‌هاي داخل جوش به يك انستيتوي زيبايي مراجعه كنيد تا با دستگاه‌هاي مكنده، جوش را تخليه كنند. اگر چنين مركزي در نزديكي شما وجود ندارد، انگشتان خود را با الكل ضد عفوني كنيد، ناخن‌ها را كوتاه كنيد و با يك دستمال تميز جوش‌ها را به آهستگي فشار دهيد تا تخليه شوند.
  2. آسودگي رواني داشته باشيد. خواب مرتب و استراحت كافي كمك فراواني به كاهش جوش‌هاي غرور مي‌كند. حتي‌الامكان نيز سعي كنيد از فشارهاي روحي و عصبي پرهيز كنيد.
  3. پوست خود را به نرمي ماساژ دهيد. اين كار را مي‌توانيد به طور مرتب، خودتان انجام دهيد و يا به يك فرد مجرب مراجعه كنيد تا پوست شما را ماساژ دهد. ماساژ باعث تخليه چربي پوست شده و از پيشرفت جوش‌ها جلوگيري مي‌كند.
  4. روزي دو بار صورت خود را بشوييد. براي اين كار مي‌توانيد از صابون اسيدي (گوگردي) استفاده كنيد. ابتدا صورت خود را خوب صابون بزنيد تا از كف پوشيده شود. آن‌گاه با نوك انگشتان، پوست صورت خود را ماساژ دهيد تا صابون در منافذ پوست به خوبي نفوذ كند و چربي‌هاي جمع شده در جوش‌ها را از بين ببرد.
  5. هفته‌اي يك يا دو بار از ماساژ سركه سيب استفاده كنيد تا چربي پوست كاهش يابد. براي اين ‌كار كافي است مقداري سركه سيب را در همان مقدار آب بريزيد و سپس با انگشت مقداري از اين مخلوط را برداريد و بر روي صورت خود بماليد و ماساژ دهيد. ماساژ را با حركات حلقوي و ضربه‌اي آهسته انجام دهيد و ابتدا از پايين به بالا و سپس از بالا به پايين حركت كنيد. آن‌گاه چند دقيقه صبر كنيد و سپس صورت خود را بشوييد.
  6. از ورزش و پياده‌روي غفلت نكنيد. بسياري از جوش‌هاي پوستي پس از مدتي ورزش به كلي ناپديد مي‌شوند. اگر هر روز صبح، مسافتي معادل حداقل سه كيلومتر را به صورت پياده‌روي يا به صورت دويدن طي كنيد و سپس يك دوش بگيريد، متوجه مي‌شويد، پس از مدتي كوتاهي پوست شما بسيار شاداب‌تر مي‌شود و جوش‌ها نيز از بين مي‌روند.
  7. براي شستشوي صورت از آب گرم استفاده كنيد. صابون شما بهتر است از نوع اسيدي باشد كه چربي را كم كند. مصرف مواد آرايشي و كرم‌هاي چرب را محدود كنيد و در صورت استفاده، ابتدا پوست را به يك كرم مرطوب كننده آغشته كرده و سپس از پودر آرايشي استفاده كنيد و شب‌ها، هنگام خواب همه اين مواد را به وسيله شير پاك كن تميز كنيد.
  8. از مصرف غذاهاي چرب، شيريني زياد، سس مايونز، خامه، شكلات، گردو، فندق، موز، تخم مرغ، بعضي از ماهي‌ها و نارگيل، حتي‌المقدور بپرهيزيد، ولي نيازي به رژيم‌هاي سخت نيست. سعي كنيد سبزي‌ها و ميوه‌جاتي را كه حاوي ويتامين A هستند، زيادتر مصرف كنيد: هويج، اسفناج، شاهي و گوجه فرنگي. همچنين مصرف چاي و ادويه‌جات را محدود كنيد.
  9. پس از شستشوي صورت، هيچ‌گاه با يك حوله به طور خشن صورتتان را پاك نكنيد. بلكه يك دستمال كاغذي يا حوله نرم را با پوست خود تماس دهيد تا خشك شود.

در كنار توصيه‌هاي فوق‌الذكر، داروهايي توسط پزشك متخصص براي شما تجويز مي‌شوند كه نقش اصلي را در بهبود آكنه بر عهده دارند، حتماً از اين داروها استفاده كنيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 10:49 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

             چند رژيم معتبر جهاني

 

نوشته: جولي مايلز

ترجمه و بازنويسي: دكتر اردشير ناظمي

 

آدم‌ها به طور ذاتي هميشه از وضعيتي كه دارند، راضي نيستند. كسي كه چاق است، دوست دارد لاغر باشد و كسي كه لاغر است، تمام سعي خود را مي‌كند كه چاق شود. البته در دنياي ماشيني و بي‌تحرك امروزي كه حتي آدم‌ها حاضر نيستند دو قدم پياده راه بروند، مشكل اصلي چاقي است و البته متأسفانه آدم‌هاي چاق دوست دارند با كوتاه‌ترين راه به هدف خود دست پيدا كنند، قرص‌هاي لاغري، داروهاي گياهي، رژيم‌هاي من در آوردي و خلاصه هر راهي كه منجر به لاغر شدن شود. ولي بايد بگوييم كه اين راهش نيست. از نظر علمي رژيم‌هاي غذايي خاصي وجود دارند كه با توجه به وضعيت هر فرد، از سوي متخصص تغذيه، توصيه مي‌شوند. تعداد اين رژيم‌ها بسيار زياد است، اما ما چند مورد از معروف‌ترين آن‌ها را براي آشنايي شما مورد بحث قرار مي‌دهيم.

 

رژيم كربوهيدرات

 

اساس اين رژيم مصرف كم مواد داراي كربوهيدرات است. مواد حاوي كربوهيدرات از شكر و قند و مربا گرفته تا سيب زميني و انواع برنج و ماكاروني بايد در حداقل ميزان مصرف شوند يا اصلاً مصرف نشوند.

 

توصيه‌هاي اين رژيم

 

با هر وعده غذايي، مواد پروتئيني مصرف كنيد. تقريباً به ازاي هر كيلوگرم از وزن بدنتان، بايد 3 گرم پروتئين مصرف كنيد. يعني اگر شما 80 كيلوگرم هستيد، بايد هر روز 240 گرم پروتئين دريافت كنيد. براي اين‌كه وزن بدنتان كم شود، بايد مصرف مواد داراي كربوهيدرات را به حداقل برسانيد. يعني بيشتر از صفر تا 30 گرم در روز مواد كربوهيدرات‌دار مصرف نكنيد. سعي كنيد تا جايي كه ممكن است، از سبزيجات و ميوه‌هاي خام بيشتر استفاده كنيد. از مصرف هر نوع ماده غذايي كربوهيدرات‌دار سفيد مثل سيب زميني، برنج، نان، آرد، شكر، ذرت بو داده و غيره به طور كلي اجتناب كنيد.

صبحانه فقط ميوه بخوريد و به خصوص از ميوه‌هايي استفاده كنيد كه شيرين نيستند. مثل هندوانه، توت فرنگي، آلو، كيوي، نصف موز هم براي صبحانه شما كافي است.

مصرف خامه و كره مانعي ندارد، ولي بهتر است كه بسيار كم مصرف شوند.

بهتر است از روغن‌هاي گياهي استفاده كنيد و از روغن جامد و مارگارين پرهيز كنيد.

شام را از وعده‌هاي غذايي حذف نكنيد، شام را زود بخوريد، اما به مقدار بسيار كم و البته يادتان باشد در هيچ كدام از وعده‌هاي غذايي خود از كربوهيدرات استفاده نكنيد يا اگر استفاده مي‌كنيد، ميزان آن بسيار كم باشد. مثلاً در طول روز دو تكه نان به اندازه كف دست كافي است. البته نان سفيد توصيه نمي‌شود و بايد از نان سنگك يا نان تهيه شده از آرد سبوس‌دار استفاده كنيد. رژيم كم كربوهيدرات براي كاهش وزن بسيار مناسب است. اين رژيم مورد تأييد مجامع علمي معتبر جهان است.

 

رژيم غذايي اورنيش

 

رژيم غذايي اورنيش كه آن را دكتر دين اورنيش پيشنهاد كرده، يك رژيم كاملاً شناخته شده در مجامع پزشكي است. زيرا در جلوگيري از انسداد عروق قلبي بسيار خوب عمل مي‌كند. رژيم اورنيش بسيار ساده و انجام آن هم راحت است. اساس اين رژيم بر مصرف غذاهاي پرفيبر (سبزيجات و ميوه‌جات) و كم‌چربي است؛ زيرا نه تنها باعث كاهش وزن مي‌شود، بلكه سلامت فرد را نيز تضمين مي‌كنند. رژيم اورنيش مي‌گويد شما هر وقت گرسنه شديد، تا هر چقدر كه دوست داريد مي‌توانيد از مواد غذايي زير استفاده كنيد: حبوبات، ميوه‌جات، غلات و سبزيجات. اما مواد زير بايد در حد متوسط مصرف شوند: لبنيات غيرچرب (بدون چربي) مثل شير، ماست و پنير بدون چربي و سفيده تخم مرغ. اما از اين مواد نبايد اصلاً استفاده كنيد: هر نوع گوشت چه سفيد، چه قرمز، ماهي، خامه و كره، شكر، قند و محصولات حاوي آن مثل عسل و عصاره‌هاي شيرين، كنسرو و غذاي آماده، روغن جامد و مارگارين، مايونز، تخمه و آجيل.

رژيم اورنيش را به راحتي مي‌توانيد به خاطر بسپاريد. اگر اين برنامه را رعايت كنيد، كمتر از 10 درصد كالري شما از راه چربي تأمين مي‌شود، بدون اين‌كه نيازي باشد ميزان چربي يا كالري را محاسبه كنيد. به پيشنهاد رژيم اورنيش تعداد وعده‌هاي غذايي بايد زياد و حجم آن كم باشد. در اين رژيم حداقل روزي نيم ساعت بايد ورزش كنيد.

 

رژيم آتكينز

 

اين رژيم را دكتر آتكينز پيشنهاد كرده و طرفداران زيادي دارد. آتكينز اين قول را به مخاطبان خود مي‌دهد: نه تنها شما وزن كم مي‌كنيد و گرسنه نمي‌شويد، بلكه در جاده سلامت حركت مي‌كنيد. حافظه شما تقويت مي‌شود و از نظر سلامت به حد متعادل مي‌رسيد.

رژيم دكتر آتكينز توصيه مي‌كند: در ميزان مصرف غذا سختگيري بيش از حد نداشته باشيد و خود را در مورد حجم غذا زياد مقيد نكنيد، اما در مصرف نوع غذا به شدت محدوديت را رعايت كنيد. شكر، قند، شيرهاي مخلوط (مثل شيركاكائو و ...) برنج سفيد و آرد سفيد اصلاً نبايد مصرف كنيد. آتكينز به شما اجازه مي‌دهد كه از گوشت، تخم مرغ و پنير استفاده كنيد. با اين رژيم اشتهاي شما به تدريج كم مي‌شود. در اين رژيم، محور غذاهاي شما بر اساس پروتئين و چربي خالص مي‌چرخد. مي‌توانيد از گوشت قرمز، ماهي، گوشت گوسفند و پنير معمولي استفاده كنيد. مي‌توانيد كره، تن ماهي و روغن زيتون را هم نوش جان كنيد. اما كربوهيدرات در دو هفته اول بايد به شدت محدود شود (كمتر از 30 گرم در روز). در اين دو هفته تنها دو فنجان سالاد همراه با دو سوم فنجان غذاي پخته حاوي سبزيجات كافي است. در اين دو هفته به طور ناگهاني كاهش وزن شروع مي‌شود. لزومي هم ندارد، كالري مصرفي خود را محاسبه كنيد. بعد از دو هفته، مصرف كربوهيدرات به صورت غذاهاي غني از فيبر (مثل هندوانه) آغاز مي‌شود. اما اصلاً از مواد شيرين مصنوعي (مثل شيريني‌جات، برنج سفيد، نان سفيد، سيب زميني، ماكاروني) نبايد استفاده كرد.

در ادامه بايد سبزيجات، ميوه‌جات و غلات را بعد از دو هفته به رژيم غذايي اضافه كنيد. بعد از رسيدن به وزن دلخواه با افزودن تدريجي و اندك كربوهيدرات وزن در حد متعادل نگه داشته مي‌شود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 10:46 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

 

      مشاوره  رایگان حضوری با استاد ارام

        پیرامون مشکلات روحی و عاطفی

 

نمی دانم چیه بگویم مدتها است که چیزی برای خودم و دلم ننوشته ام هر چه بوده صحبت از کار بوده است و مجله اما امروز صبح چیزی دیدم که باعث شد که بنویسم برای دلم که عجیب تنگ است .صبح از در یک مدرسه دخترانه می گذشتم البته تصور بد نکنید ان مدرسه یک دبستان دخترانه بود و ان زمان لحظه وارد شدن کودکان به مدرسه بود کودکان با مادر یا پدرانشان سر خوشانه به مدرسه می رفتند و دختر بچه ای را دیدم که سر خوشانه اهسته می دوید تا به مدرسه برود مانند یک اهو در یک دشت سبز می خرامید فارغ از دنیا پرامون خود نه غمی نه غصه ای و نه نگرانی او در ان لحظات پر بود از شور کودکی درحال که من در ان لحظات به خیلی چیزها می اندیشیدم و دیدن او باعث گردید بار دیگر دلتنگ کودکی شود دلتنگ روزهایی که پر از شور بودیم و هیچ غمی در دلهایمان جایی نداشت افسوس که زود گذشت دوران خوش کودکی که همچون نفسی بود که گذشت دو عمری اه را برایمان به یادگار گذاشت کاش یک دم می تونستین بار دیگر چنان کودکی فارغ از همه چیز می شدیم و مانند کودکان زندگی می کردیم

دوستان خوبم استقبال از مسابقه هفتگی وبلاگ که پیرامون روابط دختر و پسر بود بسیار خوب و محبت امیز بود و به همین خاطر این مسابقه تا چند روز دیگر تمدید شد و شما می توانید باز هم در این مورد اظهار نظر کنید و قول میدهم تا پایان هفته حتما اسامی برندگان مسابقه که اشتراک یکساله دو هفته نامه گلباران است را اعلام کنم .اگر می خواهید در مسابقه هفتگی وبلاگ شرکت کنید به مطلب پایین این مطلب رفته و پس از خواندن متن در مورد ان اظهار نظر کنید اظهار نظر شما تنها شرط شرکت در این مسابقه است پس تا دیسر نشده دست به کار شوید

نکته سوم در خواستی است که خیلی از دوستان از من و استاد ارام داشته اند انها خواسته اند که زمینه ایی فراهم شود تا بتوانند با ایشان از نزدیک صحبت کنند و مشکلات خود را با ایشان در میان بگذارند من با ایشان این موضوع را مطرح کردند و ایشان هم با توجه به اینکه خودشان جوان هستند و ارادت خاصی به جوانان دارند پذیرفتند که این مشاوره های رایگان را انجام دهند البته ایشان شرط کرده اند که این جلسات برای هر نفر یک ساعت و به صورت رایگان باشد و بابت ان ویزیت دریافت نشود .این مشاوره ها در دفتر مجله صورت می گیرد و در صورتی که پس از جلسه اول مشاوره دوستان خواستند که این جلسات مشاوره روانی ادامه یابد می توانند با هماهنگی دکتر به مشاوره خود ادامه دهند که جلسات بعدی هم در همین دفتر مجله صورت می گیرد

عزیزای که مایل به مشاوره حضوری با دکتر ارام هستند می توانند با شماره۸۸۸۳۳۸۳۲ دفتر مجله گلباران تماس گیرند تا وقت ملاقات حضوری برای انها ثبت گردد . بدیهی است که اولویت روز ملاقات به ترتیب زمان تماس و گرفتن وقت است و استاد ارام می توانند در نهایت در یک روز با ۵ نفر مشاوره نمایند

خوب دوستان این هم از اطلاع رسانی و کمی در دل با شما پس فعلا خدانگهدار تا روزهای اینده

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 10:8 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

      من 10 تا   دارم، دلت بسوزه!GF

دوستان عزیز بازم سلام حالتون خوبه؟ خوب خدا رو شکر

دوستان خوبم از این به بعد هر هفته یک مسابقه در وبلاگ برگزار می

 کنیم و به برندگان یعنی به ۵ نفر از برندگان اشتراک یکساله دوهفته

نامه گلباران رو میدیدیم که با توجه به اینکه گلباران دو هفته نامه است

می شود سالی ۲۴ مجله که هر دو هفته یکبار درب منزل برندگان می

رسد اما برای شرکت در این مسابقه کافی است فقط اظهار نظر کنید

مثلا مسابقه این دفعه وبلاگ ماهنامه صبح جوان در مورد روابط دختر

 و پسر است .بعد از خرفهای من یعنی پایین این حرفها یک مطلب

نوشته شده در مورد روابط دختر و پسر شما این مطلب رو بخونید و

نظرتون رو بگید مهم نیست نظرتون مخالف یا موافق این مطلب باشه

مهم اظهار نظر شماست و بعد ما از میان شما عزیزان ۵ نفر را انتخاب

 می کنیم و به انها جایزه می دهیم.راستی یادتون نره فقط تا پایان هفته

فرصت اظهار نظر دارید تا دیر نشده نظرتون رو بگید

روزگار خوش دوستان عزیز 

 

مدت‌ها بود كه مي‌خواستم پيرامون روابط دختر و پسر مطلبي بنويسم، اما متأسفانه هر بار به دليلي اين امر محقق نمي‌شد، اما سريال پرمخاطب نرگس بهانه خوبي است تا پيرامون اين مسأله كمي صحبت كنيم. اين مجموعه از معدود سريال‌هايي بود كه در آن به مسأله روابط دختر و پسر پرداخته شد و در حقيقت خمير مايه داستان بر اساس رابطه نسرين و بهروز شكل گرفته بود و اتفاقات بعدي داستان نيز معلول‌هايي از انتخاب اين دو شخصيت بودند. به اعتقاد نگارنده اگرچه در سريال آن‌طوركه بايد و شايد با اين مسأله به شكل دقيق و كارشناسانه برخورد نشد، اما نفس پرداختن به اين موضوع به نوبه خود جاي تأمل و تشكر دارد.

براي پرداختن به روابط دختر و پسر در جامعه امروز، بايد كمي به عقب برگرديم. اگر به دهه شصت و اوايل هفتاد نظري داشته باشيم، مشاهده مي‌كنيم كه در آن روزها مانند امروز نمي‌توانستيم دختران و پسران جوان را با يكديگر در خيابان مشاهده كنيم. در آن دوران فضا براي اين گونه روابط باز نبود و دختران و پسران جوان با محدوديت‌هايي روبه‌رو بودند. در اواخر دهه هفتاد فضاي جامعه قدري بازتر شد و حكومت نرمش بيشتري در مورد اين روابط نشان داد به گونه‌اي كه امروزه ديدن دختران و پسران در كنار هم در خيابان يا اماكني نظير سينما يا كافي‌شاپ موضوعي عادي است. عده‌اي وضعيت امروز جامعه را ايده‌آل مي‌دانند و ايجاد فضا براي آزادي روابط دختر و پسر را نشانه مثبتي مي‌دانند. البته اين ظاهر قضيه است. اما موضوعي كه مي‌خواهيم به آن بپردازيم، اين است كه آيا صرف دادن آزادي براي حل مشكلات روابط دختر و پسر كافي است يا بايد براي پرداختن به اين مسئله عوامل ديگري را نيز در نظر گرفت.

واقعيت اين است كه به جرأت مي‌توان گفت بسياري از روابط دختران و پسران در جامعه امروز ما روابط سالم و مناسبي نيستند. تعداد بيشماري از اين روابط صرفاً براي لذت‌هاي جنسي است. اگرچه در شروع همه چيز با يك رابطه معمولي و سالم شروع مي‌شود اما در ادامه به دليل آنچه كه آن را فقدان آگاهي و آموزش مي‌ناميم اين روابط ناخواسته  و ناآگاهانه به ورطه جنسي كشيده مي‌شود. اين گونه روابط از آن جهت خطرناك است كه اولاً پايه‌هاي خانواده را تضعيف مي‌كند و ميل جوانان را به ازدواج كاهش مي‌دهد و دوم آن‌كه باعث به وجود آمدن پديده‌هايي چون دختران فراري و بروز بيماري‌هايي نظير ايدز مي‌شود. برخي ديگر از اين روابط نيز اگرچه به ورطه مسائل جنسي كشيده نمي‌شود اما به دليل عدم آگاهي و درك درست از فلسفه اين گونه روابط، پديد آورنده مشكلاتي نظير آنچه براي نسرين و بهروز در سريال نرگس اتفاق افتاد، مي‌شود. انتخاب غلط، تصميم‌گيري از روي احساس و هيجانات دوران جواني باعث مي‌شود كه بسياري از اين ارتباطات به شكست منتهي گردد. كافي است سري به اينترنت بزنيد و تعداد وبلاگ‌هايي كه بازگو كننده احساسات كساني است كه در عشق شكست خورده‌اند را بشماريد. اين تعداد آن‌قدر زياد است كه شايد در بر گيرنده محتواي هشتاد درصد از وبلاگ‌ها باشد. اين شكست‌هاي عاطفي كه همگي به دليل انتخاب‌هاي غلط به وجود آمده است، انسان‌هايي را به وجود مي‌آورد كه همه لحظه‌هاي‌شان در تنهايي و سكوت و واگويه كردن غم و حسرت جدايي خلاصه مي‌شود. اين انتخاب‌هاي غلط و اين روابط آزادانه و بدون مديريت و آموزش باعث مي‌شود كه جواناني كه مي‌بايست فعال و پويا باشند به جواناني تبديل شوند كه اشك ريختن در تنهايي و انزوا طلبي تنها سرمايه‌شان است.

يكي ديگر از تبعات فضاي آزاد جامعه امروز اين است كه به دليل ديدن همان مناظري كه در ابتدا عرض كرديم، ميل جوانان به داشتن دوست از جنس مخالف بيشتر و بيشتر شود. جوان در جامعه امروزي مي‌بيند كه دوستش آزادانه به همراه دوست مذكر يا مؤنثش در حال رفت و آمد و به نوعي زندگي كردن است و او به نوعي از اين قافله عقب مانده است. شايد تصور مي‌كند كه حالا كه داشتن دوست مد است، او چرا كسي را نداشته باشد. به همين دليل همه دغدغه و فكرش مي‌شود پيدا كردن دوست براي خود، كه اين دغدغه گاه به شكل متلك انداختن در خيابان بروز مي‌كند و گاهي نيز به صورت ساعت‌هاي متمادي ايستادن در جلوي مدارس دخترانه ظاهر مي‌شود. امروزه با پيشرفت تكنولوژي، اينترنت هم به كمك اين افراد آمده است. شايد عده‌اي بگويند كه ما موضوع را بزرگ مي‌كنيم، اما كافي است سري به اتاق‌هاي روم و چت، سايت‌هايي نظير ياهو بزنيد تا متوجه عمق فاجعه شويد. در اين سايت‌ها جوانان بسياري را خواهيد ديد كه همگي به دنبال پيدا كردن دوست براي خود هستند، دائم براي يكديگر پيام مي‌فرستند و پيشنهاد دوستي مي‌دهند. آري جواناني كه مي‌توانند از فكر و ذهن خود در جهت مثبت و سازنده استفاده نمايند همه فكر و دغدغه‌شان يافتن دوست پسر يا دختر است. حتماً پيش خود مي‌گوييد كه با اين صحبت‌ها مي‌خواهيم بگوييم كه چرا بايد اين آزادي وجود داشته باشد و وضعيت گذشته و محدوديت‌ها خيلي بهتر است. نه دوستان عزيز، من نيز مانند شما با ايجاد محدوديت و گرفتن آزادي‌هاي فردي مخالفم، اما مهم‌تر از خود آزادي نحوه استفاده از آزادي است. متأسفانه در جامعه امروز جوانان نياموخته‌اند كه از اين آزادي چگونه استفاده نمايند. البته آن‌ها مقصر نيستند، زيرا نه در خانواده و نه در مدرسه چنين آموزش‌هايي به آن‌ها داده نمي‌شود. وضعيت جوان امروز ما در مورد مقوله روابط دختر و پسر مانند كسي است كه مدت‌ها او را از پريدن در استخر و شنا كردن برحذر داشته‌ايم و در مقطعي به او گفته‌ايم كه حالا مي‌تواني وارد استخر شوي و حالا آن فرد مشتاقانه به درون استخر پريده است و متأسفانه به دليل بلد نبودن فن شنا در حال غرق شدن است. در واقع ما بدون اين‌كه به او بياموزيم او را به درون آب فرستاده‌ايم كه خب نتيجه كاملاً مشخص است.

ما نمي‌گوييم كه آزادي از جوانان گرفته شود و براي آنان محدوديت‌هايي به وجود آيد. همه صحبت ما اين است كه بياييم با مقوله روابط دختر و پسر كارشناسانه برخورد كنيم. واقعيت اين است كه با برخورد حذفي نمي‌توان با اين پديده برخورد كرد. اين موضوع از آن دست اتفاقاتي كه تعداد بيشماري از جوانان جامعه را درگير خود كرده است. اگر در گذشته نشان دادن دختر و پسري مانند نسرين و بهروز كه به دور از چشم خانواده با يكديگر دوست هستند و با هم ارتباط داشتند در تلويزيون تابو بود، اما امروز آن‌قدر اين موضوع فراگير شده است كه در رسانه ملي نيز اين قبيل رابطه نشان داده مي‌شود. حتي نرگس كه قرار است الگو باشد و پيام اخلاقي داستان را منتقل كند نيز تا قبل از ازدواج با احسان در جامعه و محل كار برخورد دارد، اما با اين تفاوت كه رفتارهاي او سنجيده و مديريت شده‌تر است. كاراكتر نرگس در سريال نرگس نشان داد كه مسئولان پذيرفته‌اند كه در جامعه امروز نمي‌توان منكر روابط مرد و زن در اجتماع شد و در واقع اين امر اجتناب ناپذير است. اما اين برخورد و تعامل مي‌تواند به دو گونه باشد. مي‌تواند مانند بهروز و نسرين باشد كه سرانجامي جز بدبختي و تباهي نداشت و يا مي‌تواند زمينه‌ساز يك زندگي موفق مانند نرگس شود. اما بايد به جوانان آموخت كه چگونه مي‌توان از آزادي و روابط دختر و پسر براي شناختن هر چه بيشتر و بهتر طرف مقابل استفاده كرد تا از طريق آن پايه‌هاي يك زندگي موفق را بنا نمود. بايد به جوانان آموخت كه اگرچه اين روابط آزاد مي‌تواند زمينه‌ساز رشد فكري و عقلي باشد، اما افراط در آن نبايد منجر به فراموشي ازدواج شود. در حقيقت بايد به جوانان آموخت كه بايد در جامعه تلاش كنند تا روابط سالم و مديريت شده‌اي با همنوعان خود كه از جنس مخالف هستند، داشته باشند و از اين روابط در جهت شناختن طرف مقابل استفاده كنند تا در آينده از زندگي موفق و سالمي بهره‌مند گردند.

در خاتمه بايد گفت كه بايد بپذيريم كه جامعه امروز ما در حال گذر از يك مرحله حساس است و اين جمعيت جوان مي‌تواند زمينه‌ساز موفقيت و پيشرفت تمام جامعه باشد. در عين حال در صورت عدم توجه همين قشر تأثيرگذار مي‌تواند به يك عامل مخرب براي جامعه تبديل شود. امروزه در جامعه در زمينه روابط دختر و پسر خلإ‌هاي فراواني احساس مي‌شود كه ناهنجاري‌هاي فراواني را پديد آورده است. بايد واقعيت‌ها را پذيرفت و با آن روبه‌رو شد تا بتوان درباره آن و تبعات مربوطه تصميم‌گيري كرد. بايد پذيرفت كه براي عده بسياري از جوانان رابطه با جنس مخالف بخش تفكيك ناپذيري از زندگي روزانه‌شان است. پس بايد كاري كرد كه ذهن پوياي جوان به جاي درگير شدن با اين مقولات به سراغ تحقيق و پژوهش و پويايي برود ضمن آن‌كه در عين رعايت مسائل اخلاقي و اسلامي بتواند با جنس مخالف برخورد و ارتباط كنترل شده‌اي داشته باشد.

 

حالا نوبت نظرات شماست.بفرمایید.......

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 2:46 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

 

       من 10 تا   دارم، دلت بسوزه!GF

دوستان عزیز بازم سلام حالتون خوبه؟ خوب خدا رو شکر

دوستان خوبم از این به بعد هر هفته یک مسابقه در وبلاگ برگزار می کنیم و به برندگان یعنی به ۵ نفر از برندگان اشتراک یکساله دوهفته نامه گلباران رو میدیدیم که با توجه به اینکه گلباران دو هفته نامه است می شود سالی ۲۴ مجله که هر دو هفته یکبار درب منزل برندگان می رسد اما برای شرکت در این مسابقه کافی است فقط اظهار نظر کنید مثلا مسابقه این دفعه وبلاگ ماهنامه صبح جوان در مورد روابط دختر و پسر است .بعد از خرفهای من یعنی پایین این حرفها یک مطلب نوشته شده در مورد روابط دختر و پسر شما این مطلب رو بخونید و نظرتون رو بگید مهم نیست نظرتون مخالف یا موافق این مطلب باشه مهم اظهار نظر شماست و بعد ما از میان شما عزیزان ۵ نفر را انتخاب می کنیم و به انها جایزه می دهیم.راستی یادتون نره فقط تا پایان هفته فرصت اظهار نظر دارید تا دیر نشده نظرتون رو بگید

روزگار خوش دوستان عزیز 

 

مدت‌ها بود كه مي‌خواستم پيرامون روابط دختر و پسر مطلبي بنويسم، اما متأسفانه هر بار به دليلي اين امر محقق نمي‌شد، اما سريال پرمخاطب نرگس بهانه خوبي است تا پيرامون اين مسأله كمي صحبت كنيم. اين مجموعه از معدود سريال‌هايي بود كه در آن به مسأله روابط دختر و پسر پرداخته شد و در حقيقت خمير مايه داستان بر اساس رابطه نسرين و بهروز شكل گرفته بود و اتفاقات بعدي داستان نيز معلول‌هايي از انتخاب اين دو شخصيت بودند. به اعتقاد نگارنده اگرچه در سريال آن‌طوركه بايد و شايد با اين مسأله به شكل دقيق و كارشناسانه برخورد نشد، اما نفس پرداختن به اين موضوع به نوبه خود جاي تأمل و تشكر دارد.

براي پرداختن به روابط دختر و پسر در جامعه امروز، بايد كمي به عقب برگرديم. اگر به دهه شصت و اوايل هفتاد نظري داشته باشيم، مشاهده مي‌كنيم كه در آن روزها مانند امروز نمي‌توانستيم دختران و پسران جوان را با يكديگر در خيابان مشاهده كنيم. در آن دوران فضا براي اين گونه روابط باز نبود و دختران و پسران جوان با محدوديت‌هايي روبه‌رو بودند. در اواخر دهه هفتاد فضاي جامعه قدري بازتر شد و حكومت نرمش بيشتري در مورد اين روابط نشان داد به گونه‌اي كه امروزه ديدن دختران و پسران در كنار هم در خيابان يا اماكني نظير سينما يا كافي‌شاپ موضوعي عادي است. عده‌اي وضعيت امروز جامعه را ايده‌آل مي‌دانند و ايجاد فضا براي آزادي روابط دختر و پسر را نشانه مثبتي مي‌دانند. البته اين ظاهر قضيه است. اما موضوعي كه مي‌خواهيم به آن بپردازيم، اين است كه آيا صرف دادن آزادي براي حل مشكلات روابط دختر و پسر كافي است يا بايد براي پرداختن به اين مسئله عوامل ديگري را نيز در نظر گرفت.

واقعيت اين است كه به جرأت مي‌توان گفت بسياري از روابط دختران و پسران در جامعه امروز ما روابط سالم و مناسبي نيستند. تعداد بيشماري از اين روابط صرفاً براي لذت‌هاي جنسي است. اگرچه در شروع همه چيز با يك رابطه معمولي و سالم شروع مي‌شود اما در ادامه به دليل آنچه كه آن را فقدان آگاهي و آموزش مي‌ناميم اين روابط ناخواسته  و ناآگاهانه به ورطه جنسي كشيده مي‌شود. اين گونه روابط از آن جهت خطرناك است كه اولاً پايه‌هاي خانواده را تضعيف مي‌كند و ميل جوانان را به ازدواج كاهش مي‌دهد و دوم آن‌كه باعث به وجود آمدن پديده‌هايي چون دختران فراري و بروز بيماري‌هايي نظير ايدز مي‌شود. برخي ديگر از اين روابط نيز اگرچه به ورطه مسائل جنسي كشيده نمي‌شود اما به دليل عدم آگاهي و درك درست از فلسفه اين گونه روابط، پديد آورنده مشكلاتي نظير آنچه براي نسرين و بهروز در سريال نرگس اتفاق افتاد، مي‌شود. انتخاب غلط، تصميم‌گيري از روي احساس و هيجانات دوران جواني باعث مي‌شود كه بسياري از اين ارتباطات به شكست منتهي گردد. كافي است سري به اينترنت بزنيد و تعداد وبلاگ‌هايي كه بازگو كننده احساسات كساني است كه در عشق شكست خورده‌اند را بشماريد. اين تعداد آن‌قدر زياد است كه شايد در بر گيرنده محتواي هشتاد درصد از وبلاگ‌ها باشد. اين شكست‌هاي عاطفي كه همگي به دليل انتخاب‌هاي غلط به وجود آمده است، انسان‌هايي را به وجود مي‌آورد كه همه لحظه‌هاي‌شان در تنهايي و سكوت و واگويه كردن غم و حسرت جدايي خلاصه مي‌شود. اين انتخاب‌هاي غلط و اين روابط آزادانه و بدون مديريت و آموزش باعث مي‌شود كه جواناني كه مي‌بايست فعال و پويا باشند به جواناني تبديل شوند كه اشك ريختن در تنهايي و انزوا طلبي تنها سرمايه‌شان است.

يكي ديگر از تبعات فضاي آزاد جامعه امروز اين است كه به دليل ديدن همان مناظري كه در ابتدا عرض كرديم، ميل جوانان به داشتن دوست از جنس مخالف بيشتر و بيشتر شود. جوان در جامعه امروزي مي‌بيند كه دوستش آزادانه به همراه دوست مذكر يا مؤنثش در حال رفت و آمد و به نوعي زندگي كردن است و او به نوعي از اين قافله عقب مانده است. شايد تصور مي‌كند كه حالا كه داشتن دوست مد است، او چرا كسي را نداشته باشد. به همين دليل همه دغدغه و فكرش مي‌شود پيدا كردن دوست براي خود، كه اين دغدغه گاه به شكل متلك انداختن در خيابان بروز مي‌كند و گاهي نيز به صورت ساعت‌هاي متمادي ايستادن در جلوي مدارس دخترانه ظاهر مي‌شود. امروزه با پيشرفت تكنولوژي، اينترنت هم به كمك اين افراد آمده است. شايد عده‌اي بگويند كه ما موضوع را بزرگ مي‌كنيم، اما كافي است سري به اتاق‌هاي روم و چت، سايت‌هايي نظير ياهو بزنيد تا متوجه عمق فاجعه شويد. در اين سايت‌ها جوانان بسياري را خواهيد ديد كه همگي به دنبال پيدا كردن دوست براي خود هستند، دائم براي يكديگر پيام مي‌فرستند و پيشنهاد دوستي مي‌دهند. آري جواناني كه مي‌توانند از فكر و ذهن خود در جهت مثبت و سازنده استفاده نمايند همه فكر و دغدغه‌شان يافتن دوست پسر يا دختر است. حتماً پيش خود مي‌گوييد كه با اين صحبت‌ها مي‌خواهيم بگوييم كه چرا بايد اين آزادي وجود داشته باشد و وضعيت گذشته و محدوديت‌ها خيلي بهتر است. نه دوستان عزيز، من نيز مانند شما با ايجاد محدوديت و گرفتن آزادي‌هاي فردي مخالفم، اما مهم‌تر از خود آزادي نحوه استفاده از آزادي است. متأسفانه در جامعه امروز جوانان نياموخته‌اند كه از اين آزادي چگونه استفاده نمايند. البته آن‌ها مقصر نيستند، زيرا نه در خانواده و نه در مدرسه چنين آموزش‌هايي به آن‌ها داده نمي‌شود. وضعيت جوان امروز ما در مورد مقوله روابط دختر و پسر مانند كسي است كه مدت‌ها او را از پريدن در استخر و شنا كردن برحذر داشته‌ايم و در مقطعي به او گفته‌ايم كه حالا مي‌تواني وارد استخر شوي و حالا آن فرد مشتاقانه به درون استخر پريده است و متأسفانه به دليل بلد نبودن فن شنا در حال غرق شدن است. در واقع ما بدون اين‌كه به او بياموزيم او را به درون آب فرستاده‌ايم كه خب نتيجه كاملاً مشخص است.

ما نمي‌گوييم كه آزادي از جوانان گرفته شود و براي آنان محدوديت‌هايي به وجود آيد. همه صحبت ما اين است كه بياييم با مقوله روابط دختر و پسر كارشناسانه برخورد كنيم. واقعيت اين است كه با برخورد حذفي نمي‌توان با اين پديده برخورد كرد. اين موضوع از آن دست اتفاقاتي كه تعداد بيشماري از جوانان جامعه را درگير خود كرده است. اگر در گذشته نشان دادن دختر و پسري مانند نسرين و بهروز كه به دور از چشم خانواده با يكديگر دوست هستند و با هم ارتباط داشتند در تلويزيون تابو بود، اما امروز آن‌قدر اين موضوع فراگير شده است كه در رسانه ملي نيز اين قبيل رابطه نشان داده مي‌شود. حتي نرگس كه قرار است الگو باشد و پيام اخلاقي داستان را منتقل كند نيز تا قبل از ازدواج با احسان در جامعه و محل كار برخورد دارد، اما با اين تفاوت كه رفتارهاي او سنجيده و مديريت شده‌تر است. كاراكتر نرگس در سريال نرگس نشان داد كه مسئولان پذيرفته‌اند كه در جامعه امروز نمي‌توان منكر روابط مرد و زن در اجتماع شد و در واقع اين امر اجتناب ناپذير است. اما اين برخورد و تعامل مي‌تواند به دو گونه باشد. مي‌تواند مانند بهروز و نسرين باشد كه سرانجامي جز بدبختي و تباهي نداشت و يا مي‌تواند زمينه‌ساز يك زندگي موفق مانند نرگس شود. اما بايد به جوانان آموخت كه چگونه مي‌توان از آزادي و روابط دختر و پسر براي شناختن هر چه بيشتر و بهتر طرف مقابل استفاده كرد تا از طريق آن پايه‌هاي يك زندگي موفق را بنا نمود. بايد به جوانان آموخت كه اگرچه اين روابط آزاد مي‌تواند زمينه‌ساز رشد فكري و عقلي باشد، اما افراط در آن نبايد منجر به فراموشي ازدواج شود. در حقيقت بايد به جوانان آموخت كه بايد در جامعه تلاش كنند تا روابط سالم و مديريت شده‌اي با همنوعان خود كه از جنس مخالف هستند، داشته باشند و از اين روابط در جهت شناختن طرف مقابل استفاده كنند تا در آينده از زندگي موفق و سالمي بهره‌مند گردند.

در خاتمه بايد گفت كه بايد بپذيريم كه جامعه امروز ما در حال گذر از يك مرحله حساس است و اين جمعيت جوان مي‌تواند زمينه‌ساز موفقيت و پيشرفت تمام جامعه باشد. در عين حال در صورت عدم توجه همين قشر تأثيرگذار مي‌تواند به يك عامل مخرب براي جامعه تبديل شود. امروزه در جامعه در زمينه روابط دختر و پسر خلإ‌هاي فراواني احساس مي‌شود كه ناهنجاري‌هاي فراواني را پديد آورده است. بايد واقعيت‌ها را پذيرفت و با آن روبه‌رو شد تا بتوان درباره آن و تبعات مربوطه تصميم‌گيري كرد. بايد پذيرفت كه براي عده بسياري از جوانان رابطه با جنس مخالف بخش تفكيك ناپذيري از زندگي روزانه‌شان است. پس بايد كاري كرد كه ذهن پوياي جوان به جاي درگير شدن با اين مقولات به سراغ تحقيق و پژوهش و پويايي برود ضمن آن‌كه در عين رعايت مسائل اخلاقي و اسلامي بتواند با جنس مخالف برخورد و ارتباط كنترل شده‌اي داشته باشد.

 

حالا نوبت نظرات شماست.بفرمایید.......

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 2:44 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

 

         آينده‌اي كه با فنجان رقم مي‌خورد!

 

تعداد زيادي منتظرند تا نوبت به آن‌ها برسد. هر يك براي حل مشكلي آمده‌اند يا قصد دارند از آينده خود با خبر شوند. بالاخره نوبت به دخترجوان رسيد، جلو رفت. دختر جوان هنوز به اين چيزها اعتقاد پيدا نكرده بود. اما مادر او را راهنمايي كرد كه چه بگويد و چگونه رفتار كند. اما او هنوز ترديد داشت. زن فالگير از چشمان پر از ترديد او پي به اين موضوع برده بود، به او گفت: فنجان قهوه را سر بكش، سپس نيت كن و فنجان را وارونه بگذار. دخترك تمام اين كارها را انجام داد. زن فالگير چشمانش را بست و با حركاتي تعجب‌آور شروع كرد به گفتن كلمات نامفهوم. پس از مدتي چشمانش را گشود و به دختر گفت: به زودي شخصي با نام محمد كه دانشجوي پزشكي است به خواستگاري‌ات خواهد آمد و آينده روشني خواهد داشت. با شنيدن اين حرف‌ها، ديگر در نگاه دخترك اثري از شك نبود،‌ چرا كه پي برد كه همه اين‌ها دروغي بيش نيست، آخر او يك ماه بود كه نامزد كرده بود.

اين گونه سخنان را، تمام كساني كه به فالگيري و طالع‌بيني اعتقاد دارند، بارها با اشكال مختلف از زبان كساني كه مدعي خبر داشتن از آينده هستند، شنيده‌اند و با اين حال، همين افراد نه تنها باعث مي‌شوند بازار طالع‌بيني و آينده‌نگري داغ بماند و طالع‌بين‌ها درآمدي سرشار از طريق فريب دادن ديگران و دادن نويد آينده بهتر داشته باشد، بلكه ديگران را نيز تشويق مي‌كنند تا به سراغ فالگيرها و طالع‌بين‌ها بروند.

همه ما در زندگي لحظه‌هايي را تجربه كرده‌ايم كه در دشوارترين شرايط قرار داشته‌ايم. در اين مواقع در مواجهه با انبوه مشكلات به دنبال راهي هستيم تا از اين مسائل رهايي يابيم. در اين گونه مواقع برخي افراد به سراغ فال و فالگيري مي‌روند، تا بلكه از طريق آن‌ها به درد و رنج خود فائق آيند و راه نجاتي پيدا كنند. انسان‌هاي خوشبين معتقدند كه فالگيرها موجودات استثنايي هستند و در پاسخ به اين سؤال كه پشت پرده طالع‌بيني و طالع‌بين‌ها چيست؟ مي‌گويند كه آنان به پشتوانه علمي كه از آن برخوردارند، مي‌توانند آدم‌هاي ديگر را نسبت به آينده‌شان هشيار سازند و در مقابل بدبين‌ها مدعيان فالگيري را موجوداتي شياد مي‌دانند كه با سوء استفاده از سادگي مراجعان خود، سعي در اغفال آنان براي تأمين نيات خود دارند.

روان‌شناسان معتقدند كه فالگيرها علي‌رغم اين‌كه هيچ مطالعه‌اي در زمينه روان‌شناسي ندارند، اما بر اثر تمرين و ممارست به روان‌شناساني خبره تبديل شده‌اند و همين موضوع راز موفقيت آن‌ها است. فالگيرها بعد از چند دقيقه حرف زدن با كسي كه به آن‌ها مراجعه كرده، درك مي‌كنند كه بايد چه بگويند تا به دل مراجعه كننده خوش آيد و بابت شنيدن آن حاضر به پرداخت پول شود. نكته ديگر كه باعث موفقيت جماعت فالگير مي‌شود، اين مطلب است كه روان‌شناسي ثابت كرده است كه همه افراد، القائات ديگران را خصوصاً اگر در راستاي افكار و انديشه‌هايشان باشد، باور مي‌كنند و همين نكته باعث مي‌شود فالگيرها با حرف‌هاي خود كه در بر گيرنده آرزوها و آمال شما است، شما را به آينده اميدوار كنند و حس خوبي را به شما منتقل مي‌كنند و شما هم ناخودآگاه به دليل همان نكته رواني كه گفته شد، سخنان آنان را باور كرده و به آن‌ها اعتقاد پيدا مي‌كنيد.

يكي ديگر از دلايل روي آوردن مردم به خصوص زنان و دختران جوان به فال و طالع‌بيني، خصوصيت ذاتي بشر و حس كنجكاوي نسبت به آينده است. فالگيري علاوه بر جنبه‌هاي سرگرمي و تفنن، باعث ارضاي حس كنجكاوي نسبت به آينده مي‌شود. انسان در درون خود به دليل ناشناخته بودن آينده هميشه اين تمايل را با خود همراه دارد كه مي‌خواهد بداند در‌ آينده چه اتفاقي رخ خواهد داد و اين سؤالي است كه جواب آن را فالگيرها به مردم مي‌دهند.

اگر نگاهي ولو سطحي، به محتوا و قالب اصلي اظهارات فالگيران و حتي پيام‌هاي مندرج در فال‌هاي به اصطلاح سرنوشت نشريات يا كتاب‌هاي علمي، طالع‌بيني‌هاي چيني، هندي، خورشيدي، ژاپني و ... بيندازيد، به خوبي متوجه مي‌شويد تمام پيام‌ها داراي بار مثبت و توأم با نوعي خوشبيني و ايجاد اعتماد به نفس در مخاطب است. البته اين امر، تا زماني كه در ايجاد اميد و ناشي از نگاه انداختن به صفحات فال نشريات باشد، به سادگي مي‌توان از كنارش گذشت و آن را كاري تفنني در حد بقيه تفريحات تلقي كرد. اما مشكل اصلي اين‌جاست كه اين پديده‌ها، هميشه مسأله‌اي آرام و كم آزار نيست و گاه، ديده و شنيده مي‌شود كه اعتقاد افراطي بعضي افراد به اظهارات فالگيرها، باعث ايجاد مشكلاتي در زندگي خود و يا ديگران شده است.

جالب است بدانيد كه يك كارشناس مسائل اجتماعي كه البته ايران هم نيست در جواب به اين پرسش كه چرا زنان و دختران كشش و تمايل بيشتري به فال دارند؟ گفته است:

در جوامعي كه زنان زمام سرنوشت خود را در دست ندارند و مردان براي زندگي آنان تصميم مي‌گيرند، به دليل انفعال و براي اين‌كه بتوانند مردانشان را مطيع اراده خود سازند و همچنين براي فرار از بن‌بست‌هايي كه در آن اسيرند، از فال استقبال مي‌كنند. اين كارشناس مسائل اجتماعي مي‌گويد كه استقبال از پيشگويي فالگيران از سوي زنان و دختران، بهانه‌اي براي رسيدن به آرامش روحي، تسلي و اميدواري است.

موضوعي كه باعث مي‌شود كه موضوع فال و طالع‌بيني اهميت پيدا كند، اين مطلب است كه اين افراد سودجو حتي وارد حريم دين و مذهب شده‌اند و با استفاده از باورهاي مذهبي مردم از اعتقادات آنان سوء استفاده مي‌نمايند. اين افراد مدعي هستند كه به جايگاهي رسيده‌اند كه مي‌توانند از آينده و سرنوشت انسان‌ها خبر دهند و در عين حال با قدرت خود مي‌توانند مشكلات افراد را حل نمايند. اما سؤالي كه پيش مي‌آيد اين است كه اگر اين افراد داراي چنين قدرت معنوي هستند و به چنين جايگاهي رسيده‌اند، پس چرا به دنبال ماديات هستند. كسي كه به چنين مرتبه‌اي دست يافته كه مدعي است خداوند دعاي او را مستجاب مي‌كند، پس بايد مال و ثروت برايش بي‌ارزش باشد و از قدرت خدايي خود در راه خدمت به خلق و بدون هيچ چشم داشتي استفاده نمايد. اما واقعيت اين است كه اين افراد از دين و اعتقاد مردم كيسه‌اي دوخته‌اند كه با آن جيب خود را پر نمايند. اين مسأله زماني خطرناك‌تر مي‌شود كه رواج اين قبيل افكار و تفكرات باعث لوس شدن اصل دين مي‌شود و كم كم و به مرور زمان دين و مذهب از مسير اصلي خود منحرف گشته و عقايدي در آن راه مي‌يابد كه چيزي جز خرافه نيست.

جامعه شناسان معتقدند كه ضعف در آموزش و پرورش و فقر فرهنگي از جمله عوامل نفوذ عقايد خرافي در ميان افراد است. در جامعه‌اي كه فقر فرهنگي و ضعف در آموزش و پرورش بيداد مي‌كند، بالطبع افكار خرافه‌پرستي افزايش مي‌يابد. به همين دليل است كه خرافه‌پرستي در طبقات پايين جامعه كه از فقر فرهنگي و اقتصادي رنج مي‌برند، بيشتر است. ما براي آن‌كه اين گونه عقايد را كاهش دهيم، بايد سطح آموزش و پرورش را در مبناي علمي بالا ببريم تا اقشار مختلف جامعه به سمت علم و دانش هدايت شوند.

البته همان‌طور كه به اين مطلب اشاره كرديم كه رواج خرافه‌پرستي در ميان طبقات پايين جامعه بيشتر است، بايد به اين مطلب هم اشاره كنيم كه معمولاً طبقه مرفه و تحصيلكرده جامعه تمايل به پديده فال دارند. روان‌شناسان معتقدند كه افرادي كه از فال استقبال مي‌كنند، غالباً موجوداتي بي‌درد هستند كه در ظاهر دردي متعارف ندارند. ولي از لحاظ روحي نيازمند كمك، راهنمايي و خدمت هستند. خدمت و سرويسي كه نتوانسته‌اند از ساير منابع موجود چون سيستم‌هاي مشاوره و راهنمايي دريافت دارند. در نتيجه به سوي يافتن تكيه‌گاهي كاذب متمايل شده‌اند. در يك تحقيق كه در ميان دانشجويان علاقمند به طالع‌بيني و پيشگويي انجام شده، مشخص گرديده اكثر اين افراد علي‌رغم اين‌كه اعتقاد چندان زيادي به اين قضايا ندارند، دليل گرايش خود را به فال نياز به آرامش، حتي آرامش كاذب مي‌دانند و معتقدند آرامش و اعتماد به نفس ناشي از شنيدن سخنان فالگيرها، لااقل از آرام‌بخش‌هايي چون ديازپام، اگزاپام و ... بهتر است. به اعتقاد بعضي از ديگر علاقمندان فال، بعضي مسائل زندگي كه حل آن‌ها زمان مي‌برد و تحمل زمان براي حل آن بسيار سخت است، باعث گرايش بعضي افراد به فال مي‌شود و با اين كار مي‌كوشند تا به گونه‌اي خود را سرگرم سازند تا زمان بگذرد و در خلال گذشت آن، اميدواري خود را از دست ندهند.

البته بايد به اين نكته اشاره كرد كه تمايل به فال و طالع‌بيني پديده‌اي نيست كه مختص به كشور و جامعه ما باشد و حتي در كشورهاي پيشرفته و توسعه يافته نيز گرايش به اين مسائل وجود دارد. اما واقعيت اين است كه گرايش به فال و طالع‌بيني و همچنين رواج خرافه‌پرستي در جامعه امروز ما در حال گسترش است و اين تمايل هر روز بيشتر و بيشتر مي‌شود كه اين باعث مي‌شود پرداختن به اين موضوع اهميت پيدا كند. حال شايد اين سؤال براي شما پيش آيد كه با توجه به همه صحبت‌هايي كه شد براي حل اين مشكل چه بايد كرد؟ مهمترين نكته در مورد مقابله با اين قبيل تفكرات اين است كه براي مقابله با افكار خرافي نبايد از اعمال فشار و اجبار به افراد استفاده كرد. بايد كوشيد تا با ارتقاء فرهنگ عمومي به سمت واقع‌گرايي وارد عمل شد. بايد به مردم اين واقعيت را فهماند كه سرنوشت هر فرد بستگي به خود دارد و او است كه مي‌تواند با برنامه‌ريزي هدفمند به مبارزه با مشكلات رفته و آينده خود را ترسيم كند. در باب خرافه‌پرستي نيز بايد به مردم اين نكته را آگاهي داد كه در مفاهيم ديني و احاديث نيز بارها به اين نكته تأكيد شده كه براي دعا شرايطي وجود دارد و براي مستجاب شدن آن نيز شرايط ديگري است. در جاهاي مختلف تأكيد شده است كه دعا كردن بخشي از تلاش براي بهبود زندگي است و بخش ديگر تلاش فرد است. در واقع دعا موتور محرك و انگيزشي ما براي فعاليت‌هاي روزمره و زندگي است و اين‌كه بدانيم خدايي وجود دارد كه با قدرت لايزال خود حافظ و نگهبان ما است.

صحبت پيرامون فال، طالع‌بيني و خرافه‌پرستي بسيار طولاني است و مي‌شود ساعت‌ها و روزها پيرامون آن صحبت كرد. در پايان فقط بايد به اين نكته اشاره كرد كه اراده انسان سازنده زندگي و آينده اوست و اين خود انسان است كه بايد بكوشد تا آينده خود را آن‌طور كه مي‌خواهد رقم زند. اساساً وجود نيرويي به نام اراده در انسان به همين خاطر است، تا فكر كند و با افكار خود تصميم‌گيري نمايد كه چطور زندگي كند و چه كاري انجام دهد. آري فال و طالع‌بيني اگر براي تفريح و تفنن باشد، شايد چندان خطرناك نباشد، اما بنا كردن اساس زندگي بر اساس سخنان كذب كساني كه مدعي هستند، از آينده با خبرند، اشتباهي بزرگ است كه به تجربه ثابت شده نتيجه آن چيزي جز شكست و از بين بردن زندگي و همان آينده نيست.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 8:59 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

                     متدهاي مختلف طالع‌بيني
 
 

بسياري از مردم دنيا جمعه را روز خوبي براي مسافرت نمي‌دانند. از نظرآن‌ها نبايد در اين روز سفر، ازدواج و يا سرمايه‌گذاري كرد! فقط و فقط با اين منطق سرشار از بي‌منطقي كه جمعه بد يُمن است. گر كمي از عقل خود استفاده كنيد، خواهيد فهميد كه مسافرت در دريا در روز جمعه هيچ تأثيري بر روي باد، امواج يا جزر و مد ندارد، درست مانند ساير روزها. عده‌اي ديگر معتقدند كه غذا خوردن 13 نفر در كنار هم بسيار خطرناك است. چرا كه سيزده عدد نحسي است. اين افراد بيست و شش را دو برابر مشكل آفرين و به همين ترتيب اعداد مضرب 13 را خطرناك مي‌دانند. اين اعتقاد آن‌قدر در ميان بعضي افراد عميق است كه آن‌ها معتقدند كه در پايان سال يك نفر از هر 13 نفري كه در كنار هم غذا خورده‌اند، خواهد مرد. بله، اينچنين است باور نادرست و بي‌منطق كه ريشه در جهل و ناآگاهي انسان دارد. آشنايي مختصر با چند نوع ديگر غيبگويي و فال‌گيري به عنوان آشنايي با آن‌چه وجود دارد (اگرچه مورد تأييد نيست).

 

1. Tasseography: عبارت است از غيبگويي از روي اشكال ساخته شده با تفاله‌هاي چاي. اين نوع طالع‌بيني بيشتر در بين مردم خاور ميانه رواج دارد. در اين نوع غيبگويي پس از ريخته شدن يك فنجان چاي، چاي را مي‌نوشند و يا دور مي‌ريزند. بعد به خوبي فنجان را تكان مي‌دهند و قطرات انتهاي فنجان را به داخل نعلبكي مي‌ريزند. سپس شخص تفسير كننده با استفاده از اشكال ايجاد شده در ته فنجان اسراري را براي فرد منتظر، فاش مي‌كند.

 

2. Pyromancy: كه از دو بخش Pyro به معناي آتش و Mancy به معناي غيبگويي ساخته شده است. به دليل اهميت آتش در زندگي انسان از نخستين روزهاي زندگي بشري، به نظر مي‌رسد اين نوع فالگيري از نخستين انواع آن باشد. شواهدي در دست است كه در يونان باستان دختران در معابد آتن اين كار را انجام مي‌دادند، در ضمن پيروان معتقد به خداي آتش يونان نيز از اين غيبگويي استفاده مي‌كرده‌اند.

در انواع مختلف اين پيشگويي به شيوه‌هاي متفاوت شكل شعله‌هاي آتش توليد شده از شمع يا هر منبع ديگر را تغيير مي‌دهند و شكل آن را تفسير مي‌كنند. در نوعي از آن با ريختن نمك بر روي شعله اشكالي ايجاد مي‌شود كه آن را تفسير مي‌كنند و با اين‌كه گياهي را بر روي شعله مي‌سوزانند و از اين طريق شكل ايجاد شده را مظهر بيان آن‌چه پيش خواهد آمد، مي‌دانند.

 

3. Cromniomancy: از فوايد پياز هزاران بار گفته‌اند و شنيده‌ايم. اما اين يكي خيلي جديد است! فال‌گيري با پياز! شايد به اين علت از پياز استفاده مي‌شود كه از قديم الايام بشر به فوايد آن به عنوان ماده‌اي غذايي و گياهي با خواص دارويي پي برده است.

از نظر تاريخي فال پياز اغلب در اروپا، آفريقا و شمال آسيا انجام مي‌شده است. شواهد زيادي نشان مي‌دهد كه در آن دوران براي اين گياه به نوعي حرمت در نظر گرفته قائل بودند. مصريان باستان جو دو سر را مقدس مي‌شمردند و آن را با دست چپ در حالي‌كه بر روي پيازي گذاشته شده بود، نگه مي‌داشتند.

نحوه پيشگويي با پياز به اين طريق است كه نام شخصي كه قرار است فال او گرفته شود را بر روي پياز مي‌نويسند و سپس پياز مورد نظر را براي جوانه زدن در جاي مناسب مي‌گذارند. هر چه مدت زمان جوانه زدن سريع‌تر و جوانه بهتر رشد كند، نشان مي‌دهد آن شخص موفق‌تر و سلامت‌تر خواهد بود.

همچنين برخي انتخاب‌ها را با اين گياه انجام مي‌دهند. به عنوان مثال دختري كه در آستانه ازدواج است، بر روي پياز نام خواستگاران خود را مي‌نويسد، هر پياز متعلق به يك نفر. بعد تمام پيازها را در شرايط مناسب قرار مي‌دهد تا جوانه بزنند. هر كدام كه بهتر جوانه زد را انتخاب مي‌كند و نام شخص مورد نظر را بر روي آن جستجو مي‌كند. صاحب آن نام بهترين همسر در ميان سايرين است. (خدا يك عقلي به آدم بدهد، بد نيست!)

اما از اين روش در برخي از قسمت‌هاي جنوبي آلمان به گونه‌اي ديگر استفاده مي‌شود. در آن‌جا بر روي يك تخته چوبي 12 حلقه بزرگ پياز را در كنار هم قرار مي‌دهند و بر روي هر كدام يك بلور كوچك از نمك مي‌گذارند (هر حلقه پياز معادل يك ماه سال است) پس از آن تخته حاوي پياز را در اطاقي با هواي معتدل قرار مي‌دهند و صبح روز بعد ميزان آبي را كه هر حلقه پياز از دست داده است بررسي مي‌كنند و با اين كار متوجه مي‌شوند ميزان برف و باران در هر ماه از سال آينده چقدر است؟

 

4. Cyclomancy: در اين روش با استفاده از اشياي چرخان فالگيري انجام مي‌شود. چرخ، بطري يا فرفره‌اي را بر روي زمين به شكل افقي مي‌چرخانند و هر طرف را معادل يك راه و هدف در نظر مي‌گيرند. زماني‌كه جسم مورد نظر از چرخش بيفتد به سر آن نگاه مي‌كنند، به هر طرف كه ايستاده بود، سرنوشت شخص را از آن سمت و سوي تعيين مي‌كنند!

5. Aeromancy: در اين روش كه نام آن برگرفته از دو بخش Aero به معناي هوا و Mancy به معناي پيشگويي است، از تغييرات آب و هوايي براي بيان وقايع آينده استفاده مي‌كنند. بشر از زمان‌هاي بسيار دور به آب و هوا توجه بسياري داشته است. او تغييرات جوي را وسيله‌اي براي بيان خشم و رضايت خدايان خود مي‌دانسته و جلوه رضايت يا نارضايتي آن‌ها را در تغييرات مختلف آسمان و جو زمين جست و جو مي‌كرده است، خدايي را مسئول رعد و برق و ديگري را عامل صاعقه. پس جاي تعجب نيست اگر اين شيوه از قديمي‌ترين شيوه‌هاي فالگيري باشد.

از انواع مختلف اين شاخه از طالع‌بيني، با استفاده از باد، جهت و شدت آن، تغيير حركات ابرها، تفسير رعد و برق و حتي وضعيت ستاره‌هاي دنباله‌دار در آسمان، سرنوشت افراد را بازگو مي‌كردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 8:55 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

          نويسنده‌اي كه با همه كنار مي‌آيد

 

در اين شماره از من، نويسنده معلوم‌الحال خواسته‌اند تا در مورد فال و طالع‌بيني تحقيق و كمي تا قسمتي تفحص نمايم. من هم با تشكيل يك تيم كار كشته توانستم از زير و بم طالع‌بيني مطلع شوم و آن را در قالب يك گزارش مبسوط و باز هم براي تنوير افكار عمومي، خصوصي، نمره، به پيشگاه خوانندگان تقديم نمايم. اميدوارم خوانندگان مجله اين گزارش را از تيم تلاشگر نويسنده معلوم‌الحال بپذيرند. چون اساساً من و همكارانم اهل خدمت هستيم و من با همكاران عهد كرده‌ام كه اگر به شما خدمت نكنند، حال آن‌ها را بگيرم. چون هدف ما خدمت كردن است و لاغير.

 

تاريخچه طالع‌بيني

 

كاوش‌هاي باستان شناسان نشان مي‌دهد كه اولين طالع‌بين يك آدم غارنشين به نام كومبالا شيمبالا غازشينوف از اهالي سوماترا بوده است. كومبالا در يك باب غار اجاره‌اي به همراه زن و فرزندانش زندگي مي‌كرد. كومبالا يك روز صبح خواست ساعت 8 از خانه خارج شود كه همسرش به او گفت كه ساعت كار شكارچيان غارنشين را از ساعت 8 به ساعت 9 منتقل كرده‌اند تا از ترافيك صبحگاهي جنگل كاسته شود. كومبالا صبر كرد و ساعت 9 به دنبال يك لقمه شكار آن هم از نوع حلال از غار خارج شد. كومبالاي بيچاره از بد حادثه چند لحظه بعد به پست يك دايناسور عظيم‌الجثه خورد. دايناسور گرسنه هم كه به دنبال يك غذاي فست فود مثل آقاي كومبالا بود، خيلي سريع او را گرفت و خواست او را بخورد اما كومبالا زرنگي كرد و به او گفت كه مي‌تواند آينده دايناسور را پيش‌بيني كند، به شرط آن‌كه دايناسور بگذارد كه او برود.

دايناسور كه از نوع ماده بود و در آستانه ترشيده شدن، از حرف كومبالا خوشحال شد. چون مي‌توانست متوجه شود كه كدام دايناسور بخت برگشته‌اي به خواستگاري او مي‌آيد. كومبالا از دايناسور خواست تا كف دستش را ببيند. سپس به او گفت كه به زودي نسل آن‌ها منقرض مي‌شود. دايناسور كه منتظر شنيدن تاريخ پيدا شدن خواستگار بود با شنيدن حرف كومبالا عصباني شد و كومبالاي بيچاره را خورد. البته نگران خانواده آقاي كومبالا نباشيد. زيرا آقاي كومبالا بيمه بدنه بود و شركت بيمه «حَجَر كند حمايت» پول بيمه آقاي كومبالا را پرداخت كرد و همسر كومبالا هم از شر كومبالاي  بي‌مصرف راحت شد و هم اين‌كه با پول بيمه بدنه شوهرش به زندگي‌اش ادامه داد. اما بشنويد از دايناسور كه تحت تأثير سريال نرگس كه از شبكه سوماترا جنگل پخش مي‌شد، دچار عذاب وجدان گرديد و بعدها كه قرار شد منقرض شود، در وصيت‌نامه خود نوشت كه كومبالاي بيچاره چنين روزي را پيش‌بيني نموده و باستان شناسان از همان وصيت‌نامه متوجه شدند كه كومبالا يك طالع‌بين اوليه بوده است. باستان شناسان معتقدند كمبود خواستگار باعث پديد آمدن طالع‌بيني در جهان شده و از همان دوران اوليه دختران به دليل نداشتن خواستگار و پايين بودن آمار ازدواج، مشتاق بوده‌اند كه بدانند كه بالاخره آن سوار خوش تيپ سوار بر دايناسور بالدار كي به خواستگاري آن‌ها خواهد آمد. اگر اين مشكل از همان ابتدا حل مي‌شد و مردان اوليه مثل بچه آدم به خواستگاري دختران اوليه مي‌رفتند، هيچ‌گاه طالع‌بيني به وجود نمي‌آمد. زيرا وقتي شوهر به راحتي پيدا شود، ديگر چه نيازي به فالگير است.

 

انواع طالع‌بيني

 

طالع‌بيني اقتصادي

 

در طالع‌بيني اقتصادي شما مي‌توانيد آينده اوضاع اقتصادي كشور و جامعه را پيش‌بيني كنيد. در اين طالع‌بيني شما متوجه مي‌شويد كه مثلاً در ماه رمضان قرار است مرغ گران شود و به همين خاطر مقدار متنابهي مرغ خريداري مي‌كنيد و در اين ماه با قيمت بالا به مردم مي‌دهيد تا با اين كار هم خدمت مردم را رسيده باشيد و هم خدمتي به جيب خودتان كرده باشيد. مهم‌ترين شرط براي فراگيري طالع‌بيني اقتصادي اين است كه شما بايد داراي استعداد آقازاده بودن باشيد. اگر شما چنين استعدادي داريد خيلي سريع مي‌توانيد به مدارج بالا و استادي برسيد. به عقيده طالع‌بين‌ها اين نوع طالع‌بيني بهترين نوع طالع‌بيني است.

 

طالع‌بيني سياسي

 

در طالع‌بيني سياسي شما مي‌توانيد موفقيت سياسي خوبي داشته باشيد. زيرا در اين نوع طالع‌بيني شما مي‌آموزيد كه آينده سياسي چگونه خواهد بود. در اين نوع طالع‌بيني رنگ به رنگ شدن خيلي مهم و حائز اهميت است. چند رنگي به شما اين اجازه را مي‌دهد كه با توجه به پيش‌بيني‌هايي كه داريد، هر روز به فراخور اوضاع و احوال جامعه به رنگي درآييد و از اين طريق به مدارج بالاي سياسي برسيد. در اين نوع طالع‌بيني شما يك روز متوجه مي‌شويد كه رفتن از راست بهتر است و روز ديگر به سمت چپ متمايل مي‌شويد و گاهي هم اهل ميانه‌روي خواهيد شد. پس اگر در خود قابليت تغيير رنگ را مشاهده مي‌كنيد، هر چه سريع‌تر به سراغ طالع‌بيني سياسي برويد.

 

طالع‌بيني هندي

 

مهم‌ترين ويژگي طالع‌بيني هندي قدرت اين طالع‌بيني در پيدا كردن آدم‌هاي گمشده است. فلسفه پيدايش طالع‌بيني هندي به زمان‌هاي دور برمي‌گردد. از زمان‌هاي گذشته مردم هند استعداد عجيبي در گم شدن داشته‌اند و هنوز نيز اين ويژگي را حفظ كرده‌اند. اين ويژگي مردم هند و تلاش‌ آن‌ها براي پيدا كردن عزيزان گمشده خويش نظير برادر، مادر، خواهر، پدر، همسايه، گاو مش حسن، كره الاغ كدخدا و ... موجب گرديد تا طالع‌بيني هندي به وجود آيد و در طول تاريخ پيشرفت نمايد. يكي از خدمات بزرگ طالع‌بينان هندي، خدمت بزرگ آنان به سينماي هند است. با حضور اين طالع‌بيني در ابتداي فيلم كارگردان يكي از شخصيت‌هاي فيلم را گم مي‌كند و سپس با كمك طالع‌بين در انتهاي فيلم آن را پيدا كند. مي‌گويند تا پيش از پيدايش طالع‌بيني هندي، بازيگران بسياري در فيلم‌هاي هند گم شدند كه هيچ‌وقت هم كسي آن‌ها را پيدا نكرد. به همين خاطر طالع‌بين‌ها در هند ارج و قرب فراواني دارند.

 

طالع‌بيني با قهوه يا همان فال قهوه

 

فال قهوه يكي از مصداق‌هاي تهاجم فرهنگي غرب است. در قرون اخير غربي‌ها براي اين‌كه به ما شبيخون آن هم از نوع فرهنگي بزنند، تصميم گرفتند تا ما را دچار استحاله فرهنگي نمايند. آن‌ها وقتي ديدند كه ما چاي خورهاي حرفه‌اي هستيم و خوردن يك ليوان چاي چقدر به ما انرژي مي‌دهد و ما را پر قدرت مي‌كند، تصميم گرفتند تا ما را از اين مايع انرژي‌زا محروم نمايند. به همين دليل آن‌ها به دروغ شايع كردند كه درون فنجان قهوه آينده انسان مشخص است و بر اساس آن مي‌توان آينده را پيش‌بيني كرد. آن‌ها با همين ترفند كم كم ملت ما را قهوه‌خور كردند و باعث شدند ما از چاي آن هم از نوع ليواني آن فاصله بگيريم. ما ضمن محكوم كردن اين حركت كينه توزانه غرب از مردم مي‌خواهيم كه از قهوه براي فال استفاده نكنند و با اين حركت خود حال غربي‌ها را بگيرند.

 

نمونه چند فال تاريخي

 

اين فال‌ها از دفتر خاطرات يك فالگير پيدا شده است. البته اين فالگير چون انسان باهوشي بوده نام صاحب فال‌ها را براي در امان ماندن از تبعات انتشار، حذف كرده است. اين فال‌ها توسط اين فالگير زبردست در سه سالگي از چند كودك گرفته شده كه ما هم آن را عيناً براي شما چاپ مي‌كنيم. راستي فراموش كرديم بگوييم كه اين فال‌ها مربوط به 3720 سال پيش است و هر گونه شباهت فال‌ها با آدم‌هاي اين زمانه اتفاقي و غيرعمدي است و به ما هيچ ارتباطي ندارد.

 

فال كودك اول

 

او در آينده انسان مهمي مي‌شود. او يك غارنشين اوليه متعهد است كه حق و حقوق مردم برايش بسيار با اهميت بوده، به همين خاطر در پنج سالگي در صف توزيع گوشت كوپني دايناسور، با يك نفر كه نوبت را رعايت نكرده، دعوا مي‌كند و اجازه ضايع كردن حق آدم‌هاي اوليه را به او نمي‌دهد. در هشت سالگي در مدرسه اوليه مبصر مي‌شود. او متوجه مي‌شود كه بچه‌ها ميخ و چكش خانم معلم اوليه را كه با آن به بچه‌ها درس مي‌دهد را دزديده‌اند. او پس از مطلع شدن از اين اتفاق به آنان هشدار مي‌دهد تا چكش و ميخ خانم را پس بدهند وگرنه مجبور است اسامي آن‌ها را در مراسم صبحگاهي اعلام كند تا آبروي آن‌ها پيش بچه‌ها برود. البته دوستان او هيچ‌وقت ميخ و چكش را پس نمي‌دهند، به همين خاطر مدرسه اوليه تعطيل مي‌شود.

او به نامه نگاري بسيار علاقمند است و به همين خاطر هر روز يك نامه براي آدم‌هاي اوليه ديگر مي‌نويسد و از آن‌ها مي‌خواهد تا آدم شوند و البته آن‌ها هم حرف گوش مي‌كنند و آدم‌هاي اوليه خوبي مي‌شوند. او عامل اصلي انقراض دايناسورها است، زيرا او در آينده براي آن‌كه جلوي گرانفروشي قصاب‌هاي فروشنده گوشت دايناسور را بگيرد، نسل دايناسورها را منقرض مي‌كند تا قصابان اوليه ديگر گوشتي نداشته باشند تا آن را گران بفروشند. به هر حال او در آينده آدم مهمي مي‌شود اما هيچ‌كس متوجه نمي‌شود او چقدر مهم است.

 

فال كودك دوم

 

او نيز در آينده انسان مهمي مي‌شود. او در دو سالگي حرف زدن را شروع مي‌كند و در چهار سالگي اولين سخنراني اوليه خود را شروع مي‌كند. زيرا او به گفت و گو بسيار اهميت مي‌دهد. در زمان او همه چيز آرام خواهد بود. او مردم قبايل مختلف اوليه را دعوت مي‌كند تا با هم گفت و گو كنند و با هم صحبت نمايند. بعد از صحبت‌هاي او چند جنگ شروع مي‌شود كه نشان از تأثيرگذاري طرح او است. او انسان آرامي خواهد بود و همين موضوع سبب مي‌شود كه آدم‌هاي اوليه كه كاري ندارند او را سوژه كنند و همه گرفتاري‌هاي انسان‌هاي اوليه را به او نسبت دهند. البته او در مقابل اين تهمت‌هاي اوليه فقط مي‌خندد و از آن‌ها مي‌خواهد آدم‌هاي اوليه خوبي شوند. او بعدها به يك جزيره دوردست سفر مي‌كند تا با مردمان اوليه آن‌جا صحبت كند كه اين كار او موجب مي‌شود كه حتي كودكان دو ساله اوليه نيز كه تازه حرف زدن را آموخته‌اند، به او گير بدهند و او را يك آدم اوليه خيانتكار بنامند.

در آينده او مي‌توانم اين را ببينم كه دوستانش از كنار او عبور خواهند كرد و هنگام راه رفتن از او جلوتر خواهند رفت. زيرا آن‌ها معتقدند كه او آدم اوليه آرامي است و كند راه مي‌رود. البته دوستان او بعدها دچار پا درد مي‌شوند و متوجه مي‌شوند كه چرا او آرام راه مي‌رفت. او بعدها آدم مهمي مي‌شود و همه آدم‌هاي اوليه او را دوست خواهند داشت اما بعداً متوجه مي‌شوند كه در دوست داشتن او ناني در كار نيست، به همين خاطر به سراغ فرد ديگري مي‌روند و كم كم او فراموش مي‌شود. او را مسبب همه اتفاقات دنيا خواهند دانست و هر فرد تقصير را به گردن او خواهد انداخت. مهم‌ترين ويژگي او اين است كه او آدم اوليه خوبي است و همين نكته باعث دردسر او مي‌شود، زيرا خوب بودن بيش از اندازه براي آدم‌هاي اوليه چندان دلنشين نيست.

ادامه ندارد لطفاً منتظر نشويد.

خواستيم فال‌هاي كودكان سوم و چهارم را هم براي شما بنويسيم كه خبر رسيد كه از اين كار جلوگيري كنيم، چون اصولاً فالگيري كار خوبي نيست و هر فردي فالگيري كند، آدم خوبي نيست. اما براي مقابله با فالگيري چه بايد كرد؟

بر روي ديوارها بنويسيم: لعنت بر پدر و مادر كسي كه در اين مكان فالگيري كند.

يا بنويسيم: در صورت توقف براي فالگيري پنچر خواهيد شد.

بر روي بليط‌هاي اتوبوس بنويسيم: عدم فال گرفتن نشانه شخصيت شما است.

يا مي‌توانيم سريال نرگس 2 را بسازيم و به جاي تبليغ براي صرفه‌جويي در مصرف سوخت در مورد صرفه‌جويي در گرفتن فال صحبت كنيم.

شرايط ازدواج جوانان را فراهم كنيم، چون با افزايش ازدواج به همان نسبت از مراجعه كنندگان به فالگيرها كاسته مي‌شود. به هر حال هر كاري مي‌شود، انجام دهيم تا جلوي فال و فالگيري گرفته شود. اما آن موقع ديگر ما سوژه‌اي نداريم تا در مورد آن صحبت كنيم!

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 10:50 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

     بيماران تالاسمي، قربانيان دعانويس شياد

 

حتماً تاكنون نام دعانويس را شنيده‌ايد و يا شايد بارها وسوسه شده‌ايد كه به آنان مراجعه نمائيد. در اين شماره گزارش بيماراني كه قرباني يك شياد شدند و از ادامه درمان خودداري نمودند را مي‌نويسيم تا شايد درس عبرتي براي همگان باشد.

لحظات پاياني شيفت كاري‌ام بود كه مسئول اتاق خون از من درخواست نمود تا به همراه او به ملاقات بيماري بروم كه با حال عمومي بد به مركز مراجعه نموده و در بخش بستري شده است. جوياي ماجرا شدم. گوئي چندين بيمار فريب يك دعانويس را خورده و از ادامه درمان خودداري كرده بودند. خيلي نگران شدم، وارد اتاق شدم. دختري با موهاي طلايي و چشمان درشت و چهره‌اي معصوم و زيبا و رنگ و روي پريده و نحيف روي تخت دراز كشيده بود. بعد از سلام و احوالپرسي از همراهش خواستم كه ماجرا را توضيح دهد، ولي همراه او كه خاله بيمار بود، اظهار بي‌اطلاعي كرد. از بيمار پرسيدم. او اين‌طور شروع كرد: من نسيم 17 ساله هستم و سه ماه براي وصل كردن خون به اين بيمارستان مي‌آمدم. مدتي پيش يك دعانويس قول داد كه ما را شفا دهد و ما هم از ادامه درمان خودداري كرديم، تا اين‌كه من و خواهرم كه تحت درمان بوديم با حال و وضعيت بد به بيمارستان مراجعه نموديم.

از او خواستم تمام ماجرا را برايمان بنويسد، قبول كرد. بعد از 30 دقيقه به ديدنش رفتم ولي بهانه آورد. انگار همراه او اجازه اين كار را نداده بود. تا اين‌كه بعد از ساعتي مادر و پدر و همراهانش براي ملاقات نسيم آمدند و من از مادر او درخواست نمودم كه ماجرا را برايم شرح دهد، ولي پدر نسيم عنوان كرد كه مادرش ناراحتي قلبي دارد و نمي‌تواند با شما صحبت كند. من از او خواهش كردم، او قبول كرد شايد از چيزي مي‌ترسيدند كه حاضر به دادن اطلاعات نبودند.

2 دخترم يكي 17 ساله و يكي 15 ساله، هر دو تالاسمي هستند. مدتي پيش توسط يك آشنا با مرد دعانويسي آشنا شديم و با گرفتن مبلغ هنگفتي پول به ما قول داد كه فرزندانمان شفا خواهند يافت و تهديد كرد كه نبايد درمان را ادامه دهيد و فرزند شما با دعا و قرآن شفا خواهد يافت. حدود 11 ماه از ادامه درمان خودداري كرديم تا اين‌كه يك روز متوجه اِدم دست و پا و شكم و حال عمومي بد فرزندانمان شديم، بلافاصله به بيمارستان آمديم. بعد از آزمايش مشخص شد هموگلوبين دخترم كه بد حال‌تر بود 3 و آن يكي 6 بود كه با وصل كردن كيسه‌هاي متعدد خون كمي بهتر شده و از مرگ نجات پيدا كردند.

ديگر چيزي نگفت. فقط گفت: ما خام شديم، يكدفعه اين اتفاق افتاد. از آن‌ها خداحافظي كردم و به طرف اتاق خون حركت كردم و از مسئول اتاق خون ماجرا را پيگيري نمودم.

ايشان اينطور عنوان نمودند: حدود دو ماه از چند بيمارم كه مدام مراجعه مي‌كردند، خبري نشد. نگران شدم. با آن‌ها تماس گرفتم، آن‌ها راضي به حرف زدن نشدند. از يكي از آن‌ها پرسيدم نگران شدم. چيزي شده؟ چرا براي درمان نمي‌آييد؟ حداقل براي چك هموگلوبين مراجعه كنيد كه اگر از 9 كمتر باشد خون وصل كنيم. پدر بيمار عنوان كرد كه نمي‌توانم الان صحبت كنم. بگذاريد 3 ماه بگذرد ماجرا را توضيح مي‌دهم. فكر كردم شايد به مركز ديگري مراجعه نموده‌اند. صبر كردم 3 ماه گذشت، ولي از تماس آنان خبري نشد. مجدداً با آن‌ها تماس گرفتم، عنوان كرد خبر خوبي داريم. ما بچه‌هايمان را به نزد كسي برديم كه با دعا آن‌ها را شفا مي‌دهد و آنان در حال بهبودي هستند. از من خواست كه بيماران را تشويق كنم تا آن‌ها هم به نزد او بروند. با پزشك معالج صحبت كردم و جريان را گفتم. همه نگران بوديم تا اين‌كه پزشك مربوطه از من خواست با آنان تماس بگيرم و از آن دعانويس بخواهم كه به بيمارستان بيايد، ولي او از آمدن خودداري نمود و حتي شماره تماس به ما ندادند. و چند تا از بيماران را داوطلب نموديم تا هر جوري شده شماره تماس آن دعانويس را پيدا كنند، ولي موفق نشدند تا اين‌كه آقاي فلاني فرزند پسر خود كه 8 سال داشت را جهت مداوا به بيمارستان آورد. بعد از چك هموگلوبين همه نگران شديم. هموگلوبين او 2 بود و براي پزشك اين كه او هنوز زنده است، غيرقابل تصور. سريع اقدامات لازم انجام شد و او نجات پيدا كرد. نسيم و نسرين هم با حال عمومي بسيار بد و با كبد و طحال بزرگ و نارسايي قلبي و كليوي و ادم در شكم و دست و پا مراجعه نمودند. هيچ اميدي به زنده ماندن آن‌ها نبود ولي با درمان فوري و اقدامات مربوطه آن‌ها هم نجات پيدا كردند. ولي يكي از آن‌ها كه 24 سالش بود و تازه عقد كرده بود، جان سپرد. اطلاعات دقيق به ما نمي‌دهند، انگار ترس دارند و تهديد آن دعانويس آنان را به سكوت واداشته است. بعد شماره يكي از بيماراني كه نجات پيدا كرده بود را به من داد و گفت ايشان همكاري بيشتري مي‌نمايند. با آن‌ها صحبت كنيد. شماره را گرفتم و سريع با آن خانواده تماس گرفتم و براي اين‌كه او حقيقت را بگويد اينطور شروع كردم؛ من همراه بيماري تالاسمي هستم كه شنيده‌ام فرزند شما توسط فردي دعانويس نجات يافته. اگر برايتان امكان دارد مرا راهنمايي كنيد.

او لبخند تلخي زد و ادامه داد هرگز، هرگز اين كار را نكنيد. ما فريب خورديم و حدود 6 ماه درگير اين ماجرا بوديم. از او پرسيدم بيشتر توضيح دهيد جريان چيست؟

حدود 6- 7 ماه پيش يكي از همسايه‌ها كه دخترش تالاسمي بود از ما خواست نزد شخصي كه خود را سيد معرفي مي‌كرد برويم و شفاي بچه‌هايمان را از او بگيريم. ما چهار نفر بوديم كه به اتفاق خانواده به يكي از شهرهاي شمال رفتيم و سيد از ما خواست ويلايي كه چاه دارد را اجاره نمائيم. ما دو شب، شبي صد هزار تومان ويلايي اجاره كرديم. او بعد از نوشتن چندين دعا در آب حل نمود و از ما خواست حدود 40 روز با اين آب فرزندانمان را غسل دهيم و در اين مدت با كسي صحبت نكنيم و ما را وادار به خريدن عسل و موز خوب نمود و بر آن‌ها دعا و ورد خواند. از ما خواست كه آن‌ها را به بچه‌ها بخورانيم. روزها و هفته‌ها مي‌گذشت و علائمي از بهبودي نبود و روز به روز بچه‌هاي ما ضعيف‌تر مي‌شدند. از شوهرم خواستم كه با او تلفني صحبت كند ولي آن مرد شياد عنوان كرد كه مادرش حساس است. ادم در شكم و دست و پا را عنوان كرديم و او گفت سم از بدن آن‌ها دفع مي‌شود، موردي ندارد، علائم بهبودي مي‌باشد.

تا اين‌كه يك روز كه با والدين دختر 24 ساله تماس گرفتم و در حال جست و جو بوديم ناگهان جيغ و شيون بلند شد و ماجرا را جويا شدم. گويي دخترك جان سپرده بود و من ترسيدم. ماجرا را به شوهرم گفتم و سريع فرزندمان را به بيمارستان رسانديم. وقتي پزشك او را ديد و جواب آزمايش را ديد كه هموگلوبين او 2 شده، تعجب كرد كه هنوز زنده است. ولي با كمك خدا تك فرزندم نجات پيدا كرد. بعد از آن از مرد شكايت كرديم. ولي پدر نسيم مبلغ 500 هزار توماني كه دعانويس از هر كدام از ما گرفته بود را به ما برگرداند تا از شكايت صرف نظر كنيم و ما هم به خاطر اين‌كه بچه‌هاي او خوب شده بودند، از شكايت صرف نظر كرده و رضايت داديم. او غافل از اين بود كه يكي از آن دو نفر هم در حال حاضر بستري بيمارستان شده بود و بهبود نيافته بود. از او پرسيدم آخر جان صدها بيمار ديگر در خطر است. چطور پي‌گير قضيه نشديد و او فقط رسم همسايگي را عنوان نمود. از او تشكر كرده و خداحافظي نمودم و ماجرا را به مسئولين انتقال دادم. همه نگران شدند و پيگير اين پرونده كه ادامه دارد. بد است وجدان انسان اجازه مي‌دهد كه با جان بيماران بازي كنيم و با گرفتن مبلغ هنگفت جان آنان را به خطر افكنيم و فريبشان دهيم. خطر در كمين شما است، آگاهانه برخورد نماييد.

                                                                                                                                شقايق

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 10:34 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

                   دنياي توپ گرد

 

نويسنده: سرژيك آوانسيان

 

             فوتباليست‌ها و عقايد خرافي

 

در اين شماره مجله گلباران آن‌قدر صحبت از فال و طالع‌بيني شد كه بالاخره صفحه دنياي توپ گرد هم گرفتار فال و طالع‌بيني گرديد. به هر حال تصميم گرفته شده تا در هر شماره در مورد موضوع خاصي صحبت شود و همه مطالب حتي‌المقدور در چهارچوب آن موضوع و سوژه باشد. از آن‌جا كه گردن نويسنده صفحه دنياي توپ گرد از مو باريك‌تر، است اطاعت امر كردم و من هم در مورد اين موضوع مي‌نويسم.

ابتدا قصد داشتم در مورد عقايد خرافي، فالگيري و فال در فوتبال ايران بنويسم، اما ترسيدم كه مطلبم به سرنوشت شماره قبل دچار شود كه توسط دست اندر كاران مجله شخم زده شد و همه اسامي از درون آن‌ها حذف شد. به هر حال دست اندر كاران مجله حق دارند، زيرا در مملكتي زندگي مي‌كنيم كه همه مردم حق دارند الا جماعت خبرنگاران. اصلاً اين حرف‌ها را رها كنيد، چون ممكن است از اين حرف‌ها هم برداشت سياسي شود و آن وقت است كه نگارنده بايد به دنبال يك فقره خر بگردد تا باقالي‌ها را بار آن كند. خلاصه مطلب اين است كه براي اين‌كه به كسي برنخورد به سراغ عقايد خرافي بازيكنان خارجي دنياي توپ گرد رفتيم. اما خودمانيم اگر اين خارجي‌ها نبودند و اگر هم بودند اما آن‌قدر بد نبودند، آن وقت تكليف ما جماعت نويسنده چه مي‌شد. چون در آن صورت هيچ سوژه‌اي براي نوشتن نداشتيم...!

 

اول راست بعد چپ

 

در مورد مايكل اوون بايد گفت كه او چند سالي مي‌شود كه گرفتار بدشانسي است. نمونه آخر اين بدشانسي‌ها، مصدوميت شديد او در جام جهاني بود كه باعث شد تا چند ماهي را در منزل به استراحت بپردازد. مايكل اوون زماني كه در ليورپول حضور داشت به پسر باد معروف بود. اين لقب به دليل سرعت بالا به او اطلاق مي‌شد. اما اين خصوصيت زماني بروز پيدا مي‌كرد كه او ابتدا پاي راست خود را در زمين چمن ورزشگاه مي‌گذاشت و سپس پاي چپ را. اين عادت ديرينه مايكل اوون است و هميشه در هنگام ورود به زمين اين كار را انجام مي‌دهد. اوون معتقد است، هر چه نيرو در ساق‌هايش براي دويدن وجود دارد، در نتيجه اين عمل است! (البته به نظر مي‌رسد اين عادت خرافي ديگر براي او فايده‌اي ندارد و او بايد به دنبال يك عادت خرافي تازه بگردد.)

 

دوپينگ با خالكوبي

 

بر روي بدن رونالدينهو خالكوبي‌هايي وجود دارد كه حاوي نوشته‌هاي عجيب و غريبي است. زماني كه از رونالدينهو پرسيده شد كه اين خالكوبي‌ها به چه معنا است، او پاسخ داد: اين خالكوبي‌ها به زبان چيني نوشته شده و در فرهنگ بودا اين نوشته‌ها به نوشته‌هاي قدرت مشهور است. من اين نوشته‌ها را بر روي بدنم خالكوبي كرده‌ام تا از آن قدرت بگيرم. اين نوشته‌ها تا به حال براي من خوش شانسي آورده است.

در مورد خالكوبي‌هاي رونالدينهو هم بايد گفت كه اين نوشته‌ها احتمالاً‌ فقط در مورد بارسلونا تيم باشگاهي او اثر بخش است، در غير اين صورت رونالدينهو و تيم برزيل در جام جهاني مغلوب فرانسه و حذف نمي‌شدند.

 

دستبند شانس

 

لوكا توني مهاجم فيورنتينا و تيم ملي ايتاليا هميشه در دستان خود يك دستبند دارد كه به آن دستبند شانس مي‌گويد. توني اين دستبند را عاملي مي‌داند كه به او كمك مي‌كند تا دروازه حريفان را بگشايد. توني نبود اين دستبند را عامل ناكامي خود در گلزني مي‌داند، به طوري كه در مقاطعي از فصل گذشته او دستبند خود را گم كرد و تا چند هفته موفق به گشودن دروازه حريفان نشد. توني قاطعانه مي‌گويد دليل عدم موفقيتش در مقاطعي از فصل گذشته به دليل فقدان اين دستبند بوده كه خوشبختانه توانست آن را دوباره پيدا كند و در پايان فصل گذشته به عنوان آقاي گلي سري A دست يافت.

 

مدل مو و خوش شانسي

 

وقتي بازيكنان آرامي چون رونالدينهو دنبال عقايد خرافي باشند، از كارهاي عجيب و غريب ديويد بكهام كه آخر حاشيه و جنجال است، نبايد تعجب كرد. آقاي حاشيه دنياي توپ گرد، هنگام حضور در منچستر آخرين مردي بود كه از رختكن پا به چمن جادويي اولدترافورد مي‌گذاشت. اين كار تنها يك دليل داشت، بكهام وقت زيادي را درون رختكن صرف درست كردن موهاي بلند خود مي‌نمود! بكهام در كتاب خاطرات خود ادعا كرده كه به توصيه همسرش اين مدل مو را انتخاب كرده بود و همسرش اين مدل مو را عامل موفقيت همسرش مي‌دانسته است. البته تنها مشكل اين مدل مو اين بود كه براي درست كردن آن، بكهام بايد وقت زيادي را صرف مي‌كرد.

خوشبختانه بكهام اين عادت خرافي خود را با رفتن از منچستر و پيوستن به رئال مادريد ترك كرد وگرنه طرفداران رئال مادريد و بازيكنان تيم بايد شاهد تأخيرهاي آقاي حاشيه مي‌شدند.

 

خوردن شكلات فراوان

 

آلساندرو نستا از يك جهت در ميان فوتباليست‌ها بسيار معروف است و آن علاقه زيادش به خوردن شكلات است. نستا از هر فرصتي براي خوردن شكلات استفاده مي‌كند. نستا هميشه قبل از شروع بازي هفت شكلات به شكل نعل اسب مي‌خورد. نستا معتقد است كه خوردن اين تعداد شكلات كه به شكل نعل اسب است، به او انرژي فراواني مي‌دهد. نستا هيچ گاه اين عادت خود را ترك نكرده است. اين عادت سبب شده تا يك شركت شكلات سازي ايتاليايي با او قراردادي منعقد كند و شكلات‌هايي به شكل نعل اسب كه نام آن شكلات نستا است، توليد كند. البته نستا از اين بابت مبلغ هنگفتي را دريافت مي‌كند كه همين امر نشان از شانس آور بودن اين شكلات‌ها است.

 

خوش خواب، خوش شانس

 

ميشائيل بالاك ستاره خط مياني آلمان و بازيكن جديد تيم چلسي، عادت خرافي عجيبي دارد. بالاك روز مسابقه يك ساعت ديرتر از خواب بيدار مي‌شود. بالاك معتقد است يك ساعت ديرتر بلند شدن از خواب در روز مسابقه براي او هميشه خوش يمن بوده است. او آن‌قدر به اين عادت خود پايبند است كه مسئولان تيم ملي آلمان در جام جهاني، به او اجازه دادند بر اساس عادت خرافي خود و برخلاف ديگران يك ساعت ديرتر از خواب بيدار شود. البته خوزه مورينهو مربي چلسي به او هشدار داده است كه در چلسي بايد مانند بقيه بازيكنان در روز مسابقه بايد در ساعت تعيين شده از خواب بيدار شود. عده‌اي هم معتقدند كه بالاك آدم خوش خوابي است و با اين ترفند سعي مي‌كند يك ساعت بيشتر استراحت كند.

 

بوسه بر حلقة ازدواج

 

رائول كاپيتان رئال مادريد و تيم ملي اسپانيا پس از به ثمر رساندن هر گل بر حلقه ازدواجش بوسه مي‌زند. رائول دليل كار خود را اين گونه بيان مي‌كند: اصولاً من آدم خرافاتي‌اي نيستم، اما پس از به ثمر رساندن گل اگر بر حلقه ازدواجم بوسه نزنم، قادر نخواهم بود در طول مسابقه يا مسابقه آينده گل بزنم. بوسه بر اين حلقه باعث مي‌شود باز هم گلزني كنم. ابتدا اين كار را چندان جدي پي گيري نمي‌كردم، اما به من ثابت شد كه اين كار در گلزني من تأثيرگذار است.

 

يقه را بده بالا

 

فرانچسكو توتي، پرنس رم و ستاره تيم ملي ايتاليا پايبندي خاصي روي يك عقيده خرافي خود دارد. توتي قبل از حضور در زمين يقه پيراهنش را به سبك اريك كانتونا،‌ ستاره دهه نود منچستر يونايتد، بالا مي‌آورد. كاپيتان توتي معتقد است اين عمل باعث مي‌شود او نيروي خاصي بگيرد و توانايي‌هايش چندين برابر شود. توتي پي از شروع هر بازي در رختكن تيم، يقه خود را با وسواس خاصي مرتب مي‌كند.

توتي معتقد است ستارگان دنياي فوتبال زندگي پر فراز و نشيبي دارند و او به وسيله بالا دادن يقه خود قبل از هر بازي، تمام مصائب و افكار منفي را از خود دور مي‌كند و با انگيزه بالا در زمين حضور پيدا مي‌كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 9:27 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

         فال قهوه، فقط براي سرگرمي
 

در اين شماره قرار است كه حسابي پنبه فالگيرها و رمال‌ها زده شود. اما واقعيت اين است كه خود من هم به اين مسائل علاقمند هستم. البته براي من بيشتر اين موضوع جنبه سرگرمي و تفريح دارد. به هر حال هر چقدر فكر كردم كه چه‌كار كنم كه مطلبي بنويسم كه به درد پرونده اين شماره كه در مورد فال و فالگيري است بخورد، فكرم به جايي قد نداد. به همين خاطر تصميم گرفتم كه در مورد فال قهوه مطلبي بنويسم و فال قهوه را به شما آموزش دهم. اميدوارم با خودتان نگوييد كه اين‌ها تكليفشان را نمي‌دانند، يك بار مي‌گويند فال بد است و در جايي ديگر آموزش فال قهوه را مي‌دهند. آموزش فال قهوه توسط من در امتداد همان نگرش دست اندر كاران مجله است، كه مي‌خواهند نان جماعت فالگير را آجر كنند. به همين خاطر اگر شما بدانيد كه فال قهوه چگونه است، ديگر مجبور نيستيد كه براي يك فال قهوه ناقابل 10 تا 20 هزار تومان به اين جماعت كلاهبردار بدهيد. از اين طريق ما هم به اين افراد ضربه زده‌ايم و تعداد مشتريان آن‌ها را كاهش داده‌ايم. چون حقيقتش را بخواهيد با اين مقاله‌ها و اين صحبت‌ها كسي كه به فال اعتقاد دارد از رفتن به نزد فالگيرها منصرف نمي‌شود، پس بهترين راه اين است كه فالگيري را آموزش دهيم.

 

قهوه و فنجان

 

وقتي به طور معمول يك فنجان قهوه را مي‌نوشيم، در ته آن ذرات و خاكه‌هايي بر جاي مي‌ماند كه اسرار فال قهوه از همين دانه‌هاي ريز آغاز مي‌شود. فالگيري با قهوه نخستين بار با قهوه‌هاي ترك آغاز شد. بنابراين فال قهوه را نمي‌توان با قهوه‌هاي فوري انجام داد.

 

طرز تهيه قهوة مناسب فالگيري

 

از همان مقدار قهوه‌اي كه هميشه براي نوشيدن استفاده مي‌كنيد، داخل آب جوش ريخته و پس از جوشاندن بدون جدا كردن ذرات قهوه آن را داخل فنجان بريزيد (از فنجان‌هاي تيره‌رنگ استفاده نكنيد)، با اين كار پس از چند لحظه اكثر ذرات قهوه به ته فنجان مي‌روند. اگر آن‌قدر ذره ريخته نشده كه ته فنجان را تيره كند، به‌طور دستي يك قاشق از ذرات غليظ‌تر قهوه را اضافه كنيد و سپس آن را به هم بزنيد. با اين كار ذرات به جنبش درمي‌آيند، اما بعد از چند لحظه ته‌نشين مي‌شوند.

 

نوشيدن قهوه

 

قهوه را ميل كنيد و در تمام اين مدت به چيزهاي خوب فكر كنيد و از تأثير آرام بخش آن لذت ببريد. به ته فنجان كه رسيديد سعي كنيد ذرات زيادي وارد دهانتان نشود. از كناره‌هاي فنجان هم مي‌توانيد براي جداكردن ذرات استفاده كنيد. براي نوشيدن قطرات پاياني قهوه، فنجان را به آرامي بچرخانيد و در حالي‌كه مشغول نوشيدن هستيد، سعي كنيد حدالامكان هيچ قطره‌اي از مايع باقي نماند. پس از نوشيدن تمام قهوه، فنجان را روي نعلبكي برگردانيد و سپس فنجان قهوه را سه مرتبه به سمت راست حركت دهيد و دست خود را روي فنجان گذاشته و آرزو كنيد.

 

تفسير اشكال ايجاد شده در ته فنجان

 

يك خط كوچك، ضخيم و افقي: خبر از دريافت كالا يا محموله‌اي توسط صاحب فال را مي‌دهد.

مثلث تو خالي: به اين معنا است كه هديه‌اي به آدرس شما فرستاده شده و يا اين‌كه براي تلاشي خاص پول خوبي به شما تعلق مي‌گيرد.

دايره تو خالي: نويد بخش خوشبختي است. اگر قصد ازدواج با كسي را داريد، انتخاب شما درست است و از نظر كاري جايگاه خوبي پيدا خواهيد كرد.

پاپيون و روبان: اين نشانه شما را به اتفاقات شادي آفرين دعوت مي‌كند و شايد جشن نامزدي شما در پيش است و اگر متأهل هستيد به مجلس عروسي دعوت مي‌شويد.

ستاره: به معناي مسافرت و همچنين سرمايه‌گذاري در كار مي‌باشد.

خورشيد غروب كرده: اگر ذرات قهوه شكلي شبيه خورشيد غروب كرده را ايجاد كند، بدانيد آرزوهاي مورد نظرتان به طرز غيرمنتظره‌اي به واقعيت تبديل مي‌گردد.

دو خط ضخيم عمودي (به طور موازي): سفر دريايي و يا مسافرت كاري از طريق درياست.

دانه‌هاي متراكم قهوه: دانه‌هاي سياه و متراكم قهوه در قسمتي از فنجان به معناي پول است.

مربع تو خالي: يك ازدواج خوب براي مجردها و روزهاي خوب و پرنشاط در كانون خانواده براي متأهل‌ها است.

شكل حلقه يا تاج گل: تلاش فراوان و به دنبال آن موفقيت بزرگ را نشان مي‌دهد.

گردنبند: اگر ذرات قهوه شكلي شبيه گردنبند را ايجاد كرد، بايد براي به دست آوردن دل كسي كه بسيار دوستش داريد، بسيار تلاش كنيد و از خود بگذريد.

درخت نخل: تعطيلات خوب و شيرين و همچنين ملاقات با مردم و امكان جديد را بيان مي‌كند.

چشم: شكل چشم دو معنا دارد، وجود كسي كه به شما حسادت مي‌كند و يا شخصي كه با علاقه كارهايتان را دنبال مي‌كند.

پل: نشان مي‌دهد كه نياز به تصميم‌گيري مهم و بزرگي داريد.

جاده: شرايطي كه وضعيت زندگي‌تان را تغيير مي‌دهد.

گل: نشانه خوشبختي است.

كمان: موفقيت در امور تجاري و به دست آوردن پول فراوان.

توصيه دوستانه: نه اشتباه نكنيد، توصيه دوستانه از اشكال ته فنجان نيست، بلكه مي‌خواهيم به شما دوستان توصيه كنيم كه دور فال و فالگيري را خط قرمز بكشيد. ولي اگر خيلي هوس كرديد كه اين كار را انجام دهيد، به سراغ فالگيرها نرويد و خودتان در منزل فال قهوه بگيريد تا هم كمي سرگرم شده باشيد و هم پول‌هايتان در جيبتان حفظ شده باشد و هم با اين كار ضربه‌اي مهلك به فالگيرهاي شياد و كلاهبردار زده باشيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 9:21 قبل از ظهر  توسط مهدی  |